بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

آی پی نما


زنی که شوهر قلابی برای طلاق اجیر کرد

:: زنی که شوهر قلابی برای طلاق اجیر کرد

زنی که شوهر قلابی برای طلاق اجیر کرد

زن جوان زمانی که متوجه شد شوهرش حاضر به جدایی از وی نیست، دست به کار عجیبی زد و با اجیرکردن یک مرد و معرفی او به جای شوهرش، قصد داشت حکم طلاق بگیرد، اما با هوشیاری منشی و قاضی دادگاه خانواده، راز شیادی‌اش برملا و او همراه همدستش دستگیر شد.

شهین سه سالی بود که با وحید، زندگی مشترکشان را شروع کرده بودند.

 اواخر اردیبهشت امسال1395 زن و شوهر جوانی با حضوردر شعبه 244 دادگاه مجتمع قضایی شهید صدر درخواست جدایی دادند. زن جوان اصرار به جدایی داشت و شوهرش حاضر به جدایی نبود .

زن جوان که درخواست جدایی را داده بود، به قاضی بهروز مهاجری گفت: سه سال پیش در یک مهمانی خانوادگی با هم آشنا شدیم و همان دیدار، شروع عشق دو نفره‌مان بود. چند روز بعد از آن، وحید تلفنی با من تماس گرفت و از من خواستگاری کرد. اما از او خواستم به من وقت بدهد تا کمی شناختمان بیشتر شود و بعد به خواسته‌اش پاسخ دهم. او خواسته‌ام را پذیرفت و بعد از چند ماه آشنایی به خواسته‌اش پاسخ مثبت دادم و همراه خانواده به خواستگاری‌ام آمد.

وی اضافه کرد: بعد از خواستگاری و مراسم عقد به خانه بخت رفتیم. گمان می‌کردیم خوشبخت‌ترین زوج روی زمین هستیم. هیچ وقت فکر نمی‌کردم آن همه عشق به نفرت تبدیل شود. دو سال اول شرایط خیلی خوب پیش رفت و هیچ مشکلی نداشتیم تا این که کم‌کم دخالت‌های بی‌مورد خانواده‌هایمان شروع شد .

زن جوان تصریح کرد: اوایل با توجه به احترامی که برایشان قائل بودیم و گمان می‌کردیم خیر و صلاحمان را می‌خواهند، به آنها اجازه دادیم در زندگی‌امان دخالت کنند اما متاسفانه همین اشتباه باعث شد هرکدام از ما تحت تاثیر خانواده‌هایمان قرار بگیریم. شوهرم دیگر حاضر نبود من سر کار بروم اما من می‌خواستم همچنان سر کار بروم. خانواده‌ها هم به جای کمک، هر روز آتش اختلاف را شعله‌ورتر می‌کردند.

زن جوان ادامه داد: با این وضع دیگر حتی حوصله ماندن در این خانه و آشپزی و رسیدگی به امور خانه را نداشتم و سرانجام قهر کرده و به خانه پدری‌ام بازگشتم. دیگر حاضر به ادامه این زندگی نیستم و می‌خواهم جدا شوم. مهریه 500 سکه‌ای‌ام را می‌ بخشم و فقط طلاق می‌خواهم .

با پایان یافتن حرف‌های زن جوان، شوهرش به قاضی پرونده گفت: باور کنید با تمام اتفاق‌هایی که در زندگی‌مان رخ داده است، هنوز هم شیفته همسرم هستم و به او علاقه‌مندم و حاضر نیستم از او جدا شوم. می‌خواهم او به من فرصتی دوباره بدهد تا شرایط زندگی‌مان را کمی سر و سامان دهم. دیگر اجازه نمی‌‌دهم دخالت‌های خانواده‌‌ها به زندگی‌مان کشیده شود. عاجزانه می‌خواهم از من جدا نشود .

قاضی دادگاه با شنیدن اظهارات طرفین، از آنها خواست تا به مشاوره خانواده بروند و ادامه جلسه دادگاه را به روز دیگری موکول کرد تا شاید این زوج کوتاه بیایند و دوباره زندگی‌شان را از سر بگیرند. اوایل خرداد بود که زن جوان با مردی که شباهت ظاهری به شوهر او داشت به دادگاه آمدند و این بار گفتند که تصمیم خود را برای جدایی توافقی گرفته‌اند و می‌خواهند هرچه سریع‌تر از یکدیگر جدا شوند. قاضی دادگاه پس از شنیدن آخرین گفته‌های این دو، از آنها خواست چند روز دیگر برای دریافت حکم طلاق مراجعه کنند.

روز بعد وقتی قاضی شعبه 244 دادگاه خانواده مجتمع قضایی صدر در حال بررسی پرونده بود تا حکم طلاق را صادر کند، متوجه شد امضای مردی که در جلسه اول به دادگاه آمده، با امضای مردی که در جلسه دوم آمده بود، مطابقت ندارد و همین باعث شک او و منشی دادگاه شد. در این مرحله قاضی دادگاه، شوهر زن جوان را به دادگاه فراخواند و با تحقیق از وی معلوم شد او در جلسه دوم حاضر نشده و خواستار جدایی از همسرش نیست. همین اظهارات کافی بود که قاضی پرونده به خطاکاری زن جوان پی ببرد.

مردی که زن دیگری را طلاق می داد

در ادامه زن جوان با دستور قضایی بازداشت و به دادگاه منتقل شد. او که دستش را رو شده دیده بود، به قاضی پرونده گفت: اشتباه کردم. چون مطمئن بودم شوهرم حاضر به جدایی نیست، با طراحی نقشه‌ای از همکارم خواستم با دریافت یک میلیون تومان در نقش شوهرم ظاهر شود تا من حکم طلاق را بگیرم. این مرد چون کمی به شوهرم شباهت داشت، فریب وعده مرا خورد و همراه من به دادگاه آمد. کمی صورت اورا گریم کردم و گمان نمی‌کردم ماجرا لو برود و دستم رو شود .

با اعتراف این زن، همدستش نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و روز بعد دستگیر شد. او نیز در تحقیقات قضایی اعتراف کرد که در قبال دریافت یک میلیون تومان، قبول کرده نقش شوهر او را ایفا کند و گمان نمی‌کرد این چنین گرفتار شود .برای زن فریبکار و همدستش قرار قانونی صادر شد./26 خرداد 1395جام جم

منبع : خانه مشاور |زنی که شوهر قلابی برای طلاق اجیر کرد
برچسب ها : دادگاه ,قاضی ,طلاق ,جدایی ,حاضر ,شوهر ,قاضی دادگاه ,قاضی پرونده ,گمان می‌کردیم ,امضای مردی ,دیگر حاضر

آمارجزایرایران/خلیج فارس35جزیره دارد

:: آمارجزایرایران/خلیج فارس35جزیره دارد

 جزایر ایرانی خلیج فارس

خلیج  فارس  حدود 35 جزیره مسکونی و غیر مسکونی ایرانی را در خود جای داده است.

جزایر استان خوزستان

جزیره مینو 
این جزیره در گذشته نام "صلبوخ" داشته و بین آبادان و خرمشهر واقع شده و دو شاخه اروندرود آن را فرا می‌گیرد.

جزیره مینو از معدود نقاطی از جهان است که در آن سیستم آبیاری بصورت طبیعی و با جزر و مد آب انجام می‌شود و نیازی به وسایل مکانیکی و تلمبه آب ندارد.

جزیره خور موسی
«خور» محدوده نیمه بسته آب مرتبط با دریای آزاد است که در درون آن آب دریا به مقدار قابل توجهی توسط آب رودخانه یا آب شیرین رقیق می شود.

خور موسی کانال طویل و عمیقی است . پهنای دهانه آن ۳۷ تا۴۰ کیلومتر و طول آن از دهانه تا بندر امام خمینی ۹۰کیلومتر و تا بندر ماهشهر ۱۲۰ کیلومتر است..

جزیره بونه
تلفظ قدیمی‌تر نام این جزیره غیر مسکونی استان خوزستان  بُنّه است. 

مسافت میان جزیره، بُنّه و دیره وخارک و خارکو چهار زام است که هر زام چهار فرسنگ باشد"

جزیره دارا
جزیره دارا در دهانه خور موسی قرار دارد. این جزیره غیر مسکونی و زیبا محل تخمگذاری پرستوهای دریایی است.

جزیره قبر ناخدا 
جزیره قبر ناخدا به مانند جزیره دارا غیر مسکونی بوده و  محل تخمگذاری پرستوهای دریایی است.

جزایر استان بوشهر

جزیره خارک
خارک جزیره‌ای است مرجانی با تاریخی پر از فراز و نشیب. این جزیره در حدود ۵۷ کیلومترى شمال غرب بوشهر و ۳۰ کیلومترى بندر ریگ واقع شده است. طول جزیره (شمالى - جنوبى) حدود ۸ کیلومتر و قسمت پهن تر آن در شمال به عرض حدود ۴ کیلومتر است.در این جزیره یکی از مهم‌ترین پایانه‌های صادرات نفت ایران بنا شده است.

جزیره خارکو 
در فاصله ۵ کیلومتری شمال شرق جزیره خارک جزیره کوچکی وجود دارد که به آن خارکو می‌گویند. 

جزیره عباسک 
نام پیشین این جزیره "شاه زنگی" بوده است. به تازگی برای این جزیره  غیر مسکونی طرحی برای ایجاد یک دهکده گردشگری در دست تهیه است.این جزیره بین بندر بوشهر و شبه جزیره شیف قرار دارد و به دلیل نزدیکی به خشکی از نظر توریستی بسیار اهمیت دارد. 

جزیره میر مهنا
جزیره میر مُهَنّا از جزیره‌های غیرمسکونی ایران در خلیج فارس است. انگور و انجیر این جزیره از قدیم معروف بوده‌ است.

جزیره فارسی
این جزیره نیز فاقد سکنه است و به دلیل وجود ایستگاه هواشناسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار ایست. ایستگاه هواشناسی جزیره فارسی اطلاعات هواشناسی را به تمام شرکت‌های کشتیرانی می‌رساند.

جزیره تهمادو
نام دیگر جزیره غیر مسکونی تهمادو، جبرین است.

جزیره نخیلو 
این جزیره نیز غیر مسکونی است و در حال حاضر بیش از هر چیز محل زیست لاک پشتان خلیج فارس است.

جزیره گُرم
گُرم از جزیره‌های غیر مسکونی استان بوشهر است که به دلیل وجود انبوه درختان جنگلی موسوم به گُرم به همین نام  مشهور شده است.

جزایر استان هرمزگان

جزیره لاوان
نام دیگر این جزیره شیخ شعیب است . جمعیت آن در حدود ۲۵۰۰ نفر است که بیشتر آنان از نژاد عرب‌اند. بیشتر ساکنان جزیره لاوان از اهل سنت ، شاخه شافعی و از پیروان امام محمد ادریس شافعی هستند. آنها به زبان عربی و فارسی تکلم می‌کنند.

این جزیره از شمال شرقی به بندر مقام قراردارد،وسعت این جزیره 76 کیلومتر مربع است و پس از قشم و کیش بزرگ ‌ترین جزیره ایران در آب ‌های خلیج فارس است.

فاصله این جزیره تا بندر لنگه 91 و تا بندرعباس حدود 198 مایل دریایی است. جزیره لاوان دور ترین جزیره نسبت به مرکز استان هرمزگان است.

آب و هوای آن گرم و مرطوب و دمای آن در تابستان به حدود پنجاه درجه سانتی ‌گراد میرسد و رطوبت هوای آن نیز بسیار زیاد است. ذخایر نفتی آب ‌های نزدیک جزیره لاوان بسیار قابل توجه است.

یکی ازشگفتی‌های این جزیره وجود کندو های عسل در کنار تأسیسات نفتی و مخازن آنها است که عسل آنها به رنگ سبز تیره است و بوی نفت می‌دهد، اما طعم آن مشابه عسل‌های معمولی است.

جزیره شتور 
جزیره شِتوَر یا شیدوَر به تعداد زیاد مار سمی سیاهرنگ و کوچک معذوف است  که معمولاٌ زیر شن مخفی می‌شوند. به این جزیره جزیره ماران نیز گفته می‌شود. شاید غیر مسکونی بودن این جزیره به دلیل حضور این مار‌ها باشد.

جزیره شتور در فاصله حدود یک و نیم کیلومتری جنوب شرقی جزیره لاوان قرار دارد. 
طول جزیره 1.7 کیلومتر و عرض آن 800 متر است.

این جزیره نیز از با ارزش‌‌ترین و مهم‌‌ترین پناهگاه‌‌های حیات وحش (پرندگان،‌ لاک‌پشت ‌های دریایی، ماهی‌ ها و دلفین ‌ها) در خلیج فارس  محسوب می‌شود و جزء مناطق حفاظت شده کشور است.

جزیره هِندُرابی
این جزیره با  22.8  کیلومتر مربع مساحت، در حد فاصل بین دو جزیره کیش و لاوان قرار گرفته است. سرزمینی است هموار و تقریباً بدون عارضه طبیعی.

هندورابی در فاصله 325 کیلومتری بندر عباس و 133 کیلومتری بندرلنگه و بلندترین نقطه آن بیست و نه متر و بزرگ‌ترین قطر آن هفت و نیم کیلومتر است.

جزیره کیش 
در گذشته این جزیره را به نام قیس می خواندند. روایت است که بعد از طوفان نوح (ع) جزیره کیش اولین نقطه ای بود که سر از آب در آورد است.

این جزیره بیضی شکل با مساحت 89.7  کیلومتر مربع و با طول 15.6  و عرض 7 کیلومتر ، در جنوب غربی بندرعباس و در میان آب های نیلگون خلیج فارس واقع شده است.

بخش بزرگ مساحت آن مسطح و مستعد کشاورزی است و دارای نخلستان‌های متعدد است.

جزیره فرور بزرگ
جزیره فرور بزرگ از مجموعه جزایر استان هرمزگان است که سطح از تپه ماهورهای کوچک تشکیل شده است. 

جزیره شیب‌های تند و پرتگاه‌هایی دارد که گاهی ارتفاع آنها از ده متر بیشتر است. فاصله آن تا نزدیک‌ ترین نقطه سواحل ایران در حدود 20 کیلومتر و مساحت آن 26.2  کیلومتر مربع و ارتفاع بلندترین نقطه ‌آن از سطح دریا 145  متر است.

 در حال حاضر، جزیره غیرمسکونی است 

جزیره فرور کوچک 
نام دیگر این جزیره غیر مسکونی فرورگان است که در جنوب فرور بزرگ و شمال جزیره سیری قرار دارد.

مرتفع ‌ترین نقطه آن از سطح دریا سی و شش متر است. 

جزیره سیری 
نام اصلی و پارسی آن «راز»  است که به دلیل نزدیکی با مناطق عرب نشین حاشیه جنوبی خلیج فارس ، اعراب از معادل عربی این نام یعنی سری استفاده کردند که این نام در زبان‌های اروپایی سیری تلفظ شد و از راه آن زبان‌ها به فارسی رسید.

این جزیره در قلب آب‌های خلیج فارس قرار دارد. فاصله آن تا مرکز شهرستان ابوموسی که در قسمت شرقی جزیره سیری واقع شده، درحدود 27  کیلومتر است همچنین فاصله دریایی آن تا مرکز استان، در حدود 152 مایل دریایی است. وسعت جزیره سیری 17.3 کیلومتر مربع است.

جزیره ابوموسی
جنوبی ‌ترین جزیره ایرانی آبهای خلیج ‌فارس، جزیره ابوموسی است. این جزیره در 222 کیلومتری بندرعباس و هم‌ چنین در 75 کیلومتری بندر لنگه واقع شده است. جزیره ابوموسی یکی از چهارده جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن درحدود 4.5 کیلومتر است. شهر ابوموسی مرکز جزیره ابوموسی است.تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفت‌کش‌های حامل نفت فاصله میان جزیره ابوموسی و تنب است. 

جزیره تنب بزرگ

نام‌های دیگر آن در قدیم تنب گَپ، تنب مار و تل مار بوده است. این جزیره تقریباً گرد است و خاک  شنی و خشک دارد.در قسمت‌های جنوب غربی این جزیره و در نزدیکی سواحل آن، خانه‌های مسکونی از راه چندین خیابان و جاده به هم پیوسته‌اند.

جزیره تنب کوچک 
جزیره مثلثی شکل تنب کوچک به فاصله 12 کیلومتر از غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد.  غیرمسکونی است و مرتفع ‌ترین نقطه آن از سطح دریا، بیست و یک متر ارتفاع دارد.

جزیره­ قشم 
بزرگترین جزیره ایران و بزرگترین جزیره غیر مستقل دنیا است (بزرگتر از ۲۲ کشور جهان) 
این جزیره در نزدیکی تنگه هرمز، بزرگترین و پرجمعیت‌ترین جزیره خلیج فارس قرار دارد.
جزیره قشم دومین بندر آزاد تجاری ایران است که سواحل آن برای ایجاد لنگرگاه مناسب است. این جزیره 15 بندر صیادى و تجارى دارد.

علاوه بر جمعیت بومى و ساکن، جزیره قشم داراى جمعیت غیربومى و مهاجر بسیارى است که به‌طور عمده در بخش‌هاى تجارت، بازرگانى، صنایع و معادن، ادارات و دوایر دولتى و ارگان‌ها، بانک‌ها، تشکیلات سازمان منطقه آزاد قشم و دیگر بخش‌هاى خدماتى به فعالیت اشتغال دارند.

زبان اصلى مردم قشم، مانند تمام مردم ساکن بنادر و سواحل جنوب کشور و دیگر جزایر، فارسى و براى همه مردم و مسافرانى که به جزیره مسافرت مى‌کنند قابل درک و فهم است.

چشمه‌هاى جزیره قشم، که به‌طور پراکنده در جاى جاى جزیره وجود دارند، فاقد آب شیرین بوده و عمدتاً شور است.به دلیل کمی بارندگی و نبود آب شیرین کافی ، کشاورزی بسیار محدود است و بیشتر به صورت دیم صورت می گیرد.

جزیره ناز
جزیره‌ ناز در نزدیکى سواحل شرقى قشم‌ قرار گرفته و از ساحل در حدود یک کیلومتر فاصله دارد. وسعت جزیره ناز تقریباً سه‌ هکتار است. این جزیره فاقد ساحل شنى است و دیواره‌هاى صخره‌اى به ارتفاع پنج تا ده متر اطراف آن را فراگرفته است. روى این جزیره کاملاً مسطح است. در زمان جزر با پس‌روى کامل آب دریا، براى مدت کوتاهى، باریکه‌اى از خشکى جزیره ناز را به ساحل قشم وصل مى‌کند.

در این جزیره کسى سکونت ندارد. ماهیگیران محلى چند سایبان و مکان استراحت از چوب و پلاستیک به‌صورت موقت احداث کرده‌اند. 

جزیره هرمز
 جزیرهٔ بیضی شکل هرمز که طول محیط آن حدود ۶۰۰۰ متر است در مدخل خلیج فارس و در فاصلهٔ ۸ کیلومتری بندرعباس قرار دارد.

جزیرهٔ هرمز در وسط مرتفع شامل تپه و کوه‌های آتشفشانی و نمکی است بلندترین نقطهٔ آن ۲۱۰ متر ارتفاع دارد ، اطراف آن را جلگه‌های پست و همواری پوشانده‌است ، معادن خاک سرخ و نمک سفید آن شهرت فراوانی دارد.

جزیره هنگام
جزیره هنگام یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. جزیره هنگام با آبادی‌های کوچک با وسعت حدود ۵۰ کیلومتر مربع در جنوب جزیرهٔ قشم واقع شده و دارای معادن نمک و خاک و سرب است.

این جزیره 6.33  کیلومتر مربع مساحت دارد و به شکل مخروط ناقصی است که در کرانه‌های جنوبی جزیره قشم واقع شده‌است.

فاصله آن تا بندرعباس حدود ۴۳ مایل دریایی و تا شهر قشم حدود ۲۹ مایل دریایی است. این جزیره ارتفاعات پست آهکی دارد و بلندترین نقطه آن کوه ناکس با ۱۰۶ متر ارتفاع است. بزرگترین قطر آن از «روستای هنگام کهنه» تا «روستای هنگام جدید» ۹ کیلومتر است. تنها فعالیت اقتصادی در جزیره هنگام که اکثر اهالی به آن مشغولند، ماهی‌گیری و صیادی است. از نقاط دیدنی جزیره تأسیسات بندری انگلیسیها است.

جزیره لارک
جزیره لارک یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.
جزیره لارک با 7.48  کیلو متر مربع مساحت ، در فاصله ۱۸ مایل دریایی از مرکز استان شهر بندرعباس و ۶ مایل دریایی از شهر قشم و در جنوب شرقی این شهر ، در تنگه هرمز قراردارد.

این جزیره از کوههای آتشفانی مخروطی شکل تشکیل شده‌است . بلندترین نقطه آن ۱۳۸ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بزرگترین قطر آن ۶/۱۰ کیلومتر است. در این جزیره فعالیت کشاورزی وجود ندارد و تنها فعالیت اقتصادی اکثر اهالی جزیره لارک صید و غواصی است./منبع:همشهری باکمی اصلاحات

توضیح مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:2جزیره فرور "کوچک و بزرگ" را "فارو"هم می گویند که محل یگان ویژه دریایی "نیروی دریایی سپاه پاسداران" هست که شهیدمحمدناظری فرمانده اش بود

                                          ***

جزایر مسکونی+نامهای دیگرشان

  • قشم (ابرکاوان، جزیره دراز، لافت)
  • کیش (قیس)
  • هرمز (زرون)
  • هنگام ( نام قبلیش "هنجام، هنیام "بوده که از سال ۱۳۷۸ به نام هنگام جدید نامیده می‌شود)
  • لارک
  • لاوان (امرالدوله، نام پیشین شیخ‌شعیب بوده که از ۱۳۴۴ به لاوان تغییر کرده است)
  • ابوموسی (بوم سبز، گپ سبزو، بوموف)
  • هندرابی (اندر آبی، هورن)
  • تنب بزرگ (تنب‌مار)
  • تنب کوچک (تمبو)
  • سیری (راز، سری )
  • فرور بزرگ (پلور)
  • جزیره فارسی
  • خارک
  • خارکو (خویرج، خویری)
  • جزیره نگین

جزایر غیرمسکونی

  • فرورگان (فرور کوچک)
  • شیدور (مارو، شتور، شطور)
  • عباسک (جزیره کوچکی بین بوشهر و شیف)، سه‌دندون، مولیات
  • شیف (شیخ‌سعد، عباسک) و جزیره صدرا
  • تهمادو (جبرین)
  • ام‌الکرم (گُرم)
  • نخیلو (شیخ‌کرامه)، مُرغی
  • ام سیله (خان)، خرو
  • گِرم ، چراغی
  • بونه
  • دارا (دیره)
  • قبر ناخدا
  • مُطاف (بین جزیره نخیلو و ام‌الکرم، باریکه شنی که در مد زیر آب می‌رود. در اصل برجستگی کف دریا محسوب می‌شود)
  • جزیره مینو (صلبوخ)
  • شلحه ثوامر، نزدیک روستای ثوامر داخل اروندکنار
  • شلحه معاویه، نزدیک روستای معاویه داخل اروندکنار
  • رُمیله، نزدیک روستای رمیله داخل اروندکنار
  • شلحه حاج‌حسین، نزدیک روستای رمیله داخل اروندکنار
  • جزیره میر مُهَنّا (جزیره جنوبی)
  • منبع:wikipedia
  • ***
  • درکشوردانمارک نیز"جزیره"ای بنام"فارو"وجوددارد

    جزایر فارو با روستاهای زیبا و منحصر بفرد خود در کنار رودخانه ها، شهرتی جهانی دارد. جزایر فارو یا جزایر فاروئه نام جزایر هجده گانه ای است که به عنوان یکی از منطقه های خودگردان دانمارک شناخته می شود.

    این مجمع الجزایر در شمال اروپا و منطقهٔ اسکاندیناوی، بین دریای نروژ و اقیانوس اطلس شمالی، تقریباً در فاصله ای برابر از ایسلند، نروژ و بریتانیا واقع شده است و پایتخت آن توشهاون می باشد.

    از مجموع ۱۸ جزیره ای که جزایر فارو را تشکیل داده اند، ۱۷ جزیره مسکونی اند و بزرگ ترین آن ها به نام استریموی ۳۸۵ کیلومتر مربع مساحت دارد. اقلیم آن معتدل، بارانی و اغلب ابری است.                
منبع : خانه مشاور |آمارجزایرایران/خلیج فارس35جزیره دارد
برچسب ها : جزیره ,کیلومتر ,فاصله ,خلیج ,دریایی ,استان ,خلیج فارس ,قرار دارد ,کیلومتر مربع ,مایل دریایی ,استان هرمزگان ,تنها فعالیت اقتصادی ,دیدنی استان هرم

وفاداری عجیب زنبورها به ملکه

:: وفاداری عجیب زنبورها به ملکه
وفاداری عجیب زنبورها به ملکه 
 به نقل از ایندیپندنت، پس از آن‌که ملکه یک کندوی زنبور عسل در صندوق عقب اتومبیلی گیر افتاد،‌ 20000 زنبور آن کندو 2 روز به تعقیب اتومبیل پرداختند.
اعضای نگران کندوی زنبورهای عسل به منظور نجات دادن ملکه‌شان، از شهر هاورفورد وست در غرب ناحیه ولز انگلیس با چسبیدن به بدنه وسیله نقلیه سفر 2 روزه خود را آغاز کردند.
خانم کارول هوارث صاحب 65 ساله اتومبیل در مصاحبه با نشریات محلی گفت: « من هرگز در طول عمر خود ندیده‌ام که هزاران زنبور عسل برای مدت دو روز به بدنه یک اتومبیل چسبیده و با آن به سفر بپردازند».
در بین راه 5 نفر از زنبورداران و رهگذرها با انداختن ملکه زنبورها در داخل یک جعبه مقوایی، ساعت ها تلاش کردند تا سرانجام موفق شدند جهت حمل ایمن زنبورها آنها را مجبور سازند که به داخل آن کارتن بروند.
اما با غفلت راننده اتومبیل، وزش باد شدید دوباره در کارتن را باز کرد و زنبورهای آزاد شده و کار تعقیب اتومبیل از سوی کندوی زنبورها ادامه یافت.

خانم هوارث بدون این‌که متوجه ماجرا شود به رانندگی خود ادامه داد و عملیات تعقیب و گریز توسط زنبورها‌ی کندو هم ادامه یافت تا این که پس از گذشت 2 روز به مقصد رسیدند.
یکی از زنبورداران شهر مقصد آنها، پم بروک شایر گفت: « احتمالا ملکه زنبورها باید به سمت یک خورکی شیرین در صندوق عقب اتومبیل جذب شده و در آنجا گیر افتاده باشد». او اضافه کرد: « من در طول 30 سال که به کار زنبورداری اشتغال دارم هرگز به چنین موردی برنخورده‌ام که زنبورهای عسل یک کندو چنین رفتاری را از خود نشان دهند و برای من باعث تعجب است که چگونه زنبورها 2 روز به تعقیب اتومبیل ادامه داده‌اند» جام‌جم5خرداد95
 
مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:حالا شایدزنبورهادرتعقیب این خانم"هوارث"بودند! منبع : خانه مشاور |وفاداری عجیب زنبورها به ملکه
برچسب ها : زنبورها ,اتومبیل ,تعقیب ,ملکه ,خانم ,هوارث ,تعقیب اتومبیل ,خانم هوارث ,ادامه یافت ,ملکه زنبورها ,وفاداری عجیب

::

سرنوشت ۱۱برادر و خواهر محمدرضا پهلوی

رضاخان ۱۲ فرزند داشت که نخستین پسرش ، محمدرضا بعد از او به سلطنت رسید.
۱- علیرضا پهلوی دومین پسر و پنجمین فرزند رضا خان و برادر تنی محمدرضا بود. او در سال ۱۳۰۱ به دنیا آمد.
مدتی در تهران و لوزان سویس تحصیل کرد و در سال ۱۳۱۵ به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد. در سال ۱۳۲۰ از این دانشکده فارغ التحصیل شد و به همراه پدر به تبعیدگاهش در سن موریس رفت و تا زمان مرگ در کنار او بود.
علیرضادر سال ۱۳۲۳ وارد ارتش فرانسه شد و تا سال ۱۳۲۶ در آنجا خدمت کرد و سپس به ایران بازگشت. علیرضا در ایام خدمت در فرانسه با دختری لهستانی تبار ازدواج کرد و از او صاحب پسری شد، ولی دربار ایران این ازدواج را به رسمیت نشناخت و بنابراین همسر و فرزند شاهپور علیرضا در پاریس زندگی می‌کردند.
علیرضا پهلوی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن محمدرضاشاه و ثریا اسفندیاری ) بر سر زبان‌ها بود، در یک سانحهٔ هوایی کشته شد. جنازه او در کنار جسد مومیایی پدرش رضا شاه که از آفریقا آورده شده بود، در در شهر ری به خاک سپرده شد.

۲- اشرف پهلوی خواهر همزاد محمدرضا پهلوی است. نام وی در زمان تولد «زهرا» بود که بعدها به «اشرف‌الملوک» و «اشرف» تغییر یافت. او پس اتمام تحصیلات رایج آن زمان ،بنا به توصیه پدرش با علی قوام پسر قوام‌الملک شیرازی ازدواج کرد که بعد از ۲۰شهریور این امر به طلاق انجامید. وقتی رضا شاه مجبور به ترک ایران شد، اشرف در آخرین دیدار با پدر مأموریت یافت تا یاور و همدم برادرش محمدرضا پهلوی باشد.
دومین ازدواج او با احمد شفیق، خواهر زاده ملک فاروق پادشاه مصر بود . وی در دوران نخست وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. قبل از کودتای ۲۸مرداد وارد تهران شد.
بعد از مدتی ازدواج او با شفیق به طلاق انجامید .اشرف بعد از سال ۴۰با جوان تحصیل کرده‌ای به نام مهدی بوشهری پور در پاریس ازدواج کرد .اشرف بخاطر نوع شخصیت و دخالتش در سیاست ایران و دست داشتن در معاملات مالی و اقتصادی و نیز زندگی خصوصی جنجال‌برانگیز و مفاسد اخلاقی گسترده، مورد انتقادشدید مخالفان حکومت پهلوی قرار داشت.
فساد مالی و اخلاقی اشرف پهلوی به حدی بود که حتی ساواک را به واکنش واداشت و رفتارهای او را مغایر شئون سلطنت گزارش کرد. خبرهای متعدد از دخالت او در قاچاق مواد مخدر در کنار عیاشی و ولخرجی، در همه محافل بر سر زبانها بود.
اشرف در سالهای پس از انقلاب در امریکا زندگی می کرد و درحال حاضر از سرنوشت او خبری در دست نیست. یکی دو سال پیش، جسته و گریخته، خبرهایی از ابتلای او به آلزایمر شدید حکایت می کرد.

۳- غلامرضا پهلوی ششمین فرزند و سومین پسر رضا شاه بود.مادرش پس مدت کوتاهی بر اثر ناسازگاری از رضا شاه جدا شد و در خانه‌ای که برای وی در نظر گرفته شده بود با تنها فرزندش زندگی می‌کرد. غلامرضا پس از تحصیلات ابتدایی به همراه سه تن از برادران ناتنی‌اش (عبدالرضا پهلوی، احمدرضا پهلوی و محمودرضا پهلوی) برای ادامه تحصیل به مدرسه انستیتو لو روزه سوییس فرستاده شد و پس از اتمام تحصیل، در سال ۱۳۱۵ به همراه سایر برادران به ایران بازگشت و همگی به خواست پدرشان وارد دبیرستان نظام شدند.
غلامرضا در سال ۱۳۲۰ و پس از کنار رفتن رضاخان از سلطنت به همراه پدر مجبور به ترک ایران و اقامت در آفریقای جنوبی شد. پس از مرگ پدرنیز اجازه بازگشت به او داده نشد و ناچار برای ادامه تحصیل به دانشگاه پرینستون آمریکا رفت ولی پس از یک سال با اجازه برادرش محمدرضا شاه پهلوی به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد و در مهر ماه ۱۳۲۷ دوره دانشکده افسری را به پایان برد و به تدریج مدارج نظامی را تا اخذ درجه سرتیپی در سال ۱۳۵۰ طی کرد.
ریاست کمیته ملی المپیک،ریاست باشگاه سوارکاران،آجودانی ویژهٔ شاه،عضویت در شورای نیابت سلطنت از جمله مشاغل وی بود.او همچنین در بسیاری از مجامع و محافل به نمایندگی از شاه شرکت می‌کرد. فعالیتهای اقتصادی گسترده و نامشروع او، زبانزد خاص و عام بود.
او در سال۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و کسی از سرنوشت او خبر ندارد.

۴ - عبدالرضا پهلوی درمهرماه ۱۳۰۳ به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و مقدمات نظام را در تهران سپری کرد. سپس به همراه برادرش محمدرضا برای تحصیل به مدرسه «انستیتو لو روزه» سوییس فرستاده شد. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۱۵ وارد مدرسه نظام و دانشکده افسری شد. او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا خان در سال ۱۳۲۳ برای ادامه تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت.
پس از اتمام تحصیلات در سال ۱۳۲۶به ایران بازگشت و علی رغم داشتن تحصیلات عالیه در رشته اقتصاد تنها سمت تشریفاتی ریاست افتخاری برنامه هفت ساله دولت به او سپرده شد.
اودر سال ۱۳۲۹ ازدواج کرد اما به دلیل مسایل خانوادگی و شخصی و اختلاف همسرش با محمدرضا پهلوی از دربار دوری می‌جست و بیشتر وقت خود را صرف شکار و تاکسیدرمی حیوانات و کشاورزی و رسیدگی به زمین‌های کشاورزی ۳۷۰۰هکتاری خود در دشت ناز ساری می‌کرد. وی همچنین چندین دوره ریاست مجمع جهانی حفاظت از حیات وحش را به عهده گرفت.
نامبرده پس از انقلاب در سال ۱۳۵۷ به اتفاق خانواده‌اش کشور را ترک کرد و هیچکس از محل زندگی او اطلاعی ندارد و گفته می شودکه نام خانوادگی خود را هم تغییر داده است .

۵-احمدرضاپهلوی هشتمین فرزند و پنجمین پسر رضا شاه بود. او در سال ۱۳۰۴به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی مشغول تحصیل در مدرسه نظام بود که پس از برکناری و تبعید پدرش در سال ۱۳۲۰با او به آفریقای جنوبی و در سال ۱۳۲۳برای ادامه تحصیل به بیروت رفت.
پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۵ با سیمین تاج بهرامی دختر دکتر حسین احیاءالسلطنه بهرامی (همان کسی که در صحن مجلس شورای ملی به گوش سید حسن مدرس سیلی زد) ازدواج کرد .این پیوند در سال ۱۳۳۳به جدایی انجامید .احمدرضا در سال ۱۳۳۷ دوباره ازدواج کرد .
او در امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دخالتی نمی‌کرد و کمتر در دربار حاضر می‌شد . پس از انقلاب اسلامی درسال ۱۳۵۷به اتفاق خانواده‌اش ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۱با بیماری سرطان خون در فرانسه درگذشت.

۶-محمودرضا پهلوی نهمین فرزند و ششمین پسر رضا خان در مهرماه ۱۳۰۵به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و مقدمات نظام را در تهران سپری کرد. او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا شاه به ایران بازگشت و چندی بعد برای ادامه تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی و صنعتی در دانشگاه کالیفرنیا و میشیگان به آمریکا رفت.
او پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۳ ازدواج کرد که این ازدواج پس از سه سال به جدایی انجامید . محمودرضا در سال ۱۳۴۳ با مریم اقبال دختر دکتر منوچهر اقبال ازدواج کرد ولی نامبرده نیز پس از مدتی از او جدا شد .
وی در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و در سال ۲۰۱۰ در کالیفرنیادرگذشت.

۷- حمیدرضا پهلوی یازدهمین فرزند رضا خان وهفتمین پسر وی در ۱۳تیر ماه ۱۳۱۱به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در تهران سپری کرد.
او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا شاه در سال ۱۳۲۳برای ادامه تحصیل به بیروت فرستاده شد ولی پیشرفتی در این زمینه نداشت و در عوض اهل خوشگذرانی بود.به همین خاطر در سن ۱۹سالگی مقدمات ازدواج او را فراهم کردند و در سال ۱۳۳۰با دخترعموی مادرش ازدواج کرد و صاحب یک فرزند شد ولی این ازدواج اندکی بعد منتهی به جدایی گردید.
او سپس با زنی دیگرازدواج کرد واز او هم صاحب دو فرزند شد. این ازدواج هم دوامی نیافت . حمیدرضا پهلوی از سوی خاندان سلطنت متهم بودد که در مجامع و محافل موجبات آبروریزی خانواذه سلطنتی رافراهم می‌آورد تا اینکه در سال ۱۳۴۰به طور کامل از دربار طرد شد و عنوان شاهزادگی از او سلب گردید.
او به علت عدم ارتباط با خاندان پهلوی، پس از انقلاب ، ایران را ترک نکرد و در سال ۱۳۷۱درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد.

۸- فاطمه پهلوی دهمین فرزند رضاخان درسال۱۳۰۷ متولد شد .تحصیلات متوسطه اش را نیمه تمام گذاشت و سپس در بیروت، اروپا و آمریکا ادامه تحصیل داد. در زمان رضا شاه، دربار ایران طرحی برای ازدواج فاطمه با خسرو خان قشقایی در دست داشت که با شکست مواجه شد.پس از مرگ پدرش، ابتدا در مرداد ۱۳۲۷با یک روزنامه‌نگار آمریکایی ازدواج کردو از او صاحب یک دختر دو پسر شد. این ازدواج موجب اعتراضاتی در ایران گردید. چرا که ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان ممنوع و ازدواج زن ایرانی با تبعه سایر کشورها نیاز به کسب اجازه قبلی از دولت ایران داشت. نادیده گرفتن این دو مورد موجب شد تا فاطمه پهلوی از امتیازات خود محروم گردد.
از سوی دیگر دربار نیز نسبت به این ازدواج روی خوشی نشان نداد. چرا که فاطمه پهلوی جشن ازدواج خود را در پاریس و درست در روزی برگزار نمود که دربار ایران به مناسبت خاکسپاری رضا شاه عزای عمومی اعلام کرده بود. اخبار این ازدواج و همزمانی آن با عزاداری به صورت بسیار پر سر و صدا در مطبوعات انعکاس یافت.
سرانجام دربار در سال ۱۳۳۲به فاطمه پهلوی و شوهرش اجازه بازگشت به کشور را داد . در مرداد ۱۳۳۸فاطمه از شوهرامریکایی اش طلاق گرفت و در آبان همان سال با سپهبد محمد خاتمی ازدواج نمود. خاتمی در سال ۱۳۵۴در حال کایت‌سواری در حوالی سد دز با کوه برخورد کرد و کشته شد.
فاطمه پهلوی از جمله اعضای خاندان پهلوی بود که به فعالیت‌های اقتصادی روی آورد و یکی از سهامداران اصلی «شرکت سی.آر.سی» بود که در سال ۱۳۴۳باشگاه پرسپولیس را راه‌اندازی نمود. اندکی پیش از انقلاب اسلامی، او روانه خارج از کشور شد. مدتی ساکن پاریس بود و سپس به لندن رفت و در سال ۱۳۶۶ در آنجادرگذشت. وی کاخهای متعددی در تهران و شمال ایران داشت.

۹-شمس (خدیجه) پهلوی در سال ۱۲۹۶ به دنیا آمد. او پس از سپری کردن تحصیلات رایج در آن زمان،به اصرار پدرش با فریدون جم فرزند مدیرالملک جم (وزیر و نخست وزیر دوره قاجار و پهلوی) ازدواج کرد. لیکن پس از کناره‌گیری رضا شاه از سلطنت، از همسرش جدا شد و چندی بعد در سال ۱۳۲۲با عزت‌الله مین‌باشیان که هنرمند بود آشنا شد و در سال ۱۳۲۴در قاهره با او ازدواج کرد. همسر جدید او نام و نام خانوادگی خود را به مهرداد پهلبد تغییر داد. مهرداد پهلبد در سال ۱۳۴۳به وزارت فرهنگ و هنر منصوب گردید و تا ۱۳۵۷در این سمت باقی ماند.
او در کاخی در مهرشهر کرج به نام کاخ مروارید زندگی می‌کرد. این کاخ توسط موسسه رایت آمریکا ساخته شده است.
وی ریاست کانون بانوان ایران را که در اردیبهشت سال ۱۳۱۴ توسط رضاشاه برای پیشبرد و اجرای اهداف خود درخصوص کشف حجاب ایجاد شده بود، بر عهده داشت.
شمس و خانواده‌اش در شهریور ماه سال ۱۳۵۷کشور را ترک کردند و چندی بعد در کشور ترینیداد و توباگو در منطقه کارائیب ساکن شدند.
شمس پهلوی در اسفند ۱۳۷۴در سن ۷۸سالگی درگذشت و در ایالت کالیفرنیا به خاک سپرده شد.

۱۰- همدم‌السلطنه نخستین فرزند رضاخان بود. در زمان سلطنت پدرش در مجالس و محافل مطرح نبود و بیشتر اوقات را با نامادری‌اش ملکه تاج‌الملوک می‌گذراند و همدم و مصاحب او بود. او با ابوالفتح آتابای ازدواج کرد.
برخی، همدم السلطنه را فرزند صفیه همدانی دانسته‌اند. صفیه همدانی زنی بود که در زمان خدمت رضاخان در همدان به ازدواج موقت او در آمد.به نقل برخی منابع، او فرزند مریم سوادکوهی بود و مادرش در جوانی درگذشت.همدم السلطنه که نام اصلی اش فاطمه بود در سال ۱۳۵۷ در تهران درگذشت.

۱۱- صدیقه پهلوی متولد ۱۲۹۶فرزند یکی از ۴همسر رضاشاه یعنی زهرا سوادکوهی بود و مادرش را در شیرخوارگی به علت بیماری سل از دست داد. صدیقه پهلوی تا زمان انقلاب ایران با نام خانوادگی پدرخوانده اش، کدویی، شناخته می شد و لذا هرگز به خاندان سلطنتی راه نیافت. او در دی ماه ۱۳۶۸در سن ۷۲سالگی در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
منبع : خانه مشاور |
برچسب ها : ازدواج ,پهلوی ,فرزند ,تحصیل ,تحصیلات ,پدرش ,ادامه تحصیل ,ایران بازگشت ,فاطمه پهلوی ,آفریقای جنوبی ,تحصیلات ابتدایی ,برای ادامه تحصیل ,۱۳۲۳برای

القاب "مشترک"امامان چیست؟تفاوت کنیه بالقب

:: القاب "مشترک"امامان چیست؟تفاوت کنیه بالقب
القاب"مشترک" امامان چیست؟تفاوت کنیه بالفب

اباجعفر

امام باقر+امام جواد

ابامحمد

امام حسن+امام حسن عسکری

ابالحسن

امام علی+امام سجاد+امام کاظم+امام رضا+امام هادی

اباعبدالله

امام حسین+امام جعفرصادق

منبع:دعای توسل

                                                         ***

كنيه و القاب ائمه علیهماالسلام

 ابوالقاسم 

مقصود از «ابوالقاسم»، حضرت رسول الله صلّی الله علیه و آله و حضرت صاحب الامر عجّل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد و به صورت مطلق، مراد، «بقیه الله» است.[1]
امیر المؤمنین 

این عبارت برای حضرت علی علیه‌السلام به كار می‌رود مانند:
۱. عدّه عن اصحابنا عن احمد بن محمّد البرقی رفعه قال: سأل الجاثلیق أمیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فقال اخبرنی عن الله یحمل العرش ام العرش یحمله، فقال امیر المؤمنین علیه السّلام: عزّوجلّ حامل العرش و السموات و الارض و ما فیها ... [۲]
۲. قال امیر المؤمنین علیه السّلام: لا تشدّ الرحال الاّ إلی ثلاثه مساجد؛ المسجد الحرام و مسجد رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مسجد الكوفه. [۳]
 ابو جعفر

مقصود از «ابو جعفر» به صورت مطلق، یا با قید ابو الجعفر الأوّل در روایات، امام محمّد باقر علیه‌السّلام می‌باشد و اگر مقیّد به «ابو جعفر ثانی» باشد، منظور امام جواد علیه‌السّلام است. مانند:
۱. محمّد بن یحیی عن محمّد بن الحسین عن ابن أبی عمیر عن هشام بن سالم عن محمّد بن مسلم عن ابی جعفر ـ علیه السّلام ـ قال: سمعته یقول: كان الله عزّوجلّ و لا شیء غیره و لم یزل عالما بما یكون فعلمه به قبل كونه كعلمه به بعد كونه. [۴]
۲. علی بن محمّد و محمّد بن الحسن عن سهل بن زیاد عن محمّد بن الولید عن داود بن القاسم الجعفری، قال: قلت لأبی جعفر الثانی ـ علیه السّلام ـ (الجواد): جُعلت فداك ما الصمد؟ قال: السیّد المصود الیه فی القلیل و الكثیر.» [۵]
 ابو عبدالله 

مقصود از «ابو عبدالله» امام حسین علیه السّلام و امام جعفر صادق علیه السّلام است ولی در بیشتر موارد بین محدّثان، مقصود از آن امام صادق علیه السّلام می‌باشد. مانند:
۱. محمّد بن یحیی العطار عن احمد بن ابی زاهر عن الحسن بن موسی عن علی بن حسان عن عبد الرحمن بن كثیر قال سمعت ابا عبدالله ـ علیه السّلام ـ (الصادق) یقول: نحن ولاه الامر و خزنه علم الله و عیبه وحی الله. [۶]
۲. عدّه عن اصحابنا عن أحمد بن محمّد بن خالد ... عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ (الصادق) ... [۷]

ابو الحسن 

مقصود از «ابوالحسن» با قید الاوّل و در بیشتر موارد [۸] به صورت مطلق و با قید الماضی، امام موسی کاظم علیه‌السّلام می‌باشد و اگر مقیّد به «ابو الحسن الرضا، یا ثانی» باشد، مقصود امام رضا علیه‌السّلام است و اگر مقیّد به «ابو الحسن ثالث» بود، مقصود امام هادی علیه‌السّلام خواهد بود. مانند:
۱. محمّد بن یحیی عن احمد بن ابی زاهر او غیره عن محمّد بن حمّاد عن أخیه احمد بن حمّاد عن ابراهیم عن ابیه عن ابی الحسن الاوّل (الكاظم) ـ علیه السّلام ـ قال: قلت له: جعلت فداك اخبرنی عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ ورث النبین كلّهم؟ قال: نعم. [۹]
۲. احمد بن ادریس عن محمّد بن عبد الجبار عن صفوان بن یحیی قال: قلت لأبی الحسن (الكاظم)ـ علیه السّلام ـ اخبرنی عن الإراده من الله و من الخلق؟ فقال: إراده من الخلق الضمیر و ما یبدو لهم بعد ذلك من الفعل و اما من الله تعالی فارادته احداثه. [۱۰]
۳. عن عبد الرحمن بن الحجّاج قال: سألت عبد الرحمن فی السنه التی اخذ فیها ابو الحسن الماضی (الكاظم) ـ علیه السّلام ـ فقلت له ... . [۱۱]
۴. عنه، عن أحمد بن محمد بن ابی نصر عن ابی الحسن الرضا ـ علیه السّلام ـ قال: قال ابو عبدالله ـ علیه السّلام ـ : ـ صلّی الله علیه و آله ـ : صل رحمك و لو بشربهٍ من ماءٍ. [۱۲]
۵. علی بن محمّد عن بعض اصحابنا عن ایوب بن نوح عن ابی الحسن الثالث ـ علیه السّلام ـ (الهادی) قال اذا رفع علمكم من بین اظهركم فتوقعوا الفرج من تحت اقدامكم. [۱۳]
 ابو ابراهیم 

اصطلاح «ابو ابراهیم» مخصوص حضرت امام کاظم موسی بن جعفر علیه السّلام می‌باشد، همچنان كه برای ایشان لقب «عبد صالح، شیخ، عالم» نیز به كار رفته است. مانند:
۱. عن داود الرقی قال: قلت لأبی ابراهیم ـ علیه السّلام ـ (الكاظم): جعلت فداك انّی قد كبر سنّی فخذ بیدی من النار، قال: فاشار إلی ابنه ابی الحسن ـ علیه السّلام ـ قال: هذا صاحبكم من بعدی. [۱۴]
۲. عدّه من اصحابنا عن احمد بن محمّد ... عن محمّد بن منصور قال: سألت عبداً صالحاً (الكاظم) عن قول الله عزوجل: (انّما حرّم ربّی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن). قال: فقال ـ علیه السّلام ـ : ان القرآن له ظهر و بطن ... . [۱۵]
۳. عن داود الرقی عن العبد الصالح (الكاظم) قال: انّ الحجّه لا تقوم لله علی خلقه الاّ بامام حتی یعرف. [۱۶]
۴. الحسین بن محمّد عن معلّی بن محمّد ... عن ابن مسكان قال: سألت الشیخ ـ علیه السّلام ـ (الكاظم) عن الائمّه قال: من انكر واحداً من الأحیاء فقد انكر الاموات. [۱۷]
۵. عن الحسین بن محمّد عن معلّی بن محمّد قال: سئل العالم (الكاظم) ـ علیه السّلام ـ كیف علم الله: قال: علم و شاء و اراد و قدّر و قضی و أمضی ... . [۱۸]
 ابو محمّد 

عبارت «ابو محمّد»، برای امام حسن مجتبی علیه‌السّلام و امام حسن عسکری علیه‌السّلام و امام زین العابدین علیه‌السّلام به كار می‌رود ولی عبارت ابومحمّد در روایات برای امام حسن عسکری علیه‌السّلام به كار رفته است مانند:
۱. عن ابی هاشم الجعفری قال: قلت لأبی محمّد ـ علیه السّلام ـ (العسكری): جلالتك تمنعنی من مسألتك فتأذن لی ان اسألك فقال: سل. فقلت: یا سیّدی هل لك ولد؟ فقال: نعم. قلت: فان حدث بك حدث فأین أسأل عنه؟ قال: بالمدینه. [۱۹]
۲. علی بن محمّد عن جعفر بن محمّد الكوفی عن جعفر بن محمّد المكفوف عن عمرو و الأهوازی قال أراینه ابو محمّد ـ علیه السّلام ـ و قال هذا صاحبكم. [۲۰]

ابو اسحاق

عبارت «ابو اسحاق» مختصّ به حضرت صادق علیه السّلام است. [۲۲]

پانویس:

۱- جهت شادی روح ائمه اطهار، صلوات
۲- كافی: ۱ / ۱۲۹.
۳- من لا یحضره الفقیه: ۱ / ۱۵۰ روایت ۶۹۵.
۴- كافی: ۱ / ۱۰۷.
۵- همان، ص ۱۲۳.
۶- الكافی: ۱ / ۱۹۲.
۷- همان، ص ۱۴۹.
۸- در مواردی به صورت مطلق آمده ولی مقصود امام هادی ـ علیه السّلام ـ است مانند: كافی: ۱ / ۱۷۹؛ روایت ۹، باب ان الارض لاتخلو من حجّه.
۹- كافی: ۱ / ۲۲۶.
۱۰-همان، ۱۰۹.
۱۱-همان، ص ۳۰۸.
۱۲- همان: ۲ / ۱۵۱.
۱۳-همان: ۱ / ۳۴۱.
۱۴- همان: ۱ / ۳۱۲.
۱۵- همان، ص ۳۷۴.
۱۶- همان، ۱۷۷.
۱۷- همان، ۳۷۳.
۱۸- همان، ۱۴۸.
۱۹-همان، ۳۲۸.
۲۰- همان، ص ۳۳۲.
۲۱-علم الحدیث، شانه چی، ص ۱۹۴.
۲۲- بحار الانوار: ۴۶ / ۲۸۶، باب ۶، مكارم اخلاق؛ مستدرك الوسائل: ۱۸ / ۲۲۶/منبع: سایت ویکی فقه

***

مشترکات

زيرا در لسان عرب، هنگام نام بردن از بزرگان يا مخاطبه با آنان نوعا به كنيه تعبير مى‏شود .و اتفاقا بيشتر كناى ائمه، مشترك بين آنان است و از اين رو احتياج بامتياز آن بواسطه قرائن كلاميه و مقاميه داريم.
1 ـ ابو القاسم: كنيه حضرت رسول اكرم (ص) و حضرت بقية الله (ع) است و چنانكه در اخبار بطور مطلق ذكر شود مراد حضرت ولى عصر(عج) است.
و چون روايت از حضرت امام حسن و امام حسين (ع) نادر است ذكر كنيه ايشان كمتر شده با آنكه كنيت حضرت امام حسن ابو محمد است و كنيت امام حسين ابو عبد الله است (لوامع صاحبقرانى) .و كنيه امام صادق (ع) نيز ابو عبد الله است.
2 ـ ابو الحسن: مشترك بين حضرت امير و حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا و حضرت هادى علیهمالاسلام است منتهى بطور اطلاق يا متداول، حضرت موسى بن جعفر و (بقيد ثانى) حضرت رضا و (بقيد ثالث)، كنيه حضرت هادى است.
3 ـ ابو محمد: مشترك بين حضرت مجتبى و حضرت زين العابدين و حضرت امام حسن عسكرى است گرچه نوعا در اخبار اطلاق بر اخير مى‏شود.و حضرت زين العابدين را هميشه باسم ياد مى‏كنند .
4 ـ ابو ابراهيم: خاص حضرت موسى بن جعفر (ع) است.
5 ـ ابو اسحق: مختص بحضرت صادق عليه السلام است.
6 ـ ابو جعفر: مشترك بين حضرت باقر و امام جواد (ع) است.منتهى چنانچه بطور اطلاق ذكر شود يا بقيد اول، مراد حضرت باقر و باقيد (ثانى) حضرت جواد (ع) است و استعمال «ابو الحسن» در كنيه امير المؤمنين كم و بيشتر ابو الحسنين كه خاص آن جناب است آمده.
 القاب
لقب عالم و شيخ و فقيه و عبد صالح: خاص حضرت موسى بن جعفر است.ولى گاهى شيخ در لقب حضرت صادق نيز آمده (1) چنانكه ابو عبد الله و فقيه و عالم نيز بر آنحضرت اطلاق شده.ولى مجلسى فرموده: فقيه را بيشتر بر امام على النقى اطلاق مى‏كنند و گاه باشد كه فقيه را بر امام حسن عسكرى و صاحب الامر اطلاق مى‏كنند (لوامع ص 87) .لقب نقى و ماضى و صاحب العسكر و رجل: در مورد حضرت امام حسن عسكرى استعمال شده.چنانكه گاهى از آنحضرت بماضى و فقيه نيز تعبير گرديده .
لقب صاحب و صاحب الدار: بقائم مهدى يعنى حضرت صاحب الزمان اختصاص دارد و لقب صاحب الناحيه را به حضرت صاحب الامر اطلاق مى‏كنند (لوامع) و نيز بحضرت هادى و حضرت عسكرى اطلاق شده .
مجلسى اول فرموده: غايب و عليل و غريم را نيز بر حضرت حجت اطلاق مى‏كنند (لوامع) .
باحدهما: حضرت باقر يا صادق اراده شده.و بعسكريين حضرت هادى و عسكرى مرادند و بكاظمين حضرت موسى بن جعفر و حضرت جواد اراده مى‏شود.

                                                        ***

تفاوت  لقب، کنیه و اسم چیست؟

کنیه: اسمی است که با «اب» یا «ام» شروع بشود، مانند ابوالحسن و ام کلثوم. 
کنیه مخصوص زبان عربی و اعراب است. اعراب برای ابراز احترام، از ذکر نام اشخاص پرهیز می‌کنند و در عوض، کنیه به کار می برند. به این ترتیب که به شخصی که نام فرزندش قاسم است، ابوالقاسم و به زنی که نام دخترش مریم است، ام مریم گفته می شود. 
لقب: اسمی است که معمولا صفت است و دلالت بر مدح یا ذمّ صاحب لقب دارد. مانند امیرالمومنین یا صادق یا هادی. 
اسم: اسمی که لقب و کنیه نباشد؛ مانند علی، حسن ،زید و. . . 

منابع: ربیع الابرار زمخشری - فوائد الالحجتیه، ج 1

          ***                                                        

کنیه :نامی است که به جهت اسم نبردن شخص به اسم کوچکش برای شخص انتخاب می شود ونام بردن فرد به کنیه اش نوعی احترام محسوب می شود در ابتدای کنیه معمولاً اب , ام و یا ابن وجود دارد ودر اکثر اوقات کنیه بر اساس نام فرزند بزرگتر انتخاب می شود مانند ابوالحسن که کنیه امیر المؤمنين علیه السلام است هرچند در روایات دستور به انتخاب کنیه برای کودک شده است والزاما کنیه نباید بر اساس نام فرزند باشد به همین جهت کنیه حضرت رضا ابا الحسن بوده در حالی که آن حضرت تنها فرزندشان امام جواد بوده است .

لقب :بر اساس اوصاف بارز شخص انتخاب و گذارده می شود , مانند امین وصادق , وتفاوت ان با کنیه در پیشوند اب وام ویا ابن است که در ابتدای کنیه وجود دارد , کنیه ها معمولااز سوی خود ایمه برای فرزندانشان انتخاب میشده ودر روایتی آمده است ما فرزندانمان را در کوکی برایشان کنیه انتخاب می کنیم لکن القاب انها بیشتر اوقات از سوی دیگران براساس اوصاف انان گذارده میشده همچون امین برای پیامبر ویا سجاد ویا زین العابدین برای امام چهارم .

چرا به امام حسین ابا"ابو"عبدالله می گویند؟
در مورد اینکه آیا امام حسین فرزندی به نام عبدالله داشته اند ,برخی نام حضرت علی اصغر فرزندشیر خوار امام حسین علیه السلام را عبدالله ذکر کرده اند واز این فرزند امام با نام عبدالله رضیع یعنی شیر خوار یاد کرده اند ودریکی از زیارتها نیز از این فرزند امام با همن نام وبا وصف رضیع یاد شده است , لکن همان گونه که گفته شد الزاما نباید امامفرزندی به نام عبدالله داشته باشند تا به ابو عبد الله نامیده شوند /منبع:پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري 

منبع : خانه مشاور |القاب "مشترک"امامان چیست؟تفاوت کنیه بالقب
برچسب ها : امام ,حضرت ,علیه ,السّلام ,محمّد ,الله ,علیه السّلام ,امام حسین ,حضرت موسى ,حضرت امام ,اطلاق مى‏كنند ,اطلاق مى‏كنند لوامع ,الامر اطلاق مى‏كنند

مصاحبه همسر شهید مطهری/اعظم روحانی

:: مصاحبه همسر شهید مطهری/اعظم روحانی

گفتگوی خواندنی با همسر شهید مطهری

محمد عطریانفر از حال و روز قاتل استاد مرتضی مطهری در روزهای بازداشت در زندان روایت می کند که "قاتل مطهری به نقطه ای از انفعال رسیده بود که تقاضای قصاص داشت.من شنیدم که آن فرد ضجه می زده و می خواسته زودتر به قصاص عملش برسد و معتقد بوده این تنها راه پاک شدن اوست.حتی من شنیده ام که همسر آقای مطهری تحت تاثیر این فضا ها ،شبی که می خواستند قاتل آقای مطهری را اعدام کنند متاثر بودند و می گفتند من به سهم خودم از حقم می گذرم و رضایت می دهم اما مطهری فقط متعلق به من نبوده است"
با چنین ذهنیتی برای گفت و گو با همسر شهید مطهری در آستانه سالروز ترور استاد راهی منزل ایشان شدم
اعظم روحانی همسرشهیدمطهری
.اعظم (عالیه )روحانی ،همسر شهید مرتضی مطهری در سن 71 سالگی همچنان میزبان مهمانانی است که برای گرامی داشت سالروز شهادت استاد راهی خانه او می شوند.زنی خوش رو و مهربان که با تمام خستگی هایش از مهمانداری ، سخنرانی و تعریف خاطره از استاد برای مراجعه کنندگان (همزمان با ورودم به منزل استاد مطهری جمعی از کارمندان زن و همسران مدیران وزارت خارجه در رتبه های مختلف در آنجا حضور داشتند) با گشاده رویی مقابلم می نشیند و این زمان است که دیگر فهمیده ام باید همه سوالات سیاسی ،فلسفی و انقلابی ... را پشت در منزل استاد جا می گذاشتم و روبروی بانوئی بنشینم که از سیاست بیزار است .همسر شهید مطهری ترجیح می دهد به تعریف خاطرات از استاد اکتفا کند.

گفت و گو در اتاقی که کتابخانه استاد مطهری در آن قرار داشت انجام شد.همسر استاد در سی سال گذشته سعی کرده است فضای اتاق دست نخورده باقی بماند.میزتحریر استاد، ، نعلین هایی که درگوشه اتاق است ، تصاویر مختلف از شهید مرتضی مطهری که در طول این سالیان از سوی نهاد ها و ارگان های مختلف به گرامی داشت یاد استاد به خانواده ایشان تقدیم شده است ،قالیچه ای که بر روی آن نماز می خواندند و عبایی که به چوب لباسی آویزان است. همسر استاد مطهری می گویند" این همان عبایی است که استاد در شب شهادت به تن داشته و هنوز خونین است" خانم های وزارتخارجه با شنیدن این جمله عبا را بر صورت خود تبرک می کنند.همسراستاد با خانم ها راحت تر است این را زمانی فهمیدم که خبرنگار مردی که برای مصاحبه با ایشان آمده بود،به دلیل مرد بودن پذیرفته نشد و من به دلیل آنکه خانم بودم پذیرفته شدم.عکاس مجله هم حق گرفتن عکس از ایشان را ندارد. تنها تصویر ما می تواند ازمنزل شهید مطهری و کتابخانه استاد باشد.اما این خصوصیت ایشان فقط مربوط به برخورد با رسانه ها نیست که گفتند "در این سال ها که از شهادت استاد می گذرد هیچ گاه با هیچ کدام از آقایان برای خودمان تماس نگرفتم اگر کاری هم بوده با خانم هایشان در ارتباط بوده ام.گاهی آقای هاشمی با منزل تماس می گرفتند و می پرسیدند یعنی شما هیچ کاری ندارید که به ما بگویید؟ و من پاسخ می دادم نه من ذکری می دانم که همه کارها را راه می اندازد و الحمد الله هیچ گاه محتاج کسی نشدیم"از همسر مطهری درباره نحوه آشنایی با استاد و ازدواج با ایشان پرسیدم،لبخندی زدند وگفتند
"13 ساله بودم که آقای مطهری شاگرد پدرم بود. نزد ایشان در مشهد درس حکمت می خواندند.در سن 13 سالگی من را از پدر خواستگاری کرد. در14 سالگی به عقد ایشان در آمدم.از آنجا که استاد بسیار درگیر درس و فعالیت های سیاسی بود، دیر تر از سایر برادرانش ازدواج کرد.عروسی ما و آخرین برادر شوهرم در یک شب برگزارشد"اعظم خانم 26 سال با استاد مطهری زندگی مشترک داشتند ثمر این ازدواج چهار دختر به نامهای فریده،وحیده،حمیده ، سعیده و سه پسربا نام علی ،محمد و مجتبی است.
3دعای مادرشوهر
همسر استاد می گوید "مادر شوهرم همیشه در حق فرزندانش دعا می کرد که علم زیاد ،نسل ادامه دار و روزی حلال داشته باشند که به حمدالله نصیب شان شد" به گفته همسر شهید مطهری دو دختر ایشان در زمان حیات استاد ازدواج می کنند.یکی از آن دختر ها همسر علی لاریجانی رییس مجلس هشتم است.

فریده 15 سال داشته که به عقد علی لاریجانی بیست ساله در می آید."آقای مطهری برای ازدواج بچه ها سخت گیر نبود.همین که جوان با لیاقت و صالحی برای دختران می آمد راضی به ازدواج آنها بودند.اما همیشه نظر دختر ها را می پرسیدند و در صورت رضایت آنها با ازدواجشان موافقت می کردند"همسر شهید مطهری همواره دغدغه سر و سامان دادن به زندگی فرزندان را داشته و می گوید" برای ازدواج هر کدام از آنها آقای مطهری را بارها به خواب دیدم و ایشان نظرشان را به من می گفتند.حتی یک بار که برای یکی از دختر ها دوخواستگار همزمان آمده بود و ما تمایل داشتیم او را به عقد جوانی که از نظر مالی تامین بود در بیاوریم،استاد به خوابم آمدند و صراحتا گفتند نه به او نه سه بار این جمله را تکرار کردند و ما با آن ازدواج مخالفت کردیم"

استاد مطهری در سن 57 سالگی سه ماه پس از پیروزی انقلاب توسط گروهک فرقان ترور شد.یازدهم اردیبهشت 57 ساعت 11:45 دقیقه راهی منزل دکتر سحابی برای شرکت در جلسه ای بودند که حادثه ترور به وقوع پیوست.همسر ایشان می گوید"خداوند رسالتی بر عهده شهیدمطهری گذاشته بود و ایشان به دلیل این رسسالت احساس خطر نمی کرد.در دوران طاغوت بسیار به ایشان تهمت زدند که آمریکایی است،سرمایه دار است.او را اذیت کردند اما خواست خدا بود که ایشان در دوران انقلاب شهید شود تا امام بگوید مطهری پاره تن من بود.
خدا نخواست مطهری در گمنامی از دنیا برود" همسر استاد مطهری از تعریف کردن خاطرات خسته نمی شود و می گوید"امام به من گفت از مطهری برای همه بگو ،سی سال است که از اخلاق مطهری می گویم.شهید مطهری بسیار با اخلاص بود.زمانیکه به ایشان ریاست بر دانشگاه الهیات پیشنهاد شد نپذیرفتند.

آقای مفتح رییس دانشگاه شدند. شهید مطهری دسته دسته جزوه بدون نام می نوشتند وبه ایشان می دادند تا در کلاس ها برای دانشجویان تدریس شود.هیچگاه هم نمی خواستند که اسمی از ایشان باشد.از خانم مطهری سوال کردم شما چهارده سالگی به خانه استاد آمدید آیا ادامه تحصیل دادید؟"بله استاد تاکید بسیار بر علم آموزی داشتند.

من دیپلم ادبی و طبیعی گرفتم"پرسیدم پیش استاد مطهری هم درس خواندید"استاد به من زبان عربی آموخت"همسر شهید مطهری گفت که از دوازده سالگی شعر گفته ام اکنون اشعار بسیاری دارم که در طی این سال ها سروده ام پرسیدم نمی خواهید اشعار را چاپ کنید؟"اگر فرزندان کمک کنند آنها را در کتاب چاپ خواهم کرد"از کتاب نظام حقوقی زن در اسلام شهید مطهری سوال کردم همسر ایشان گفت" در مجله زن روز آن زمان مقالاتی می نوشتند که علیه زنان توهین می کردند، آقای مطهری زنگ زدند وگفتند حاضر نیستم در این مجله مطلبی بنویسم ،مجله خوبی نبود.عکس دختر شایسته چاپ می کرد ،تصاویر مستهجن داشت و اصلا مجله خوبی نبود.اما آقای مطهری گفتند من حاضرم برای روشنگری مردم و خوانندگان پاسخ آن مقاله های دروغ را بنویسیم تا چاپ می کنید و مشخص شود حرف شما دروغ است

.مجموعه پاسخ های استاد به آن مقالات در کتابی بعنوان نظام حقوقی زن در اسلام جمع آوری شد"لایحه حمایت از خانواده که در مجلس مطرح است به ذهنم رسید و پرسیدم استاد مطهری مخالف چند همسری بود؟" استاد معتقد بود مردان اگرمجبور شوند می توانند چند زن بگیرند اما بهترین زندگی تک همسری است"گفتم اکنون لایحه ای در مجلس مطرح است که به مردان اجازه ازدواج مجدد بدون کسب اجازه از همسر اولشان را می دهد،همسر شهید مطهری گفت"شنیده ام من با این لایحه به شدت مخالفم.اصلا به نظر من مجلس نباید وارد این مسایل شود و دخالت کند" 
**زمانیکه با شما تماس گرفتم به شدت نسبت به طرح سوالات سیاسی مخالفت کردید چرا؟
من جزوء اولین زنانی بودم که وارد سیاست شدم اما از سیاست بیزار هستم .سیاست عرصه پاکی نیست و اصلا دوست ندارم مردم را تشویق به ورود به این عرصه کنم.دوست ندارم بچه ها وقت خود را به این امور بدهند.
**خبر دارید که این روزها آقای علی مطهری در مجلس به شدت درگیر مسایل انتخابات است؟
(می خندد)تو حریف مطهری نمی شوی 

××علی به حرف شما گوش می دهد ؟

نه اون هر کاری خودش بخواهد انجام می دهد.

**هنوزدرمنزل شهید مطهری جلسات سیاسی برگزار می شود؟

بله.گاهی جلسات سیاسی هست .مسایل را هم پیگیری می کنیم اما آنطور که مغز خود را به سیاست بدهیم نیست.حیف نیست آدم درگیر سیاست شود؟ شما سیصد سال به سینه بزن که فلان کس رییس جمهور شود آنکه خدا بخواهد می شود؛ بی خود وقت ما تلف شده است.سیاست چه فایده به جزسبکی دارد،پدرت دربیاید نتیجه ای ندارد. یکی رییس جمهورمی شود یکی دیگر نه؛فقط باید مردم را تشویق کنید به کسانی رای بدهند که بی دین نباشند ؛عاقبت بی دینی بد بختی است.هر کس بی دین شود بد بخت می شود.

**روزنامه ها نوشته بودند جلسه انتخاباتی با حضور آقایان ناطق نوری،قالیباف و باهنر در منزل شهید مطهری برگزار شده است این خبر درست بود؟

دیدم آقایان که آمدند روزنامه ها نوشتند"شام انتخاباتی"این حرف ها بی خود است.این آقایان هر سال سالگرد شهادت استاد به منزل ما می آیند.برای اولین بار که نبوده است.همیشه می آیند.شما هم خودت را درگیر سیاست نکن بدرد نمی خورد(خنده)

**با آن همه گرفتاری در خانه چگونه بودند برای خانواده فرصت می گذاشتند؟

همیشه حواسشان به همه امور خانه بود.در نگهداری بچه ها بسیار کمک می کردند.به من همیشه احترام می گذاشتند.یادم می آید یکبار به اصفهان رفته بودم وقتی برگشتم نیمه های شب بود.ایشان بیدار مانده بود تا از من استقبال کند.میوه و چای آماده کرده بود و ناراحت بود که چرا بچه ها بیدار نمانده اند تا از مادرشان استقبال کنند.بسیار مهربان بودند و احترام می گذاشتند.در مدت 26 سالی که با ایشان زندگی کردم همیشه با یک حالت تواضع و آرامش با من رفتار می کردند.یادم نمی آید که از ایشان هیچ گاه رنجی دیده باشم.بسیار با گذشت و مهربان بودند و به راحتی من و بچه ها اهمیت می دادند.
منبع: منبع:۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸پارسینه بنقل از نشریه ایراندخت.اعظم ویسمه
سرنوشت این نشریه وخبرنگارش
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ماهنامه ايران دخت به صاحب امتیازی مجمع اسلامي بانوان -مدیرمسؤلش محمد حسين كروبي(فرزندشیخ فتنه)بوده/سردبیرش فاطمه كروبي ( همسر کروبی)
شروع انتشارش دي ماه1379 که بعدازماجرای فتنه دردیماه 1388بسته"پلمپ"شد/فعالیت10ساله
اعظم ویسمه  خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام (ره)مجلس «پارلمان‌نیوز»،نیمه شب گذشته 10 خرداد ۱۳۸۹با حکم دادستانی در منزل خودبازداشت و به زندان اوین منتقل شدودرتاریخ۳۰ تیر ۱۳۸۹آزادشد
منبع : خانه مشاور |مصاحبه همسر شهید مطهری/اعظم روحانی
برچسب ها : مطهری ,استاد ,ایشان ,شهید ,همسر ,آقای ,شهید مطهری ,استاد مطهری ,آقای مطهری ,همسر شهید ,شهادت استاد ,همسر استاد مطهری ,شهید مرتضی مطهری

::
معلومه که این سردارعزیز"فلکی"آموزه های اسلامی ومطالعات تاریخیش خوب است ودرانتقال مطالب هم توانایند،خیلی جالب اتفاقات جنگ را به کربلا وعاشورا"گره"زدند
وازفحوای سخنانش، فداکاری ومظلومیت درجریان 8سال دفاع مقدس هم ،قابل لمس می باشد.
واما بنظر می رسد "حب وبغض ها مانع ازاین شد که نتیجه گیریهایش بی نقص شود!
سردارفلکی باید"هاشمی"را درآن ظرف زمانی(سال67)ببیند که فرمانده کل جنگ بوده ونماینده وامین امام خمینی رحمه الله علیه،ولی نگاه به ماجرای سال88 روی قضاوت قطعنامه سایه انداخته است!
بعضی از اطلاعات این سردار عزیز هم بی خدشه نیست مثلاً تلاش بعضی ازفرماندهان برای تسخیر کرسی های پارلمان البته به بهانه گرفتن امکانات بیشتروداشتن تریبون کارآمد دردفاع از رزمندگان (شرکت دریکی ازهمایشها دریکی ازشهرهای غرب کشور،درزمان یک عملیات سرنوشت ساز)وچندنکته دیگر که درسخنانش مغفول مانده ...که احتمالاً حضورمستمرش درمناطق جنگی موجب عدم اطلاعات کافی ازجامعه"پشت جبهه"بوده است.
خدمت این سردارعزیزعرض کنیم"جهت اطلاع"نگارنده توفیق حضور درجبهه هاراداشته وهم اکنون نیز این مطلب را درجوار حرم امامین عسکرینن علیهماالسلام"سامرا"می نویسم

منبع : خانه مشاور |
برچسب ها :

تفاوت دیدگاه رهبران انقلاب/بهشتی،مطهری،طالقانی ،خلخالی

:: تفاوت دیدگاه رهبران انقلاب/بهشتی،مطهری،طالقانی ،خلخالی
 
 تفاوت  دیدگاه رهبران انقلاب/بهشتی،مطهری،طالقانی
* اینکه اگر ایشان [شهید مطهری] بودند، شرایط انقلاب و کشور به چه صورت بود، خود قابل بحث است. یعنی اصلا باید ابتدا این سوال را مطرح کرد که اگر شهید مطهری ترور نمی‌شد اکنون انقلاب همین وضع را داشت؟ بدون شک ایشان در سرنوشت کشور بسیار اثرگذار بود و اگر زنده بودند برخی از آسیب‌هایی که به انقلاب وارد شده و مشکلاتی که ایجاد شده، وجود نداشت. برای پاسخ به این سؤال دو حالت متصور است، یکی اینکه بگوییم اگر ایشان زنده بود در حالی که یک سمت حکومتی داشت سرنوشت انقلاب چگونه بود، و دیگر اینکه بگوییم در حالی که ایشان صرفا فعالیت علمی داشت و به عنوان یک عالم بزرگ مطرح بود سرنوشت انقلاب همین سرنوشت بود یا سرنوشت دیگری رقم می‌خورد. اگر ایشان ترور نمی‌شدند قطعا در بسیاری از حوادث مانند سرنوشت بازرگان، جنگ و بنی‌صدر و حتی تسخیر سفارت آمریکا تاثیر داشتند. به هر حال این‌طور نیست که بگوییم اگر ایشان بود، شرایط کشور همین بود و حالا آقای مطهری در این شرایط چه می‌کرد. این سوال اشتباه است. چون اگر ایشان شهید نمی‌شدند، وضعیت در برخی قسمت‌ها متفاوت بود.
* در مورد دوره امام باید چند چیز را از هم جدا کرد. برخورد امام با مجاهدین خلق برای این بود که آن‌ها قیام مسلحانه کرده بودند. این افراد که محارب بودند فرق دارند با کسانی که صرفا معترض یا مخالف هستند. امام اگر سال ۶۷ آن برخورد تند را در مورد زندانیان مجاهد خلق کرد، یک بحث فقهی داشت. مجاهدین از مرزهای غربی وارد شده بودند و سودای گرفتن تهران را داشتند و این افراد در زندان اعلام هم‌پیمانی با آن‌ها کرده بودند...اسلحه نداشتند اما اعلام هم‌پیمانی و همکاری کرده بودند. البته یک بحث این است که آیا حکم امام به خوبی و صحیح اجرا شد یا تندروی کردند؟ آیا واقعا به این افراد تفهیم اتهام شد؟ شاید خیلی از این افراد اصلا نمی‌دانستند داستان چیست. از آن‌ها می‌پرسیدند که آیا توبه می‌کنید یا نه؟ طبعا با غرور جوانی‌شان می‌گفتند نه و حکمشان صادر می‌شد. ممکن است تندروی شده باشد اما اصل حرف، مسئله محاربه بود.
* شهید مطهری سیاستش این بود که نقشش در انقلاب آشکار نباشد. شما یک عکس از ایشان می‌بینید که کنار امام باشند؟ با اینکه نزدیکترین فرد به امام بود. ایشان تاکید داشت که فعالیت‌هایش زیاد آشکار نباشد. چون مجاهدین خلق و کمونیست‌ها از استاد مطهری کینه داشتند و ایشان از نفوذ این گروه‌ها به دستگاه رهبری انقلاب جلوگیری می‌کرد. از بین نزدیکان امام، فردی که به شدت جلوی مجاهدین خلق ایستاده بود، ایشان بود. مثلا آقای طالقانی مشکل زیادی با مجاهدین نداشت. حتی آقای بهشتی معتقد بود که در دولت موقت چند تا پست هم به مسعود رجوی بدهیم تا بتوانیم کنترل‌شان کنیم. اما شهید مطهری می‌گفتند ما چنین حقی نداریم و نمی‌توان انقلاب را دو شقه کرد. سران مجاهدین مارکسیست هستند. انقلاب مانند رودخانه نیست که بگوییم یک بخش آن در مسیر اسلام برود و بخش دیگرش در مسیر مارکسیسم. ایشان محکم ایستاده بود

* [دربارۀ اعدام‌های وابستگان پهلوی] واکنش‌های استاد مطهری در این بخش پنهان بود. ایشان چندین بار به آقای خلخالی تلفنی تذکر دادند. من خودم یکی دو بار را شاهد بودم. مثلا در مورد اعدام هویدا معتقد بودند که نباید عجله شود. تلاش کردند که با امام تماس بگیرند و آن شب موفق نشدند و تصمیم داشتند صبح با امام صحبت کنند اما هویدا را‌‌ همان شب اعدام کرده بودند...معتقد بودند که نباید عجله شود. فضا طوری بود که گاهی کار دست امام هم نبود. شهید مطهری در یک سخنرانی که‌‌ همان روز‌ها داشتند گفتند برخی از جوانان هستند که می‌گویند گلوله هم حیف است که ما خرج این‌ها می‌کنیم. در حالی که از نظر اسلام حتی حقوق یک مجرم هم باید محفوظ باشد و ما حق نداریم بیش از مجازاتی که دادگاه اسلامی برای یک مجرم در نظر گرفته، مجازات کنیم. این رویکرد شهید مطهری بود. بالاخره در پشت صحنه تا جایی که توان داشت سعی کرد جلوی تندروی‌ها را بگیرد اما واقعیت این است که شرایط روزهای اول انقلاب به گونه‌ای بود که گاهی حتی اگر امام هم دستور می‌داد که اعدامی صورت نگیرد، برخی کاری می‌کردند که قبل از آنکه دستور امام برسد یا رسانه‌ای شود، طرف اعدام شده باشد و امام در برابر عمل انجام شده قرار بگیرد. اصلا معلوم نیست که خود امام هم از همه آن اعدام‌ها راضی باشند. البته برخی از این اعدامی‌ها سران آن نظام بودند و در ظلم‌های آن نظام موثر بودند و حکمشان مشخص بود، مثل فرماندهان نظامی برخی شهر‌ها که افراد زیادی را به قتل رسانده بودند. اما می‌توان ادعا کرد که خطاهای انقلاب ما در این زمینه قابل قیاس با سایر انقلاب‌ها نیست و ریشه آن هم اسلامی بودن این انقلاب است.
* تسخیر سفارت آمریکا مساوی با خشونت نبود. خشونت هم چیزی نیست که همیشه مردود باشد بلکه در جای خودش درست است، ‌همان‌طور که جهاد همراه با خشونت است و در جای خودش واجب است. البته خشونت جهاد هم فقط شامل سربازان دشمن می‌شود نه مردم عادی. بحث در ضرورت و عدم ضرورت تسخیر سفارت آمریکاست. البته می‌دانید که استاد مطهری شش ماه قبل از تسخیر سفارت آمریکا شهید شده بودند ولی با نگاهی که از ایشان سراغ داریم به نظر می‌رسد که لااقل با طولانی شدن اشغال این سفارتخانه موافق نبودند و آن را به ضرر انقلاب می‌دانستند چون ما برای مردم جهان پیام‌های غنی داریم و می‌خواهیم انقلاب را به دنیا معرفی کنیم نه اینکه دنیا را رودرروی انقلاب قرار دهیم. بنابراین حدس می‌زنم که قاعدتا با تسخیر سفارت نمی‌توانستند موافق باشند. اگر هم موافق بودند در حد چند روز بود تا صدای اعتراض ما به خاطر پناه دادن آمریکا به شاه و تلاش برای شکست انقلاب شنیده شود، اما اینکه ۴۴۴ روز سفارت در تسخیر باشد و گروگان داشته باشیم و تبلیغات وسیعی علیه انقلاب شود و چهره انقلاب، خشن جلوه داده شود و صدام هم از این فرصت برای حمله به ایران استفاده کند، مسلما با مخالفت ایشان مواجه می‌شد و به احتمال قوی امام را قانع می‌کردند که این موضوع سریع‌تر جمع شود. نگاه شهید مطهری مانند نگاه امام یک نگاه جهانی بود. معتقد بودند که انقلاب اسلامی محدود به مرزهای ایران نیست. منتها روش کار مهم بود.‌‌ همان تسخیر سفارت آیا سبب گسترش پیام انقلاب بود؟ و در مجموع در جهت صدور انقلاب بود یا برعکس، به صدور انقلاب لطمه زد؟ به هر حال نگاه ایشان بیشتر ایدئولوژیک بود و معتقد بود نظام سیاسی و جزایی و اقتصادی‌مان را به دنیا معرفی کنیم و برای دنیا حرف داریم لذا باید با دنیا مرتبط باشیم و پیام‌مان را به دنیا برسانیم. به همین جهت با تندروی‌هایی مانند اینکه با دنیا قطع رابطه کنیم، مخالف بودند.

* برخورد امام با جبهه ملی زمانی بود که آن‌ها حکم قصاص را غیرانسانی نامیدند و اعلام راهپیمایی علیه لایحه قصاص کردند. یا برخورد امام با نهضت آزادی در دوره جنگ بود که آن‌ها جبهه خودی را تضعیف می‌کردند. نباید آن برخورد‌ها را به امروز سرایت دهیم. افرادی در‌‌ همان دوران و بعد از آن، این برخورد‌ها را یک ملاک کلی برای برخورد با این گروه‌ها در نظر گرفتند و گاهی تندروی کردند. من با برخی برخوردهایی که در آن دوران شد و حتی الان با نهضت آزادی و ملی مذهبی‌ها می‌شود، مخالفم. چون نهضت آزادی‌ها مثل مجاهدین خلق نبودند. البته آن‌ها یک بینش و روش جداگانه‌ای داشتند اما باید این روش و بینش را تحمل می‌کردیم. به هر حال این‌ها یک گروه اسلامی بودند، منتها اصل ولایت ‌فقیه را به این شکل رایج قبول نداشتند و یا در روش کار، کمی متفاوت بودند. آن‌ها با تندروی‌ها مخالف بودند، اما به هر حال گروهی بودند که می‌شد با آن‌ها کار کرد و می‌شد آن‌ها را جذب کرد. البته با امام زاویه داشتند مانند زاویه بازرگان؛ اما زاویه ‌داشتن مستلزم طرد کردن نیست. کاربرد اصلی‌شان هم در‌‌ همان دولت موقت بود.

شهید مطهری، آقای بازرگان را به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت معرفی کرد چون این استدلال را داشت که انقلاب سریع‌تر به نتیجه می‌رسد و با حضور بازرگان بسیاری از حساسیت‌ها روی انقلاب ما کمتر شد و انقلاب سریع‌تر به پیروزی رسید. اما بعدا این گروه نتوانستند خودشان را با امام هماهنگ کنند و آن حوادث رخ داد. پدرم در‌‌ همان روزهای آخر حیاتشان از عملکرد بازرگان راضی نبودند و معتقد بودند که این‌ها دیگر باید کنار بروند و ماموریتشان را انجام دادند که‌‌ همان مدیریت دوره انتقال بود. اما این به این معنی نیست که ما باید آن‌ها را طرد و محدود می‌کردیم و حتی ضد انقلاب معرفی کنیم. البته نهضت آزادی در دوره جنگ هم معتقد به ادامه جنگ نبودند و می‌گفتند باید صلح شود. این نگاه‌شان از نظر انقلابیون سبب تضعیف روحیه مردم می‌شد و به همین دلیل از دست آن‌ها ناراحت بودند و گاهی نهضت آزادی را ستون پنجم دشمن می‌نامیدند.

با همه این اوصاف معتقدم به عنوان یک گروه منتقد باید تحمل می‌شدند و حقوقشان به درستی رعایت نشد. اگر شهید مطهری بودند بسیاری از این افراد را جذب می‌کردند، چون بالاخره از سال ۳۴ تا ۵۸ با آن‌ها مراوده داشتند و سخنران اصلی جلسات انجمن اسلامی مهندسین و پزشکان بودند که مهندس بازرگان و دکتر سحابی و مهندس کتیرایی و مهندس معین‌فر گردانندگان اصلی آن بودند؛ لذا حضور ایشان می‌توانست نهضت آزادی را به دیدگاه‌های امام نزدیک کند.

* مراجع سه‌گانه زمان انقلاب یعنی آیت‌الله گلپایگانی و شریعتمداری و نجفی مرعشی و نیز آقای خویی در نجف، همگی شهید مطهری را وزنه بزرگ علمی می‌دیدند نه یک چهره صرفا سیاسی. مراجع سه‌گانه قم در دوره نهضت اسلامی در میان یاران امام حرف آیت‌الله مطهری را بیشتر قبول داشتند و آن شهید نقش ویژه‌ای در هماهنگ کردن آن‌ها با نهضت امام داشت. شهید مطهری آن‌ها را ترغیب می‌کند که در مواردی اعلامیه سه نفره بدهند و از امام حمایت کنند. همین طور اعلامیه آقای شریعتمداری در چهلم شهدای قیام قم که منجر به قیام تبریز شد به تحریک شهید مطهری صادر شد.۰۳ فروردين ۱۳۹۳تابناک (بخش‌هایی از گفت‌وگوی مطهری با ویژه‌نامه نوروزی روزنامه «اعتماد»)
منبع : خانه مشاور | تفاوت دیدگاه رهبران انقلاب/بهشتی،مطهری،طالقانی ،خلخالی
برچسب ها : انقلاب ,امام ,بودند ,مطهری ,ایشان ,شهید ,شهید مطهری ,تسخیر سفارت ,نهضت آزادی ,معتقد بودند ,کرده بودند ,تسخیر سفارت آمریکا ,رهبران انقلاب بهشتی،م

محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن درتابستان95

:: محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن درتابستان95

محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن 

یکی از مشهورترین چهره‌های قرآنی کشور که به واقع خدمات فراوانی به جامعه قرآنی کشور؛ بلکه جهان اسلام نموده کسی است که مقام معظم رهبری مدظله‌العالی در مورد وی گفتند: «خداوند ایشان را از ستارگان جهان اسلام قرار دهد».
تصویر دیدار محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن با رهبر انقلاب (عکس)

 حجت الاسلام سید محمدحسین طباطبایی که پدرشان لقب علم الهدی را برای وی برگزید، همان کودک خرسالی است که در دهه هفتاد شگفت انگیز ترین کودک دنیا در عرصه حفظ قرآن شد و معجزه دیگری از آیات نورانی آخرین کتاب آسمانی خداوند را به رخ دنیا کشید.

او اکنون جوانی برومند و تحصیل کرده حوزه علمیه قم است که پا به پای پدر در راه ترویج قرآن و مکتب اهل بیت(ع) تحقیق و پژوهش می کند.

وی متولد سال1369 است و از سال 1379 وارد حوزه شد و حدود سه سال است که در دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم شرکت می‌کند و چند سالی است که در مؤسسه جامعة القرآن الکریم و در کنار پدرشان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی طباطبایی، به‌صورت رسمی فعالیت می‌کند.

بیشتر کارشان در زمینه تحقیق و تألیف و تدوین کتب آموزشی است و تا کنون دو کتاب تالیف نموده، یکی از آن‌ها «حفظ کافی» است که آماده چاپ می باشد و دیگری «آموزش بکارگیری آیات» است که در آستانه انتشار قرار دارد، سیدمحمدحسین در سال 1389 ازدواج کرده و اکنون صاحب دو فرزند است./20 خرداد 1395جام جم

 

                                                                 ***

حجت الاسلام سيد محمد حسين طباطبايي که پدرشان لقب علم الهدي را براي وي برگزيد، همان کودک خردسالی است که در دهه هفتاد شگفت انگیز ترین کودک دنیا در عرصه حفظ قرآن شد و معجزه دیگری از آیات نورانی آخرین کتاب آسمانی خداوند را به رخ دنیا کشید. او اکنون جوانی برومند و تحصیل کرده حوزه علمیه قم است که پا به پای پدر در راه ترویج قرآن و مکتب اهل بیت(ع) تحقیق و پژوهش می کند.

وی متولد سال1369 است و از سال 1379 وارد حوزه شد و حدود سه سال است که در دروس خارج فقه و اصول حوزه علميه قم شرکت ميکند و چند سالي است که در مؤسسه جامعة القرآن الکريم و در کنار پدرشان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی طباطبایی، بهصورت رسمي فعاليت ميکند. بيشتر کارشان در زمينه تحقيق و تأليف و تدوين کتب آموزشي است و تا کنون دو کتاب تالیف نموده، يکي از آنها «حفظ کافي» است که آماده چاپ می باشد و دیگری «آموزش بکارگيري آيات» است که در آستانه انتشار قرار دارد، سيدمحمدحسين در سال 1389 ازدواج کرده و اکنون صاحب دو فرزند است.

در مورد کتابي که شما و پدر گراميتان، تأليف کردهايد توضيح بفرماييد.

قبل از اين کار «حفظ کافي» گزينشهاي زيادي براي احاديث کافي شده بود، افراد مختلفي احاديثي را از اين کتاب شريف طبق سليقه و عقيده خودشان جدا کردند؛ اما همه اينها براي مطالعه بود و تاکنون هيچ گزينشي با هدف حفظ احاديث، صورت نگرفته است و صرفا براي اينکه بقيه بخوانند و مطالعه کنند، دست به اين کار زده بودند. ما خواستيم که بحث خواندن احاديث به حفظ آن هم منجر شود. حالا فرصت و مجال نيست تا فضليت فراوان و آثار بسيار حفظ احاديث را نقل کنيم. به هر حال سعي شده که تقريبا در قالب 68 درس، کتاب کافي را فعلا کار کنيم و روايتهاي را انتخاب کنيم که قابل حفظ هستند؛ يعني هم مختصر بوده و هم معاني بسيار خوبي هم داشته باشند يا اگر يک روايتي مثل روايتي که در کتاب عقل و جهل اصول کافي هست و توصيه امام کاظم عليهالسلام به هشام و خيلي طولاني است و فرازهاي خيلي قشنگي هم دارد، اينها را تقطيع کرديم و به شکل يک روايت ذکر کرديم و البته نشان داديم که اين تقطيع شده است. در بخش دوم کتاب، بعضي از روايتها را بهعنوان مطالعه قرار داديم که حالا عزيزاني که حفظ ميکنند؛ اگر علاقه داشتند و خواستند ميتوانند آنها را هم حفظ کنند، چون بعضي از اين روايات را مثل يک داستان ذکر کردهايم  و ممکن است حتي يک صفحه باشد و بيشتر جنبه مطالعاتي دارد، موضوعاتش هم از تفسير، حديث قدسي، موعظه و نکته و داستان و... را آوردهايم که يک حالت تنوعي داشته باشد و در واقع مرتبط با همان درس هست؛ مثلا اگر از باب صبر شروع کرديم تا باب کظمغيظ، مطمئنا اگر بحث تفسير، حديث قدسي، بوده است در همين محدوده که درس کار شده؛ آمده است. فقط در بحث ادعيه ما اين را داشتيم که چون دعاها معمولا طولاني هستند، سعي ميکرديم دعاهاي کوتاهتري انتخاب کنيم يا در هر درس بجاي 15 روايت، فقط دو يا سه روايت چند خطي بياوريم که همهاش دعا است. بعد از اين دو بخش که بحث درس و حفظ روايت و نيز روايات مطالعاتي بود، ميرسد به بحث تمرين که خوب تمرينها در قالب شش سؤال است؛ بعضيها براي امتحان از لفظ رسید محمد حسین طباطبایی + خبرگزاری حوزهوايت است يا يکي از آن براي اينکه گويندة روايت را ذکر کنيم، هم بايد گوينده حفظ بشود، کدام امام اين روايت را فرمودهاند، هم خود لفظ؛ دو يا سه سؤال هم براي معنا است؛

مثلا يک موضوع داريم که آيه را دادهايم و گفتهايم که چگونه مربوط به اين روايت است، بالاخره اين شش سؤال هم براي تمرين آماده شده است، ترجمه روايات هم بعد از روايت نيامده بلکه در آخر کتاب ميآيد و در مرحله آخر بعد از تمرين، بعد از هر پنج درس، بحث آزمون هست، اينطور تنظيم شده که شخص، پنج درس کار ميکند و محفوظاتش زياد شده از طرفي هم مدنظرمان نيست که فقط حفظ بکند و آن هم يک حفظ کوتاه مدت و تمام بشود، اين فايدهاي ندارد. به همين علت آزمون را قرار داديم؛ البته اين آزمون را در اين کتاب بعد از پنج درس قرار داديم؛ اما هر شخص ميتواند بعد از هر سه درس يا چهار درس اين کار را انجام بدهد؛ ولي اين يک چهارچوب برايش گذاشتيم، شخص بايد با نهايت دقت حفظش را انجام بدهد و مرورش را هم انجام بدهد. نمره قبولي را سعي کرديم طوري قرار بدهيم که شخص با سه يا چهار غلط، اگر داشته باشد در اين آزمون قبول شود؛ يعني اين به منزله قبولي هست، بالاخره هر درس ميانگينش پانزده روايت است و پنج درس هم بوده؛ يعني خوب توانسته حفظ کند و چهار يا سه غلط دور از انتظار نيست. اين برنامه اصلي اين کتاب است. تقريبا رواياتي که بايد حفظ بشوند حدود هشتصد پنجاه روايت است البته به غير از رواياتي که براي مطالعه آمده است. اين کار در دو مجلد آماده شده و اميدواريم که انشاءالله مفيد باشد و مورد استقبال همه بخصوص حافظان قرآن که بعد از حفظ قرآن، ميخواهند روايات را بخواهند و حفظ کنند، قرار بگيرد. اين کتاب چون به صورت درسنامه و براي تدريس در کلاس هست، يک کتاب راهنماي تدريس هم براي آن در حال تدوين است که انشاءالله بزودي آماده ميشود. روايات اين کتاب، هم اولاً از کتاب کافي است که کتاب معتبري هست و بعد هم از تمام موضوعات است. اينها را ميتوانند مباحثه کنند، مرور کنند و خيلي براي حفظ کردن آسان شده و اميدواريم که انشاءالله مفيد و مؤثر باشد.

آيا ايده اين کتاب از همان شيوهاي گرفته شده که شما در کودکي داشتيد و احاديث موضوعي کافي را حفظ بوديد؟

مطمئنا همين طور است چون از کودکي نه فقط من؛ بلکه بچههاي ديگر، خواهران من هم حفظ ميکردند، پدرم دوست داشتند که منتخب روايات کافي را حفظ کنيم، نه اينکه همين رواياتهاي اين کتاب بود؛ ولي از اين روايات هم داخل آنها بود. بالاخره آن طوري که ما در سه چهار سالگي حفظ ميکرديم بايد خيلي راحتتر ميبود. حتي درباره تقطيع روايات هم بايد خيلي از رواياتها به جملات کوتاهتري تبديل ميشد؛ اما مخاطبين اين کتاب کساني هستند که ميخواهند به صورت تخصصي حفظ کنند و سن و سالشان هم ديگر سه و چهار سال نيست و رواياتهايي در کتاب است که نسبتا طولانيتر از رواياتي است که ما حفظ کرديم؛ اما مطمئناً انگيزهاي که فرموديد همينطور است؛ چون واقعا حفظي که کرديم، اثرش را ديديم هم علميّت بسيار خوبي براي خودمان داشت و همين الان دارد و هم اثري که در رابطه با اجراي برنامهها براي مردم داشت.

چه توصيهاي به حافظان قرآن داريد؟

حافظهاي که خداوند براي انسان قرار داده است، نعمت بزرگي است و اين که انسان بتواند حفظ بکند و اگر خدا کمک کند و آنچه انسان حفظ ميکند، قرآن و احاديث باشد، خوب اين يک نعمت ويژاي است و البته حتي در رابطه با آنهايي که حافظه خيلي کمي هم دارند، روايت داريم که اجرشان دو برابر است؛ چون با سختي بيشتري حفظ ميکنند؛ يعني نگفتهاند کسانيکه حافظهشان کم است، ديگر حفظ نکنند. در هر صورت وارد شده که شما قرآن را حفظ بکنيد، حتي آنهايي که برايشان سختتر است، ثوابش دو برابر است، در واقع براي آنها تشويقي است. به هر حال خيلي مطلوب است که انسان مطالب قرآن و روايات را حفظ کند، منتها حفظ يک مقدمه خوبي است براي رسيدن به مطبوع ما نه اين که فقط حفظ کردن هدف نهايي باشد؛ چون حفظ را خيليها ميتوانند انجام بدهند، حافظه خوب را الحمدلله خيليها دارند؛ اما اينکه در چه راهي خرج ميکنند و چه جور استفاده ميشود و نهايتا نتيجهاش چه ميشود، اين نتيجه مهم است و اهميت بيشتري دارد. يعني براي انسان نتيجه و اثر کار بسيار مهم است. مشاهده کرديم که برخي افراد، خوب حفظ کردند حالا يا قرآن را حفظ کردند و بعضا مطالب ديگري حفظ کردند، منتها آن نتيجهاي که واقعا دنبالش بودهاند را به دست نياوردند، چرا اين طور شد؟ آيا خودشان ادامه ندادند و براي رسيدن به مراحل بالاتر تلاش نکردند؟ آيا شرايط مهيا نبود؟ نميدانم؛ گفتهاند ما حفظ کرديم تمام شد، ديگر چه کار کنيم و برايشان عادي شده، بعد هم ديدم که خود آن حفظ ساده را هم از دست دادند. دوستان را بايد دقت کنند که اولا حفظ کردن هدف نيست بلکه مقدمه است براي فهم و عمل به قرآن. حافظ بايد محفوظاتش را تثبيت کند چه در زمينه قرآن چه احاديث، حتي در زمينه شعر، شعرهاي بسيار عالي، از مادحين اهلبيت عليهمالسلام وجود دارد يا اشعاري که خود اهلبيت عليهم‌‌السلام سرودند و در کتب ما هم آمده است که شخص ميتواند حفظ کند و براي اينها هم  اولا برنامه منظمي بايد داشته باشد و بعد هم از اين محفوظات بهعنوان يک مقدمه براي عمل کردن به مضامينش استفاده شود. هدف در حفظ بايد مشخص باشد، نگوييم خداوند حافظه به من داده و من حفظ ميکنم؛ اما نگاهي به مراحل بالاتر ندارم، بلکه هدف از حفظ بايد روشن باشد؛ شايد بيان اين نکته جالب باشد: روايتي هست که ميفرمايد که قرآن فرموده«إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ» نماز بايد اينطوري باشد که انسان را «عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ» از فحشاء و منکر باز دارد؛ يعني آنقدر انسان رابطه خود و خدا را بايد در نماز ارتقا دهد که ديگر به فکر گناه هم نيفتد؛ زيرا لذت انس با خداوند را چشيده و نميخواهد بخاطر يک لذت زودگذر دنيا آن ارتباط را از دست بدهد. حال اگر انسان بعد از نماز گناه کرد، در روايت دارد که در واقع اين نماز نه تنها انسان را به خدا نزديک نميکند؛ بلکه او را از خدا دور ميکند. او از آن عبادتش بهرهاي نميبرد، نمازش، هيچ فايدهاي ندارد. حفظ هم بايد اثري داشته باشد. شخص بايد به مراحل بالاتر از حفظ فکر کند، عزيزان حافظ، حتماً يک نيت خوب و يک هدف بلند را براي خودشان ترسيم کنند و از ابتداي حفظ به اين نکته توجه نمايند که براي چه ميخواهند حفظ کنند؟ به طور مثال اين هدف ميتواند به اين صورت باشد که اولًا براي خودشان چه اثري خواهد داشت و ثانياً بتوانند مُبلّغ باشند و معارف دين را بين مردم، خواه شيعيان و مسلمانان و خواه افرادي که تابع دين ديگري هستند، گسترش دهند، براي اين دارند حفظ ميکنند، اين خيلي مهم است.

يک خاطره از دوران کودکي خود نقل کنيد.سید محمد حسین طباطبایی + خبرگزاری حوزه

ميخواهم خاطرهاي را نقل کنم که مرتبط با بحثمان هم باشد. به خاطر دارم که يکي دو سال بعد از برنامههايي که در مکه و ايام حج در سال 1376 داشتيم، آنجا براي خانواده وزير کشور عربستان هم برنامه اجرا کرديم و بعد هم برگشتيم. خوب اين اجراي برنامه ما، بين خانواده سلطنتي عربستان خيلي پيچيده بود و بين خانوادههاي خودشان نقل ميشد که مثلا اين بچه آمده و برنامه اجرا کرد و اين طور قرآن ميخواند و... به اين صورت افراد ديگر و خانواده ساير مقامات عربستان هم مطلع شده بودند. به هر حال دو سال بعد از آن تهران، پيش سفير آن زمان ايران در عربستان بوديم، ايشان ميگفت که يکي از مقامات عربستان، پسر امير عبدالله، معروف به امير ترکي، با چند نفر هيئت همراه آمدند کاخ نياوران و گفتند:«ميخواهيم با آقاي طباطبايي هم يک ديداري داشته باشيم». البته به صورت رسمي نيامده بودند، ما رفتيم آنجا و تقريبا ساعتهاي نه و نيم، ده شب بود، نشستيم و ايشان کمي صحبت کرد و بالاخره گفت که ما وصف شما را که آمديد در کاخ سلطنتي و آنجا برنامههايي را داشتيد شنيديم. حالا آمدهايم خودمان از نزديک ببينيم. به او گفتند که ايشان حافظ قرآن هستند از هر جاي قرآن که دوست داريد، ميتوانيد سؤال کنيد. امير به مبل لم داده بود؛ البته با يک تکبر خاصي و گفت:«نه، من سؤال حفظ از ايشان ندارم». گفتند:«چه سؤالي از ايشان داريد؟» گفت:«براي من شعر بخوان». گفتند:«ايشان معروف نيست که شعر حفظ کرده باشند. ايشان حافظ قرآن هستند». اصرار کردند که نه شعر بخواند، حالا به لطف خداوند؛ چون زبان عربي را کار ميکرديم، بسياري از شعرهاي عربي را که در مدح اهلبيت عليهم‌‌السلام بود و بعضي از اشعاري که خود اهلبيت عليهم‌‌السلام سرودند، اينها را حفظ کرده بوديم. خدا لطف کرد بين تمامي اشعاري که حفظ کرده بودم، يک شعر خيلي مناسب را انتخاب کردم، همان شعر معروف امام هادي عليهالسلام را که در مجلس متوکل، خوانده بودند، در وصف پادشاهان که بالاخره آخر و عاقبت تمام خوشيهايي که اينها داشتند چه ميشود؛ خيلي با جزئيات آنجا گفته ميشود که خيلي جالب است. شعر نزديک يک صفحه است و من هم همهاش را حفظ بودم و خيلي شمرده شمرده از ابتداي آن شروع کردم به خواندن و نگفتم که شعر از کيست و براي چه کسي خوانده است. شروع کردم به خواندن خيلي شمرده شمرده و با همان شيوهاي که خودم در زمان بچگي داشتم، خيلي احساسي ميخواندم، بعد ديدم که يواش يواش وقتي به وسطهاي شعر رسيدم، هر چه بيشتر ميگذرد، اين شخص خودش را بيشتر جمع و جور ميکند، اول خيلي متکبرانه نشسته بود؛ اما از اواسط شعر به بعد خودش را جمع کرد، ديدم چشمانش سرخ شده، خيلي متأثر شده تا رسيدم به آخر شعر، ديدم اشک توي چشمانش جمع شده در واقع همه را تطبيق داده بود به خودش؛ بعد هم خيلي تشکر و تقدير کردند.

برنامه ارتباطي شما با مردم چگونه است؟

معمولا اجراي برنامه و دعوتي است. البته با توجه به برنامههايي که خودمان در قم داريم، سعي ميکنيم که طوري تنظيم کنيم که مشکلي پيش نيايد. به صورت هفتهاي يا دههاي نيست، کمتر است، معمولا دو يا سه روزه، سفرهايي به شهرهاي مختلف داريم. به لطف خداوند در سفرهايي که داريم سعي ميکنيم که جامع باشد و به استانهايي که ميرويم سعي داريم که در چند شهر برنامه داشته باشيم و حتما يک محفل عمومي هم داشته باشيم. اجراي عمومي که مردم بيايند. ديدارهايي هم با جامعه قرآني هر شهر و با مسئولين داريم که بر فعاليتهاي قرآني تأکيد ميکنيم.

مشکل جامعه امروز ما را چه ميبينيد و راه حل آن چيست؟

بيان دين به زبان روز براي عموم مردم، تا همه برداشت صحيح و جامعي از مسائل ديني داشته باشند. بهترين شيوهها، سادهترين روشها و بالاخره جذابترين روشها، براي ياد دادن مطالب قرآني بايد انتخاب بشود، مخصوصا در رابطه با مفاهيم خيلي مهم است که ما چه طور بگوييم؛ چه طور بيان کنيم؛ چه طور بتوانيم برداشت و استنباط کنيم نه اين که منظورم استنباط باشد؛ بلکه به زبان قوم صحبت کردن و با توجه به جامعه امروزي صحبت کردن است.«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ». البته خوب بحث مهمي که هست اين که جامعه قرآني يا مذهبي يا کساني که با اين موضوع در ارتباط هستند و مسئوليت دارند بايد توجه کنند که ذائقه مردم را با مسائلي که چندان به درد دنيا و آخرت آنها نميخورد، عادت ندهند. بهعنوان مثال ميگويم يک جايي که موسيقي يا فيلم هر چه بيشتر ترويج ميشود، گرچه بعضي فيلمها، البته خيلي کم، ممکن است فايده هم داشته باشد؛ ولي اکثر آنها هدف مثبتي را دنبال نميکنند و برعکس مسائلي در آنها ترويج ميشود که براي سلامت جامعه هم مضر است؛ به هر حال معمول فيلمها يا موسيقيها و کنسرتها هر چه از اينها بيشتر ترويج شود و شما از طرف ديگر بخواهيد فعاليت کنيد، کاري انجام بدهيد، واقعا سخت ميشود؛ هر چقدر هم طرح داشته باشيد؛ برنامه داشته باشيد، آن طرف ديگر باب شده، ترويج شده و يک مقدار براي مردم جذابتر شده و ذائقه ايشان به آن سمت رفته است. فکر ميکنم همه بايد کمک کنند. بهخاطر همين گفتم که يکي از برنامههاي ما در شهرستانها که ميرويم همين است؛ يعني با مسئولين که ديدار ميکنيم، خود آن مسئول يک مسئوليت کلي دارد، همه کاري ميتواند انجام بدهد؛ اما ميرويم و تأکيد ميکنيم که مثلا دقت کنيد که اولا اولويتهاي کاريتان، بحث کارهاي قرآني و مذهبي باشد، در اين زمينه اول کار کنيد و اين جبهه تقويت شود، بعد اگر کارهاي ديگري هم لازم بود، به آنها هم برسيد؛ يعني ما صحبتمان همين است وقتي از اين غافل ميشوند و اولويت ايشان ديگر، کارهاي قرآني و مذهبي نيست، به کارهايي ميپردازند که شما هر چقدر هم بخواهيد که در اين سمت و اين جبهه هم تلاش بکنيد و برنامه بريزيد، ميبينيد که خيلي سخت است و البته بگويم که در بحث همين کار قرآني خودمان و نيز بحثهاي مذهبي و فرهنگي، موازيکاري هم هست کارها تکراري است، اين يک آفت است که براي حل آن بايد مشکلات شناسايي شود. سازمانها و نهادهاي دستاندرکار بايد با هم تعامل و تعاون داشته باشند بعد هم منابع مادي و مالي آن و هم منابع علمي آن فراهم شود حالا منابع علمي مثل کتاب يا افرادي که متخصص هستند، همه جمع شوند کمک کنند، مشاوره بدهند، کتاب بنويسند؛ يعني همه اينها بايد جور باشد؛ اگر همه اينها جمع باشند؛ اما منبع مالي براي اجراي آن نباشد، باز هم ميبينيد که اينجا ناقص ميماند يا منبع مالي باشد، منبع علمي نباشد، بالاخره اصل آن همان «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» است که همه بايد تعاون و همکاري داشته باشند. بهعنوان نمونه در نمايشگاه قرآن بودم، شخصي را در آنجا ديدم که دکتراي فيزيک داشت، گفت:«من دارم در بحث فيزيک در قرآن، کار ميکنم، اول درس عادي خودم را ميخواندم و تدريس ميکردم، ولي بعد علاقهمند شدم که در قرآن هم مطالعه کنم که در قرآن چه آياتي درباره فيزيک گفته شده، تطبيقش چه طوري است». خيلي خوب است يک شخصي اين طور کار ميکند، منظورم اين است که هر کسي در هر رشتهاي؛ مثلا شيمي هم همينطور؛ علوم تجربي هم همين طور؛ همه بايد بيايند و تلاش کنند؛ اما اينها بايد با هم کار کنند، وقتي بحث اتحاد و همکاري پيش بيايد، خداي ناکرده استنباط شخصي هم پيش نياييد، اين کار خوب است و به نتيجه ميرسد؛ ولي اگر ببينيم يک نفر خودش بخواهد بياييد، اينکارها را انجام بدهد، آفاتي هم دارد، همه بايد يک جايي جمع بشوند با هم صحبت بکنند و بالاخره به يک اتفاق قولي و يک نظر واحدي برسند. انشاءالله

شما چند ديدار با رهبر معظم انقلاب داشتهايد، توصيهاي از ايشان را که در ذهن داريد، بفرماييد.سید محمد حسین طباطبایی + خبرگزاری حوزه

مقام معظم رهبري مدظلهالعالي در جلسهاي فرمودند که «شما قدر اين حفظ قرآنتان را بدانيد که چه کار بزرگي انجام دادهايد و من هم خيلي دوست داشتم که در همان سني که شما هستيد در دوران نوجواني حفظ کل قرآن را داشتم؛ منتها بهخاطر شرايطي که بود، آن زمان دروس حوزوي بود، کار ديگري که داشتم، نتوانستم کل قرآن را حفظ کنم و از اين بابت هم حسرت اين را ميخورم که چرا فرصتي نشد، براي اين که کل قرآن را حفظ کنم».

فرمودند:«هيچ وقت ترک نکنيد اين خواندن مرتب قرآن را و سعي کنيد که حفظتان را هميشه قوي داشته باشيد» و بالاخره خيلي تأکيد داشتند بر روي بحث حفظ مخصوصا و البته در کنارش توصيه به درسها، دروس حوزويمان و روايات را داشتند. منتها در بحث قرآن خيلي تأکيد داشتند. هر جلسه که خدمت ايشان ميرسيم، هنوز ميگويند که قرآن را چه کار کرديد؟ هنوز دوره داريد؟ خيلي روي اين نکته دقت دارند.

بيشتر مردم چهره کودکي شما را بخاطر دارند، برخورد امروز ايشان با شما چگونه است؟

مردم هميشه به واسطه لطفي که خدا به ما داشته و مردم ميشناسند، به ما لطف داشته و علاقه دارند. خوب در دوران کودکي به اين خاطر که برنامه زياد داشتيم و مردم ميديدند، خيلي جلوي چشم بوديم و به هر حال هميشه استقبال ميکردند؛ حتي اگر کار عادي داشتيم، حرم ميرفتيم يا جاي ديگري، مردم  ازدحام ميکردند. خوب يک فاصلهاي که به خاطر درسها و برنامههايمان شد، نتوانستيم در تلويزيون حضور داشته باشيم، چهره هم در طي چند سال تغيير کرد، الان مردم کمتر ميشناسند و البته من خودم سعي کردم که خيلي در مصاحبهها و رسانهها نباشم؛ به همين خاطر يک وقتي زياد جلوي چشم بوديم و اين شهرت هم سختي خودش را دارد، ميدانيد آن کساني که در رسانهها مطرح ميشوند، اين مشکل برايشان هميشه هست که وقتي به خاطر مشکلي حضورشان کمرنگ ميشود، شايعات برايشان زياد ميشود و البته حضور مرتب در رسانه هم خيلي هم سخت است؛ البته اين را هم بگويم اين که در رسانهها حضور نداشتم، به اين معني نبود که با مردم در ارتباط نبودم. همين طور که اشاره شد، مسافرت داشته و داريم. همين الان هم در استانهاي مختلف در برنامههاي محفل عمومي که جمعيت زيادي هم ميآيند، اجرا دارم؛ اما ديگر آنطوري که در تلويزيون باشم، نيست و فکر ميکنم که راحتتر هستم. اينطور آرامش خاطر بيشتري دارم و البته در روايت هم داريم که خوشا به حال آن شخصي که جلوي چشم نبوده و گمنام باشد؛ حالا چه خاصيتهايي دارد، جزيياتش گفته نشده؛ ولي گفته شده که گمنام باشد و با انگشت به آن اشاره نشود که در واقع کنايه از اين است که همه او را بشناسند؛ يعني شهرت./خبرگزاری «حوزه متن گفتگوی ماه نامه «نسیم وحی» با حجت الاسلام سید محمد حسین طباطبایی

 خاطره جالب ازشیطنت مردقرآن
در هشت سالگی روزی با گروهی از بچه‌ها‌ به اردو رفته بودیم، صبح زود بعد از نماز در حالی که همه خواب بودند من با زغال صورت همه شان را سیاه کردم و آن پنجاه نفر هیچ وقت نفهمیدند که چه کسی آنها را سیاه کرده بود!!! 

منبع : خانه مشاور |محمدحسین طباطبایی حافظ قرآن درتابستان95
برچسب ها : قرآن ,بايد ,داشته ,کتاب ,البته ,روايت ,داشته باشند ,داشته باشد ,حافظ قرآن ,حوزه علمیه ,محمدحسین طباطبایی ,کتاب تالیف نموده، ,خيلي شمرده شمرده ,خي

لینک های رازو رمز جنگ وجام زهر

:: لینک های رازو رمز جنگ وجام زهر
جهت اطلاعات بیشتر به این لینکهای "جام زهر" واتفاقات 8سال دفاع مقدس مراجعه شود

http://www.pirastefar.ir/?p=3302

رمزگشایی”جام زهر”گزارش مسئولین جنگ ووزیراقتصاد به امام خمینی

***

http://www.pirastefar.ir/?p=2991

 

حقایقی درباره پذیرش قطعنامه۵۹۸/جام زهر

***

http://www.pirastefar.ir/?p=2014

 

جام زهر را فرماندهان به امام نوشاندند یا سیاسیون؟

***

http://www.pirastefar.ir/?p=5775

 

رازورمزهای پذیرش قطعنامه۵۹۸

 

 

 

منبع : خانه مشاور |لینک های رازو رمز جنگ وجام زهر
برچسب ها : pirastefar ,http ,پذیرش قطعنامه۵۹۸

خان طومان چگونه سقوط کرد/ 15شهید21مجروح+6اسیر

:: خان طومان چگونه سقوط کرد/ 15شهید21مجروح+6اسیر
 خان طومان چگونه سقوط کرد/13 شهید21مجروح(مازندرانی)+2شهیدگیلانی 
آمارشهدارا40نفرنیزگفته اند/سردارکوثری: 6اسیر
 این در حالی است که آتش‌بس در شهر حلب در پی توافق آمریکا و روسیه از ساعت یک بامداد روز پنجشنبه آغاز شد اما گروه‌های مسلح با حملات خمپاره‌ای و توپخانه‌ای به شهرک خان‌طومان در حومه جنوبی حلب و مناطق دیگر آتش‌بس را نقض کردند.
ائتلاف تروریستی «جیش الفتح » از پنجشنبه حملات شدیدی به شهرک «خان طومان» در جنوب غرب حلب آغاز کرد و سرانجام موفق شد پس از عملیات ناکام ماه گذشته، این بار با دادن بیش از ۷۰ کشته آن را مجددا اشغال کند.

البته منابع میدانی مطلع گفتند که تعداد کشته‌های تروریست‌ها حدودا دو برابر رقمی است که خودشان اعلام کرده‌اند یعنی حداقل ۷۵ نفر. 
«ابو البراء الحموی» عضو گروهک تروریستی «اجناد الشام» گفت: درگیری‌ها در طول شب خیلی خیلی شدید بود اما سرانجام مناطق جنوبی خان طومان آزاد شد.
شبکه «اسکای نیوز» که حامی تروریست ها در سوریه است، می‌گوید پنج نفر از نیروهای حزب‌الله و دو نفر از مبارزان افغانستانی اسیر شده اند اما روز گذشته حزب الله اسارت نیروهایش در خان طومان را تکذیب کرد. 
مخالفان دیگر تعداد اسرا را پنج نفر اعلام کرده‌اند و برخی دیگر تعداد آنان را سه نفر گفته‌اند.

طبق اعلام منابع میدانی، تعداد درست اسرا، سه نفر است که دو نفر سوری از ارتش سوریه از اهالی حلب و یک نفر از نیروهای فاطمیون است.

 گزارش‌های میدانی از سوریه، حاکی از آن است که تحولات میدانی در استان حلب وارد مرحله جدیدی شده و نقض آتش بس توسط تروریست‌های تکفیری، نشان می‌دهد که آن‌ها به دنبال تصرف شهرهای استراتژیک در این استان هستند. در این میان، خان‌طومان از شهرک‌های مهم و استراتژیک در حومه حلب بوده و تروریست‌ها با اشغال خان طومان بدنبال این هستند تا بتوانند برای تجهیز قوا و حرکت به منظور اشغال شهر دمشق، اقدام کنند تا در مذاکرات آتی با قدرت بیشتری ظاهر شوند. 

خان طومان به دلیل نزدیکی به شهر حلب که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری جنوب آن است، و همچنین به دلیل نزدیک به اتوبان حلب-دمشق، اهمیت زیادی در منطقه ریف جنوب غربی حلب دارد.
بر اساس اخبار منتشر «محمد بابلسی » مسئول ستاد راهـیان نور مازندران و حاج رحیم کابلی امروز در دفاع از حریم اسلام و حرم اهل بیت به فیض شهادت رسیده‌اند.

این در حالی است که مسؤول روابط عمومی سپاه کربلای مازندران گفت: ۱۳ رزمنده سپاه کربلای مازندران در دفاع از حرم اهل بیت(ع) به شهادت رسیدند و ۲۱ نفر دیگر نیز به درجه جانبازی نائل آمدند. 
 
همچنین بیانیه‌ ای از سوی روابط عمومی سپاه کربلا مازندران به مناسبت شهادت جمعی از غیورمردان مازندرانی مدافع حرم در حلب صادر شد.

بسم الله الرحمن الرحیم
فان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه

یک ملتی که زن و مردش برای جان فشانی حاضرند و طلب شهادت می کنند ، هیچ قدرتی با آن نمی‌تواند مقابله کند.(امام خمینی ره)

عطر شهادت فرزندان غیور مازندرانی این بار نه از خاک های تفتیده جنوب بلکه از خرابه های شام و صحرای حلب به مشام می‌رسد.

تاریخ باید بداند دفاع از حرم عمه سادات حضرت زینب (س) دلیل نمی خواهد، راهنمایش دل است و بهانه اش هم دل و بیعت حسینیان زمان بیعتی است به رنگ خون که جلوه ای از این عهد و پیمان را پیکر مطهر شهدای مدافع حرم به تصویر کشیده‌اند.

آن روز اگر لشگر خط شکن و خط نگهدار ۲۵ کربلا با حماسه آفرینی بی بدیل خود پرچم ولی نعمتان علی بن موسی الرضا (ع) را بر فراز مناره های فاو به اهتزاز درآورد، امروز هم شیرمردان عرصه جهاد و شهادت از این استان با غیرت اباالفضلی خود آماده اند تا جبهه کفر را در جنگ نیابتی علیه ایران را به زانو در بیاورند.

در پی نقض آتش‌بس توسط عوامل تکفیری در اطراف حلب سوریه و حملات وحشیانه آنها به شهرک خان‌طومان، که منجر به شهادت تعدادی از نیروی مستشاری کشورمان شد و نشر برخی مطالب و تصاویر مجاهدان جبهه مقاومت در شبکه‌های اجتماعی توسط این عوامل، توجه به چند نکته را ضروری می‌سازد که از مردم شهیدپرور مازندران می‌خواهیم تا با حفظ هوشیاری، دشمنان اسلام را از دست‌یابی به اهداف‌شان ناکام بگذارند.

۱-اطلاعات لازم در زمینه چگونگی وضعیت نیروهای مستشاری استان‌مان را از روابط عمومی سپاه کربلا به‌عنوان منبع رسمی دریافت نمائید.

۲-حفظ خونسردی و آرامش، سلاح قوی کسانی است که می‌توانند عقبه مطمئن و قدرتمندی را برای فرزندان مبارز و انقلابی خود فراهم آورند.

۳-بی‌اعتنایی به عملیات روانی تکفیری‌ها در شبکه‌های اجتماعی، حرکت کامل‌کننده اقدامات فرزندان شجاع این سرزمین است که برای پاسداری از ارزش‌های انقلاب و صیانت از سرزمین دینی خود، شهادت را چون احلی من‌العسل پذیرا هستند اما ذلت بازی‌خوردن توسط دشمن را هرگز گروه‌های تکفیری برای تضعیف روحیه مقاومت و دریافت اطلاعات تکمیلی از نیروهای جبهه مقاومت بخصوص نیروهای مستشاری ایران، اقدام به انتشار اطلاعات ناقص از آنها در شبکه های اجتماعی می کنند تا ضمن راه اندازی جنگ روانی علیه مدافعان حرم، اطلاعات خود را تکمیل کنند و متاسفانه مشاهده شده برخی رسانه ها و کاربران در شبکه های اجتماعی ناخواسته اقدام به انتشار این گونه اخبار غیرموثق می کنند که توصیه می‌شود برای حفظ آرامش در جامعه مخصوصا خانواده های محترم مدافعان حرم، صبر و حوصله را مد نظر خود قرار دهند که بی شک صبر انقلابی‌مان تکمیل توطئه استکبار را عقیم می‌گذارد.

۴-اطلاعات دقیق و تکمیلی آن‌گاه که مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد و از سوی مراجع رسمی تایید گردد در اسرع وقت در اطلاعیه بعدی در اختیار افکار عمومی مردم عزیز استان‌مان قرار داده خواهد شد.

در پایان شهادت دلاوران مازندرانی مدافعان حرم را به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء و رهبر معظم انقلاب اسلامی، خانواده های معظم این عزیزان و مردم شهیدپرور استان مازندران تبریک و تسلیت عرض می نماییم و به یقین اعلام می‌کنیم که خون این شهیدان مدافع حرم، طومار جبهه باطل به سردمداری آمریکای جنایتکار و صهیونیسم بین الملل را در هم خواهد پیچید و اهداف شوم شیطان بزرگ در منطقه را با شکست سنگینی مواجه خواهد کرد. 

یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار الف عنوان کرد که انتشار این تصاویر از سوی تروریست‌ها بیشتر عملیات روانی است.

شهادت ۱۳ رزمنده مازندرانی در سوریه تایید شد 

مسئول روابط عمومی سپاه کربلای مازندران خبر شهادت ۱۳ مدافع حرم مازندرانی در سوریه را تایید کرد.

حسینعلی رضایی گفت: آخرین اخبار حکایت از ۱۳ شهید مدافع حرم مازندرانی و زخمی شدن ۲۱ نفر در سوریه دارد./منبع:الف شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
                                                        ***
رضایی،معاون روابط عمومی و تبلیغات سپاه کربلای :از21مجروح،9 نفر از این مجروحین روز گذشته به کشور بازگشتند، چهار نفر از این رزمندگان به منازل خود مراجعه کردند و 5 نفر نیز در بیمارستان بقیه الله تهران در حال مداوا هستند.مابقی مجروحین نیز در حال بازگشت به کشور هستند./۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵انتخاب
اما 12 پیکر شهدای مازندرانی هنوز در اختیار تکفیری ها است، بیان کرد: در این مناطق هنوز درگیری وجود دارد و باید با آزادسازی مناطق دست یافتن به پیکر شهدا میسر شود. 

اسارت و شهادت جمعی از رزمندگان در معرکه خان طومان 

تصویر اسارت و شهادت جمعی از رزمندگان در معرکه خان طومان +عکس

به گزارش جام جم آنلاین، این نبرد در شهرک خان طومان در نزدیکی حلب روی داد که در نهایت منجر به تسلط تروریست ها بر این منطقه شد.

  

پیام تلگرامی یکی ازرزمندگان:83نفردرمحاصره ایم/منبع:شنبه 18 اردیبهشت 1395جام جم

                                                    ***

شهرک راهبردی «خان طومان»، یکی از اصلی‌ترین راه‌های کمک‌رسانی عناصر تروریستی به یکدیگر از شمال به جنوب استان حلب واقع در سوریه است.

به گزارش الف،"خان طومان" در جنوب غربی حلب در سوریه واقع شده است که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری جنوب این شهر قرار دارد و به خاطر آن‌که به اتوبان حلب، دمشق نزدیک است اهمیت استراتژیک دارد.

شهرک "خان طومان" روز جمعه به اشغال گروه تروریستی «جبهه النصره» و هم پیمانانش درآمد. در این گزارش‌ها آمده بود، تروریست‌های تکفیری از روز پنجشنبه حمله سنگینی به شهرک خان طومان شروع کردند که این حمله در ‌‌‌نهایت منجر به عقب نشینی نیروهای مقاومت از این شهرک شد که موجب شهید شدن تعدادی از نیروهای ایرانی شد.

حسین شیخ الاسلام در گفتگو با خبرنگار الف، در مورد آخرین تحولات میدانی حلب و شهرک "خان طومان" اظهار داشت: شهر حلب همواره پتانسیل پایتخت شدن را داشته است چراکه نقطه استراتژیک سوریه به شمار می‌رود و همچنین خان‌طومان منطقه‌ای راهبردی در حاشیه جنوبی حلب بوده که بر جاده حلب-دمشق مسلط است. این جنگ در واقع مادر تمام جنگ‌ها است که اگر این منطقه از بین برود و تروریست‌ها بر آنجا مسلط شوند سوریه تجزیه خواهد شد.

وی تصریح کرد: شهرک خان‌طومان در طی این مدت در دست نیروهای دولتی بود اما تروریست‌ها از آتش‌بس سوءاستفاده کرده و با منفجر کردن همزمان دوازده کامیون این منطقه را از بین بردند.

مشاور امور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این اقدامات تروریستی همواره از سوی کشورهای غربی هدایت می‌شود، گفت: آمریکا، عربستان سعودی و ترکیه همواره به دنبال ایجاد تنش و فتنه در خاک سوریه هستند و با انتقال گروه‌های تروریستی از خاک ترکیه به سوریه، سعی دارند تا بر سوریه تسلط پیدا کنند.

شیخ الاسلام ادامه داد: در حال حاضر معارضین سوری با حمایت‌های مالی و نظامی از سوی حکومت شاهنشاهی سعودی تغذیه می‌شوند که به دنبال جنایت و جنگ در سوریه هستند و آن‌ها فکر کردند که اگر میز ژنو را ترک کنند استفان دی میستورا مذاکرات را متوقف می‌کند که اینگونه نشد لذا بعد از این ماجرا سعی کردند که به همکاری کشورهای همپیمان خود ضربه سختی را به دولت و ارتش سوریه وارد کنند.

وی به طرح آمریکایی-عربستانی-ترکیه‌ای علیه سوریه اشاره کرد و افزود: بعد از مذاکرات ژنو و ترک معارضین هم‌پیمانان علیه سوریه شکل گرفت و نیروهای تروریستی شکست خورده با یکدیگر بسیج شدند و با دریافت سلاح‌های جدید به خان طومان حمله کردند/الف سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵

                                                            ***
تأثیر سقوط خان طومان بر آینده‌ی مناطق مهم جنوب حلب
«محمد صبحی» یکی از فرماندهان ائتلاف تروریستی «جیش الفتح» می‌گوید که بعد از شهرک مهم الحاضر در جنوب حلب که اکنون تحت کنترل ارتش سوریه است، خان طومان دومین نقطه مهم در جنوب حلب بود که به تصرف گروه‌های مسلح مخالف در آمد.

صبحی می‌گوید که صعب‌العبور بودن و ویژگی‌ جغرافیایی و کوهستانی بودن منطقه در کنار نزدیکی آن به اتوبان حلب-دمشق از جمله دلایل اهمیت این نقطه در جنوب حلب است.
این سرکرده تروریستی می‌گوید که خان طومان که به ریف غربی حلب خیلی نزدیک است، مهم است که در کنترل مخالفان باشد زیرا که توپخانه نیروهای سوری در آن مستقر بود و (مواضع گروه‌های تروریستی در) منطقه راشدین و شهرکهای ریف غربی (در غرب شهر حلب) را مستمرا می‌زد.

این تروریست عضو «جیش الفتح» می‌گوید که تصرف خان طومان راه را برای تصرف روستای حمیره سپس خلصه و سرانجام فشار بر برنه و زیتان را فراهم می‌کند و بعد از آن میتوان شهرک الحاضر را که از جمله مقرهای اصلی ریف جنوبی حلب است، محاصره کرد./ شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ جهان نیوز

    توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تنها6ماه بود که"خان طومان"آزادشده بود.

آمارشهدابایدبیش ازاینها باشد"این تعداد13نفر"فقط مربوط به استان مازندران است

به گزارش جهان به نقل از ابنا، خبر شهادت یکی از سرداران نیروی قدس سپاه پاسداران در سوریه اعلام شد. 

2شهیدگیلانی خان طومان

سردار "سید شفیع شفیعی" 17 اردیبهشت ماه در نبرد با تروریست های تکفیری در شهرک "خان طومان" در جنوب استان حلب به فیض شهادت نائل آمد. 
این شهید از اهالی شهرستان "رودبار" در استان "گیلان" بود و پیکرش پس از شهادت به دست گروه های تکفیری افتاد. شهید شفیعی طی سال های اخیر به عنوان فرمانده در جبهات مختلف درگیری با تروریست های تکفیری در استان حلب سوریه حضور داشت. 

سردار شهید جواد دوربین یکی از شهدای خان طومان است 

در پی نقض آتش بس توسط عوامل تکفیری در اطراف حلب سوریه و حملات وحشیانه آنها به شهرک خان‌طومان، تعدادی از نیروی مستشاری کشور به شهادت رسیدند. «سردار شهید جواد دوربین» یکی دیگر از شهدای مدافع حرم است که از استان گیلان برای دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) رهسپار سوریه شد و در درگیری دو روز گذشته در خان طومان به کاروان شهدای مدافع حرم پیوست. شهید جواد دوربین اهل خطه بندرانزلی استان گیلان و از پاسداران بازنشسته سپاه بود که طی عملیات مستشاری در سوریه به شهادت رسید. او دی ماه سال 89 از خدمت بازنشسته و فرودین امسال به سوریه رفت./ تسنیم۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، 

نکته دیگر:

خان طومان در دهه اول محرم سال گذشته (دسامبر 2015) که عملیات جنوب حلب تازه آغاز شده بود، آزاد شد. ماه گذشته نیز تروریست‌های النصره با همکاری چندین گروهک دیگر به خان طومان حمله کرده بودند اما نیروهای ارتش سوریه با کمک حزب‌الله، نیروهای فاطمیون، نیروهای مقاومت عراقی و نیروهای ویژه مستشاری ارتش ایران، مقابل آن حمله شدید، با کمترین تلفات مقاومت کرده بودند در حالی که النصره با دادن تلفاتی (حدود 400 نفر) عقب‌نشینی کرده بود./شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ جهان نیوز

                                                             ***

کوثریعضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی :طبق آمار اعلام شده در این فاجعه از ایرانیان مدافع حرم13 نفر شهید 18نفر مجروح و 5 الی 6 نفر اسیر شده اند./۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵عصرایران
                                                         ***

آمار کلی شهدای  خان طومان٤٠ نفر

آمار کلی شهدای نبرد خان طومان تا بامداد امروز حدود ٤٠ نفر است.

اسامی ١٥ شهید سپاه و ٤ شهید سوری اعلام شده 

از ٤ شهید سوری مهندس محمد علی شحادة و مرسال شحادة از نبل و الزهرا (تصویر)، یک شهید از حلب و یک شهید از بانیاس بوده اند.//تحولات  جهان اسلام

                                                 ***

خان طومان

سقوط ادلب -فروردین1394
شهر ادلب مرکز استانی به همین نام ، واقع در شمال غربی کشور سوریه (هم مرز با ترکیه) طی هفته های اخیر صحنه تحولات میدانی ویژه ای بوده است. حدود یک ماه پیش، شهر ادلب پس از نبردهای سنگین شش روزه میان مدافعان (ارتش و دفاع وطنی سوریه) و تروریستهای تکفیری مهاجم تحت فرماندهی ارشد گروه "القاعده" در سوریه (موسوم به جبهه النصره) و با مساعدت و مدیریت سرویس اطلاعاتی ترکیه، پس از تخلیه ساکنین غیر نظامی و عقب نشینی نظامیان مدافع، به اشغال تکفیریها در آمد./۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۴مشرق

 

منبع : خانه مشاور | خان طومان چگونه سقوط کرد/ 15شهید21مجروح+6اسیر
برچسب ها : سوریه ,طومان ,شهادت ,نیروهای ,شهرک ,جنوب ,روابط عمومی ,عمومی سپاه ,ارتش سوریه ,تحولات میدانی ,شهدای مدافع ,سپاه کربلای مازندران ,«جیش الفتح» می

بزن بزن در برنامه زنده"مناظره" تلویزیونی گرجستان

:: بزن بزن در برنامه زنده"مناظره" تلویزیونی گرجستان
بزن بزن در برنامه زنده"مناظره" تلویزیونی-گرجستان

مناظره زنده تلویزیونی میان دو تن از اعضای شورای شهر تفلیس به درگیری و زد و خورد منجر شد.

 این گفتگوی تلویزیونی پنجشنبه شب از شبکه سراسری گرجستان در حال پخش بود که بینندگان آن به جای گفتگو شاهد برخورد فیزیکی مهمانان این برنامه بودند. درگیری زمانی آغاز شد که «آلکو الیساشویلی» از اعضای حزب مستقل شورای شهر، مسئولان این شورا را به دریافت رشوه متهم کرد. پس از آن «سوسو مانجاویدز» از نمایندگان حزب حاکم گرجستان در شورای شهر تفلیس که مهمان دیگر برنامه تلویزیونی بود از الیساشویلی خواست درخصوص اثبات اتهام دریافت رشوه، سند و مدرک ارائه دهد که با واکنش شدید وی مواجه شد. الیساشویلی در پاسخ مانجاویدز را فاقد صلاحیت اخلاقی برای دفاع از دیگران دانست و وی را فردی بی ارزش خواند که به جرم اختلاس باید از رهبری حزب برکنار شود.  انتخابات پارلمانی گرجستان قرار است /۲۱ خرداد ۱۳۹۵ -شبکه خبر

لینک خبر

http://www.irinn.ir/news/162951/%D8%A8%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C

لینک فیلم

http://www.irinn.ir/sitefiles/13950321/Video/43133340152556.flv

                                                ***

جنگ با دمپایی در پارلمان کویت

نمایندگان پارلمان کویت با یکدیگر درگیری لفظی پیدا کردند و این درگیری لفظی به استفاده از دمپایی کشیده شد.
به گزارش تسنیم، درگیری لفظی در پارلمان‌های دنیا به در برخی از موارد درگیری فیزیکی کشیده می‌شود؛ اینبار نمایندگان پارلمان کویت با استفاده از دمپایی به جان هم افتادند./۲۵ خرداد ۱۳۹۵-تابناک
***

درگیری فیزیکی دو کارشناس در برنامه زنده تلویزیون اردن 

- شرکت‌کنندگان در یک گفتگوی زنده تلویزیونی در اردن با هم درگیر شدند. این برنامه خبری زنده با حضور دو کارشناس و درباره مسائل غزه و سوریه در حال پخش بود که حاضران به دنبال اختلاف‌نظر با هم به درگیری فیزیکی پرداختند./خبرآنلاین 30 تیر 1393
لینک خبر
http://www.khabaronline.ir/detail/366196/multimedia/movie
منبع : خانه مشاور |بزن بزن در برنامه زنده"مناظره" تلویزیونی گرجستان
برچسب ها : درری ,تلویزیونی ,برنامه ,زنده ,گرجستان ,فیزیکی ,برنامه زنده ,پارلمان کویت ,درری لفظی ,درری فیزیکی ,نمایندگان پارلمان ,مناظره تلویزیونی گرجستان

نیش‌های حیات‌بخش/نیشهایی که درمانگرند

:: نیش‌های حیات‌بخش/نیشهایی که درمانگرند

نیش‌های حیات‌بخش

رقابت در تکامل سلاح‌های به کار گرفته شده بین شکار و شکارگر، موجب خلق کشنده‌ترین زهر‌های روی زمین شده است. سم حیوانات زهردار از ده تا هزاران نوع زهر متفاوت تشکیل شده است. ترکیبات این سم‌ها از پروتئین‌هایی شبیه پروتئین‌های پپتید و زنجیره‌های کوچک‌تری از اسیدهای آمینه و مولکول‌های آلی مانند هورمون‌ها، آنتی‌بیوتیک‌ها و دیگر ترکیباتی تشکیل شده است که در عملکرد متابولیسم موجود زنده نقش دارند. دانشمندان این سموم را منابعی عالی برای درمان بسیاری از بیماری‌های خاص می‌دانند و درصدد تغییر عملکرد این زهرها برای تولید نسل جدیدی از داروهای حیرت‌انگیز هستند. در ادامه به برخی جانوران که سم آنها مصارف پزشکی دارد، اشاره می‌کنیم.
تصویر نیش‌های حیات‌بخش

زنبورهای عسل و بی عسل

درمان: ایدز، سرطان پستان، سرطان پوست و آرتریت روماتیسمی

زنبور عسل

سم زنبور عسل، حاوی ترکیباتی است که با ویروس ایدز می‌جنگد و در درمان آرتریت روماتیسمی موثر است. بیش از نیمی از این سم، از نوعی پپتید به نام ملیتین، تشکیل شده است. این سم حتی در مقدار بسیار کم می‌تواند بسیار آزاردهنده باشد و احساس سوزش شدیدی در محل گزیدگی به وجود آورد. بنا بر تحقیقات مشخص شده، نانوذرات حامل ملیتین می‌تواند حفره‌هایی روی پوشش محافظتی ویروس اچ‌آی‌وی ایجاد کند و در عین حال به سلول‌های انسان صدمه نزند. اگرچه این تحقیق مراحل اولیه خود را می‌گذراند، اما این نانوذرات می‌توانند روزی به صورت ژل در بدن قرار بگیرند و از انتقال ویروس ایدز جلوگیری کنند.

زنبور بی‌عسل

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات درمان سرطان، مشکل هدف گیری دقیق سلول‌های سرطانی و حفظ سلول‌های سالم است. محققان در حال بررسی سم نوعی زنبور بی‌عسل به نام پلی‌بیا پائولیستا هستند که می‌تواند این نقش را به عهده گیرد. این سم ساختار مولکول‌های چرب روی بخش خارجی سلول‌های سرطانی را هدف می‌گیرد و باعث می‌شود، مولکول‌های حیاتی به بیرون نشت کنند. از طرفی توجهی به مولکول‌های چرب داخل سلول‌های سالم ندارد و این موضوع، امکان شناخت سلول‌های سالم را به پزشکان می‌دهد. ویژگی ملیتین موجود در سم زنبورهای عسل و البته بی‌عسل در درمان سرطان نیز مفید خواهد بود. ملیتین در آزمایش‌های روی موش‌های مبتلا به سرطان پستان و پوست، توانسته تومورهای موجود را آب کند. این ماده همچنین با از میان برداشتن مکانیسم تورم در سلول‌های بدن، بیماران مبتلا به آرتریت روماتیسمی را نیز درمان می‌کند.

مارمولک

درمان: دیابت

تاکنون اسم هیولای گیلا را شنیده‌اید؟ این حیوان از بزرگ‌ترین نوع مارمولک‌های موجود در ایالات متحده و بزاق آن بسیار زهرآگین است. این حیوان غول‌پیکر می‌تواند فقط با خوردن سه وعده غذایی بزرگ ـ در حد یک خوک 30 کیلوگرمی ـ در سال زنده بماند. هیولای گیلا در عین حال می‌تواند قند خون خود را ثابت نگه دارد. محققان، اوایل دهه 1990 ترکیبی در سم این مارمولک یافتند که می‌توانست فعالیت هورمون تحریک‌کننده انسولین بدن را، هنگام افزایش سطح قند خون، تقلید کند. اگزناتاید، دارویی تزریقی است که براساس سم این مارمولک تولید می‌شود و به ثابت نگه داشتن قند خون و حتی کاهش وزن افراد مبتلا به دیابت کمک می‌کند.

مارها

درمان: فشار خون، لخته خون و دردهای مزمن

افعی جاراراکا

اگر به شما بگویند، نام یک حیوان زهردار را ببرید، اولین حیوانی که به ذهنتان می‌رسد، مار است. تاکنون داروهای بسیاری از سم مارهای گوناگون تولید شده که به درمان بیماری‌های سیستم قلبی ـ عروقی می‌پردازد. زمانی محققان متوجه شدند، برخی کارگران مزارع موز پس از گزش مار، به علت افت شدید فشار خون جانشان را از دست می‌دهند. آنها پس از تحقیق متوجه پپتید خاصی شدند که در نوعی افعی به نام جاراراکا یافت می‌شود. براساس این سم، دارویی به نام کاپتوپریل به منظور درمان فشارخون ساخته شد. این دارو از تنگ شدن رگ‌ها جلوگیری و فشار داخل رگ‌های خونی را کم می‌کند.

مار زنگوله‌دار پیگمی

این نوع مار در بخش جنوب شرقی ایالات متحده یافت می‌شود و سمی بسیار نیرومند دارد که جلوی لخته شدن خون را می‌گیرد و موجب خونریزی شدید می‌شود. سم این نوع مار در تولید دارویی به نام اپتی‌فیباتاید استفاده شد که به کمک افرادی آمده است که در معرض خطر حمله قلبی هستند. این سم از چسبیدن پلاکت‌های خون به همدیگر و از لخته شدن آنها که سکته مغزی و قلبی را موجب می‌شود، جلوگیری می‌کند.

مار مامبا

اخیرا با استفاده از سم مار مامبای سبز، دارویی به نام سندری تاید به منظور درمان بیماری‌های قلبی ساخته شده است. همچنین محققان در نظر دارند با استفاده از سم مار مامبای سیاه، دارویی مسکن با قدرتی برابر با مورفین تولید کنند.

شقایق دریایی

درمان: اسکلروز چندگانه (ام‌اس)، روماتیسم مفصلی، پسوریازیس و لوپوس

این جانور بومی منطقه کارائیب است. شقایق دریایی هنگام شکار، قبل از این که ماهی‌های کوچک و دیگر طعمه‌های خود را به سمت دهان ببرد، با استفاده از سلول‌های نیش موجود در شاخک‌هایش، سم را وارد بدن آنها کرده، آنها را بی‌حس می‌کند. مدت‌هاست، پپتیدهای موجود در سم شقایق دریایی، توجه دانشمندان را به خود جلب کرده است. یکی از ترکیبات موجود در آن، اساس ساخت دارویی آزمایشی به نام دالازاتاید است. این دارو در مرحله دوم آزمایش‌های خود، یعنی در مرحله بالینی است و قرار است به درمان بیماری‌های خود ایمنی مانند ام‌اس، روماتیسم مفصلی، پسوریازیس و لوپوس بپردازد. این دارو به جای سرکوب کل سیستم ایمنی بدن، بسیار گزینشی عمل کرده و کانال یون‌های موجود در برخی سلول‌های ایمنی را که از کنترل خارج شده‌اند، مسدود می‌کند.

حلزون مخروطی

درمان: درد مزمن، آلزایمر، پارکینسون، اسکیزوفرنی و سرطان ریه

 

این حلزون‌های دریایی گوشتخوار، عمدتا در آب‌های گرم اقیانوس هند و همچنین اقیانوس آرام یافت می‌شوند و پیش از این از سم آنها برای تولید مسکن استفاده شده است. آنها از طریق دندان تغییر شکل یافته خود، سم را از دهان به بیرون منتقل کرده و به بدن طعمه خود ـ که معمولا ماهی است ـ تزریق می‌کنند. این کار موجب فلج شدن سریع طعمه می‌شود و به این ترتیب بدون دردسر آن را قورت می‌دهند و هضم می‌کنند. اگرچه این سم برای ماهی‌ها مرگبار است، تحقیقات نشان داده که روی انسان اثرات تسکین درد دارند. این سم پیش از این در تولید داروهایی مانند مورفین و زکونوتید به کار رفته‌اند و برای درمان دردهای مزمن به وسیله تزریق مستقیم آن در مایع نخاعی استفاده شده‌اند. زکونوتید، نسخه مصنوعی پپتیدی است که در سم نوعی حلزون به نام کانوس ماگوس یا مخروط جادویی یافت می‌شود.

محققان در حال تحقیق روی سم حلزونی دیگری هستند که گیرنده‌های نیکوتینی مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در درمان اعتیاد به تنباکو موثر است و در ضمن در درمان بیماری‌های آلزایمر، پارکینسون، اسکیزوفرنی و سرطان ریه کمک می‌کند. این نوع حلزون در مکان‌های گوناگون به وفور یافت می‌شود.

عنکبوت، عقرب و هزارپا

درمان: سرطان، دیستروفی ماهیچه‌‌ای، درد مزمن

عقرب

سم عقرب، مصارف پزشکی بسیار مفیدی دارد. این سم به دلیل این که سلول‌های تومور مغز را به خوبی مشخص می‌کند، در جراحی‌های برداشت سلول‌های سرطانی مفید است. تشخیص سلول‌های سرطانی و سالم، هنگام جراحی بسیار سخت است و بیشتر مواقع جراحان نگرانند که بخشی از سلول‌های سرطانی را جا بگذارند یا برعکس، سلول‌های سالم را نیز از بدن بیمار خارج کنند. کلروتوکسین بخشی از سم عقرب زرد بیابانی است. این ماده به سلول‌های تومور می‌چسبد. با افزودن نوار فلوئورسنتی به این ماده، تومور درخشان می‌شود و جراح می‌تواند آن را از یک سلول سالم تشخیص دهد. این رنگ آمیزی تومور روی حیوانات آزمایش شده و قرار است بزودی روی انسان نیز آزمایش شود.

عنکبوت

به نظر می‌رسد سم عنکبوت، منبعی غنی از ترکیباتی مناسب برای تولید داروست. محققان داروساز می‌گویند، سم این حشره می‌تواند بیماری‌هایی مانند دیستروفی ماهیچه‌ای و دردهای مزمن را درمان کند.

هزارپا

تحقیقات روی هزارپا نشان داده که سم هزارپا، بویژه نوعی هزارپای چینی که 20 سانتی‌متر طول دارد، به طور بالقوه می‌تواند در تولید مسکنی بسیار قوی‌تر از مورفین و بدون عوارض جانبی همچون اعتیاد استفاده شود.

منبع: جام جم2 تیر 1395بنقل ازBBC-Knowledge

                                                                         ***

مردانی که زیرسایه "نیش" واهانت های زنان خود صاحب کرامات شدند

     مداربا زن بدجنس وبددهن"خرقانی"/گرگ رامش بود
چه کنیم تا عصبانی نشویم؟ بخصوص برای زندگی خانوادگی بسیار مهم است. بسیاری مبتلا به همسری بدزبان و فحاش هستند و من داستان‌های زیادی در این مورد شنیده‌ایم .مشهور است که کسی دنبال "شیخ ابوالحسن خرقانی" می‌گشت و از زنی سؤال کرد و او با تعابیر زشت به محل شیخ راهنماییش کرد.

 وقتی رسید دید شیخ با ددان انس دارد و آنها را رام کرده است و فهمید آن زن، همسر شیخ بوده و رام اخلاق الهی او نشده و شیخ ازین صبوری به مقامات رسیده ....گاه صبوری و تحمل نتایج عالی دارد.

                             اهانت زن مرحوم دولایی درکلاس اخلاق

 یا در همین زمان خودمان، شنیدم همسر مرحوم دولابی (پس از مرگ همسراول) در محل جلسات و درسهای اخلاقی به ایشان اهانت می‌کرد و مرحوم می‌خندید و واکنش نشان نمی‌داد، امروزه توبه کرده و ادامه دهنده همان جلسات در خیابان دولت است و ...

شیطان در سه جا حضور پیدا می‌کند، یکی جایی که انسان عصبانی شود، برای اینکه کمتر عصبانی شویم باید با وضو باشیم، سکوت کنیم، ذکر یا حلیم یا صبور بگوییم و موقعیت و فضایی که در آن حضور داریم را تغییر بدهیم.

                        زن فحاش آیت الله قاضی

 همسرآقا "سید علی قاضی" به او فحش می‌داد و ایشان عکس‌العملی نشان نمی‌داد، به ایشان گفتند: شما سخت‌تان نیست اینقدر فحش می‌شنوید، آیت‌الله العظمی قاضی فرمود: "این شنیدن فحش‌ها من را به این مقام رساند که شما به من می‌گویید آقا سیدعلی قاضی" و پس از آن محصول نفس زدن آقای قاضی شد، "آیت‌الله بهجت" و "شیخ مرتضی طالقانی". 

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان12بهمن92

منبع : خانه مشاور |نیش‌های حیات‌بخش/نیشهایی که درمانگرند
برچسب ها : درمان ,سلول‌های ,تولید ,می‌شود ,موجود ,می‌تواند ,سلول‌های سرطانی ,سلول‌های سالم ,یافت می‌شود ,درمان بیماری‌های ,دردهای مزمن ,آایمر، پارکین

ماجرای اجازه گرفتن ازپیامبربرای زندانی کردن امام گاظم

:: ماجرای اجازه گرفتن ازپیامبربرای زندانی کردن امام گاظم
ماجرای اجازه گرفتن ازپیامبربرای زندانی کردن امام گاظم
درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می‌کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود «امین» را به یکی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مکیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می‌داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند. گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود؛ و اگر ناچار می‌خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می‌دهند تا آنجا که ملکی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال" ۱۷۹" به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال هارون رفتند. اما هارون باناراحتی سر قبر حضرت رسول (ص)رفتند، گفت یا رسول الله از تو پوزش می‌خواهم که می‌خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او می‌خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.

پیشنهادپس دادن فدک

ـ زمخشری در «ربیع الابرار» آورده است که هارون  در یکی از ملاقاتها به امام پیشنهاد نمود فدک را تحویل بگیرد و حضرت نپذیرفت. وقتی اصرار زیاد کرد امام محدوده فدک را خیلی زیاد"به اندازه یک کشور"اعلام کرد که هارون از پیشنهادش پشیمان شد. 

امام کاظم(ع) به سال ۱۸۳ ه. در پنجاه و پنج سالگى در زندان بغداد به شهادت رسيد،مرقدشریفش درشهرکاظمین است

خلفای زمام امام موسی بن جعفر:

امام کاظم از سال 148 تا 183 يعنی مدت 35 سال رهبری شيعيان را بر عهده گرفت. ایشان معاصر با چهار تن از خلفای عباسی یعنی منصور عباسی (148 تا 158)،مهدی عباسی (158 تا 169)،هادی عباسی(169 تا 170) و هارون الرشید (170 تا 183) بودند

*خطیب بغدادی در کتاب تاریخ خود نقل می‌کند که: هارون الرشیدسال ۱۷۹ به حج و به زیارت مرقد پیامبر(ص) آمد.همزمان عده‌اى از قریش و سران قبایل و نیز موسى بن جعفر(ع) با وى همراه بودند. 

منبع : خانه مشاور | ماجرای اجازه گرفتن ازپیامبربرای زندانی کردن امام گاظم
برچسب ها : امام ,هارون ,جعفر ,یحیی ,موسی ,عباسی ,هارون الرشید ,جعفربن محمد ,امام کاظم ,امام موسی ,زندانی امام ,گرفتن ازپیامبربرای زندانی ,اجازه گرفتن ازپیا

کودتا درترکیه/رهبرکودتاچیان فتح‌الله گولن کیست؟/5 کودتا در نیم قرن اخیرترکیه

:: کودتا درترکیه/رهبرکودتاچیان فتح‌الله گولن کیست؟/5 کودتا در نیم قرن اخیرترکیه

کودتا درترکیه/رهبرکودتاچیان فتح‌الله گولن کیست؟/5 کودتا در نیم قرن اخیرترکیه

«کمال آتاتورک» در اکتبر 1923 تاسیس ترکیه جدید را اعلام کرد و آنکارا را به عنوان پایتخت این کشور قرار داد و این در حالی بود که در دوره حکومت عثمانی‌ها استانبول پایتخت بود.

آتاتورک دوره‌ای از تقدیس غرب‌گرایی و سکولاریسم را به صورت کامل در ترکیه آغاز کرد؛ مردم را از پوشیدن لباس‌های سنتی منع کرد، مدارس دینی را بست، دادگاه‌های شرعی را لغو کرد و استفاده از حروف عربی را نیز ممنوع و حروف لاتین را جایگزین آن کرد.

کودتای 27 ماه می 1960

ترکیه در طول 5 دهه گذشته شاهد کودتاهای بسیاری بوده است اولین آنها در 27 ماه می 1960 بود که دولت دموکراتیک منتخب مردم با کودتایی نظامی کنار زده شد.

38 افسر به ریاست ژنرال «جمال گورسل» تلاش کردند قدرت را در کشور به دست گیرند؛ در آن زمان کودتاچیان 235 ژنرال و 5 هزار افسر از جمله رئیس ستاد مشترک را برکنار کردند و فعالیت حزب دموکراتیک متوقف شد؛ «عدنان مندریس» نخست‌وزیر و «جلال بایار» رئیس‌جمهور به همراه تعدادی از وزرا بازداشت شدند و به زندانی در جزیره «یصی ادا» فرستاده شدند.

 در محاکمات پس از این کودتا 15 نفر از مقامات سابق دولتی ازجمله عدنان مندرس نخست‌وزیر برکنار شده به جرم خیانت به کشور و زیر پا گذاشتن اصول کمالیسم به دار مجازات آویخته شدند

پس از این کودتا، سه کودتای نظامی دیگر رخ داد که به سیاست و اقتصاد ترکیه ضربات سختی وارد کرد.

کودتای 12 مارس 1971

دومین کودتای نظامی در ترکیه (طی مدت ذکر شده) در 12 مارس 1971 بود؛ این کودتا در اوج درگیری سیاسی میان ترکیه و یونا بر سر جزیره قبرس و علیه دولت راستگرای «سلیمان دمیرل» رخ داد.

این کودتا برخلاف کودتای اول هیچ تلفاتی نداشت، فقط چند تن از رهبران جنبش دانشجویی به اتهام نقض اصول قانون اساسی دستگیر شدند. 

12 سپتامبر 1980

این کودتا تلخ‌ترین کودتای ترکیه بود که ساعت سه نیمه‌شب 12 سپتامبر 1980 آغاز شد؛ ساعت 30/5 ابلاغیه‌ای از طرف «کنعان اورن» رئیس ستاد مشترک ارتش  به «سلیمان دمیرل» (نخست‌وزیر وقت)، «بولنت اجویت» (رهبر وقت حزب جمهوریخواه) و «نجم‌الدین اربکان» (رهبر حزب سلامت ملی) فرستاده شد که متن آن از قرار زیر بود: «حکومت‌تان فسخ شد. عضویت پارلمانی‌تان از بین رفت. دستورات آورنده ابلاغ‌نامه را اجرا کنید».

این کودتا خونین‌ترین کودتای تاریخ ترکیه بود؛ اورن در این کودتا رسما رئیس‌جمهور ترکیه شد وتا سال 1989 حکومت را در دست داشت. وی در سال 2014 به حبس ابد محکوم شد.

کودتای 28 فوریه 1997

این کودتا که به نام «کودتای سفید» شناخته می‌شود علیه دولت «نجم‌الدین اربکان» انجام شد ؛ ارتش ترکیه با اعمال فشار بر دوبت اربکان، وی را مجبور به استعفا کرد، در پی این کودتا حزب «رفاه» تا سال 1995 قدرت را به دست گرفت.

15 جولای 2016

این کودتا در شب گذشته (15 جولای) با مستقر شدن یگانی از ارتش ترکیه در مدخل پل «بسفر» در استانبول و مسدود شدن مسیر حرکت خودروها آغاز شد. بعد از آن هم اخباری از تیراندازی در آنکارا و پرواز جنگنده‌ها با ارتفاع کم خبر دادند.

نیروهای ارتش توانستند فقط برای ساعاتی محدود کنترل تلویزیون دولتی TRT و فرودگاه آتاتورک استانبول را به دست بگیرند.  

اما تنها ساعاتی بعد مقامات ترکیه از شکست کودتا خبر دادند ، در این جریان حدود 160 تن کشته و  یکهزار و 440 نفر زخیم شدند و 2839 نفر دیگر بازداشت شدند/فارس

                                                     ***

چه کسی پشت کودتا بود؟
 
 نوزده سال از آخرین باری که ژنرال‌ها در ترکیه توانستند با فرآیندی غیر دموکراتیک قدرت را در این کشور تغییر دهند، گذشته است. جایی که در کودتای پست مدرن ۱۹۹۷، ارتش این کشور، توانست بدون خونریزی نجم الدین اربکان را از قدرت کنار بزند. از آن سالها بسیار گذشته و در این سالها بسیار از قدرت نظامیان این کشور کاسته شده است.
مطابق موازین کپنهاک، ترکیه به سمت محدود کردن دخالت نیروهای نظامی در روندهای غیر نظامی پیش رفته است. اما کودتای ۲۰۱۶ را چگونه باید مطالعه و تحلیل کرد؟

* کار چه کسی بود؟ژنرال‌های میانی ارتش
آنطور که در اخبار آمده بدنه میانی ارتش این کودتا را مدیریت و به انجام رسانده است. عدم حضور ژنرال‌های عالیرتبه در این کارزار از تسویه نیروهای غیر سمپات به اردوغان و حکومت عدالت و توسعه مربوط می‌شود. ژنرال‌هایی که عادت کرده بودند هر ده سال یکبار از روندهای موجود در صحنه سیاسی نگران شوند و میراث آتاتورک را در معرض خطر ارزیابی کنند، مدت زمان نسبتا زیادی تحمل کردند تا یکبار دیگر پوتین های خود را به پا کنند و به خیابان ها بیایند و شهر را به تصرف خود در آورند.

* فتح الله گولن پشت این ماجرا بود؟

غیرممکن است آنها که از نقش داشتن فتح الله گولن در کودتای اخیر سخن گفتند، احتمالا اطلاع چندانی از مناسبات سیاست و قدرت در ترکیه ندارند. فتح الله گولن که زمانی متحد کلاسیک همین رجب طیب اردوغان بوده، هیچگاه روابط نزدیکی با نظامیان و ارتش این کشور نداشته است. اردوغان که به قدرت رسیدن خود را تا اندازه بسیار زیادی مدیون و مرحون حمایت‌های پدر معنوی وقت خود (گولن) است در سالهای اخیر و با جدی شدن اختلافات میان این دو، تمام اقدامات علیه خود را به گولن و پنسیلوانیا نسبت داده است. اما کافیست کمی مناسبات قدرت در این کشور را بشناسید تا دریابید گولن از کمترین دامنه نفوذی در بدنه نظامیان و ارتش این کشور برخوردار است. گولن و اردوغان بدنه و دامنه مشترکی از حامیان دارند و طبقات سنتی، بازریان و مذهبی‌های ترکیه از گروه های اجتماعی به شمار می‌روند که هم گولن و هم اردوغان روی آنها تاثیر و نفوذ دارند.

بعید نیست تلاش برای نسبت دادن این کودتا به فتح الله گولن از سوی نیروهای نزدیک به اردوغان برای به حاشیه راندن هرچه بیشتر این شخصیت ذی نفوذ در جامعه ترکیه صورت گرفته باشد.

* آیا این یک کودتای نمایشی بوده است؟

اسناد کافی وجود ندارد ساعاتی پس از انتشار اخبار مربوط به کودتا، تحلیلی مبنی بر عامدانه و نمایشی بودن این کودتا از سوی رجب طیب اردوغان در رسانه‌های مجازی دست به دست شد. اما شواهد و قرائن اندکی برای اثبات این فرضیه وجود دارد. جنگنده‌ها بر فراز شهر به پرواز در می آیند. تانک‌ها شهر را اشغال می‌کنند، تلویوزیون ملی ترکیه تسخیر می‌شود و بیانیه ارتش از آن قرائت می‌شود. تیراندازی در سطح شهر، انفجار در نزدیکی پارلمان، اشغال فرودگاه، کشته شدن بیش از ۱۶۰ تن، زخمی شدن بیش از ۱۴۰۰ نفر و دستگیری بیش از ۲۸۰۰ نفر فقط برای نمایش اردوغان، کمی هزینه زیادی نیست؟
برای اردوغانی که انتخابات پارلمانی را با انواع اقسام راهکارهای معمول و غیر معمول برده است. دوره ریاست جمهوری اش تازه آغاز شده است. هیچ تهدید امنیتی خارجی او و حکومتش را تهدید نمی‌کند. سیاست خارجی اش را به تازگی رختی نو در انداخته و با دوستان قدیم که دشمن شده بودند، از در آشتی در آمده. در این شرایط چرا و با چه منطقی باید دست به این نمایش دوست نداشتنی بزند؟ البته که از این پس اقتدار و تسلط اردوغان بر امور بیشتر خواهد شد، اما شواهد برای اثبات نمایشی بودن این کودتا اصلا قانع کننده نیست.

* تاثیر کودتا بر آینده ترکیه چگونه خواهد بود؟

اردوغان قدرتمندتر می‌شود-کودتا هم که واقعی بوده باشد، نمایش اردوغان در جذب و به صحنه آوردن نیروهایش ستودنی است. او با یک تماس فیس تایمی با تلفن همراه ورق را برگرداند. طرفداران همیشه در صحنه اش بار دیگر دست یاری به سوی مولایشان دراز کردند و اجازه ندادند دوران سیاه کودتاها بار دیگر در این کشور رخ نمایی کند. رهبران احزاب جمهوری خواه خلق و دموکراتیک خلق‌ها که اصلی‌ترین رقبای عدالت و توسعه به شمار می‌روند به سرعت و پیش از اینکه نتیجه کودتا مشخص شود این روند را محکوم کردند.
صلاح الدین دمیرتاش که بیش از هر شخصیت سیاسی دیگری در ماه های اخیر اردوغان را به باد انتقاد گرفته هم از کودتا حمایت نکرد. این نشان از آن دارد هرچند انتقادات جدی نسبت به عملکرد اردوغان وجود دارد، اما دلیل نمی‌شود مخالفان، ارتش و نظامیان را به عدالت و توسعه‌ای که به هر حال از صندوق رای (ولو با تخلفاتی در برگزاری انتخابات) خارج شده، ترجیح دهند.
به هر ترتیب پرواضح است که این اتفاق به سود اردوغان و گسترش دامنه نفوذ او بر امورات کشور خواهد انجامید. این کودتای نافرجام حتما اردوغان و ییلدریم را در پروسه تغییر قانون اساسی ترکیه و تبدیل نظام پارلمانی به ریاستی یاری خواهد کرد.

* کدامیک مطلوب ایران بود؟ وقوع کودتا یا نافرجامی‌اش؟

هیچکدام-این واقعیتی انکار ناپذیر است که اردوغان در سالهای اخیر، ادبیات تندی در قبال ایران در پیش گرفته، سیاست‌هایش در خصوص ما چندان دوستانه نبوده و نارضیاتی ها و خصومت‌هایی را هم در تهران برانگیخته است. همین اتفاق سبب شده برخی در ایران هر نوع تحت فشار قرار گرفتن اردوغان را مطلوب ارزیابی کنند و از هر شکستی که برای رجب طیب پیش آید استقبال کنند. حال آنکه شاید این نگاه چندان جامع نباشد.
آلترناتیو اردوغان و عدالت و توسعه که حزبی اسلامگرا هستند چیست؟ رجوع به تاریخ نه چندان دور نشان می‌دهد روابط ایران و ترکیه در زمان حکمرانی سکولارها و نظامیان اصلا مناسب نبوده است. دوران سلیمان دمیرل، مسعود ییلماز، تانسو چیلر و ... آینه خوبی برای توصیف روابط احتمالی ایران با نظامیان، سکولارها و لائیک‌های غیر اسلامگرا است.
رصد مناسبات ایران و ترکیه طی چند دهه اخیر هم نشان می‌دهد بهترین مراودات میان تهران و آنکارا از زمان روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه رقم خورده است.
از سوی دیگر فتح الله گولن که یکی دیگر از آلترناتیوهای اردوغان و عدالت و توسعه است، فردی با باورهای عمیق مذهبی، ضد شیعه و ضد ایران است و قدرت گرفتن او، حتما کار را برای روابط دوجانبه دشوارتر خواهد کرد.
با این وجود اردوغان حتما از این پس با اعتماد به نفس بیشتری در سیاست داخلی گام برخواهد داشت. از آنجا که سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی است، این اعتماد به نفس به محیط منطقه‌ای هم تسری خواهد یافت و کار برای مراوده با این کشور به ویژه در پرونده هایی که اختلاف نظر جدی میان ما و ترکیه وجود دارد دشوارتر هم خواهد شد.

ختم کلام اینکه بهتر بود هیچ کودتایی رخ نمی‌داد، اما حالا که رخ داده، همان بهتر که ناکام ماند، چرا که موفقیت کودتا با عنایت به بدنه اجتماعی حامی اردوغان به معنای شدت گرفتن ناآرامی های شهری در این کشور و ریشه گرفتن بحران کردی در مناطق شرقی آناتولی و احتمالا سرریز ناامنی ها به مناطق غربی ایران می بود. ضمن اینکه در شرایطی که منطقه آماده انفجار است و دور تا دور مرزهای جمهوری اسلامی ایران، تنش و ناآرامی و ناامنی است که حرف اول و آخر را می‌زند حتما افزوده شدن یک حوزه تازه بی‌ثباتی بحران خاورمیانه را مهار نشدنی‌تر می کرد و احتمال تسری این ناامنی‌ها به درون مرزهای ایران را بیشینه می‌کرد./الفشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۵بنقل ازخبرآنلاین
                                                                ***

مجری اعلام کننده کودتا، از شکست کودتا گفت
مجری تلویزیون ترکیه گفت: چهار نفر از نیروهای ارتش وارد شبکه شدند و مرا مجبور به خواندن بیانیه کودتا کردند و گفتند که این کار، به نفع کشور است. آنها نیم ساعت پیش از خواندن کودتا مرا بازداشت کردند.

تیجان کاراش، مجری تلویزیونی که سقوط حکومت اردوغان و پیروزی کودتا را اعلام کرده بود، چند ساعت بعد، در میان مردم ظاهر شد و شکست کودتا و جزئیات گروگان گرفته شدنش را اعلام کرد.
بخش فارسی پایگاه اینترنتی تلویزیون العالم نوشت: تیجان کاراش با چهره ای عصبی و وحشت زده جلوی دوربین همه شبکه های تلویزیونی رسمی ترکیه ظاهر شد و با قرائت بیانیه ای، چیرگی ارتش بر کشور و توقف عمل به قانون اساسی را اعلام کرد، اما چند ساعت بعد، با شکست کودتا در ترکیه، کاراش در میان شهروندان جلوی دوربین رفت و از مردم به علت نجات دادن وی از دست کودتاگران تشکر کرد.
به گزارش این پایگاه، خبرگزاری هافینگتون پست عربی به نقل از کاراش تصریح کرد: در ساختمان شبکهTRT بودم که چهار نفر از نیروهای ارتش وارد شبکه شدند و مرا مجبور به خواندن بیانیه کودتا کردند و گفتند که این کار، به نفع کشور است. آنها نیم ساعت پیش از خواندن کودتا مرا بازداشت کردند.
وی افزود: اکنون، کابوس به پایان رسید.
آنها با تهدید اسلحه مرا به خواندن بیانیه کودتا مجبور کردند و همه بینندگان می دانند که ما به قانون و دموکراسی پایبندیم و از همه کسانی که برای کمک به ما آمدند، تشکر می کنم.
کاراش افزود: شمار زیادی از مردم، به ساختمان شبکه حمله کردند و نیروهای ارتش، مجبور به عقب نشینی از شبکه شدند. وی سپس در میان همکاران خود ایستاد و از بیانیه اجباری که برای مردم خوانده است، عذرخواهی کرد.
العالم در پایان نوشت: فعالان شبکه های اجتماعی، با انتشار تصاویری تصریح کردند : مردم، در حمله به شبکه تلویزیونی TRT، توانستند یکی از نظامیان راکه مجری این شبکه را به خواندن بیانیه کودتا مجبور کرده بود، بازداشت کنند و به شدت کتک بزنند./الف ۲۶ تير ۱۳۹۵
                                                                    ***

فتح الله گولن کیست؟

 

دانشنامه ویکی پدیا «محمد فتح الله گولن» را واعظ، نویسنده و مدرس علوم اخلاقی و الهیات اهل ترکیه خوانده که در تبعیدی خودخواسته در پنسیلوانیای آمریکا زندگی می‌کند. گولن در طول عمر خود مشغول تدریس نسخه‌ای پیشرفته از اسلام با عنوان «اسلام آناتولیایی» که مبتنی بر آموزه‌های یک عالم اسلامی به نام «سعید نورسی» بوده است.

در تفکر گولن که عمیقاً معتقد به مدارا و تسامح است؛ هرگونه تروریسم شدیداً محکوم است و او معتقد به گفت‌وگوی بین ادیان الهی و پیروان کتاب‌های آسمانی است و خود او برای چنین گفتمان‌هایی با واتیکان و برخی مراکز مذهبی یهودی بارها پیشقدم شده است.

*جنبش گولن

گولن با تمکن مالی شخصی اقدام به راه اندازی سرویسی برای «خدمت عمومی و آموزشی به همه مردم» از دهه 70 میلادی کرده است که افراد بسیاری برای برای خدمت در این سرویس به تدریج جذب شده‌اند و در طی سالها با کمک مالی و پشتیبانی خود بنیادی عظیم برای این تشکل فراهم کردند.

امروزه این مجموعه بسیار بزرگ که به «جنبش گولن» معروف است، با همکاری افراد بسیار زیادی از مسلمانان دنیا - عمدتاً ترکیه‌ای- اداره می‌شود. گمانه زنی در مورد تعداد افراد حاضر در این بنیاد بزرگ متفاوت است، اما چند صد هزار تا 4 میلیون نفر به عنوان همکاران این پروژه بزرگ بین‌المللی ذکر شده است. افراد همکار در این بنیاد عمدتاً دانش آموزان، معلمان، تجار، روزنامه نگاران و افراد تحصیل کرده در زمینه‌های مختلف هستند.

* آموزش

جنبش گولن شامل مدارس، دانشگاه‌ها، موسسه‌های حرفه‌ای و کاری و حتی ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی است. در نگاه جهانی، جنبش گولن بیشتر در امر آموزش فعال است. در سال 2009 مجله معروف نیوز ویک گزارش داد که افراد جنبش، مدارس بسیاری را در نقاط مختلف دنیا اداره می‌کنند که بیش از 2میلیون دانش آموز را تربیت کرده که بسیاری از آنها از بورس کامل تحصیلی از سوی بنیاد گولن برخوردار بودند.

تعداد مدارس گولن در داخل ترکیه 300 مدرسه و در کل دنیا بیش از 1000 مدرسه تخمین زده می‌شود که در کشورهای مختلف در پنج قاره گسترده شده اند و به صورت منعطف و ارگانیک با موسس مجموعه، فتح الله گولن در ارتباط هستند. همه مدارس گولن در تمام نقاط دنیا آموزش به زبان انگلیسی دارند و یکی از مشخصه‌های فارغ التحصیلان این مدارس تسلط کامل به زبان انگلیسی است.

*اسلام مورد نظر فتح الله گولن

منابع آگاه در ترکیه خبر می‌دهند که برخی از اعضای حزب عدالت و توسعه متعلق به جریان «فتح الله گولن» هستند و گولن، شخصیتی است که داعیه «اسلام میانه» را دارد. بهتر است توصیف این «اسلام میانه» را از گزارش موسسه آمریکایی رند (RAND) بخوانیم تا موضوع روشن‌تر شود. این موسسه در گزارش سال 2007 خود درباره مسلمانان میانه رو می‌نویسد: این مسلمانان حامی دموکراسی، شایسته حمایت آمریکا هستند.

حمایت از دموکراسی نیز به معنای مخالفت با مفهوم دولت اسلامی است. باید دید چه کسانی خواهان اجرای قانون شریعت هستند. تفاسیر محافظه کارانه از شریعت با دموکراسی و حقوق بشر پذیرفته شده از سوی جامعه بین‌المللی سازگاری ندارد. در نبرد ضداسلام رادیکال، مسلمان میانه رو، لیبرال و سکولار با ارزش‌های منطبق با ارزش‌های جهانی که اساس تمامی جوامع لیبرال و مدرن هستند، شرکای بالقوه غرب خواهند بود.

بنابراین، حذف «شریعت» و «دولت» ویژگی این رقم مسلمانان است و فتح الله گولن، سکولار ترک نه تنها از سوی موسسه آمریکایی «رند» مسلمان میانه رو تشخیص داده شده، بلکه برای غرب امتیازات دیگری نیز دارد: براساس گزارش همین موسسه وی «مخالف اجرای قانون اساسی»، «منتقد» حکومت ایران و «شریک» دولت آمریکاست.

هفته نامه اکونومیست نیز در شماره8 مارس 2008 خود با اعلام اینکه جنبش گولن از نگاه غرب یک جنبش مطبوع بوده و مورد حمایت است، به گولن هشدار داد که این تمجید و تائیدها «به معنی آن نیست که تمامی دولت‌های غربی اتوماتیک وار ادعاهای او مبنی بر «میانه روی اسلامی» را می‌پذیرند. یکی از نزدیکان گولن به اکونومیست گفت، ما می‌دانیم که فعالیت‌های ما تحت نظارت سرویس‌های امنیتی غرب است.»

به نظر می‌رسد که فتح الله گولن که زمانی تلاش کرد تا حزب عدالت و توسعه به قدرت برسد در ادامه از راه در پیش گرفته شده از سوی دولت اردوغان در اصلاحات سیاسی و اجتماعی که منجر به پررنگ‌تر شدن اسلام در زندگی اجتماعی این کشور شده چندان رضایت نداشته و قصد به چالش کشیدن دولت برای عقب نشینی از مواضع خود یا استعفای نخست وزیر را دارد.

موضوعی که با نفوذ عمیق گولن در سیستم قضائی و پلیس این کشور چالشی بزرگ را برای اردوغان و سیاست‌های وی به همراه داشته و خواهد داشت، نباید فراموش کرد که گولن در راستای سیاستی کلانتر از سطح ترکیه حرکت می‌کند که عبارت است از مقابله با اسلام سیاسی شیعی که از جمهوری اسلامی ایران منشا گرفته و اسلام تندرو سلفی که از سوی عربستان سعودی در منطقه دنبال می‌شود./فارس

                                                      ***

کودتاساختگی بود

فتح‌الله گولن، رهبر مذهبی مخالف اردوغان، که از سوی دولت ترکیه متهم به هدایت کودتای نافرجام اخیر است، گفته است که پیامش به مردم ترکیه این است که هرگز به دخالت نظامی نگاه مثبت نداشته باشند، چرا که دموکراسی از این طریق به دست نمی‌آید.
 او همچنین گفته است که ممکن است کودتای اخیر در ترکیه ساختگی باشد.
 
این اظهارات همزمان با آن منتشر شده که اردوغان نیز شامگاه شنبه در اجتماع هوادارانش در استانبول، بار دیگر خواستار استرداد فتح‌الله گولن از آمریکا شد.
 
مقام‌های ترکیه و از جمله رجب طیب اردوغان گولن را به حمایت از کودتا متهم می‌کنند و می‌گویند عوامل کودتا از پیروان او بوده‌اند./انتخاب27تیر95

                                                              ***

کودتای امریکایی درترکیه

مهر، هدی جنات در شبکه اجتماعی روایت کودتای ترکیه و شکست آن را به گونه ای دیگر بیان کرده و نوشته است: قبلا به شما گفته بودم که در ترکیه در تابستان کودتا رخ داده خواهد شد و پیش بینی مرا باور کردید حالا می خواهم چگونگی شکست کودتا را شرح دهم.

همانطور که دنیا شاهد بود در جمعه شب گذشته کودتای نظامی در ترکیه رخ داد. کودتایی که تحلیلگران سیاسی خبره نیز نتوانستند آنرا پیش بینی کنند. این کودتا از سوی ۶۰ درصد از ارتش ترکیه رقم خورد. نیروی هوایی و پیاده و حتی نظامیان احتیاط به خیابان آمدند تا از همکاران خود حمایت کنند.

تانکها به خیابانهای آنکارا و استانبول بزرگترین شهرهای ترکیه آمدند و بالگردهای ارتش در حالی که حامل سربازان برای پیاده کردن آنها در مراکز حساس و تسلط بر این مراکز بودند به پرواز درآمدند. این ماموریت با موفقیت انجام شد و بر ساختمان تلویزیون و فرودگاه بین المللی آتاتورک و ساختمان پارلمان و کاخ ریاست جمهوری مسلط شدند. اردوغان با بالگرد نظامی به فرودگاه بین المللی آنکارا منتقل شد و از وی خواسته شد که سریعا کشور را ترک کند.
توافق اردوغان با سران کودتاه چه بود؟
هدی جنات می نویسد: اردوغان با خواسته سران کودتا موافقت کرد به شرط اینکه جان وی و خانواده اش حفظ شود. پس از آن از طریق اسکایپ پیام صوتی از متن هواپیما داد و از طرفداران خود خواست که به خیابانهای بیایند و این کودتا را متوقف کنند. در ساعات اولیه از کودتا احدی به خیابان نیامد و اوضاع مبهم بود.

اردوغان ازچه کشورهایی درخواست پناهتدگی کرد؟
 هواپیمای اردوغان از فرودگاه آنکارا به خارج از کشور رفت و اردوغان درخواست پناهندگی به آلمان کرد که با مخالفت روبرو شد. آذربایجان و ایران نیز مرزهای خود را به روی اردوغان بستند. اردوغان چاره ای جز بازگشت نداشت. اینجا نقطه تحولی بزرگی است. هواپیمای اردوغان در پایگاه اینجرلیک در جنوب ترکیه بر زمین نشست. قبل از آن اردوغان از داخل هواپیما با اوباما به شکل تلفنی با یکدیگر گفتگو کرده بودند(آنگونه که واشنگتن پست نوشته است). اردوغان از اوباما خواست که اجازه دهد هواپیمایش در پایگاه آمریکایی بر زمین بنشیند. در ادامه ۱۲ جنگنده اف۱۶ ناشناس در آسمان آنکارا و استانبول به پرواز در آمد و بالگرد های ارتش ترکیه که تعداد آنها ۲۵ عدد بود را سرنگون کرد. این بالگردها حامل سربازان و برخی فرماندهانی بود که عازم تسلط بر مناطق حساس دیگر در کشور بودند. جنگ واقعی در هوا میان نیروی هوایی آمریکا و بالگردهای ارتش ترکیه درگرفت. بالگردهای ترکیه سرنگون شدند و همه سرنشینان آن جان باختند. تعداد سربازان و افسرانی که در این بالگردها بودند ۸۰۰ سرباز و ۵۰ افسر بود.

هدی در ادامه می نویسد: فرمانده نیروی هوایی ترکیه تماس از سیا درباره تسلیم شدن و توقف کودتا دریافت می کند و اینکه در غیر این صورت همه نظامیان ترک در مرزها و در خیابانها از هوا هدف قرار می دهند. سران کودتا گزینه ای غیر از توقف کودتا و دستور به سربازان برای عقب نشینی از خیابان و پایان کودتا نداشتند.

هدی جنات در ادامه نوشت: حالا فهمیدید که علت وجود پایگاه آمریکایی در هر کشوری چیست؟ هدف ممانعت از اجرای حادثه ای که در ترکیه رخ داد. این در کشورهای قطر، عربستان، بحرین، کویت و امارات نیز صادق است. همه آنها پایگاه های نظامی آمریکایی برای ممانعت از کودتا و حرکت مردمی ضد رژیمهای حافظ منافع آمریکاست.

وی می نویسد: آری کودتایی که فرماندهان نیروی هوایی ارتش ترکیه دست به آن زدند پس از دخالت ابرقدرت دنیا شکست خورد. ۲۴ بالگرد حامل نظامیان در فرصت کوتاهی سرنگون شد

چه کسی از هوا آنها را ساقط کرد؟

مگر رهبران کودتا فرماندهان نیروی هوایی نبودند. به نظر من تنها اشتباه فرماندهان ارتش ترکیه و شکست کودتای آنها در این بود که دست به اقدام شتابزده در خروج نیروهای ترکیه از عراق و هدف قرار دادن مراکز داعش در مرزهای ترکیه بود. این اقدام از نگاه آمریکا ضد منافع واشنگتن بود و این برداشت را گرفتند که کودتاچیان به طور حتم در ضدیت با آنها حرکت خواهند کرد و حضورنظامی آنها در ترکیه را در معرض خطر قرار خواهند داد. آمریکا در کنار اردوغان ایستاد چون منافع آن در عراق و سوریه با آن یکی بود. اوباما تصمیم به شکست کودتا گرفت. در هنگام صبح اردوغان از پایگاه اینجرلیک آمریکا به آنکارا بازگشت.
اردوغان از نظر سیاسی و امنیتی ساقط شده است و بیش از سه درصد از ملت ترکیه با وی نیستند. اکثریت دربها را بستند و به دستورات ارتش در همسویی با کودتا توجه کردند. اگر آمریکا و تفنگنداران و هواپیماهای آمریکایی نبود هم اکنون اردوغان در یکی از کشورها پناهنده بود البته اگر کشوری با پناهندگی وی موافقت می کرد. اردوغان می رفت تا آوارگی ملتها و غرق شدن آنها در دریا تمام شود تا تجارت اعضای بدن انسان کاهش یابد و سرکرده های داعش در ترکیه بازداشت شوند. اگر کودتا موفق می شد همه اینها محقق می شد. اما کودتا به نفع آمریکا و سیاست های آن در منطقه نیست از همین رو در راستای شکست این کودتا حرکت کرد.

الف۲۹ تير ۱۳۹۵بنقل ازخبرگزاری مهر،باکمی اصلاحات درتیترها

                                                       ***

 اردوغان با وجهه ای اسلامی بر روی کار آمده بود و امکان مقاومت نهادهای بروکراتیک لائیک در مقابل او وجود داشت آمریکا که اصلی ترین فرمانده پروژه روی کار آمدن اردوغان بود، به گولن ماموریت داد تا وظیفه تامین نیروی اداری لازم برای اردوغان را برعهده بگیرد.

در این دوره تشکیلات گولن در نهادهای مهم دولتی از جمله سازمان امنیت، وزارت آموزش و دادگستری نفوذی فوق العاده یافتند. همواره این که آیا جریان گولن در درون ارتش دارای نفوذ است یا نه موضوع بحث بوده است اما هیچ گاه امکان برآورد دقیق توان آنها ممکن نبوده است.

گولن 6 سال پیش طی همکاری با اردوغان ارتشی‌هایی را که می خواهستند علیه اردوغان دست به کودتا بزنند تحت عنوان پرونده های ارگنکون و بالیوز دستگیر و محاکمه کرد.

اما از سه سال پیش با تغییر سیاست های اردوغان در قبال این جریان فضای پاکسازی گولنی‌ها از دولت آغاز شد. اردوغان مدعی است که گولنی‌ها او را فریب داده‌اند و در حالی که در ظاهر ادعا می‌کنند که مامور دولتند اما در واقع مامور گولن و از آن طریق مامور سرویس‌های امنیتی خارجی هستند.

نخستین پاکسازی در درون وزارت آموزش رخ داد و پس از آن اردوغان یکی از سخت ترین مراحل یعنی پاکسازی سازمان امنیت و قوه قضاییه را آغاز کرد. در این دوره شاهد کودتای امنیتی گریان گولن عیله اردوغان بودیم که از آن به عملیات های 17-25 ژانویه 2013  یاد می‌شود. در این عملیات ها به یکباره سازمان امنیت به بهانه مبارزه با پولشویی و فساد مالی گسترده در دولت دست به عملیات علیه افراد کابینه زدند به طوری که 4 نفر از اعضای کابینه مجبور به استعفا شده و کابینه اردوغان در آستانه از رسمیت افتادن قرار گرفت. در این عملیات های اردوغان هدف اصلی عملیات قرار گرفت و فسادهای مالی خود او و خانواده او با انتشار حجم قابل توجهی از نوارهای مکالمات او افشا شد.

همچنین در این دوره معلوم شد که جریان گولن هزاران نفر از مردم ترکیه را بدون در دست داشتن هیچ دلیل قانونی شنود کرده و اقدام به پرونده سازی برای آنها کرده است.

در همین دوره گولن دست به یک کودتای نرم و رنگی علیه اردوغان نیز زد که جریانات پارک گزی بود. حوادث پارک گزی که در ابتدا یک اعتراض مدنی نسبت به قطع درختان پارک بود و از  27 می 2013  آغاز شده بود به یکباره وارد فازی غیر قابل پیش بینی شده و تا ماهها کشور ار تحت تاثیر قرار داد.

پس از این کودتای سیاسی و امنیتی که تمام دولت اردوغان را تحت سوال قرار داد اردوغان موج پاکسازی را قدرت داده و عناصر وابسته به گولن در سازمان امنیت و پلیس را پامسازی کرد.

اکنون با آغاز موج  پاکسازی نیروهای گولن در ارتش که از هفته پیش آغاز شده بود این جریان تصمیم به مقاومت  و اقدامی مانند اقدام های پیشین خود گرفته است./تسنیم

***

نکات مهم در باره جنبش خدمت فتح‌الله گولن

هیزمت (خدمت) نام ترکی سازمانی است که بنام جنبش گولن شناخته می‌شود. این جنبش از آموزه‌های فتح‌الله گولن، مبلغ اسلامی ساکن آمریکا، الهام می‌گیرد.
گولن یک روحانی سنی حنفی است و از تصوف آناتولیایی تأثیر گرفته است.
جنبش خدمت فاقد ساختار رسمی است، اما میلیون‌ها نفر پیرو دارد و پیروانش در بیش از ۱۵۰ کشور جهان پخش هستند. این جنبش پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱ در آسیای مرکزی گسترش یافت.

طرفداران "جنبش خدمت" معتقدند این جنبش چهره مدرن و بی‌آزاری از اسلام ارائه می‌کند، اما منتقدان آن انگیزه‌هایش را زیر سوال می‌برند. جنبش خدمت از فتح‌الله گولن، مبلغ مذهبی ترک مقیم آمریکا الهام می‌گیرد.

به گزارش بی.بی.سی نفوذ این جنبش بار دیگر در ترکیه در کانون توجهات قرار گرفته است. در این کشور اختلاف میان پیروان گولن و دیگر اعضا و شخصیت‌های طبقه سیاسی حاکم به‌واسطه مجموعه‌ای از دستگیری‌ها علنی شده است.

گفته می‌شود اختلاف میان دو طرف بعد از اقدام دولت ترکیه مبنی بر تعطیلی شبکه‌ای از مدارس خصوصی تحت مدیریت جنبش خدمت تشدید شده است. تا پیش از این، جنبش خدمت در پیروزی‌های انتخاباتی حزب رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، نقش مهمی داشت.

حزب عدالت و توسعه که در اندیشه اسلامگرایی ریشه دارد، در سه دوره اخیر قدرت را در دست داشته است. اما نفوذ جنبش خدمت از مرزهای ترکیه بسیار فراتر می‌رود. این جنبش تأمین هزینه‌های صدها مدرسه علوم دینی، اندیشکده و رسانه را، از کنیا گرفته تا قزاقستان، برعهده دارد و توانسته میلیون‌ها هوادار و میلیاردها دلار پول را جذب کند.

پست‌های کلیدی

جنبش خدمت فاقد ساختار رسمی و سازمان مشخص است، و عضو رسمی ندارد. اما توانسته به یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های اسلامی جهان تبدیل شود. این جنبش انجام امور عام‌المنفعه را تبلیغ می‌کند، و پیروان آن می‌گویند که در چارچوب اتحادیه‌ای نه‌چندان مستحکم و ملهم از عقاید گولن با هم کار می‌کنند.

این پیشوای مذهبی قرائتی روادار از اسلام را ترویج می‌کند که بر نوع‌دوستی، کار و تلاش و آموزش تأکید می‌کند. گفته می‌شود جنبش خدمت در ترکیه میلیون‌ها پیرو دارد و برخی از این افراد در نهادهای قدرت، از پلیس و سرویس‌های مخفی گرفته تا دستگاه قضایی و خود حزب عدالت و توسعه، پست‌هایی کلیدی دارند.

گفته می‌شود که پیروان خدمت چیزی بین ۵ تا ۲۰ درصد درآمدشان را به گروه‌های وابسته به این جنبش می‌پردازند. مدارس این جنبش معمولا از تجهیزاتی با فناوری نوین برخوردارند و بسیاری از دانش‌آموزان آنها از بورسیه‌هایی استفاده می‌کنند که هزینه آنها را تجار پیرو گولن تأمین می‌کنند.

با آنکه این مدارس سکولار هستند، معلمان موظفند نقش الگوی دانش‌آموزان را بازی کنند. سیگار کشیدن، نوشیدن مشروبات الکلی و طلاق گرفتن معلمان ناپسند دانسته می‌شود.

سود تجاری

فاطمه دیشلی در مدرسه‌ای با این جنبش آشنا شد که برای کمک به دانش‌آموزان برای پشت سر گذاشتن آزمون ورودی دانشگاه‌ها تأسیس شده بود. او به بی‌بی‌سی گفت: "کسانی که از طریق خدمت با آنها آشنا شدم واقعا سختکوش و پرهیزگار بودند و مسائل دینی را رعایت می‌کردند، اما در عین حال شغل‌های مهمی داشتند.

به این ترتیب متوجه شدم که می‌توان مذهبی بود، ولی شغل خوبی هم داشت." بازرگانان ترکیه‌ای دیدگاه بین‌المللی و برخورد عمل‌گرایانه آقای گولن را به مسائلی نظیر استفاده از اعتبارات مالی می‌پسندند.

بنظر می‌آید که ترکیب بشردوستی و تجارت موفق بوده، و مدارس الهام‌گرفته از گولن از بازرگانان ترکیه‌ای در بازارهای تازه‌ای نظیر آفریقا و آسیای مرکزی حمایت کرده، و کار آنها را آسان‌تر می‌کنند.

اما منتقدان معتقدند که هدف این جنبش دستیابی به قدرت، گسترش رفتارهای اجتماعی اسلامی و محافظه‌کارانه در مسائلی نظیر ازدواج و مصرف مشروبات الکلی در سراسر جهان، و سرکوب کردن مخالفان خود است.

نفوذی‌ها؟

مخالفان این جنبش به ویدئویی اشاره می‌کنند که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و در آن بنظر می‌رسد که گولن به پیروانش می‌گوید که باید سعی کنند به ساختارهای موجود قدرت نفوذ کنند.

گولن در این ویدئو می‌گوید: "شما باید بدون اینکه کسی متوجه حضورتان شود، در شریان‌های سیستم رخنه کنید، تا اینکه به تمام مراکز قدرت برسید. شما باید صبر کنید تا همه قدرت حکومت بدستتان بیفتد؛ تا موقعی که همه قدرت نهادهای منبعث از قانون اساسی در کنارتان قرار گیرد."

یک سال بعد، گولن به تلاش برای تضعیف حکومت سکولار ترکیه متهم شد. او به آمریکا رفت و گفت که آن ویدئو دستکاری شده بوده است. او بعدا بطور غیابی از همه این اتهامات تبرئه شد. بسیاری از منتقدان برجسته جنبش خدمت در ترکیه به زندان افتاده‌اند. این امر باعث شده برخی ادعا کنند که این جنبش در ترکیه به نیرویی مسلط و اهریمنی تبدیل شده است.

یکی از روسای پلیس که کتابی درباره نفوذ گولن در پلیس و دستگاه قضایی ترکیه نوشت و دو خبرنگار تحقیقی ترکیه‌ای به زندان افتادند. یکی از این خبرنگاران که احمد شیک نام دارد، در جریان بازداشتش فریاد زد: "هرکس به آنها دست بزند، می‌سوزد!"

گولن که حالا ۷۴ سال دارد، در ملکی دنج در خارج یکی از شهرهای ایالت پنسیلوانیای آمریکا به‌دور از شلوغی زندگی می‌کند. او پیروانش را تشویق می‌کند که بجای مسجد مدرسه بسازند، و آنها را تشویق می‌کند که با تأسیس انجمن‌های گفتگو، با پیروان ادیان دیگر تعامل کنند. با این حال، طرفداران بقای حکومت سکولار در ترکیه همچنان به او بدبین هستند، و تابستان گذشته شماری از فعالان در مقابل محل سکونت او تجمع اعتراضی برگزار کردند.

                                                      ***

الگوگیری ازایران"بسیج مردمی"همانطورکه عراق تشکیلاتی بنام حشدالشعبی"بسیج مردمی" سازماندهی کرد

استقاده از مسجدبرای ساماندهی برای"خنثی کردن تو طئه ها" پاسداری ازحاکمیت 

سفیر ایران(محمد ابراهیم طاهریان فرد) در مورد دلائل نافرجام ماندن کودتای پنجم ترکیه گفت : حضور پرقدرت مردم ترکیه در خیابان ها علیه کودتا و ایستادگی همسو ویکپارچه شایان توجه احزاب سیاسی و نهادهای مدنی و به ویژه رسانه های این کشور در مخالفت با کودتا تعیین کننده بود .
سفیر ایران با اشاره به وجود هم صدایی میان همه رهبران و مقامات احزاب و جریان های سیاسی ، نهادها دولتی وغیر دولتی ترکیه در مواجهه با کودتا گفت: قرائت اذان و صدای الله اکبری که از لحظات اول وقوع کودتا در مساجد سراسر ترکیه پخش شد و متعاقب آن حضور مردم در صحنه ، همراهی همه رهبران سیاسی جریان های مختلف ترکیه در ابراز مخالفت با کودتا و همکاری رسانه های ترکیه غیر وابسته به دولت در این مسیر را پدیده بسیار نوینی در فرایند توسعه دمکراسی وارتقاء مردم سالاری در ترکیه ارزیابی نمود/الف۲۹ تير ۱۳۹۵ 

*توضیح مدیریت-پیراسته فر:حتی اردوغان که(بعلت اشغال رادیو وتلویزیون )ازطریق یکی ازشبکه های اجتماعی"اسکایپ"به مردم پیام داده بود،گفته بود:برویدازمساجدسازماندهی شوید*

منبع : خانه مشاور |کودتا درترکیه/رهبرکودتاچیان فتح‌الله گولن کیست؟/5 کودتا در نیم قرن اخیرترکیه
برچسب ها : ترکیه ,کودتا ,گولن ,اردوغان ,کشور ,کودتای ,الله گولن ,ارتش ترکیه ,نیروی هوایی ,قانون اساسی ,بیانیه کودتا ,خواندن بیانیه کودتا ,فرماندهان نیروی ه

تأکیداحمدی نژادمبنی برامضاء توافقنامه "انرژی هسته ای"-مخالفت رهبری

:: تأکیداحمدی نژادمبنی برامضاء توافقنامه "انرژی هسته ای"-مخالفت رهبری
احمدی‌نژادبه رهبری گفت: به آخر خط رسیدیم،باید قعطنامه‌های شورای امنیت را امضا کنیم/ اگر این دیدگاه را قبول ندارید، دیگر مسئول پرونده نیستم/ رهبری قاطعانه فرمودند خودم مسئولیت را قبول می‌کنم
وی با بیان این مطلب که «احمدی‌نژاد لیاقت اینکه یکبار دیگر به صحنه قدرت بیاید را ندارد»، افزود: او چهره خود در قبال خیلی از افراد و چهره های موجه را خراب کرد که همین موضوع باعث شد به خواست خود به جاشیه برود.
 
احمدی‌نژاد گزارشی به رهبری داد که ما به آخر خط رسیدیم، باید قعطنامه‌های شورای امنیت را امضا کنیم تا از تحریم‌ها دور شویم/ احمدی نژاد به رهبری گفت «اگر این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول پرونده نیستم» / رهبری قاطعانه فرمودند خودم مسئولیت را قبول می‌کنم»/ یقیناً شورای نگهبان احمدی نژاد را تایید نمی کند/ احمدی نژآد لیافت بازگشت به قدرت را ندارد
 
حجت‌السلام غلامرضا مصباحی مقدم نماینده تهران در گفت‌و‌گو با «انتخاب»، در پاسخ به این سوال که احمدی‌نژاد بعد از عید به شهرهای مختلف تردد داشته است و برخی معتقدند او کاندیدای ریاست جمهوری 96 خواهد شد، گفت: تصور نمی‌کنم احمدی‌نژاد بخواهد وارد گود انتخابات شود، علتش هم اقداماتی است که او در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، انجام داد.
 
وی با بیان این مطلب که «احمدی‌نژاد لیاقت اینکه یکبار دیگر به صحنه قدرت بیاید را ندارد»، افزود: او چهره خود در قبال خیلی از افراد و چهره های موجه را خراب کرد که همین موضوع باعث شد به خواست خود به جاشیه برود. 
 
مصباحی مقدم ادامه داد: وقتی کارنامه مدیریت احمدی‌نژاد را رصد میکنیم نمی توانیم به این نتیجه برسیم که کشوری چون ایران را مدیریت کند.
 
 حجت‌السلام مصباحی مقدم تصریح کرد: اولین چهره‌ ی متفاوتی که احمدی‌نژاد ازخود نشان داد به معاون اولی مشایی برمی‌گردد که با مخالفت کتبی و محرمانه رهبری مواجه شد که وی تا یک هفته به این مخالفت هیچ اعتنایی نکرد ، بعد از یک هفته مجلس وارد کار شد و ابوترابی‌فرد از طریق تریبون مجلس این نامه محرمانه را علنی کرد که باز هم ترتیب اثر نکرد، تا اینکه مشایی خودش داوطلبانه استعفاء داد که وی این استعفا را به نامه رهبری ترجیح داد.
 
وی در ادامه با اشاره به «خانه‌نشینی یازده روزه احمدی‌نژاد که برای اولین بار یک توسط یک رئیس جمهور در ایران انجام شد» گفت: این اقدام وی که در قبال دستور رهبری برای ادامه خدمت مصلحی وزیر اطلاعات بود ، موضع‌گیری‌های خیلی ناپسندی را موجب شد.
 
این نماینده مجلس ادامه داد: با توجه به خانه نشینی وی که اداره کشور روی هوای بود دولت بحث استیضاح را مطرح کرد که بعد از آن به پاستور رفت.
 
حجت‌الااسلام مصباحی مقدم با اشاره به ستاد تدابیر ویژه اقتصادی گفت: با توجه به این اقدامات ستاد که می خواستند تحریم‌ها را دور بزنند «احمدی‌نژاد گزارشی به رهبری داد که ما به آخر خط رسیدیم و با توجه به قطعنامه‌های شورای امنیت درباره انرژی هسته‌ایی باید‌ ، آن را امضا کنیم»، ولی رهبری با این گزارش مخالفت کردند که بعد از این مخالفت احمدی‌نژاد با رهبری دیدار کردند و گفت اگر شما این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول این پرونده نیستم و رهبری با صراحت و قاطعانه فرمودند خودم این مسئولیت را قبول می‌کنم.
وی با اشاره به واکنش شورای نگهبان درباره ورود احمدی‌نژاد گفت: به طور یقین می‌توانم بگویم که شورای نگهبان تایید صلاحیت نمی‌کند.
وی در پاسخ به این سوال که اگر احمدی‌نژاد دست دوستی جلوی جامعه روحانیت مبارزه دراز کند ایا جامعه این دست دوستی را قبول می کند؟گفت: یقینا جامعه روحانیت، دست دوستی ایشان را رد می کند.
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵انتخاب
                                                           ***
 
 حجت الاسلام والمسلمین مصباحی مقدم  اصل مصاحبه با «انتخاب» را تکذیب نکرده اند، بلکه گفته اند در این مصاحبه با عنوان سخنگوی جامعه روحانیت اظهار نظر نکرده اند.
 
به هر صورت، ضمن احترام به جناب حجت الاسلام والمسلمین مصباحی مقدم، «انتخاب» بر صحت، اصالت و تمامیت مصاحبه با ایشان تاکید می ورزد و به استحضار مخاطبان و مردم شریف می رساند که فایل صوتی این مصاحبه در آرشیو «انتخاب» موجود است و در صورت لزوم منتشر خواهد شد./۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵انتخاب
                                                               ***
حجت الاسلام والمسلمین مصباحی مقدم گفتگوی خود با «انتخاب» را تایید کرد.
 
متن گفتگوی اعتماد با مصباحی مقدم در زیر می آید:
 
آيا سخنان امروز (سه شنبه۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵) خود را درباره آقاي احمدي نژاد تاييد مي كنيد؟
     بنده به عنوان سخنگوي جامعه روحانيت صحبت نكرده ام و اين اشتباه است كه به اين عنوان سخنانم را منتشر كرده اند. به عنوان شخص خودم صحبت كرده ام.
    
     بحث معاون اولي مشايي و خانه نشيني احمدي نژاد قبلامنتشر شده اما شما به ماجرايي اشاره مي كنيد كه قبلاكسي آن را مطرح نكرده است.
     اين مساله را به عنوان سومين بار است كه در مصاحبه هايم مطرح مي كنم.
    
     مي توانيد كمي بيشتر اين موضوع را باز كنيد؟ 
     اينها در جلساتي بوده كه با خود احمدي نژاد داشتيم. جلساتي عصر دوشنبه ها داشت كه از تعداد محدودي از نمايندگان مجلس هم دعوت مي شد و در آن موضوعات را بررسي كردند. من آنجا اين را به دست آوردم. همان زمان هم آن را بازتاب دادم. در زمان مسووليتم گمان مي كنم بازتاب دادم.
     اشكال مهم اين است كه اظهارات بنده به عنوان سخنگوي جامعه روحانيت منتشر شده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵چهارشنبه
منبع : خانه مشاور |تأکیداحمدی نژادمبنی برامضاء توافقنامه "انرژی هسته ای"-مخالفت رهبری
برچسب ها : مصباحی ,احمدی‌نژاد ,مقدم ,جامعه ,مصاحبه ,«انتخاب» ,مصباحی مقدم ,الاسلام والمسلمین ,احمدي نژاد ,والمسلمین مصباحی ,شورای نگهبان ,الاسلام والمسل

سازمان همکاری"شانگهای"چیست؟

:: سازمان همکاری"شانگهای"چیست؟
سازمان همکاری"شانگهای"چیست؟

سازمان همکاری شانگهای سازمانی میان‌دولتی است که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شده‌است. این سازمان در سال ۲۰۰۱ توسط رهبران چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، 

تاجیکستان و ازبکستان پایه‌گذاری شد. نقش اصلی و تعیین کننده را، در سازمان شانگهای، دو کشور چین و روسیه تشکیل می‌دهند.

این سازمان نوپا که در ابتدا تحت عنوان گروه "شانگهای پنج "با هدف حل اختلافات مرزی میان چین، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی در سال 1996 شکل گرفت، وبا پذیرش اعضای جدید در حوزه‌های مختلف   توسعه یافت  که برآیند آن ارتقای این گروه به سطح سازمان همکاری شانگهای در سال 2001 بود. پذیرش چهار کشور مغولستان، ایران، هند و پاکستان در سال 2004 به عنوان اعضای ناظر، گام مهم دیگری بود که به  شد.

 سازمان همکاری شانگهای ترکیبی از اهداف سیاسی، امنیتی و اقتصادی را به صورت توامان تعقیب می کند. مقابله با ایده جهان تک قطبی و مهار روند رو به گسترش حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به‌ویژه ناتو و ایالات متحده آمریکا در فضای اوراسیا از طریق موازنه نرم و تحکیم همکاری‌های منطقه‌ای، مقابله با سه عنصر جدایی‌طلبی، افراط‌گرایی و تروریسم و نیز گسترش همکارهای اقتصادی به‌ویژه در بخش انرژی، از جمله مهم‌ترین اهداف سازمان همکاری شانگهای به شمار می‌رود. آنچه بر اهمیت اهداف و برنامه‌های این سازمان افزوده است، تحولاتی است که در طی سال‌های اخیر در فضای ژئوپلیتیک اوراسیا و مناطق پیرامونی آن روی داده است. تحولات مهمی چون امنیتی شدن فضای بین‌المللی پس از حادثه 11 سپتامبر، اشغال افغانستان، حضور مستقیم ناتو و ایالات متحده در منطقه آسیای مرکزی، گسترش فعالیت گروه‌های افراطی و تروریستی در افغانستان و پاکستان و مسائل مربوط به انتقال و امنیت انرژی، موجب توجه روز افزون جامعه جهانی به اهداف و برنامه‌های بازیگران سازمان همکاری شانگهای شده است.

تقاضای عضویت"دائم"ایران

با گذشت هشت سال از ارائه درخواست رسمی ایران برای عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای و در حالی که این بار گفته می‌شد فضا برای این امر فراهم‌تر شده، سران کشورهای عضو این سازمان باز هم با درخواست ایران مخالفت کردند. گفته می‌شود، با وجود اصرار روسیه بر عضویت ایران، برخی از دیگر اعضا با این امر مخالفت کرده‌اند.

باوجود درخواست روسیه برای موافقت اعضای سازمان شانگهای با عضویت دائم ایران، این سازمان نتوانست بر سر موضوع ایران به توافق برسد. گفته می‌شود، اختلاف نظر چین و روسیه و عدم تمایل پکن به افزایش جنبه «ضد غربی» این سازمان، دلیل اصلی این موضوع بوده است. 

ایران که هم اکنون عضو ناظر سازمان به شمار می‌رود، در سال ۲۰۰۸ رسماً درخواست خود را برای عضویت دائم ارائه کرد. در آن زمان، روسیه با این استدلال که ایران تحت تحریم‌های بین المللی است، از پذیرش درخواست ایران خودداری کرد. با این حال، از سال گذشته و در پی حصول توافق هسته‌ای، این موضع روسیه تغییر کرده است. 

بختیار حکیم اف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در سازمان همکاری شانگهای در حاشیه اجلاس جاری این سازمان در تاشکند ازبکستان، به خبرنگاران گفت: «موضع روسیه در حمایت از پروسه الحاق بدون تأخیر ایران به سازمان شانگهای، روشن است». وی افزود: «ما این بار نتوانستیم با همتایان خود به توافق برسیم، اما این کار همچنان ادامه دارد». 


به گفته حکیم اف، هیچ مخالفت «اساسی» با ایده الحاق ایران وجود نداشته، اما برخی «اختلافات فنی» بر سر زمان این موضوع وجود داشته است. وی همچنین اشاره‌ای به اینکه مخالفت‌ها از جانب کدام کشور بوده، نکرد. 

با وجود این، به نظر می‌رسد یکی از مخالفان اصلی این ایده، چین بوده باشد. یک دیپلمات چینی در تاشکند از پاسخ به پرسشی درباره این موضوع خودداری کرد، اما وانگ یی، وزیر خارجه چین که ماه گذشته برای شرکت در اجلاس وزرای خارجه سازمان شانگهای به تاشکند رفته بود، گفت که پکن ابتدا خواستار پیشبرد روند الحاق هند و پاکستان است./3تیر95تابناک

منبع : خانه مشاور |سازمان همکاری"شانگهای"چیست؟
برچسب ها : سازمان ,شانگهای ,روسیه ,همکاری ,عضویت ,درخواست ,سازمان همکاری ,همکاری شانگهای ,عضویت دائم ,سازمان شانگهای ,درخواست ایران ,سازمان همکاری شانگها

حیوانات تحصیلکرده/داری مدارک دانشگاهی

:: حیوانات تحصیلکرده/داری مدارک دانشگاهی

حیواناتی که مدرک تحصیلی دانشگاهی دارند

1- این سگ که در تصویر مشاهده می‌کنید از همان دانشگاهی که رییس او درس می‌خوانده فارغ التحصیل شده و نوعی سگ پلیس است که مدرک کارشناسی عدالت کیفری از داشگاه کنکوردیا دارد و در آنجا به گذراندن دوره‌ها پرداخته است. این حیوان نخبه توانسته نمره بسیار عالی و کاملی دریافت کند در حالی که رییس او هنوز نتوانسته است بسیاری از دوره ها را با نمره کامل بگذراند.

 حیواناتی که مدرک تحصیلی دانشگاهی دارند

 

سک قاضی

2-این گربه پس از آنکه صاحبانش 25 دلار در مرکز ارائه مدرک در مقابل دریافت هزینه پرداخت کردند، دارای مدرک فارغ اتحصیلی از دبیرستان شد. بیشتر مدارکی که از چنین مراکزی گرفته می‌شود بر اساس تجارب، سابقه و عملکرد درنظر گرفته می‌شود.

این حیوان می‌تواند به طرز بسیار عجیب و جالبی در اتاق‌های خانه جعبه سازی می‌کند و به گونه‌های متفاوتی آن‌ها را با چند حرکت بچیند که انسان‌ها برای انجام آن کار نیاز به هوش و مهارت بالایی دارند.

 

 حیواناتی که مدرک تحصیلی دانشگاهی دارند

                                            گربه مهندس معمار

3-این سگ دارای مدرک"مهندس" حساب و دیفرانسیل است. پروفسوری که صاحب این حیوان است، باور دارد که سگ‌ها درکی درونی از علم دارند و زمانی که از سگش می‌خواهد شیئی پرتاب شده را بیاورد، سگ کوتاه‌ترین و بهترین راه ممکن را برای رفتن و بازگشتن انتخاب می‌کند.

این سگ به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی در ذهن او مسیریاب دقیقی نصب شده است. او همیشه راهی را انتخاب می‌کند که با تمام حساب‌های ریاضی نیز کوتاه‌ترین مسیر محاسبه شده است. این سگ صاحب مدرک دکتری افتخاری از کالج هوپ شده است.

حیواناتی که مدرک تحصیلی دانشگاهی دارند

                                             سگ-مهندس حسابداری

4-سگی که در دانشگاه اوکلاهما درس خوانده است
این سگ خدماتی نمی‌تواند بخواند یا مراحل ریاضی را انجام دهد اما با این وجود در چنین دانشگاه معتبری در حال تحصیل است تا بتواند سگ خدماتی حرفه‌ای شود. او بعد از 2 سال کار به عنوان سگ درمانی توانست مدرک افتخاری دیپلم رشته‌های انسانی، درمانی و خدماتی را دریافت کند.

حیواناتی که مدرک تحصیلی دانشگاهی دارند

                                                   سگ -دکتر

جالب این است که او لباس فرم پوشیده و هنگام دریافت درجه عالی با اعطاکنندگان هدایا دست می‌دهد و با سر از آن ها تشکر می‌کند./تابناک بنقل ازباشگاه خبرنگاران

منبع : خانه مشاور |حیوانات تحصیلکرده/داری مدارک دانشگاهی
برچسب ها : مدرک ,می‌کند ,دریافت ,خدماتی ,مهندس ,دانشگاهی ,انتخاب می‌کند ,گرفته می‌شود

چگونگی جمع آوری آیات قرآن

:: چگونگی جمع آوری آیات قرآن
چگونگی جمع آوری آیات قرآن

پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) جمع آوری قرآن به صورت رسمی به دستور خلیفه اول و به همّت «زید بن ثابت» صورت گرفت، پیش از آن حضرت علی (ع) نیز که از همه به قرآن آشناتر بود مصحفی را تدوین نمود. با گسترش فتوحات اسلامی در دهه‌ دوم و سوم هجری و گرایش روز افزون به اسلام و علاقه زیادی که به کتابت قرآن داشتند، سبب شد تا آنها که سواد کتابت و نگارش داشتند، به اندازه توان و امکانات خویش، به کتابت قرآن همّت کرده، از مصحف‌های معروف و موجود در هر منطقه، استنساخ نمایند. در منابع تاریخی مواردی متعدد از وقوع اختلاف میان مسلمانان در قرائت قرآن گزارش شده و گفته‌اند که این اختلافات سبب گردید تا برای حل آن، بعضی به چاره‌جوئی بپردازند.

پیشنهاد یکی کردن قراءات مصاحف از سوی «حذیفه» بود، عثمان نیز بر ضرورت چنین اقدامی واقف گشته، از این رو صحابه را به مشورت فرا خواند و آنها همگی بر ضرورت چنین کاری، با همه دشواری های آن نظر مثبت دادند. عثمان کمیته‌ای مرکب از چهار نفر تشکیل داد که عبارت بودند از: زید بن ثابت، عبدالله بین زبیر، سعید بن عاص و عبدالرحمن بن حارث و بعداً مجموع آنها به دوازده نفر رسید و به آنان دستور داد که چون قرآن به زبان قریش نازل شده است، آن را به زبان قریش بنویسند.

 گروه یکی کردن قرآن ها در سال 25 هجری تشکیل گردید و نخستین اقدام که از سوی گروه به دستور عثمان انجام گرفت جمع آوری تمام نوشته‌های قرآنی از اطراف و اکناف کشور پهناور اسلامی آن روز بود.

 در این مرحله، قرآن های دیگر پس از جمع آوری و ارسال به مدینه، به دستور خلیفه سوم سوزانده و یا در آب جوش انداخته می‌شدند و به همین جهت عثمان را «حراق المصاحف» نامیده‌اند، آخرین مرحله، ارسال مصاحف استنساخ شده به مناطق و مراکز مهم بود، با ارسال این مصاحف با هر کدام یک قاری نیز از سوی خلیفه اعزام می‌گشت تا قرآن را بر مردم قرائت کند.

 مورخان در شمار مصحف‌هایی که تهیه شده و به اطراف و اکناف بلاد اسلامی فرستاده شده است اختلاف دارند، «ابن ابی داود» آنها را شش جلد برشمرده که به مراکز اسلامی مکه، کوفه، بصره، شام، بحرین و یمن فرستاده شد و یک جلد نیز در مدینه نگه داشتند که آن را «اُم» و یا «امام» می‌نامیدند، یعقوبی در تاریخ خود دو جلد دیگر به این تعداد اضافه کرده که به مصر و الجزیره فرستاده شده است. مصحف هایی که به مناطق مختلف فرستاده شده بود در مرکز منطقه حفظ ‌شده و از روی آن نسخه‌های دیگری نوشته ‌می‌شد تا در دسترس مردم قرار گیرد.

 ترتیب مصحف عثمانی، همان ترتیبی بود که در مصحف کنونی وجود دارد و نیز با ترتیبی که در مصحف های صحابه در آن وقت به کار برده شده بود، به خصوص با مصحف «اُبی بن کعب» تطبیق می‌کرد. و به مقتضای خطی که در آن وقت بین مردم عرب رایج بود از هرگونه نقطه و علامت‌گذاری خالی بودند.

حضرت علی (ع) فرمود: "سوگند به خدا که عثمان درباره مصاحف هیچ عملی را انجام نداد، مگر این که با مشورت ما بود"

 اجماع شیعه بر این عقیده است که آنچه امروز در دست ما است همان قرآن کامل و تمام بوده و مصحف عثمانی همان قرآنی است که هم اکنون در دست ما است و عاری از هرگونه تحریف است،منبع:اسلام کوئست 

                                                                    ***

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:قرآن در همان زمان رسول خدا(ص)نوشته شده است ولي به صورت پراکنده بود،آیات را برروی  استخوان شانه شتر،سنگ وچوب حکاکی می کردند ویاروی  پوست درخت خرماودیگرجاهاهای مرسوم نگارشی آن زمان می نوشتنداما این آیات نه نقطه داشت ونه اعراب گذاری شده بود بعدازرحلت پیامبر ،بعلت فتوحاتی که شده بود،مردم غیرعرب نیزمسلمان شده بودند،درخواندن قرآن به مشکل می افتادند"غلط می خواندند" که ابو بكر دستور داد كه همه آنها را در يك كتاب بنويسند وبعدها خلفای دیگرنیز سروسامان بهتری به این  کتاب شریف"قرآن"دادند*پایان*

منبع : خانه مشاور |چگونگی جمع آوری آیات قرآن
برچسب ها : قرآن ,مصحف ,دستور ,عثمان ,آوری ,فرستاده ,ضرورت چنین ,زبان قریش ,کتابت قرآن ,دستور خلیفه ,آیات قرآن

کلمات فارسی درفرهنگ انگلیسی

:: کلمات فارسی درفرهنگ انگلیسی
کلمات فارسی که انگلیسی‌ها استفاده می‌کنند
 
به وقت سال ۲۰۱۶میلادی در میان سیل کلماتی که هر روز از زبان های خارجی به زبان فارسی راه پیدا می کنند این بار به سراغ کلماتی رفتیم که از زبان فارسی به زبان های دیگر صادر شده اند.

 «نان داغ، شکلات داغ»آخرین عبارتی بود که فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را جایگزینی برای «نوتلا بار»در نظرگرفت که سر و صدای زیادی را هم به پا کرد و واکنش های زیادی را به دنبال خودش داشت. عده ای همیشه معتقدند در مقابل هجمه زیاد کلمات خارجی برای محافظت از زبان فارسی حتما باید به فکر کلمات معادل بود و از طرفی گروهی هم هستند که با معادلسازی این واژه ها آن هم به این شکل و شمایل مخالف اند. اما نکته مهم اینجاست که برخلاف تصور بیشتر ما این مبادلات بین زبانی همیشه یک جریان یک طرفه نیست و در کنار کلمات وارداتی از زبان های مختلف کلماتی هم که از زبان فارسی به زبان های دیگر صادر شده اند کم نیستند. در گزارش زیر به سراغ کلماتی در زبان انگلیسی رفتیم که ریشه ای فارسی دارند کلماتی که از اینجا به آن سوی مرزها رفته اند و برگشته اند و حالا خودمان هم باور نمی کنیم که خاستگاه شان روزی از همین زبان فارسی خودمان بوده است.

Sugar/شکر

خود واژه شکر در زبان فارسی از زبان سنسکریت ریشه گرفته بعدها از زبان فارسی به عربی با عنوان«سکر» و از عربی به اروپا و بعد به زبان انگلیسی راه پیدا کرده است.

Orange/نارنگ

این کلمه در زبان انگلیسی که معنی پرتقال و رنگ نارنجی می دهد قبل از اینکه به این زبان راه پیدا کند از کلمه نارنج در عربی و نارنگ یا همان نارنگی خودمان در فارسی گرفته شده است که ریشه آن در زبان سنسکریت است.

Candy/قند

تلفظ کلمه candyیا همان شکلات انگلیسی را اگر در نظر بگیرید آن هم با احتساب اینکه در زبان انگلیسی تلفظ حرف قاف کار چندان راحتی به نظر نمی آید از کَندی گفتن هم می شود به نزدیکی تلفظ آن با اصل کلمه «قندی»در فارسی که معنای چیزهای شیرین را می دهد پی برد.

Lemon/لیمو

این میوه از قرن ۱۵میلادی به انگلستان وارد شده اما قبل از آن،کلمه لیمو در زبان های دیگری مثل ایتالیایی، فرانسوی ،اسپانیایی هم ورود کرده، طبق اطلاعات موجود ریشه آن از زبان فارسی گرفته شده است و از آنجا به جاهای دیگر راه پیدا کرده است. برای همین از این به بعد وقتی کافی شاپ می رویم و می خواهیم به جای سفارش دادن شربت آبلیمو با لهجه غلیظ لیموناد سفارش دهیم زیاد هوای خارجی بودن برمان ندارد چون این واژه از بن یک واژه خودمانی است.

Sandal/صندل

خیلی هایمان وقتی می خواهیم از جایگزین صندل به جای واژه دمپایی استفاه کنیم تا بلکه با این جایگزینی شکل وشمایل و شخصیت بیشتری به پاپوشمان ببخشیم تصورمان این است که صندل یکی از همان واژه های فرنگی است که از کشورهای دور و بر به زبانمان ورود پیدا کرده است. خواستیم بگوییم در حین استفاده از این واژه اصلا خودتان را برای استفاده از یک واژه خارجی سرزنش نکنید چون صندل یک واژه کاملا پارسی است که بعد از صدور به یک زبان خارجی هنوز هم اصالت آریایی خودش را حفظ کرده است.

Kiosk/کوشک

کیوسک یا دکه جفتش برای ما فرقی نمی کند هر دو فارسی اند. چون کیوسک جزو کلمه هایی است که ریشه ایرانی دارد و از کلمه«کوشک»در زبان فارسی یا در فارسی میانه از «گوشه»گرفته شده است.کلمه کوشک در معماری ایرانی به اتاقک هایی گفته می شده است که در مکان های عمومی قرار می گرفتند و فروشنده کالا یا ارائه دهنده اطلاعات در آن قرار می گرفته و مشغول خدمات رسانی می شده است. کوشک کلمه ای است که از زبان فارسی به اروپا رفته و بعد از گشت و گذار و تغییرات صورت گرفته مجددا با تلفظ«کیوسک»به آغوش وطن بازگشته است.

Bazaar/بازار

این کلمه هم دیگر ساختار و تلفظش به گونه ای است که احتیاجی به معرفی یا شرح و بسط ندارد. این کلمه از زبان پهلوی گرفته شده. علاوه بر ایران در مناطقی همچون بخش هایی از خاورمیانه،آفریقا و اروپا از کلمه بازار در زبانشان استفاده می کنند.که اصل تلفظ خود بازار«وازار» در زبان فارسی میانه و«واچار» در فارسی باستان بوده است.

Pajamas/پا جامه

حکایت این کلمه هم مثل صندل است اینکه خیلی موقع ها برای شخصیت دادن به شلوارهای راحتی در منزلمان به جای استفاده از کلمه زیر شلواری از پیژامه استفاده می کنیم و باز خیال می کنیم که از یک واژه انگلیسی استفاده کرده ایم در حالی که از اساس کلمه پیژامه یک واژه فارسی است.ماجرای این کلمه به این شکل است که واژه«پا جامه»بعد از اینکه از زبان ما به زبان انگلیسی و فرانسوی راه پیدا کرد تلفظش از«پاجامه» به «پیژامه»تغیر پیدا کرد و مجددا با همین تلفظ جدید به زبان فارسی برگشت.

Jungle/جنگل

کلمه جنگل جزو کلمه هایی است که ریشه آن از زبان سنسکریت که زبان قدیم آریاییان بوده گرفته و نسل به نسل منتقل و از آن به زبان های دیگر صادر شده است.

Chemical/کیمیا

این واژه هم از کلمه کیمیا در زبان فارسی گرفته شده است. با اینکه خاستگاه کلمه کیمیا از بین النهرین و هند بوده و حتی برخی ریشه آن را متعلق به یونان باستان هم می دانند اما چیزی که درباره کیمیا وجود دارد اینجاست که دانش کیمیا از ایران برخاسته و بعد از آن و از راه سرزمین های عربی به اروپا راه پیدا کرده و حتی علاوه بر زبان انگلیسی، کلمه شیمی در فارسی را فرانسوی شده خود واژه کیمیا می دانند.

Devil/دیو

Devilدر انگلیسی یا همان شیطان به زبان خودمان طبق گفته برخی از کارشناسان ریشه در زبان اوستایی دارد و از واژه دیو در زبان فارسی باستان گرفته شده است.

Caravansary/caravan/کاروانسرا

سراپای این دوکلمه هم کاملا داد می زنند که واژه هایی وطنی هستند که هر دو کلمه کاروان و کاروانسرا کلماتی اند که از زبان پهلوی برگرفته شده اند.

Saffron/زعفران

کلمه زعفران هم یکی دیگر از همین کلمه های صادراتی است که با توجه به سابقه ایران در کشت زعفران از زمان های قدیم، استفاده نشدنش در زبان های دیگر جای تعجب داشت.
الف ۲۷ تير ۱۳۹۵ بنقل ازمهر
منبع : خانه مشاور |کلمات فارسی درفرهنگ انگلیسی
برچسب ها : زبان ,فارسی ,کلمه ,واژه ,انگلیسی ,استفاده ,زبان فارسی ,زبان انگلیسی ,پیدا کرده ,دیگر صادر ,زبان سنسکریت ,زبان فارسی گرفته

فوایدخواب کافی،مضرات بیخوابی درانجام کارها

:: فوایدخواب کافی،مضرات بیخوابی درانجام کارها
فوایدخواب کافی،مضرات بیخوابی درانجام کارها

خواب از نیازهای لاینفک زیستی بشر است که به هیچ شکلی قابل حذف نیست. حتی سیستم‌های دیجیتال و رایانه‌ها نیز حالتی به نام حالت "sleep" یا خواب دارند.

خواب از نیازهای لاینفک زیستی بشر است که به هیچ شکلی قابل حذف نیست. حتی سیستم‌های دیجیتال و رایانه‌ها نیز حالتی به نام حالت "sleep" یا خواب دارند. پس انسان که دارای هوشمندانه‌ترین سیستم کائنات است، نیازش به این موضوع پررنگ‌تر است. در ادامه با زومیت همراه باشید تا از راز و رمزهای این پدیده زیستی بیشتر مطلع شوید.

عالم و آدم می‌دانند که خواب چیز مهمی است. چرایش هم معلوم است. چون هم بدن را جوان‌تر می‌کند و هم به ذهن آمادگی دوباره می‌بخشد. اگر خواب نباشد به معنی واقعی کلمه کشته خواهیم شد. خواب مناسب و کافی به شما کمک می‌کند که از ۷ فایده‌ی آن بهره‌مند شوید:

۱- در پایان روز کاری شما انرژی بیشتری خواهید داشت
بنا بر مطالعات انجام شده، اگر خواب کافی نداشته باشید، نسبت به دیگر افرادی که خواب مناسب داشته‌اند ۱۱% زودتر خسته می‌شوید. در ظاهر شاید این ۱۱% خیلی به چشم نیاید، اما در طول ۸ ساعت زمان کاری، فردی که خواب کافی نداشته به جای آن که در ساعت ۵ بعد از ظهر خسته شود، در ساعت ۴:۱۵ خسته می‌شود. در حالی که ۴۵دقیقه آخر کار می‌تواند بالاترین راندمان کاری را به همراه داشته باشد.

۲- واکنش شما نسبت به مسائل بهتر و سریع تر است

کافی‌ است فقط ۲ روز خواب کافی و راحت نداشته باشید تا ببینید چطور قدرت تمرکز و عکس‌العمل شما رو به نابودی می‌رود. در این حالت تمرکز حواس و سرعت واکنش به موقع شما به اندازه ۳ برابر کاهش پیدا خواهد کرد. طبیعی است که نبود حواس و تمرکز کافی در محیط کار، باعث بروز نوعی تنش در شما نسبت به وظایف کاری‌تان می‌شود. پس با این اوصاف واقعا ارزش دارد که تا دیروقت بیدار بمانید و وبگردی کنید؟ معلوم است که نه! پس معطل چه هستید؟ زودتر بروید بخوابید.

۳- از آخرین دقیقه‌ی زمان خود استفاده می کنید
کمبود خواب رابطه‌ی مستقیمی با هدر دادن وقت دارد. زمانی که خواب شما کافی نباشد، سطح انرژی شما پایین می‌آید و در این حالت نمی‌توانید کار خود را به روال عادی انجام دهید. در نتیجه کار کردن شما فرق چندانی با کار نکردنتان ندارد! در حقیقت کار نمی کنید، وقت خود را می گذرانید.

۴- در بهترین حالت ممکن برای کار کردن خواهید بود
خواب کافی آثار خوبی بر روی ذهن و روان شما می‌گذارد. چرا که شما شادتر و پرانرژی‌تر پشت میز کار خود حاضر می شوید و آمادگی بیشتری برای شروع روز کاری خود دارید. هر چند که این قسمت ماجرا، یک مسئله روانشناختی است، اما به اندازه کافی بدیهی محسوب می‌شود. به هر حال طبیعی است که وقتی کسی خوابش کافی بوده است نسبت به کسی که خواب ناکافی داشته، آمادگی بیشتر و بهتری برای انجام کارها دارد.

۵- مسائل و مشکلات را بهتر حل و فصل خواهید کرد
افراد مشهوری مثل آلبرت اینشتین و توماس ادیسون هم چرت زدن را دوست داشتند. دلیلش هم این بود که آن ها همیشه با صورت مسئله‌ای درگیر بودند و خواب ابزار کمکی بود تا بتوانند مسئله را حل کنند. در حالت خواب، ذهن شما همچنان فعال عمل می‌کند و در حال مرتب‌سازی و حل مسائل است. وقتی بیدار می‌شوید، مغز شما جان تازه‌ای گرفته است و می‌تواند با قدرت‌تر از قبل در حل مسائل ظاهر شود.

۶- خلاقیت بیشتری در کار خود به خرج می دهید

گاهی اوقات آنچه باعث سخت‌تر شدن کارتان می‌شود، سخت بودن کار نیست. نوع کار کردن خود شما است! برای مثال وقتی که در حالت خستگی کار می‌کنید، شبیه یک مرده متحرک خواهید بود که حوصله پیدا کردن روش جدیدی را برای انجام کارش ندارد. پس از یک استراحت شبانه‌ی خوب، شاید آماده‌ی یک روز کاری سخت نباشید، اما حداقل این توانایی را دارید که مسائل کاری را با خلاقیت بیشتری پیش ببرید و هوشمندانه‌تر یک کار سخت را انجام دهید. همه می‌دانند که پول، پول می‌آورد! اما چه کسی این واقعیت را می‌دانست که انرژی هم انرژی می‌آورد؟ علم از قبل این را می‌دانست. حالا چه خوب که شما هم می‌دانید!

۷- حافظه بهتری خواهید داشت
تا به حال شده که بعد از این که کارتان تمام شد و در راه برگشت به منزل بودید، یادتان بیاید چیزی را فراموش کرده‌اید؟ و یا در راه رفتن به محل کار، به یاد بیاورید که چیز مهمی را در خانه جا گذاشته‌اید؟ وقتی خوب خوابیده باشید، قبل از این سوار ماشین شوید و به سمت مقصد راه بیافتید، تمام چیزها را به یاد خواهید آورد و چیزی از قلم نخواهد افتاد. چرا که در زمان خواب، تخته سیاه ذهن نوشته‌هایش را پاک می‌کند. از این رو برای به خاطرسپردن یک موضوع جدید نیازی نیست که فشار زیادی به ذهن خود وارد کنید.

لازم نیست علم چیزی بگوید، همه ما می‌دانیم که خواب موضوع با‌اهمیتی است. گذشته از ده‌ها خواص درمانی که خواب دارد، می‌تواند در افزایش راندمان کاری موثر عمل کند؛ ضمن این که به شما کمک کند تا از شغل خود لذت بیشتری ببرید.
منبع: فردا بنقل ازفرادید
و(اما آن برادرعزیز"مدیراجرایی کل کشور"که کمترین خواب رادرشبانه روزداشت،همین بیخوابی موجب شدکه 11روزکم بیاورد ویک "گافهای دیگر"هم درکند.

منبع : خانه مشاور |فوایدخواب کافی،مضرات بیخوابی درانجام کارها
برچسب ها : خواب ,حالت ,خواهید ,کاری ,انجام ,مسائل ,خواب کافی ,کافی نداشته ,خواب مناسب ,راندمان کاری ,انجام دهید ,نیازهای لاینفک زیستی ,بیخوابی درانجام کاره

کودتاچی که به مفام شهادت رسیدچه کسی بود

:: کودتاچی که به مفام شهادت رسیدچه کسی بود
کودتاچی که به مفام شهادت رسیدچه کسی بود؟
 
 ماجرای شفاعت حضرت زهرا (س) از یکی از متهمین کودتای نوژه اشاره شده است. 
  در میان عوامل کودتا یک افسر خلبان به نام مهدوی بود که تحت تأثیر تبلیغات و شانتاژی که صورت گرفته بود، موافقت کرده بود با کودتاچیان همکاری کند. بعد وی دستگیر شد و اعتراف کرد که قرار بود این مکان (جماران و نقاط حکومتی و نظامی) را بمباران کنم و بعد از اعتراف و اتمام بازجویی، منتظر دادگاه بود. یک روز آقای محمد طاهری ساکن کرج بود و فکر کنم نسبتی هم با آن افسر خلبان داشت، به من مراجعه کرد و گفت دیشب
خانم"کودتاچی" خانة ما آمده و راجع به شوهرش گفته وی چنین آدمی نیست که بخواهد علیه نظام و امام اقدامی کند.
من توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها کرده و نذر و نیاز و گریه کرده ام و [از ایشان] خواستم شوهرم را نجات دهد.
شب خواب دیدم حضرت فاطمه به من فرمودند: شوهرت را به شما برمی گردانم. بعد آقای طاهری گفت: خانم این افسر خلبان یک دعا و یک انگشتر عقیق داده تا به دست شوهرش برسانم و به او بگویم که این انگشتر و دعا در روز دادگاه با او باشد. 
 
در بخش دیگری از این روایت شگفت می خوانیم: با اصرار آقای طاهری امانتی افسر خلبان رسید. او را با چند افسر دیگر که هم رده وی بودند، به دادگاه فرستادند. وی در دادگاه منقلب شد و با تمام وجود حرف می زد. مهدوی گفت: من اعتراف کرده و می کنم که در کودتا شرکت داشتم و مستحق مرگ و اعدام هستم. تقاضای تخفیف مجازات ندارم، ولی من را به عنوان یک کودتاچی نکشید. الآن زمان جنگ است من را ببرید در جبهه ها تا در جنگ و دفاع از کشورم کشته شوم و در ضمن به دشمن آسیب رسیده باشد.
 
بعد از این اظهارات، همه کسانی که در دادگاه بودند، تحت تأثیر سخنان این خلبان قرار گرفتند. 
آقای ری شهری خودش پرونده ایشان را کنار گذاشت و بقیه را محاکمه کرد که همه به اعدام محکوم شدند. بعد ایشان را در دفترش خواسته و با وی دوباره صحبت کرده بود. بعدا مطلع شدم آقای ری شهری پرونده ایشان را خدمت حضرت امام برده و امام ایشان را عفو کرده بودند. بلافاصله هم آزاد شد، فردای آن روز آزاد شد و به نیروی هوایی برگشت. 
 
(افسر خلبان «مهدوی»)شروع به پرواز کرد و عملیات متعدد برون مرزی انجام داد. با تمام وجود هم به عملیات می رفت. در یکی از این عملیات ها هواپیمایش مورد اصابت موشک قرار گرفت و شهید شد.
 این ماجرا در جلد نخست کتاب «راه» به روایت سرلشکر دکتر محسن رضایی آمده است./تابناک۲۲ اسفند ۱۳۹۴
                                                                    ***
خلبان کودتاچی"اعدامی" که شهید شد
ری‌شهری در بخش دیگری از این گفت و گوی تلویزیونی گفت:« تنها خاطره شیرینی که دارم این بود که وقتی خلبان‌های کودتای نوژه را محاکمه می کردم، یکی از خلبان ها گفت من می دانم که در این کار دخالت داشتم و می دانم که اعدام خواهم شد. او حکم را قبول داشت و فقط از ما خواست نوع اجرای حکمش را در اختیار خودش قرار دهیم. این خلبان گفت من را به یک هواپیما ببندید و مستقیم به کاخ صدام بکوبید. من حس کردم او از ته دل این حرف را بیان می کند. نزد امام آمدم و گفتم بعضی ها هستند که به اشتباه خود پی برده اند و به راستی توبه کرده اند. امام فرمودند اگر خودت تشخیص می دهی توبه این افراد واقعی است، اختیار تصمیم گیری داری.»
وی افزود:« من برگشتم و نه تنها این فرد را آزاد کردم بلکه به او اجازه دادم به کار قبلی خود یعنی همام خلبانی مشغول شود. شاید جالب باشد بدانید که این فرد در جنگ شرکت کرد و به مقام شهادت نائل شد و امروز یکی از شهدای خوشنام نیروهوایی ارتش جمهوری اسلامی است.»
« در یکی از دادگاه های انقلاب، از یکی از خلبان ها سوال کردم چه شد که به این راه افتادی و با ضد انقلاب همکاری کردی؟! ایشان در پاسخ گفت یکی از افراد فعال در عقیدتی- سیاسی پادگان نوژه به زن های ما اهانت کرد و من هم با خودم گفتم نظامی که مسول عقیدتی- سیاسی آن ما همسران ما اینطور برخورد می کند، باید با آن مقابله کرد. این برای ما درس است که برخوردهای اشتباه ما می تواند اثرات مخربی داشته باشد.»
حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی ری‌شهری در ابتدای برنامه" شناسنامه" 20اردیبهشت92
 
منبع : خانه مشاور |کودتاچی که به مفام شهادت رسیدچه کسی بود
برچسب ها : خلبان ,کرده ,دادگاه ,افسر ,ایشان ,آقای ,افسر خلبان ,تمام وجود ,پرونده ایشان ,عقیدتی سیاسی ,آقای طاهری ,مفام شهادت رسیدچهی

::

 تفاوت زمان امام حسین با امام صادق(ع)

شهادت امام حسین(ع) در سال ۶۱ هجری و شهادت امام صادق(ع) در سال ۱۴۸، یعنی وفات‌های این دو امام ۸۷ سال با یکدیگر تفاوت دارد. بنابراین اعصار این دو امام در همین حدود ۸۷ سال با همدیگر فرق دارد. در این مدت اوضاع دنیای اسلامی فوق‌العاده دگرگون شد.

*ویژگی‌های زمان امام صادق(ع)

زمان حضرت صادق(ع) از نظر اسلامی یک زمان منحصربفرد است، زمان نهضت‌ها و انقلاب‌های فکری، بیش از نهضت‌ها و انقلاب‌های سیاسی است، زمان حضرت صادق(ع) از دهه دوم قرن دوم تا دهه پنجم قرن دوم است. یعنی پدرشان در سال 114 از دنیا رفته‌اند که ایشان امام وقت شده‌اند و خودشان تا 148 نزدیک نیمه این قرن حیات داشته‌اند، تقریباً یک قرن و نیم از ابتدای ظهور اسلام و نزدیک یک قرن از فتوحات اسلامی می‌گذرد، دو سه نسل از تازه مسلمان‌ها از ملت‌های مختلف وارد جهان اسلام شده‌اند، از زمان بنی‌امیه شروع شده به ترجمه کتاب‌ها، ملت‌هایی که هر کدام یک ثقافت و فرهنگی داشته‌اند، وارد دنیای اسلام شده‌اند، نهضت سیاسی یک نهضت کوچکی در دنیای اسلام بود، نهضت‌های فرهنگی زیادی وجود داشت و بسیاری از این نهضت‌ها اسلام را تهدید می‌کرد.

زنادقه در این زمان ظهور کردند که خود داستانی هستند، اینها که منکر خدا و دین و پیغمبر بودند و بنی العباس هم روی یک حساب‌هایی به آن‌ها آزادی داده بودند. مسأله تصوف به شکل دیگری پیدا شده بود. همچنین فقهایی پیدا شده بودند که فقه را بر یک اساس دیگری (رأی و قیاس و غیره) به وجود آورده بودند. یک اختلاف افکاری در دنیای اسلام پیدا شده بود که نظیرش قبلش نبود، بعدش هم پیدا نشد.
زمان حضرت صادق(ع) با زمان امام حسین(ع) از زمین تا آسمان تفاوت داشت. زمان امام حسین(ع) یک دوره اختناق کامل بود و لهذا از امام حسین(ع)، در تمام مدت امامت ایشان، آن چیزی که به صورت حدیث نقل شده ظاهراً از پنج شش جمله تجاوز نمی‌کند، برعکس، در زمان امام صادق(ع) در اثر همین اختلافات سیاسی و همین نهضت‌های فرهنگی آن چنان زمینه فراهم شد که نام چهار هزار شاگرد برای حضرت در کتب ثبت شده. لهذا اگر ما فرض کنیم (در صورتی که فرضش هم غلط است) که حضرت صادق(ع) در زمان خودش از نظر سیاسی در همان شرایطی بود که امام حسین(ع) بود، در صورتی که این طور هم نیست، از یک جهت دیگر یک تفاوت زیاد میان موقعیت حضرت صادق(ع) و موقعیت امام حسین(ع) بود.

امام حسین(ع) - که البته بر شهادتش آثار زیادی بار است - اگر شهید نمی‌شد چه بود؟ یک وجود معطل در خانه و در به رویش بسته، ولی امام صادق(ع) اگر فرض هم کنیم که شهید می‌شد و همان نتایج شهادت امام حسین(ع) بر شهادت او بار بود در شهید نشدنش یک نهضت علمی و فکری را در دنیای اسلام رهبری کرد که در سرنوشت تمام دنیای اسلام نه تنها شیعه مؤثر بوده است.

در زمان ایشان یک وضعی پیش آمد که همه کسانی که داعیه حکومت و خلافت داشتند به جنب و جوش آمدند، جز امام صادق(ع) که اساساً کنار کشید و خصوصیت اصلی زمان ایشان همان علل و موجباتی بود که سبب شد حکومت از امویان به عباسیان منتقل شود و به علاوه ما می‌بینیم که شخصیتی مانند «ابوسلمه خلال» که او بر ابومسلم هم تقدم داشته(او را می‌گفتند «وزیر آل محمد» و ابومسلم را می‌گفتند «امیر آل محمد»، برای انتقال حکومت از امویان به عباسیان تلاش می‌کند)، البته ابوسلمه پس از انقراض اموی‌ها و استقرار حکومت بر عباسی‌ها تغییر عقیده می‌دهد و به فکر می‌افتد که خلافت را به آل‌علی منتقل کند و دو نامه به وسیله دو نفر به مدینه می‌فرستد یکی برای امام صادق(ع) و یکی برای عبدالله محض که از بنی اعمال حضرت و از اولاد امام مجتبی(ع) بود و از این دو نفر عبدالله محض خوشحال می شود و استقبال می‌کند، ولی امام صادق(ع) فوق‌العاده بی‌اعتنایی می‌کند، حتی نامه‌اش را نمی‌خواند و در حضور آورنده آن، جلوی چراغ می‌گیرد و می‌سوزاند، می گوید جواب این نامه همین است.

به طور کلی این مطلب بسیار روشن است که امام صادق(ع) از نظر تصدی امر حکومت و خلافت خیلی حالت کناره‌گیری به خود گرفت و هیچ گونه اقدامی که نشانه‌ای از تمایل امام باشد، به اینکه زعامت را در دست گیرد وجود نداشت، این به چه علت بوده و چه جهتی در کار بوده است؟ البته در این جهت شک نیست که اگر فرض کنیم که زمینه، زمینه مساعدی برای امام بود که اگر اقدام کرد حکومت را در دست می‌گرفت، امام می‌بایست اقدام می‌کرد، ولی صحبت در این جهت است که اگر زمینه صددرصد مساعد نبود و مثلاً صدی پنجاه مساعد بود، چه مانعی داشت که امام اقدام می‌کرد، حتی اگر کشته می شد. باز همان مقایسه با وضع و روش امام حسین(ع) مطرح می شود.

*مقایسه زمان امام حسین(ع) و زمان امام صادق(ع)

فاصله این دو عصر نزدیک یک قرن است. شهادت امام حسین(ع) در سال 61 هجری است و وفات امام صادق(ع) در سال 148، یعنی وفات‌های این دو امام 87 سال با یکدیگر تفاوت دارد. بنابراین باید گفت عصرهای این دو امام در همین حدود 87 سال با همدیگر فرق دارد. در این مدت اوضاع دنیای اسلامی فوق‌العاده دگرگون شد، در زمان امام حسین(ع) یک مسأله بیشتر برای دنیای اسلام وجود نداشت که همان مسأله حکومت و خلافت بود، همه عوامل را همان حکومت و دستگاه خلافت تشکیل می‌داد، خلافت به معنی همه چیز بود و همه چیز به معنی خلافت، یعنی آن جامعه بسیط اسلامی که به وجود آمده بود، به همان حالت بساطت خودش باقی بود، بحث در این بود که آن کسی که زعیم امر است چه کسی باشد؟ و به همین جهت دستگاه خلافت نیز بر جمیع شئون حکومت نفوذ کامل داشت.
معاویه یک بساط دیکتاتوری عجیب و فوق‌العاده‌ای داشت، یعنی وضع و زمان هم شرایط را برای او فراهم داشت که واقعاً اجازه نفس کشیدن به کسی نمی‌داد، اگر مردم می‌خواستند چیزی را برای یکدیگر نقل کنند که بر خلاف سیاست حکومت بود، امکان نداشت و نوشته‌اند که اگر کسی خواست حدیثی را برای دیگری نقل کند که آن حدیث در فضیلت علی(ع) بود، تا صددرصد مطمئن نمی‌شد که او موضوع را فاش نمی‌کند، نمی‌گفت، می‌رفتند در صندوقخانه‌ها و آن را بازگو می‌کردند، وضع عجیبی بود، در همه نمازجمعه‌ها امیرالمؤمنین(ع) را لعن می‌کردند، در حضور امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، امیرالمؤمنین(ع) را بالای منبر در مسجد پیغمبر(ص) لعن می‌کردند، و لهذا ما می بینیم که تاریخ امام حسین(ع) در دوران حکومت معاویه یعنی بعد از شهادت حضرت امیر(ع) تا شهادت خود حضرت امام حسین(ع) یک تاریخ مجهولی است، هیچ کس کوچکترین سراغی از امام حسین(ع) نمی‌دهد، هیچ کس یک خبری، یک حدیثی، یک جمله‌ای، یک مکالمه‌ای، یک خطبه‌ای، یک خطابه‌ای، یک ملاقاتی را نقل نمی‌کند، اینها را در یک انزوای عجیبی قرار داده بودند که اصلاً کسی تماس هم نمی‌توانست با آن‌ها بگیرد، امام حسین(ع) با آن وضع اگر پنجاه سال دیگر هم عمر می‌کرد، باز همین طور بود یعنی سه جمله هم از او نقل نمی‌شد، زمینه هرگونه فعالیت گرفته شده بود.
در اواخر دوره بنی‌امیه که منجر به سقوط آن‌ها شد و در زمان بنی‌العباس عموماً بالخصوص در ابتدای آن اوضاع طور دیگری شد، نمی‌خواهم آن را به حساب آزادمنشی بنی‌العباس بگذارم، به حساب طبیعت جامعه اسلامی باید گذاشت، به گونه‌ای که اولاً حریت فکری در میان مردم پیدا شد، در اینکه چنین حریتی بوده است، آزادی فکر و آزادی عقیده وجود داشته بحثی نیست. منتها صحبت در این است که منشاء این آزادی فکری چه بود؟ و آیا واقعاً سیاست بنی العباس چنین بود؟ و ثانیاً شور و نشاط علمی در میان مردم پدید آمد، یک شور و نشاط علمی‌ای که در تاریخ بشر کم‌سابقه است که ملتی با این شور و نشاط به سوی علوم روی آورد، اعم از علوم اسلامی یعنی علومی که مستقیماً مربوط به اسلام است، مثل علم قرائت، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، مسائل مربوط به کلام و قسمت‌های مختلف ادبیات و یا علومی که مربوط به اسلام نیست، به اصطلاح علوم بشری است یعنی علوم کلی انسانی است، مثل طب، فلسفه، نجوم و ریاضیات.
این را در کتب تاریخ نوشته‌اند که ناگهان یک حرکت و یک جنبش علمی فوق‌العاده ای پیدا می‌شود و زمینه برای اینکه اگر کسی متاع فکری دارد عرضه بدارد، فوق‌العاده آماده می‌گردد، یعنی همان زمینه‌ای که در زمان‌های سابق تا قبل از اواخر زمان امام باقر(ع) و دوره امام صادق(ع) اصلاً وجود نداشت، یک دفعه فراهم شد که هر کس مرد میدان علم و فکر و سخن است بیاید حرف خودش را بگوید. البته در این امر عوامل زیادی دخالت داشت که اگر بنی العباس هم می‌خواستند جلویش را بگیرند امکان نداشت زیرا نژادهای دیگر - غیر از نژاد عرب - وارد دنیای اسلام شده بودند که از همه آن نژادها پرشورتر همین نژاد ایرانی بود، از جمله آن نژادها مصری بود. از همه‌شان قوی‌تر و نیرومندتر و دانشمندتر بین‌النهرینی‌ها و سوریه‌ای‌ها بودند که این مناطق یکی از مراکز تمدن آن عصر بود، این ملل مختلف که آمدند، خود به خود اختلاف ملل و اختلاف نژادها، زمینه را برای اینکه افکار تبادل شود فراهم کرد و اینها هم که مسلمان شده بودند، بیشتر می‌خواستند از ماهیت اسلام سر در آورند، اعراب آنقدرها تعمق و تدبر و کاوش در قرآن نمی‌کردند، ولی ملت‌های دیگر آنچنان در اطراف قرآن و مسائل مربوط به آن کاوش می‌کردند که حد نداشت، روی کلمه به کلمه قرآن فکر و حساب کردند.

منبع:استاد شهید مرتضی مطهری  «سیری در سیره ائمه اطهار»/فارس

منبع : خانه مشاور |
برچسب ها : امام ,زمان ,حسین ,صادق ,اسلام ,حکومت ,امام حسین ,امام صادق ,زمان امام ,دنیای اسلام ,حضرت صادق ,وارد دنیای اسلام ,اسلامی فوق‌العاده دگرگون ,دنیای

کله بینی/ترشحات قهوه ای رنگ در زنان به چه معناست ؟

:: کله بینی/ترشحات قهوه ای رنگ در زنان به چه معناست ؟

ترشحات قهوه ای رنگ در زنان به چه معناست ؟

پس از اتمام دوران قاعدگی اکثر زنان ترشحات سفید رنگی را مشاهده می کنند، این ها ترشحات طبیعی واژن هستند . ترشحات طبیعی واژن می تواند در طول سیکل یک ماهه دچار تغییراتی شود. به هر حال وجود ترشحات قهوه ای رنگ می توان علل دیگری داشته باشد.

علت ترشحات قهوه ای رنگ چیست؟

عموما خونی که به هر دلیلی از رحم یا واژن ترشح شده و برای مدتی در آنجا باقی مانده و یا به هر دلیلی مدتی طول کشیده تا از طریق واژن خارج شود ، به رنگ قهوه ای در می آید. بنابراین ترشحات قهوه ای عموما خون هستند.که ممکن است تا چند روز پس از پاک شدن  جریان داشته باشند.  این ترشحات خونی هستند که با کمی تاخیر از واژن خارج می شوند.

 در حوالی زمان تخمک گذاری نیز ترشحات قهوه ای یا متمایل به صورتی را مشاهده کنید که ناشی از آزاد شدن تخمک از یکی از تخمدان های شماست.

دربعضی از زنان ممکن است،پس از برقراری رابطه جنسی و یا انجام معاینه واژینال و انجام تست دهانه رحم "پاپ اسمیر"  لکه بینی لکه بینی  یا متروراژیا (METRORRHAGIA)یا همین ترشحات قهوه ای دیده شود.

لانه گزيني يعني جنين ميخواهدخودشو به رحم بچسبانددر اين موقع شما كمي لكه بيني داريد

میتواند علایم بارداری باشد

مشاهده ی ترشحات قهوه ای رنگ و یا صورتی و نیز لکه بینی در زمانی که شما در انتظار پریود ندارید ، می تواند نشانه ای از بارداری باشد. در صورتی که این علائم جایگزین قاعدگی شما بشوند ،  در این صورت به این ترشحات خونریزی هنگام لانه گزینی می گویند. تخمک بارور شده عموما در زمانی نزدیک به زمان قاعدگی بعدی شما "حدودا 10 روز پس از لقاح" وارد حفره رحم شده و در دیواره رحم لانه گزینی می کند. این امر می تواند در برخی زنان باعث ایجاد لکه بینی شود.

میتواند علایم یائسگی باشد

در صورتی که سن شما حدود 45 سال است ، مشاهده ی این موضوع می تواند نشانه ای از نزدیک شدن با یائسگی باشد.

میتواند علایم عفونت باشد

 احتمال وجود برخی مشکلات وجود دارد. به عنوان مثال عفونت رحم (PID) که یکی از علایمش  درد و حساسیت زیر شکم  باشد.

یکی دیگه از دلایل لکه بینی ،زخم دهانه ی رحم در اثر عفونت واژن نیز می تواند باشدکه با علائمی چون عفونت مانند ترشح ، سوزش یا خارش و درد به هنگام نزدیکی همراه است.

کیست تخمدان نیز علاوه بر لکه بینی ، درد زیر شکم ، درد هنگام نزدیکی و درد در زمان قاعدگی را به همراه دارد. تشخیص وجود کیست تخمدان با انجام سونوگرافی میسر می شود. در موارد ابتلا به تخمدان پلی کیستیک (PCO) ممکن است علائم دیگری مانند افزایش وزن ، رویش موهای زائد و آکنه در فرد دیده شود.

احتمال وجود سرطان دهانه رحم نیز در زنانی که از ترشحات قهوه ای و لکه بینی شکایت دارند نیز وجود دارد. در این مورد ممکن است علائم دیگری چون درد در زمان نزدیکی ، خونریزی یا لکه بینی پس از برقراری رابطه جنسی ، خونریزی بیشتر و طولانی تر در زمان قاعدگی و خونریزی بین دو قاعدگی نیز وجود داشته باشند. تشخیص زود هنگام و پیشگیرانه از ابتلا به سرطان دهانه رحم به راحتی و با انجام معاینات دوره ای تست دهانه رحم  امکان پذیر است.

راه حل

با توجه به گفته های فوق ، اگر ترشحات قهوه ای رنگ را در حوالی قاعدگی یا زمان تخمک گذاری خود مشاهده می کنید به احتمال زیاد امری طبیعی است و می توانید برای راحتی خود در این مواقع که خونریزی زیادی وجود ندارد و تنها لکه بینی اندکی ایجاد شده است ، از پد های بهداشتی روزانه که بسیار کوچک و نازک هستند استفاده کنید.

اما در صورتی که لکه بینی شما مدت طولانی تری مانند چند هفته به طول انجامید ، همیشه پس از نزدیکی اتفاق افتاد ، همراه با درد ، ترشح واژن ، سوزش یا خارش بود باید جهت بررسی بیشتر به ماما یا پزشک مراجعه کنید.

***

پاسخ به سؤالات"لکه بینی"توسط دکتر امی آتری، استاد بالینی در دانشگاه کالیفورنیا

آیا لکه بینی بین دو دوره قاعدگی خطرناک است ؟

در واقع کمی خونریزی قبل از قاعدگی نگران کننده نیست، اما لکه بینی مداوم ممکن است نشانه یک مشکل جدی باشد.خونریزی بین دو دوره قاعدگی ، که لکه بینی نامیده می شود، مشکل رایجی است. دکتر امی آتری، استاد بالینی در دانشگاه کالیفورنیا، می گوید:تقریبا تمام زنان در یک دوره از زندگی خود، با چنین مشکلی روبرو می شوند.

لکه بینی قبل از شروع قاعدگی، اغلب نگران کننده نیست. هرچند در برخی موارد، ممکن است نشانه مشکلات تناسلی و یا حتی یک بیماری کشنده باشد.

به چه نوع خونریزی لکه بینی گفته می شود؟

به گفته دکتر آتری ، یک دوره قاعدگی به طور معمول هر 28 روز اتفاق می افتد و در حدود 4 تا 7روز طول می کشد. با این وجود اگر کل چرخه قاعدگی یک زن به مدت 35 یا 28 روز باشد، و یا اینکه عادت ماهانه تا 8 روز طول بکشد، غیر طبیعی نخواهد بود.

خونریزی مهبلی ، پس از پایان یک دوره قاعدگی یا پیش از آغاز دوره بعدی، لکه بینی نامیده می شود. خونریزی ممکن است بسیار کم رنگ باشد ، به طوری که شما لکه هایی صورتی رنگ بر روی لباس زیرتان ببینید، همچنین خونریزی ممکن است به صورت چند قطره و یا شدید اتفاق بیافتد که شبیه قاعدگی است.

تفاوت انواع ترشحات مابین دو دوره قاعدگی

ترشحات طبیعی واژن بین دوره ها ، در طول چرخه قاعدگی تغییر می کند. بعد از اتمام دوره خونریزی ، ممکن است ترشحاتی شفاف یا سفید رنگ داشته باشید. اینگونه ترشحات طبیعی هستند و به مرطوب ماندن بافتها کمک می کنند.

برخی تغییرات از جمله داشتن ترشحاتی به رنگ زرد تیره یا بدبو، ممکن است به دلیل جراحت یا عفونت مهبل باشد.گاهی ترشحات آغشته به خون، شدید یا خفیف نیز، لکه بینی محسوب می شود، با این تفاوت که این نوع خونریزی به دلیل جراحت یا عفونت مهبل است ، نه قاعدگی.

لکه بینی واقعی ، می تواند درجات زیادی داشته باشد. اینگونه خونریزی، خونریزی غیر منتظره نیز نامیده می شود، و می تواند شدید یا خفیف باشد. خونریزی بین دوره ها قبل از یائسگی، ممکن است بسیار نامنظم و غیر قابل پیش بینی باشد.

لکه بینی و چرخه قاعدگی

اگر پیش از شروع عادت ماهانه و یا در میانه چرخه قاعدگی دچار خونریزی می شوید ، نگران نباشید. به گفته دکتر آتری، مقدار کمی خونریزی بین دوره های قاعدگی و یا لکه بینی غیرمتداول، نسبتا طبیعی است.

برای اطمینان از اینکه محل خونریزی واژن است ، نه مقعد یا مجرای ادراری ، از تامپون استفاده کنید.به دلیل کاهش استروژن به هنگام آزاد شدن تخمک، حدود 10 درصد از زنان در زمان تخمک گذاری، لکه بینی را تجربه می کنند.

به گفته دکتر آتری ترشحات واژنی اغلب با مقداری خون همراه است. همچنین فرد ممکن است دچار گرفتگی عضلات یا دردهای خفیفی شود. نشانه لکه بینی بی خطر این است که این نوع خونریزی هر ماه حدود 10 تا 14 روز پس از پایان عادت ماهانه، و یا دو هفته پیش از شروع آن اتفاق می افتد.

همچنین لکه بینی ممکن است نشانه آغاز قاعدگی باشد.اگر لکه بینی 5 روز پیش از قاعدگی اتفاق بیافتد، نه 2روز قبل و یا 2 روز بعد از آن ، نگران کننده نخواهد بود.به گفته دکتر استفن وِیس ، متخصص زنان و زایمان و استادیار دانشگاه اِموری، استرس و فشار جسمی و روحی، و حتی برخی از اتفاقات، ممکن است سبب شوند که مغز فرمان آغاز چرخه قاعدگی را صادر نکند.

این امر می تواند موجب لکه بینی در نیمه اول چرخه قاعدگی شود. کاهش میزان پروژسترون ، که نتیجه تخمک گذاری ناقص است ، موجب لکه بینی در نیمه دوم چرخه قاعدگی می شود.بنابراین اگر لکه بینی، 3 یا 4 روز قبل از عادت ماهانه و یا یک هفته پس از آن اتفاق بیافتد، نشان دهنده یک چرخه قاعدگی غیرمعمول است.

به گفته دکتر وِیس، پوشش داخلی رحم نیز باید طبیعی باشد. وجود بافتهای اضافه و ناهنجاری در پوشش رحم ممکن است آن را ضعیف کند و سبب لکه بینی های مداوم شود. رایج ترین علل این مشکل وجود پلیپ های خوش خیم و فروئیدها در سطح یا نزدیک پوشش رحم است.

با این وجود دکتر وِیس تاکید می کند که اگر خونریزی 7روز پیش از آغاز قاعدگی ، نه 3 روز پیش از آن اتفاق بیافتد ، نگران کننده نخواهد بود.

بارداری/یائسگی

نباید فراموش کرد که لکه بینی علاوه بر این که نشانه تخمک گذاری و یا شروع قاعدگی است، ممکن است نشانه تغییرات مهمتری در زندگی یک زن ، مانند بارداری یا یائسگی باشد. لکه بینی می تواند جزء اولین نشانه های بارداری باشد و در مراحل اولیه بارداری اتفاق بیفتد 

همچنین لکه بینی در زنان میان سال ممکن است نشانه دوران پیش از یائسگی باشد، زمانی که هنوز یائسگی به طور کامل اتفاق نیفتاده است و خونریزی های واژنی باید به کلی قطع شوند.

لکه بینی در طول دوران بارداری: بسیاری از زنان در مراحل اولیه بارداری دچار لکه بینی می شوند. درحقیقت این خونریزی های خفیف، یکی از نشانه های بارداری است.

لکه بینی ، خصوصا در مراحل اولیه و یا پایانی بارداری ، کاملا طبیعی است. در 7 تا 10 روز اول بارداری ، زمانی که جنین به دیواره رحم متصل می شود، لکه بینی بسیار رایج است.

به گفته آتری بسیاری از زنان در این موقع، از بارداری خود بی اطلاع هستند. همچنین لکه بینی ممکن است 2 یا 3 هفته قبل از زایمان نیز اتفاق بیافتد. به گفته ی آتری، اغلب خانم ها حتی با وجود این لکه بینی های اولیه، متوجه بارداری خود نمی شوند.

همچنین ممکن است دو تا سه هفته قبل از موعد وضع حمل ، در اثر قطع شدن اتصال مخاطی با دیواره رحم، دچار لکه بینی شوند. در دوران بارداری، این نوع لکه ها معمولا ترشحات آغشته به خون واژن هستند.

یکی از علل شایع خونریزی غیر عادی رحم، تغییرات هورمونی در دوران یائسگی است، اما لکه بینی یکی از نشانه های سرطان یا تغییرات آناتومیکال است که باید با پزشک مطرح شود.

 

رنگ لکه ها بین دوره های قاعدگی

لکه های خون رنگهای متفاوتی دارند مانند: قرمز تیره، صورتی، قهوه ای تیره یا قرمز مایل به قهوه ای. به گفته ی ویس، رنگ خون تازه، قرمز روشن است، خونابه صورتی است، خونی که چند روز در رحم بماند قهوه ای رنگ و خونی که مدت زیادی مانده باشد سیاه است.

خونریزی شدید رحم

میزان خونریزی رحم موضوع بسیار مهمی است. لکه بینی خفیف بین دو دوره قاعدگی، نگران کننده نیست. اما اگر خونریزی شما به اندازه ای شدید می شود که در هر یک ساعت نیاز به تعویض نوار بهداشتی دارید، باید با پزشک خود تماس بگیرید.

– خونریزی بیش از حد رحم یا خونریزی بین قاعدگی که بیش از سه روز طول می کشد. لکه بینی هرگز نباید تا سه هفته ادامه داشته باشد.

– داشتن لکه بینی کم در طول سه دوره قاعدگی

– کاهش مصرف آسپرین. اگر دچار لکه بینی می شوید، باید از مصرف آسپرین خودداری کنید، زیرا این قرص باعث افزایش خونریزی می شود. به عقیده دکتر آتری، از آن جهت که آسپرین رقیق کننده خون است، مصرف آن شدت خونریزی بین قاعدگی را افزایش می دهد.

 این لکه بینی ها

 اگر بعد از یائسگی متوجه هر نوع لکه بینی شوید، باید فورا با پزشک خود تماس بگیرید.

– تغییر روش های کنترل بارداری. لکه بینی در زنانی که از دستگاه های داخل رحمی استفاده می کنند، امری طبیعی است. این خونریزی معمولا بی ضرر است، اما با تغییر روش کنترل بارداری می توان از لکه بینی جلوگیری کرد.

کنترل استرس. هیجان و استرس نظم دوره های قاعدگی را به هم می ریزد و باعث ایجاد لکه بینی یا قاعدگی های نامنظم می شود. سعی کنید با انجام ورزش های تمدد اعصاب از جمله یوگا، مدیتیشن، تنفس عمیق و ایروبیک، استرس خود را کنترل کنید.

نوشتن تاریخ دوره های قاعدگی . تاریخ دوره های قاعدگی و هر نوع لکه بینی در طول دوره ها را یادداشت کنید. مدت زمان خونریزی و شدت آن، همچنین وجود ترشحات رحم همراه با خونریزی را نیز بنویسید. پزشک با استفاده از این گزارش ها، می تواند علت خونریزی بین دوره ها را تشخیص دهد.

                                                            ***

اطلاعات ازمنابع دیگر

به طور طبیعی ترشحات کمی که از واژن خارج و به دستگاه تناسلی خارجی می رسد، رنگ شفاف و گاهی مایل به شیری دارد. خروج آن از بدن همراه با خارش و سوزش نیست. بوی بدی هم ندارد. لازم است بدانید مقدار این ترشحات طبیعی از این قاعدگی تا قاعدگی بعدی تغییر می کند. مثلا، در روزهای قبل از قاعدگی افزایش می یاید، در روزهای مقارن با آزاد شدن تخمک، تغییر کرده و حالت کش دار به خود می گیرند. یکی از راه های تشخیص روز تخمک گذاری همین ویژگی است که در آزمایشگاه مشخص می شود.

بنابراین اگر کسی ترشحات واژینال نه چندان زیاد، به رنگ شفاف و یا مایل به شیری دارد و این ترشحات با سوزش یا خارش همراه نیست، می توانیم بگوییم که ترشحات طبیعی هستند.

اما کسی که ترشحات زیاد همراه با خارش و سوزش دارد، احتمال دارد که دچار عفونت شده باشد.

بعضی از این عفونت ها در اثر بیماری مقاربتی، یعنی به دنبال زناشویی به شخص منتقل می شود. اما بعضی هم ربطی به زناشویی ندارد و فردی که هیچ ارتباط جنسی هم نداشته ، ممکن است به این عارضه مبتلا شود.

شایع ترین عفونت غیرمقاربتی که در دختران و زنان دیده می شود، نوعی قارچ به نام” مونیلیا” است. این قارچ در نوزادان و شیرخواران، برفک دهان را به وجود می آورد که در دوران بارداری به نوزاد منقل می شود. در این بیماری ترشحات سفید و تکه تکه است و معمولا خارش زیادی را به وجود می آورد. این بیماری به آسانی درمان می شود.

در اشخاصی که بهداشت شخصی را رعایت نمی کنند، لباس تنگ به مدت طولانی می پوشند، تغذیه مناسب ندارند و سیستم ایمنی آنها ضعیف است، بیماری قارچ بیشتر دیده می شود.

*اگر کسی چندبار در سال به عفونت قارچی مونیلیا مبتلا شود، لازم است آزمایش قند خون بدهد. زیرا در افرادی که به دیابت مبتلا هستند و قند خون آنها تحت کنترل نیست، این عفونت شایع است

لانه گزيني چیست؟

لانه گزيني يعني جنين ميخواهدخودشو به رحم بچسبانددر اين موقع شما كمي لكه بيني داريد 

منبع : خانه مشاور |کله بینی/ترشحات قهوه ای رنگ در زنان به چه معناست ؟
برچسب ها : بینی ,قاعد ,خونریزی ,ترشحات ,دوره ,ممکن ,ترشحات قهوه ,چرخه قاعد ,دوره قاعد ,ترشحات طبیعی ,تخمک گذاری ,مراحل اولیه بارداری ,نگران کننده نخواهد ,تر

احسن القصص/سرگذشت یوسف وبرادران

:: احسن القصص/سرگذشت یوسف وبرادران
نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا اليك هذا القرءان و ان كنت من قبله لمن الغفلين (3)

ما با اين قرآن كه به تو وحى مى كنيم (در ضمن ) بهترين داستان را برايت مى سراييم گر چه پيش از آن از بى خبران بودى. 

قد كان في يوسف وإخوته آيات للسائلين/7یوسف 

به راستى كه در سرگذشت يوسف و برادرانش براى پرسش كنان عبرتها است.

منبع : خانه مشاور |احسن القصص/سرگذشت یوسف وبرادران
برچسب ها : احسن القصص

توجه به افکارعمومی و پاسخ گو بودن مسؤلین

:: توجه به افکارعمومی و پاسخ گو بودن مسؤلین
 توجه به افکارعمومی و پاسخ گو بودن مسؤلین

 یکى از جنگهاى بزرگ عصر پیامبر اسلام (ص) که در سال هشتم هجرت، به دنبال فتح مکه، واقع شد، جنگ حنین بود، که در سرزمین حنین (بین مکه و طائف) رخ داد، مسلمانان به رهبرى پیامبر (ص) پیروز شدند و غنائم بسیار، به دست مسلمانان افتاد، پیامبر (ص) در سرزمین جعرانه (محلى بین مکه و مدینه) به تقسیم آن غنائم پرداختند آن حضرت براى جذب قلوب تازه مسلمانان (مانند ابوسفیان و امثال او) غنائم بسیار به آنها داد، تا آنجا که بعضى اعتراض کردند.

مثلا در تاریخ آمده: یکى از اصحاب، عرض کرد: اى رسول خدا! به عیینه و اقرع، غنائم جنگى زیادى عطا کردى، ولى به جعیل بن سراقه چندان ندادید؟

رسول خدا در پاسخ فرمود: سوگند به خدائى که جانم در دست قدرت او است، اگر زمین پر از افرادى مانند عیینه و اقرع، باشد من جعیل را از همه آنها بهتر و محبوبتر مى دانم، ولى دادن غنائم جنگى به افرادى مانند عیینه و اقرع، براى جذب دلهاى آنها به سوى اسلام است، ولى جعیل را به اسلام خودش نگریستم و بر این اساس با او رفتار کردم.

اینک در اینجا به داستان زیر که در اصول کافى آمده است، توجه نمائید:

رسول خدا (ص) در ماجراى جنگ حنین، با دادن غنائم جنگى، قلوب رؤساى عرب از قریش و سایر قبایل مضر، مانند ابوسفیان و عیینه بن حصین فزارى و امثال آنها را جذب کرد.

انصار مسلمانان مدینه (از این جریان)، خشمگین شدند، و نزد (رئیس خود) سعد بن عباده رفتند، سعد آنها را (در سرزمین جعرانه) به حضور پیامبر (ص) آورد، آنگاه، سعد عرض کرد: اى رسول خدا! آیا به من اجازه سخن مى دهى؟!

پیامبر: آری.

سعد: اگر این کار (تقسیم غنائم به تازه مسلمانان قوم خود) را که انجام دادى، به دستور خدا بود، به آن راضى هستیم، وگرنه ما رضایت ندهیم…

پیامبر: اى گروه انصار! آیا همه شما با گفتار آقا و بزرگتان سعد موافق هستید؟

انصار: آقا و بزرگ ما، خدا و رسولش مى باشد دوبار این سؤال و پاسخ تکرار شد، ولى در بار سوم، انصار گفتند: ما با رأى سعد بن عباده موافق هستیم.

 

کنایه شاعری ازصحابه دراعتراض به تقسیم غنایم 
* چون رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردانی از قریش و دیگر قبایل عرب بخششهایی فرمود و از این بابت چیزی به انصار نداد، حسان بن ثابت به خشم آمد و در گله مندی از این کار رسول خدا قصیده ای گفت.

ای رسول خدا! عیینه و اقرع را صد در صد می دهی و جعیل بن سراقه را بی نصیب می گذاری! رسول خدا فرمود: از آن دو دلجویی کردم تا اسلام آورند و جعیل را به اسلامش حواله دادم. 

توجه رسول خدابه افکارعمومی وشایعات 
*در میان انصار سخنان گله آمیز و نامناسبی درباره تقسیم غنائم گفته می شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور فرمود تا انصار فراهم آمدند، آنگاه برای آنان سخن گفت و چنان آنان را تحت تأثیر قرار داد که همگی گریستند و گفتند: ما به همین که رسول خدا همراه ما به مدینه بازگردد خشنود و سرافرازیم.

جنگ حنین بعد از فتح مکه اتفاق افتاد. آن موقع ابوسفیان و بسیاری از سران قریش که قدیم ها دشمن شماره یک اسلام بودند به جمع مسلمان ها پیوسته بودند و تقریبا همه هم می دانستند که این اسلام آوردن قلبی"حقیقی"نبوده است

 غنائم بسیار زیادی هم برای سپاه مسلمانان داشت. . پیامبردرتقسم غنائم متفاوت ترازدیگرغزوات عمل کرد،به مهاجرین و خصوصا تازه مسلمان ها بیشتر داد. به ابوسفیان ۱۰۰ شتر داد،وی به همین بسنده نکردبلکه او تقاضای ۱۰۰ تای دیگر برای پسرش و بعد ۱۰۰ تای دیگر برای کسی دیگر کرد و در نهایت ۳۰۰ شتر غنیمت برد. این وضعیت اعتراض انصار را برانگیخت. کسانی داشتند بیشتر سهم می گرفتند که هم ثروتمند بودند و هم دشمن سابق اسلام. این انصار بودند که در سخت ترین شرایط پیامبر را یاری کردند و اموالشان را در اختیار مهاجرین گذاشتند و سالها برای تثبیت حکومت اسلامی زحمت کشیدند. حالا غنائم را چنین کسانی می گرفتند. 

کم کم پچ پچ ها شروع شد،این زمزمه ها به گوش علی (ع) رسید،حضرت علی موضوع اعتراض پنهان انصاررا به سمع پیامبر(ص)رساند

پیامبراسلام نگفت که :من رسول الله هستم وخودم تشخیص می دهم که هرکس چقدربایدسهم بگیرد وبه دیگران  ربطی نداردکه من به چه کسی دادم وبه چه کسی ندادم!

پیامبرخدا،حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه واله وسلم به امیرالمؤمنین علی علیه السلام دستورداد که معترضین"انصار"را جمع کندتابرای آنان توضیح دهد!

می گویند پیامبر برای معترضین انصار سخنرانی مفصلی کرد که گریه شان را در آورد. مضمونش آن بود که حق با شماست اما آیا شما حاضرید ازآن غنائم بگذرید و من پیامبر را به عنوان غنیمت با خودتان به مدینه ببرید. اعتراض ها با این سخنرانی تمام شد و اگر چه پيامبر دليل اين نوع تقسيم بندي را نگفتند اما محبت آنها به پیامبر آرام شان کرد.

رسول الله(ص)بخوبی می دانست که نه  ابوسفیان  ونه ایمانش قابل اعتماد نیست اما خواست بدینوسیله تألیف قلوب کند،حتی اورااز پستهای مدیریتی محروم نکرد، مسؤلیتهای اقتصادی جامعه مسلمین را "مامور جمع آوری زکات" به وی سپرد.

 هدف پیامبر آن بوده که این افراد متنفذ و خطرناک را که اکنون با قدرت گرفتن اسلام  جایگاه گذشته شان را از دست داده و زخم خورده اند، به نوعي در درون حكومت اسلامي نگه دارد تا از خطر توطئه هاي آنان در امان باشد. چه با سپردن مسئوليت هاي كم خطر چه با تقسيم آن گونه ي غنائم.

این اعتراضات فقط مختص انصارنبود

نوشته اند که مردی از اصحاب گفت: ای رسول خدا! عیینه و اقرع را صد در صد می دهی و جعیل بن سراقه را بی نصیب می گذاری! رسول خدا فرمود: از آن دو دلجویی کردم تا اسلام آورند و جعیل را به اسلامش حواله دادم. 

                                                          ***

"غنائم غزوه ی بنی المصطلق 2000 شتر و 5000 بود"

منبع : خانه مشاور |توجه به افکارعمومی و پاسخ گو بودن مسؤلین
برچسب ها : رسول ,غنائم ,پیامبر ,انصار ,اسلام ,جعیل ,الله علیه ,دلجویی کردم ,گذاری رسول ,اسلام آورند ,اسلامش حواله ,افرادى مانند عیینه

نقش مردم درانقلاب ازنگاه امام خمینی

:: نقش مردم درانقلاب ازنگاه امام خمینی

نقش مردم درانقلاب ازنگاه امام خمینی

اعتراف کنم؛ اول کسی که این نقش را فهمید...نقش مردم ونقش زن درجامعه

اصلاً نمیشود نقش زنان را محاسبه کرد. و من اقرار کنم، اعتراف کنم؛ اول کسی که این نقش را فهمید، امام بزرگوار ما بود - مثل خیلی چیزهای دیگری که اول او فهمید، در حالی که هیچکدام از ماها نمیفهمیدیم - همچنان که امام نقش مردم را فهمید. امام تأثیر حضور مردم را درک کرد، آن وقتی که هیچ کس درک نمیکرد. بزرگانی با یک تعبیرات زشتی به ما میگفتند که شما فکر میکنید با همین مردم میشود کار بزرگی انجام داد؟! آنچنان با تحقیر حرف میزدند، کأنه اصلاً انسان نیست آن کسی که به او اشاره میکنند! امام نه؛ امام قدر مردم را دانست، مردم را شناخت، توانائی‌های آنها را درک کرد، کشف کرد، فراخوان داد. امام چون صادق بود، چون سخن از آن دل پاکِ بزرگِ نورانی بیرون می‌آمد، اثر گذاشت؛ لذا همه آمدند توی میدان. آن روزی که روز تشکیل کمیته بود، از همه‌ی قشرها آمدند توی کمیته؛ دانشجو آمد، استاد آمد، طلبه آمد، عالم طراز بالا آمد، مردم کوچه و بازار آمدند؛ آمدند عضو کمیته شدند. آن روزی که نوبت جنگ شد، همه به دستور امام رفتند داخل میدان جنگ شدند.
آن روزی که امام در اواخر عمرش فرمود باید بروید، بسازید، درست کنید - استغناء - آمدند وارد میدان سازندگی شدند. آن راهگشائی‌ها تا امروز هم ادامه دارد. به نظر من الان هم هرچه ما داریم پیش میرویم، ضرب دست امام است. ایشان آنچنان این گوی را محکم پرتاب کرده، که حالا حالاها امثال بنده باید دنبالش بدویم. این مردم حرکت کردند. نسل به نسل هم دارد دست به دست میشود.
امام در زمینه‌ی زن هم همین جور بود. امام نقش زنان را فهمید؛ والّا بودند بزرگانی از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زنها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آنها میگفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمی که انسان به او تکیه میداد، خاطرجمع میشد، تا بتواند در مقابل اینجور نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه میشد، بایستد، حصار رأی امام و فکر امام و عزم امام بود. رحمت خدای متعال تا ابدالآبدین بر این مرد بزرگ باد./افکارنیوز۱۳۹۵/۰۲/۲۳بنقل ازkhamenei.ir
***
حضرت امام (ره) «میزان رای ملت است
                                                             ***

 ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هرطور رأی داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم. ما حق نداریم. خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم.(صحیفه امام، ج 11، ص 35)

جلب نظر مردم از اموري است كه لازم است پيغمبر اكرم[(ص)] جلب نظر مردم را مي‌كرد، دنبال اين بود كه مردم را جلب كند دنبال اين بود كه مردم را توجه بدهد به حق [صحيفه امام 1378 ج 17: 251]

و بالاخره ما مردم را لازم داريم، يعني، جمهوري اسلامي تا آخر مردم را مي‌خواهد. اين مردمند كه اين جمهوري را به اين‌جا رساندند و اين مردمند كه بايد اين جمهوري را راه ببرند تا آخر [صحيفه امام 1378 ج19: 36]

ما بايد اين قدر سخت نگيريم و به فكر مردم باشيم. مردم ما خيلي زحمت كشيده‌اند. مردم عادي غير از طبقه مرفه هستند. مردم عادي ما، اسلام را پياده كرده‌اند و تمام زحمات حكومت را متحمل مي‌شوند. پس ما بايد بسيار به فكر مردم باشيم و بر آنان سخت نگيريم كه از صحنه خارج شوند [صحيفه امام 1378 ج19: 44]

تا ملّت در كار نباشد، نه از دولت و نه از استانداران كاري نمي‌آيد... همه بايد كوشش بكنيد كه رضايت مردم را جلب بكنيد در همه امور ... [صحيفه امام 1378 ج18: 378]

                                                                     ***

سرانجام و پس از کش و قوس های گسترده، مجلس خبرگان قانون اساسی در پی انتخابات تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۵۸، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ با ۷۵ نماینده و با ریاست آیت الله منتظری و نیابت آیت الله بهشتی و با پیام امام راحل (ره) تشکیل شد.
 
پس از سه ماه ، کار تدوین آن قانون اساسی در ۲۴ آبان ۱۳۵۸ به پایان رسید. این قانون اساسی شامل ۱۲ فصل و ۱۷۵ اصل و یک مقدمه و موخره بود که در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۵۸ به تصویب نهایی ملت ایران رسید.

 

منیره علی معروف به منیره گرجی فرد، تنها زن نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 1358 شناخته می‌شود. وی فعالیت‌های اجتماعی خود را با 15 خرداد سال 1342 آغاز کرد. او پس از پایان دوره مجلس خبرگان قانون اساسی به تدریس در حوزه علمیه خدیجه کبری (س) و مرکز تربیت معلم شهید رجایی مشغول شد.

خاطراتی از مجلس خبرگان قانون اساسی دارید؟

منیره گرجی‌فرد:در جلسه اول مجلس خبرگان یکی از نمایندگان که اهل شیراز بود، بلند شد و گفت: «این مجلس، مجلس گناه است. یک زن و ٧٠ مرد؟!» شما نمی‌توانید معنی این حرف را بفهمید! من پشت بلندگو رفتم و گفتم که من مطمئن هستم گناه نمی‌کنم هر کس فکر می‌کند گناه می‌کند و مجلس، مجلس گناه است، تشریف ببرد بیرون. مجلس، مجلس شناخت انسان است. آن شخص رفت. شما می‌توانید تصور کنید که با چه اشخاصی طرف بودیم؟ یک مردی که روحانی است چطور فکر کرده که منِ زن، باعث گناه می‌شوم؟ اصلا نمی‌توانید تصورش را بکنید در آن زمان در مقابل چه کسانی باید می‌ایستادیم و حرف می‌زدیم. اصلا می‌شد تصورش را کرد؟ من بین آن همه مرد بلند شدم رفتم بالا ایستادم و گفتم: «من که مطمئن هستم که گناهی در اینجا نمی‌کنم و شما به آقایان هم توهین کردید که جای خود دارد ولی من نزدیک دو‌ میلیون رأی آورده‌ام در حالی‌ که شما ٤٠٠‌ هزار رأی دارید من که نمی‌توانم جواب مردم را بدهم شما می‌توانید جواب ٤٠٠‌هزار نفر را بدهید؟ اگر گناه می‌کنید پس تشریف ببرید به‌ سلامت.»بعد از این جواب من حرفی از این موضوع دیگر هیچ‌جا زده نشد. واقعا برایشان غیرقابل تصور بود. من، نه دختر کسی بودم و نه همسر شخصیتی. بلکه یک آدم معمولی بودم. دوره مجلس خبرگان قانون اساسی خیلی کوتاه بود اما من به‌ اندازه ٥٠٠ سال در این مجلس رنج کشیدم. کار خیلی سختی بود؛ با این که چهره‌های خیلی خوبی در آن مجلس بودند. همیشه فکر می‌کنم صحنه‌ای که آیت‌الله طالقانی بر روی زمین نشسته بودند هیچ‌وقت در تاریخ فراموش نمی‌شود بالاخره این افراد الگوهای ما بودند.

آیا این درست است آقای آیت یکی از کسانی بودند که نگرش بدی نسبت به زن داشته‌ شهیدآیت بود؟

بله. مخالف خیلی مسائل بود... .

امام چه گفتند؟

 گفتند شما خودتان زن هستید و فکر کنید چه باید بگویید. درعین‌حال گفتند چرا زودتر اصل ولایت فقیه را تصویب نمی‌کنید؟ من پنجشنبه بود رفتم و شنبه صبح ولایت فقیه تصویب شد

من در قم پیش امام رفتم برای اصل رئیس‌جمهوری. قرار بود بحث زن و مرد نباشد و هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد. آن وقت کلمه رجال را نوشتند. این کلمه مرد چرا باید باشد هرکسی توانایی انجام این مسئولیت را داشته باشد، می‌تواند رئیس‌جمهور شود بین زن و مرد فرقی نیست. وقتی پیامبر می‌گوید انا بشر مثلکم نمی‌گوید انا رجل کرجالکم. بلکه می‌گوید من یک بشر مانند شما هستم و خیلی سعی کردم کلمه رجل را بردارند حتی نزد امام رحمت‌الله علیه رفتم. امام گفت شما خودتان نماینده هستید بگویید چه باید کرد؟ شنبه صبح رجل در مجلس بحث شد پنجشنبه قبلش من خدمت امام رفتم و گفتم این درست نیست نباید این‌طور باشد و تذکری بدهید، زیرا منظور همه افراد است و زن و مرد ندارد. وقتی پیامبر می‌گوید بگو انما انا بشر مثلکم، من هم یک بشر هستم. ما زن و مرد کلا ایهاالناس هستیم. ناس که زن و مرد ندارد. اصلا ما مسئله زن و مرد را نداریم. ولی متأسفانه شنبه این بحث رأی آورد./ایسنا۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ بنقل ازروزنامه شرق

                                                             ***
اما نخستين حضور زنان در مجلس خبرگان به حضور منيره گرجي در مجلس خبرگان جهت بررسي نهايي قانون اساسي بازمي گردد. منيره گرجي فرد متولد ١٣٠٨ در حوزه انتخابيه تهران توانسته بود ٥١ درصد آرا را به دست بياورد. به گزارش راه دانا، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و برگزاري نخستين انتخابات كه منجر به تعيين نوع حكومت و تشكيل جمهوري اسلامي شد و بحث راجع به قانون اساسي نظام گسترش يافت با تاكيد حضرت امام خميني (ره) بر تشكيل مجلس خبرگان جهت بررسي نهايي قانون اساسي، قانون انتخابات اين مجلس تصويب شد و اين انتخابات در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ برگزار شد و ۷۵ نفر نماينده اين مجلس انتخاب شدند. منيره گرجي فرد بعد از فعاليت هاي سياسي كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي داشت در نخستين دوره مجلس خبرگان به عنوان تنها زن عضو اين مجلس انتخاب و با ديگر اعضاي اين مجلس قانون اساسي جمهوري اسلامي را تدوين كرد. انتخاب خانم گرجي به عنوان تنها زن مجلس خبرگان قانون اساسي، اعتراض برخي منتخبان اين مجلس را برانگيخت. آنان تهديد كردند: «اين بايد برود وگرنه ما مجلس را ترك مي كنيم.» او در آن زمان پاسخ داد: «من بر مسووليتي كه مردم به من واگذار كرده اند، استوارم: هر كس نمي تواند حضور يك زن را تحمل كند، برود.» منيره گرجي كه با اصرار شهيد بهشتي وارد عرصه انتخابات شده بود در مورد عضويتش در مجلس خبرگان گفت: «در مورد راه يافتن به مجلس، من هيچ وقت براي خودم قدمي برنداشتم. الان هم نه باكسي آشنا هستم و نه در خانه اي رفت وآمد دارم، بلكه سعي دارم بنده خدا باشم و اگر مسووليتي احساس كنم حاضرم انجام وظيفه نمايم. وقتي جريان مجلس خبرگان مطرح شد، چند نفر از آقايان مرتب تلفن مي زدند و اصرار داشتند كه من در انتخابات شركت كنم. من هم خودم تعجب مي كردم، چون نه همسرم در اين جريانات حضور داشت و نه پسر يا دامادي داشتم و نه خودم اهل اين بودم و هستم كه بخواهم خودم را مطرح كنم. اگر كار براي خدا باشد، خداوند خودش وسايل را جور مي كند «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» درباره من قضيه اين طور پيش آمد. من اول نمي پذيرفتم، چون مريض بودم. يك روز از راديو يا تلويزيون شنيدم كه خانم هايي از مجاهدين (منافقين) و فداييان آن زمان مصاحبه مي كردند و مي خواستند با آن نظرات غيراسلامي به مجلس بروند. من با خودم گفتم اگر بناست مجلس تشكيل شود و اينها بخواهند كانديدا شوند، من بايد بروم و لااقل جلوي يكي از اينها را بگيرم.» خانم گرجي فرد پس از اتمام دوره مجلس خبرگان قانون اساسي و سپس كناره گيري از مشاغل دولتي، در حوزه علميه خديجه كبري (س) در تهران به تدريس فقه، تفسير، احكام و اخلاق مشغول است و در مركز تربيت معلم شهيد رجايي، مدرس درس عرفان امام (ره) است.

در جمهوري اسلامي ايران کمونيستها نيز در بيان عقايد خود آزاد هستند.» (9)

«در حکومت اسلامي همه افراد داراي آزادي در هر گونه عقيده اي هستند.» (10) 

«در جمهوري اسلامي ايران هر فردي از حق آزادي عقيده و بيان برخوردار خواهد بود.» (11)

«در جامعه اي که ما به فکر استقرار آن هستيم، مارکسيستها در بيان مطالب خود آزاد خواهند بود زيرا ما اطمينان داريم که اسلام در بردارنده پاسخ به نيازهاي مردم است. ايمان و اعتقاد ما قادر است که با ايدئولوژي آنها مقابله کند. در فلسفه اسلامي از همان ابتدا مسأله کساني مطرح شده است که وجود خدا را انکار مي کرده اند، ما هيچگاه آزادي آنها را سلب نکرده و بدان لطمه وارد نياورده ايم.» (12)

«انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادي او و تسليم در برابر ساير انسانها است.» (13)

آزادي بيان براي گفتن، براي نوشتن مي دهيم، ليکن براي توطئه اجازه نخواهيم داد.» (15) و «همه مردم آزادند مگر برخي که مخالف با مصلحت مملکت باشد.» (16)

 

«آقاياني که اسم از آزادي مي آورند... فريادي از آزادي مي زنند، اينها آزادي را درست بيان نمي کنند يا نمي دانند در هر مملکتي آزادي در حدود قانون است... مردم آزاد نيستند که قانون را بشکنند.» (17)
قيام مسلحانه بر ضد نظام از ديگر مواردي است که درهم شکننده ي مرز آزادي است:
«شما الآن مي بينيد که بعضي احزابي که انحرافي هستند و ما آنها را جزء مسلمين هم حساب نمي کنيم معذالک چون بناي قيام مسلحانه ندارند و فقط صحبتهاي سياسي دارند، هم آزادند و هم نشريه دارند به طور آزاد.» (18)

«در اسلام دموکراسي مندرج است و مردم آزادند در اسلام. هم در بيان عقايد و هم در اعمال، مادامي که توطئه در کار نباشد.» (31) «اسلام يک دين مترقي و دموکراسي به معناي واقعي است.» (32) «دموکراسي اسلام کاملتر از دموکراسي غرب است.» (33) و «قانون اسلام سبب آزاديها و دموکراسي حقيقي است.» (34)

 

«هيچ قدرتي در مقابل قدرت لايزال ملت نمي تواند پابرجا بماند. وقتي ملتي چيزي را خواست، کسي نمي تواند مخالفت کند و ما بايد بدانيم که اگر ملتها چيزي را خواستند، تحقق پيدا مي کند.» (36)
«با اراده ملتها، اراده اي که تبع اراده ي خداست، اراده اي که براي خداست، غير ممکن ها، ممکن مي شود و محال ها واقع.» (37)

«هيچ اسلحه اي با قيام ملت نمي تواند مقابله کند و قدرتها هرچه هم بزرگ باشند وقتي مقابل با ملت مي شوند نمي توانند کاري بکنند.» (38)

نظارت همگانی/وجوب امر به معروف و نهی از منکر

«همه و همه ي ملت موظفند نظارت کنند بر اين امور.» (47)
 احضار حضرت علي (عليه السلام) به محکمه به خاطر شکايت فرد يمني و پذيرش رأي حکومت دادگاه از سوي حضرت  واقعه ي فوق در زمان حکومت حضرت اتفاق افتاده است و قاضي از جانب ايشان منصوب شده است، بر مساوي بودن افراد در برابر قانون- در هر سطح و مقامي

در حکومت اسلامي- چنانچه در صدر اسلام حکمفرما بود- اگر شخصي از پايين ترين افراد ملت، نسبت به شخص اول مملکت ادعايي داشته باشد و شکايت کند قاضي بايد شخص اول مملکت را احضار و به شکايت رسيدگي کند. (49)
امام در مثال ديگري به دوران حکومت خليفه دوم اشاره مي کنند و با بيان اينکه خليفه دوم در مسجد به مردم گفت اگر من خلافي کردم بگوييد، عکس العمل اعرابي را يادآوري مي کنند که در جواب خليفه شمشير کشيد و گفت اگر خلافي کني با اين شمشير راستش مي کنيم، 
«بايد اينطور باشد، بايد مسلمان اينطور باشد که اگر هر که مي خواهد باشد، خليفه ي مسلمين و هر که.» (50)
امام خمینی:
«نظارت کنند اگر من يک پايم را کنار گذاشتم، کج گذاشتن ملت موظف است که بگويند پايت را کج گذاشتي خودت را حفظ کن.» (51) و «خدا مي داند که شخصاً براي خود ذره اي مصونيت و حق و امتيازات قائل نيستم، اگر تخلفي از من هم سر زد، مهياي مؤاخذه ام.»صحيفه نور، ج8، ص 49.

 «هر فردي از افراد ملت حق دارد که مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح کند و او بايد جواب قانع کننده اي دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامي خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداري معزول است.» (53)
«در اسلام اختناق نيست در اسلام آزادي است براي همه طبقات... ديگر قضيه سازمان امنيت در کار نيست... ديگر دولت نمي تواند به ملت زور بگويد... و ملت اگر چنانچه نخست وزير وقت هم يک وقت ظلم کرد به دادگاه شکايت مي کند و دادگاهها او را به دادگاه مي برند.» /
 صحیفه امام،ج 6،ص 457 تا 465

اعتراض کنیددرمقابل خلافها 
«اگر ديديد که يک کميته اي خداي نخواسته بر خلاف مقررات اسلام دارد عمل مي کند، بازاري بايد اعتراض کند، کشاورز بايد اعتراض کند، معممين و علما بايد اعتراض کنند، اعتراض کنند تا اين کج را راست کنند.» (55)

«اگر ديديد يک معمم برخلاف موازين اسلام، خداي نخواسته مي خواهد عمل بکند، همه موظفند که جلويش را بگيرند که امروز غيرروزهاي ديگر است.» (56)
تفاوت حکومت اسلامی باحکومت طاغوت
«در رژيم سابق کسي قدرت حرف زدن نداشت، کسي قدرت انتقاد نداشت... حالا راه انتقاد باز است، همه مي آيند انتقاد مي کنند.» 

الآن مکلفیم ما،مسئولیم همه مان،همه مان مسئولیم،نه مسئول برای کار خودمان؛مسئول کارهای دیگران هستیم«کلّکم راع و کلّکم مسول عن رعیته» همه باید نسبت به هم رعایت بکنند.همه باید نسبت به دیگران.مسئولیت من هم نسبت به دیگران.مسئولیت من هم گردن شماست؛شما هم گردن من است.اگر من پایم را کج گذاشتم ،شما مسئولید اگرنگویید چرا پایت را کج گذاشتی؟باید هجوم کنید،نهی کنید که چرا؟اگر خدای نخواسته یک معمّم در یک جا پایش را کج گذاشت،همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین؟سایر مردم هم باید بکنند.نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد؛مال همه است.امت باید نهی از منکر بکند؛امر به معروف بکند.
صحیفه امام؛ج8،ص487

در رژیم سابق کسی قدرت حرف زدن نداشت، کسی قدرت انتقاد نداشت، یک کلمه انتقاد با نابودی او تمام می شد، یک قلم که یک نصف سطر در انتقاد نوشت نابودش می کردند. حالا راه انتقاد باز است، همه می آیند انتقاد می کنند، همه از دولت انتقاد می کنند همه از هر چیزی که صحیح نیست انتقاد می کنند، ارشاد می کنند

صحیفه نور جلد 10 صفحه 161



«جامعه فردا جامعه اي ارزياب و منتقد خواهد بود. که در آن تمامي مردم در امر رهبري خويش شرکت خواهند جست.» (59)

پي‌نوشت‌ها:

1- پژوهشگر.
2- امام خميني (رحمه الله)، صحيفه نور، ج8، ص 49.
3- همان، ج1، ص 68.
4- امام خميني (رحمه الله)، کلمات قصار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (رحمه الله)، تهران، 1374، ص 111.
5- صحيفه نور، ج6، ص 233.
6- کلمات قصار، ص 111.
7- صحيفه نور، ج11، ص 150.
8- همان، ج3، ص 178.
9- همان، ج3، ص 48.
10- همان، ج3، ص 101-100.
11- همان، ج3، ص 178.
12- همان، ج2، ص 46-45.
13- کلمات قصار، ص 112.
14- صحيفه نور، ج6، ص 139.
15- همان، ج6، ص 121.
16- همان، ج4، ص 259.
17- همان، ج7، ص 19-18.
18- همان، ج14، ص 220.
19- همان، ج3، ص 178.
20- کلمات قصار، ص 112.
21-همان، ص 111.
22- همان، ص 112.
23. همان.
24- همان.
25- همان، ص 111.
26- همان، ص 112.
27- همان.
28- همان.
28- صحيفه نور، ج3، ص 44.
30- همان، ج4، ص 283.
31- همان، ج4، ص 234.
32- کلمات قصار، ص 111.
33- همان، ص 112.
34- همان.
35- همان، ص 133.
36- همان، ص 120.
37- همان، ص 121.
38- همان، ص 122.
39- همان، ص 132.
40- همان.
41- صحيفه نور، ج18، ص 233-232.
42- همان، ج17، ص 95.
43- همان، ج8، ص 148.
44- همان.
45- همان، ص 123.
46- کلمات قصار، ص 132.
47- صحيفه نور، ج7، ص 34-33.
48- همان، ج10، ص 169-168.
49- همان، ج3، ص 84.
50- همان، ج7، ص 34-33.
51- همان.
52- کلمات قصار، ص 229.

منبع : خانه مشاور |نقش مردم درانقلاب ازنگاه امام خمینی
برچسب ها : امام ,مردم ,همان، ,مجلس ,خبرگان ,بايد ,مجلس خبرگان ,خبرگان قانون ,صحيفه نور، ,قانون اساسی ,کلمات قصار، ,مجلس خبرگان قانون ,خبرگان قانون اساسی ,جم

چطور اطلاعات گوشی سرقت شده را پاک کنیم؟

:: چطور اطلاعات گوشی سرقت شده را پاک کنیم؟
چطور اطلاعات گوشی سرقت شده را پاک کنیم؟
 
اگر گوشی شما گم شد یا به سرقت رفت، از راه دور می توانید اطلاعاتش را پاک کنید.
 
 بسیاری از کاربران گوشی های هوشمند، پس از گم شدن یا دزدیده شدن گوشی هایشان نگران اطلاعات محرمانه ای هستند که در داخل گوشی قرار دارد. در گوشی هایی که سیستم عامل آنها  اندروید است، راه حلی برای حذف اطلاعات گوشی های دزدیده شده وجود دارد. شما می توانید با استفاده از این ترفند گوشی خود را از راه دور کنترل و اطلاعات آن را حذف کنید.
 
برای این کار کافی است حساب کاربری مربوط به شرکت سازنده گوشی خود را بسازید. به عنوان مثال اگر گوشی تلفن شما سامسونگ است، برای این کار قبل از هر چیز باید یک حساب کاربری "Gmail" برای خود ایجاد کنید. این کار را به سادگی با ورود به صفحه www.gmail.com می توانید انجام دهید. سپس برای فعال سازی حساب کاربری سامسونگ خود، به بخش تنظیمات گوشی خود مراجعه کرده  و مراحل زیر را انجام دهید:
 
1.  وارد بخش settings گوشی خود شوید.
2.  گزینه accounts را انتخاب نمایید.
3.  گزینه add account  و سپس Samsung account را انتخاب کنید.
4.  آدرس جیمیل خود را وارد کرده و یک پسورد برای آن وارد نمایید.
5.  اکانت شما ساخته شده است.
 
حال که اکانت سامسونگ دارید به راحتی میتوانید بدون داشتن گوشی خود، رمز آن را عوض کنید. کافی است برای تغییر رمز خود مراحل زیر را دنبال کنید:
 
1.به آدرس google.com/android/devicemanager  بروید و وارد اکانت گوگل خود شوید.
2. در صفحه بازشده، موبایلتان یا هر دستگاه دیگری که برای آن اکانت ساخته اید را انتخاب و سپس روی گزینه Erase کلیک کنید.
 
با استفاده از این گزینه می توانید بدون این که گوشی خود را در اختیار داشته باشید در اولین باری که گوشی شما به اینترنت متصل می‌شود، کلیه فایل ها و اپلیکیشن های موجود روی گوشی خود را پاک کرده و هیچ چیزی باقی نگذارید.
منبع:الف ۷ مرداد ۱۳۹۵بنقل از باشگاه خبرنگاران
منبع : خانه مشاور |چطور اطلاعات گوشی سرقت شده را پاک کنیم؟
برچسب ها : گوشی ,اطلاعات ,گزینه ,اکانت ,توانید ,سامسونگ ,حساب کاربری ,اطلاعات گوشی ,انجام دهید ,گوشی سرقت ,چطور اطلاعات

هنوزهم عسکریین پادگان است +فضیلت زیارت عسکریین/نقشه سامرا

:: هنوزهم عسکریین پادگان است +فضیلت زیارت عسکریین/نقشه سامرا
 قرائتی در-سامرا -چرازیارت عسکریین فضیلتش برتراز"زیارت"امام حسین است؟

DSC_4990

عصرامروز"جمعه"6فروردین حجت الاسلام محسن قرائتی"معلم قرآن"به سامراآمدند وبه زیارت حرم امامین عسکریین (حضرت امام هادی+امام حسن عسکری+نرجس خاتون"مادرامام زمان"+حکیمه خاتون"معلم ومربی نرجس خانم")پرداختند

آقای قرائتی هنگام خواندن زیارتنامه چنان گریه می کرد که  شانه هایش جابجامی شد

اگرچه هنگام زیارتنامه من برایش مزاحمتی فراهم کردم"وقتی عکس می گرفتم"گفتند :اینهاکه عکس می گیرند نمیزارن ماراحت باشیم ! وجایشان راتغییردادندوچسبیدند به ضریح

 DSC_4997

دراین سفر3روحانی "ازعراق"اوراهمراهی میکردند

یکی ازآنها"حجت الاسلام محمدحسن مهدوی مهر"رئیس جامعه المصطفی-بغداداست

DSC_4995 DSC_4996

 ازآقای مهدوی فر پرسیدم "جامعه المصطفی"چیست؟

گفتند:یک دانشگاه اسلامی ،بین المللی  درعراق است که از126کشور طلبه پذیرش کرده ودر6کشورهم شعبه نمایندگی دارد

ازدکتر مهدوی مهرخواستم که شب   پیش مان درسامربمانند ولی ایشان گفتند :چون خود حاج آقا قرائتی     حالش نامساعداست وحاجیه خانمش هم همراهش است مریض هستند  ومضافاً اینکه فرداصبح  ساعت8 دربغداد،برای معلمین "مدارس تکامل"مجتمع آموزشی -که زیرنظرآموزش وپرورش است سخنرانی دارد ودیروز وپریروز برای اساتیددانشگاه  مصطفی کلاس دارند  احتمالا صبح بموقع نمیتوانیم برگردیم

ازآقای قرائتی خواستم که شب سامرابمانند-گفتند :فرداساعت8کلاس دارم ،2ساعت که باید درماشین"توراه"باشم ومن آن قرائتی زمان قبل نیستم که باخسنگی سفر،صحبت کنم

آقای قرائتی آنگاه درنمازجماعت صحن حرم شرکت کردند

۲۰۱۶۰۳۲۵_۱۹۱۲۱۹

بچه های ستاد ودیگرایرانیان شرکت کننده درنماز،وقتی متوجه حضورآقای قرائتی شدند،چون نگینی اورا درحلقه  کردند،همه ازایشان تقاضای صحبت داشتند که آقای قرائتی درهمین مصلی مطالبی را ایرادکردند

برتری فضیلت امامین عسکریین نسبت برزیارت امام حسین(ع)

آقای قرائتی گفتند :من 20ساله بودم وطلبه که  درآستانه ماه مبارک رمضان،آیت الله بروجردی گفتند: قبور امام هادی وامام عسکری ونرجس خاتون وحکیمه خاتون زوارندارد-صدتاطلبه آمادگی خودرااعلام کنند که بروند برای سامر تاروزها روزه بگیرند وشبها  درب منزل عسکریین بازوچراغ حرم روشن باشد ومن یکی آن صدنفرطلبه بودم که هر30روزه راگرفتم(قرائتی متولد1324 است،پس درسال1344به سامراآمده)

این مفسرقرآن  روایتی از امام جوادعلیه السلام نقل کردند که عده ای آمدند به نزدش ،پرسیدند:زیارت اماحسین(ع) "کربلا"ثوابش بیشتراست،یازیارت امام رضاعلیه السلام"خراسان"؟

آن موقع امام رضاغریب بود کمترین زوارراداشت،امام جواد(ع)فرمودند:زیارت امام رضا ثوابش بیشتراست ،چون امام حسین(ع) زوارزیادی دارد،امام رضا(ع)زوارندارد 

وبعد بااستفاده ازاین روایت گفتند حالا زیارت "سامرا"عسکریین،ثوابش از زیارت کربلا بیشتراست،چون غریب واقع شده وبعدهم زواررا توجه دادند به فراوانی ثواب وکسب فضیلت این مکان مقدس

ماجرای ماه عسل آقای قرائتی   

مؤلف تفسیرنور گفت:پدرم مقدمات سفرمان را به مشهدمقدس فراهم کرده بود،مارفتیم به مشهد وزیارت امام رضا علیه السلام،شب  رفتم نانوایی متوجه شدم  پولی برایم نمانده که نان بگیرم

نان یک تومان بود،من برگشتم حرم ، درفکراین بودم که چگونه پول نان شب را تهیه کنم به ذهنم رسید که زیارتنامه بخوانم/یک گوشه ای نشستم ،به هرکسی گفتم بیاییدبرای شمازیارتنامه بخوانم گفتند :خودمان بلدیم

تصمیم گرفتم تسبیح چوبی که داشتم بفروشم  تاپول نان رادربیارم  که 2ریال بیشتر قیمت ندادند،برگشتم منزل اجاره ایم ،تا ببینم چی داریم ببرم بفروشم،خوب که نگاه کردم ،مناسب ترین شی راسجاده   دانستم برداشتم  که ببرم بفروشم ،خانمم دید!  گفت سجاده را کجامیبری ؟من که نمی خواستم زنم از مفلس بودنم مطلع شودگفتم  برداشتم از اینجا که بزارم روی طاقچه

ودوباره رفتم متوسل شدم به امام رضا(ع)بعدازدرددل گفتم یا امام رضا اگه میخواه بدهی ،زودتربده که نانوایی هاداره تعطیل می شوند

ورفتم دریک جایی قرارگرفتم که ببینم امام رضا چطوری  پول نانم رامی دهد،نگاهم به زواربود که کدامیک را امام مأمورکرده ،درهمین فکربودم که امام جمعه داراب  خوانسار-رادیدم باسرعت بسویم آمد وگفت:آقای قرائتی من 2ساعته که دنبالت می گردم، کجایی؟

گفتم چکارداری؟

گفت:من دارم برمی گردم ،یک مقدارپول اضافه آمده میترسم راهزنان ازمن بدزدند،اینهارا بهت میدم تابعدازمراجعت  ازت بگیرم

وبه اینصورت مخارج نان ودیگرمایحتاج درآمد،یعنی امام رضاعلیه السلام  دست رد به سینه  زائرش نمی زند واززوارخودغافل نیست 

طلبه مفلس ودرخواست مبلغی ازامام

قرائتی گفتند: درزمان  آیت الله میرزای شیرازی "صاحب فتوای تحریم تنباکو"که حوزه علمیه اش درسامرابود یکی ازطلاب که فقیربو ونیارضروری به مقداری پول داشت،آمدکنارصحن باب القبله درگوشه سمت راست صحن،خطاب کرد به امامین عسکری گفت:آقا من میهمان شماهستم وپول ندارم ودریک گوشه ای وامی ایستم تااینکه یکی  یاران شما پولی بمن برساند

ساعت 3عصرآیت الله میرزای شیرازی  که همیشه بعدازنمازمغرب وعشاء بزیارت حرم می رفت ولی آن روزغیرمترغبه به حرم واردشدند وبعداززیارت ازدرب بابالقبله بطرف  آن طلبه جوان رفتند بدون اینکه ازاو مبلغ درخواستی را بپرسند،همان مبلغی که ازامام خواسته بوددادند  وگفت:شما یکبارمیهمان آقاشدید ومن ازابتدای "تشکیل حوزه"تا الآن میهمان آقاهستم

میرزای شیرازی(متولد1230قمری) از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۱۲ (وفات). ۲۱ سال در سامرا اقامت گزید. او مرجعیت شیعه را به مدت ۱۰ سال در نجف و ۲۱ سال در سامرا برعهده داشت.82سال عمر / تااین زمان(1437هجری قمری)"107سال پیش"

اولین خشت طلا درگنبد عسکریین-سامرا-بدست آیت الله خوانساری نصب شد

آقای فرائتی بااین جمله آیت الله خوانساری

وبه به مترعین ستادبازسازی عتبات سامراگفت:هرکاری که انجام می دهید "سنگی را جابجامیکنید"به نیت یکی از اقوام وخویشان انجام دهید ،تاچهل پشت اقوامتان رایادکنیدسعی کنیدکنیدمیلیاردی کارکنید،نه میلیونی

***

پدرآقای قرائتی درسن50سالگی بچه دارشده ،اززن دوم

قرائتی:پدرمن دوبار ازدواج کرد ولی تاسن45سالگی  از هیچیک فرزندی نداشت تا اینکه  یک روز همسایه او یگ گونی نزد او آورد که داخلش چند عدد بچه گربه بوده؛ و به پدرم گفت ما بچه زیاد داریم وبچه گربه هم زیاد داریم لذا بچه گربه ها را برای شما اورده ام پدرم دلشکسته ودر گوشه اطاقی نشست وگریه کرد وبا صدای بلند گفت:خدایا من را از اولاد محروم کردی که همسایه من به من تمسخر کند 
از قضا همان سال به حج میرود واز همراهان می خواهد که بعد از دعای او امین بگویندو پدرم از خداطلب فرزندانی صالح می کند که اولین انها واعظ ومبلغ احکام دین باشد وهمشهریان او می گویند، 5سال بعداز این سفر، خداوند در حدود پنجاه سالگی به او فرزند می دهد که اولین انها بنده هستم وما یازده تا فرزند هستیم

یکی ازمظلومیت های امامین عسکریین

کاروانهایی که به عتبات می آیند،بعضی که براساس اطلاعات غلط وناقص(1) دیگران،سامرارا ازبرنامه خودحذف می کنند،سازمان حج وزیارت ایران  نیز زمینه ترس واضطراب زائران را فراهم کرده است(2)

زائران کاروانهای آزاد نیزبرنامه هایشان به این صورت است(3روزکربلا+2روزنجف+یک روزکاظمین+2ساعت سامرا)

من چندماهی که اینجاهستم وبه عینه مشاهده کردم وحتی مصاحبه کردم،اکثرکاروانها یک ساعت قبل از اذان وارد سامرا"صحن"می شوند به واسطه تذکر مسؤل کاروان زودترجلوی کفشداری جمع شوید، با عجله به زیارت می روند ونگران ناهارشان هستند،نماز را سلامش را تابرکاته تمام نشده باسرعت صف جماعت را رها وبه صف مضیف"مهمانسرای حرم" می پیوندند.دیگه فرصتی برای زیارتنامه خوندن ونمازمستحبی نمی ماند

بعضی ها که دیگرفرصت نمازجماعت حرم راندارند،باروحانی کاروانشان یک جایی راانتخاب می کنند که باروحانی کاروانشان  نمازرا سریع بخوانند وناهاربخورندبرگردند.

تعدادکمی از کاروانهایی هم هستند که شب را اینجا بیتوته می کنند وفرصت بیشتری برای زیارت دارند.

کاروانهای کشورهای هندوپاکستان،افغانستان، لبنان ،بحرین،عربستان،آذربایجان،ترکیه،ماداگاسکار،تانزانیا،کویت

فرصت بیشتری را برای زیارت می گذارند،آنها بعضاً2ساعت قبل ازادان اینجا"حرم"هستندتا بعداز صرف ناهار برمیگردند ودرطول این مدت بصورت دستجمعی زیارتنامه می خوانند.

اماخودعراقی هاکه اکثراًبصورت خانوادگی وعشیره ای می آیند،کمتربصورت کاروانی ،من چندباراهالی بصره رادیدم که بصورت کاروانی آمده بودند-زائرین عراقی همینجا می مانند وغذایشان را می آورند وشب رادرهمینجابیتوته میکنند،البته آنهابیشترروزهای جمعه می آیند.

پاورقی

1-روزشنبه7فروردین95که بایک روحانی77ساله اهوازی که باخانواده اش به زیارت آمده بود مصاحبه میکردم،ایشان میگفتند اولین سفرم است،ایشان بنقل از برادرش می گفتند که 2ماه پیش اینجا درتسخیرداعش بوده!

2-سازمان حج و زیارت از چند روز پیش با انتشار پیامکی از زائران ایرانی درخواست کرده که برای رعایت مسایل امنیتی، سفر به سامرا جدا خودداری کنند.مصطفی قاسمی، نماینده سازمان حج و زیارت در عراق نیز با تاکید بر این که زائران ایرانی در مسیرهای مشخص شده حرکت کنند و فقط به شهرهای نجف، کربلا و کاظمین بروند و به هیچ عنوان راهی سامرا نشوند

منبع:http://www.hajnews.ir/news/ID/6103 -ارسال توسط سازمان حج و زیارت در تاریخ 12 آذر 1394

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:

دومرحله تخریب عسکریین

اولین حمله در ۳ اسفند ۱۳۸۴ و دومین حمله پس از گذشت شانزده ماه در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ رخ داد

سوم اسفند ‌۱۳۸۴ تروريست‌ها ی تکفیری " زمان اشغال عراق" در حرم  عسگريین" سامرا" بمب‌گذاري كرده و گنبد و بخش زيادي از اين حرم مقدس را ويران كردند.  ‌۱۶ ماه پس از آن فاجعه،  بار ديگر اوضاع نابسامان امنيتي عراق اشغال شده از سوي آمريكا را مناسب ديدند و دو مناره‌ي طلايي اين بارگاه مقدس شيعيان را ويران كردند.

دوبارتصرف سامراتوسط داعش

داعش در15خرداد1394به سامراحمله کرد وچندنفطه شهررا (مسجدجامع الرزاق-دانشگاه وشهرداری-مناطق المثنی وصلاح الدین-قادسیه-الافرادوالضباط1و2 وقسمتی ازحی المعلمین)به تصرف خوددرآورد 

داعش دراین حمله با250نفرنیروی مسلح زبده قصدحمله وتخریب حرم عسکریین راداشت و50خودرو زرهی باچرخ های بلدوزر دراختیارداشت "خودروهای سنگین ونیمه سنگین دیگری هم داشتند.

این تکفیری های خبیث ازبلندگوهای مسجدتقاضای کمک میکردند،امامردم سامرا،حمایت چندانی نکردند که مجموعاً توانشتند با همکاری عده ای ازشیوخ 4تا5هزارنفری یارگیری کنند

نیروهای پنهان وپیدای مدافع حرم

وامادریک حادثه عجیب خودروهای بمگذاری شده را به حرم بکوبند در800متری حرم "بمبهای یکی ازخودروهای بمبگذاری شده منفجرمی شودو21نفرازداعشیان کشته می شوند وودرادامه بادفاع جانانه مدافعان حرم 58نفرشهیدشدند وبا رسیدن نیروهای نظامی حشدالشعبی ودیگرنظامیان عراقی،مخصوصاً نیروی هوایی  عراق،بابجاگذاشتن چندین کشته متواری شدند.

مرحله دوم حمله داعش به سامرا به فاصله5ماه

درهفتم آبان1393 تکفیری ها بااستفاده ازشرایط بدجوی،مجدداً قصدحمله به سامراراداشتند،اماآمادگی  نیروهای مردمی(حشدالشعبی) ونظامی عراق توانستند آنهارادفع کنند، یکی از اهداف آنها اشغال شهربیجی بود،اگرچه خساراتی نیزبرجای گذاشتند

پس از بازگشت آرامش نسبی به سامرا آن دسته از زوار عراقی و غیر عراقی محبوس در حرمین امامین عسگریین (ع) به‌وسیله بالگرد به بغداد و نجف منتقل شدند.۰۹ آبان ۱۳۹۳مشرق

***

در شب سالگرد شهادت امام حسن عسگری(ع)   ۲۹ آذر ۱۳۹۴   گروه تروریستی داعش دو راکت کاتیوشا در نزدیکی حرم امامین عسکریین(ع)  با پرتاب کردند/

همزمان با شهادت امام حسن عسکری(ع) دقایقی پیش تروریست‌های تکفیری با پرتاب یک گلوله خمپاره حرم امامین عسکریین(ع) را مورد حمله قرار دادند.

وی ادامه داد: در این اقدام تروریستی خمپاره "حمله خمپاره ای به  دیواره بیرونی حرم امامین عسکریین آسیب دید"به بهداری حرم اصابت کرد و دو نفر شهید و شماری نیز مجروح شدند.

کاظمی تصریح کرد: یکی از شهدا از خادمین حرم و یک نفر دیگر از زائران بوده است که هیچ‌کدام از این شهدا و مجروحان ایرانی نبوده‌اند.

منبع خبر:علی‌اکبر کاظمی» معاون فرهنگی روابط عمومی ستاد بازسازی عتبات عالیات 

***

امامین  عسکری هم درزمان حیات خود مظلوم بودند وهم درمماتشان 

 امام هادی(علیه‌السلام) یکی از مظلوم ترین امامان شیعه است که در زمان حیات و پس از شهادتشان مورد ظلم و ستم مستکبران قرار گرفتند؛ مظلومیت امام هادی(ع) فقط به دوران امامت ایشان منتهی نشد و پس از شهادت غریبانه و مظلومانه ایشان نیز، ستمگران عالم از هرگونه جنایتی در حق امام دهم شیعیان دریغ نکردند که ساخت موسیقی موهن علیه امام هادی(ع) و تخریب مرقد منور ایشان در سامرا گوشه‌ای از مظلومیت این امام همام است.

یکی از اقدامات و فعالیت‌های ائمه علیه السلام پرورش شاگردان و افراد شایسته بوده است. امام هادی علیه السلام نیز با توجه به پراکندگی شیعیان در مناطق مختلف و وجود شبهات و انحرافات، نیروهایی را که استعدادهای لازم را داشتند شناسایی کرده و آنان را جهت پیش‌برد اهداف اسلامی تربیت می‌فرمودند. این افراد افزون بر راویانی هستند که سخنان و روایات امام هادی علیه السلام را نقل می‌نمودند. برخی از این افراد همان کسانی هستند که وکالت آن حضرت را عهده دار بودند.

دعای "جامعه کبیره" وغدیریه  ازامام هادی (ع)است

همچنین با وجود مسائل پیش آمده در آن دوران و حضور غلات شیعه در زمان امام هادی علیه السلام اصل امامت باید معرفی می‌گردید؛ چون ائمه علیهم السلام و فضائل و جایگاه ایشان رو به فراموشی می‌رفت. امام هادی علیه السلام پدران و اجداد گرامی خود را با بیان زیارات معرفی می‌کردند. مجموعه این زیارات و ادعیه به عنوان یک دائرة المعارف شیعه به حساب می‌آید و در بردارنده دلایل بسیار استوار در حقانیت ائمه اطهار و اهل بیت علیهم السلام می‌باشد.زیارت جامعه کبیره از مشهورترین ، برترین و شناخته شده‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است. شیعیان نسبت به خواندن آن بخصوص روزهای جمعه توجه خاصی دارند. شیخ طوسی (ره) در التهذیب و شیخ صدوق (ره) در الفقیه آن را نقل کرده‌اند. علامه مجلسی (ره) در مورد صحت سند آن ـ که به درجه قطع رسیده ـ می‌گوید: «این زیارت دارای بهترین سند، عمیق‌ترین مفهوم، فصیح‌ترین الفاظ، بلیغ‌ترین معناو عالی‌ترین شأن است.  امام هادی علیه السلام در این زیارت شاخصه‌ها و پایه‌های اصلی شیعه را بیان فرمودند.

همچنین زیارت غدیریه که به زیارت امیرالمؤمنین در عید غدیر خم معروف است از ایشان نقل شده است. در سالی که معتصم امام علیه السلام را از مدینه به سامرا فراخواند، ایشان به زیارت امام علی علیه السلام در نجف اشرف رفته و این زیارت را قرائت کردند که در ضمن آن یکصد و پنجاه منقبت از مناقب امام علی علیه السلام بیان فرموده و از برخی مشکلات سیاسی و اجتماعی که ایشان را آزرده کرده بود، سخن گفتند.

این زیارت از زیباترین، اصیل ترین، بدیع‌ترین و پربارترین زیارت‌ها است. در زمانی این زیارت توسط امام هادی علیه السلام قرائت شد که امامت به فراموشی سپرده شده بود. امام هادی علیه السلام در ضمن زیارت با ترسیم مظلومیت امام علی علیه السلام و هشدار به مردم، آنان را از خواب غفلت بیدار می‌کند.

در بین ائمه سه نفر بودند که در کودکی به مقام امامت رسیدند.حضرت ولی عصر(عج)، امام جواد(ع) و دیگری امام هادی(ع) بودند.در سن 8 سالگی به مقام امامت رسیدند و نکته بعد اینکه مدت امامت ایشان با توجه به سن کمشان 33 سال بود.

اوضاع اجتماعی زمان امام قابل بحث است. زیارت جامعه کبیره چه به لحاظ سند و چه به لحاظ مضمون از جهتی یک دوره امام شناسی است. مسئله این است که چه اتفاقاتی و رخدادهایی روی داد که باعث شد امام زیارت جامعه کبیره را به عنوان یک سرود شیعه و متنی برای امام شناسی ایجاد کردند. نکته بعدی بحث شاگردان ایشان است که در حوزه‌های مختلف بودند و همچنین نکات معرفتی که ایشان بیان نمودند. کمی از بحث سنتی یا همان تاریخ تقویمی بیرون بیاییم و روی بحث معرفتی و تحلیلی که کمتر هم به آن پرداخته شده است مطالبی را ارائه دهیم.

شرایط امام هادی(علیه‌السلام) شرایطی بود که می خواستند هیچ اثری از اهل بیت باقی نباشد و قبر سیدالشهدا را خراب کنند. شخصی به اسم دیزج که یهودی‌الاصل بود از طرف متوکل مامور شد که قبر امام حسین را نابود کند. همیشه دست یهود در کار بوده است. قران هم همین را می‌گوید. آنها همچنین مسلمانان را از زیارت منع می‌کردند. 

 زیارت غدیره که حضرت هادی دارند که از زیارت جامعه‌کبیره مظلوم‌تر است. خلاصه جامعه کبیره که شناسنامه شیعه است، می تواند شیعه را از انحراف نجات دهد و در معرفی شیعه نقش داشته باشد./۰۹مهر۱۳۹۴-تسنیم

هنوزهم (حرم عسکریین) شبیه پادگان است

هنوزهم اینجا(حرم عسکریین) شبیه پادگان است، استقرارنگهبانیهای متعدد  دربالای ساختمانها ودراطراف حرم ،پستهای ایست وبازرسی"سیطره" ومسیر/زواردسترسی به شهر واماکن پذیرایی ندارند،اگرچه مهمانسرای حرم پذیرای زواراست،ولی اگرزائری دیربرسد"2ساعت بعدازاذان"غذاندارد،فرقی نداردچه صبحهانه باشذ،چه ناهارویاشام بایدگرسنه بماند،البته نه اینکه به هیچ وجه نمیتواندبه شهربرود،اماباتوجه به مواردفوف الذکر واعلام ناامن بودن شهرسامرا وفاصله حدود2کیلومتری  وتفتیش مجددزائرهنگام برگشت،مجموعه عواملی است که زائر،ازخیرش می گذرد.

***

البته اعتباروارزش"فضیلت"امام حسین علیه السلام برهیچکس پوشیده نیست وآثاردرمانی"شفا" که برای "تربت" این شهیدمطلوم گفته اند،برای هیچ امامی گفته نشده،حتی اارزش فضایل   زیارت دیگرائمه را میخواهندبسنجند،با قبرمطهرامام حسین(ع) می سنجند

آقای قرائتی :خود امام هادی علیه السلام وقتی مریض شد پول داد به یک نفر گفت: برو سر قبر امام حسین دعا کن،آن شحص گفت: خودت امام  هستی، گفت: من امام هادی هستم اما دعا بغل قبر امام حسین مستجاب می‌شود . تاریخ پخش: 24/12/85درسهایی ازقرآن

مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:برای اطلاعات درباره سامرا وحملات داعش به سامرا و2مرحله تخریب حرم عسکریین به ادامه مطلب"پایین صفحه"مراجعه کنید

منبع : خانه مشاور | هنوزهم عسکریین پادگان است +فضیلت زیارت عسکریین/نقشه سامرا
برچسب ها : امام ,زیارت ,السلام ,هادی ,قرائتی ,علیه ,امام هادی ,علیه السلام ,هادی علیه ,امام حسین ,آقای قرائتی ,زیارت جامعه کبیره ,مقام امامت رسیدند ,ائمه عل

"امامان" واولیای خدا"زوار"خودرا می شناسند و"آگاهند" به حاجاتشان

:: "امامان" واولیای خدا"زوار"خودرا می شناسند و"آگاهند" به حاجاتشان

امامان واولیای خدا"زوار"خودرا می شناسند وآگاهند به حاجاتشان

ماجرای قهر با حضرت اباالفضل(ع) از زبان آیت‎الله‎بهجت

شیخ به او می فرماید: با حضرت ابوالفضل(علیه السلام) قهر نکن، حج می خواهید، خانه می خواهید، عیال می خواهید، برای شما فراهم می شود… خدا کند طوری یقین داشته باشیم که برای ما تزلزل حاصل نشود.
به گزارش مشرق، حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: در کتاب دارالسلام آمده است: طلبه ای سه حاجت داشت و مدت ها به زیارت حضرت ابوالفضل(علیه السلام) مشرف می شد.

روزی در حالی که در مقابل ضریح با کمال ادب و احترام ایستاده و مشغول زیارت بود، ناگاه دید عده ای از زنان عرب با پای برهنه و در حالی که کودک فلجی را به دست گرفته بودند وارد حرم شدند، و هلهله کنان دور ضریح چرخیدند و بیمارشان شفا پیدا کرد و از حرم خارج شدند.

آن طلبه وقتی این صحنه را مشاهده می کند، نزدیک ضریح می آید و می گوید: من چند سال است می آیم و حوائجم برآورده نمی شود، ولی به این عرب های بیابانی این گونه التفات دارید!…
و با صورت قهر و غضب از حرم بیرون می رود و تصمیم می گیرد دیگر به زیارت آن حضرت نرود.
به نجف می رود، در آن جا به او می گویند: خادم شیخ انصاری(رحمه الله) چند بار آمد و سراغ شما را گرفت، وی نزد شیخ می رود.

شیخ به او می فرماید: با حضرت ابوالفضل(علیه السلام) قهر نکن، حج می خواهید، خانه می خواهید، عیال می خواهید، برای شما فراهم می شود… خدا کند طوری یقین داشته باشیم که برای ما تزلزل حاصل نشود.

خداوند متعال در سوره شعرا میفرماید: " یاران حضرت موسی(علیه السلام) گفتند: قطعا فرعون و فرعونیان به ما می رسند، یعنی هلاک می شویم؛ ولی حضرت موسی(ع) فرمود: چنین نیست، پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد. "

یعنی پشتم مثل کوه محکم است، چون آن ها که به ما وعده همراهی و نصرت داده اند با ما هستند و رفیق نیمه راه نیستند./کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 71

منبع: ۰۳ خرداد ۱۳۹۵مشرق بنقل ازتسنیم
                                                         ***
گله علامه امینی از امیرالمؤمنین(ع)
علامه امینی می گوید من در نجف اشرف مشغول تحصیل علوم دینی بودم .تصمیم گرفتم کتابی بنویسم و به احترام علی "ع" و اهل بیت علیهم السلام نام این کتاب را الغدیر بگذارم . شروع به نوشتن کتاب نمودم و در این میان برای تکمیل کتاب خود به کتاب های دیگر نویسندگان مراجعه نموده و استفاده بردم . دنبال کتابی می گشتم تا با استفاده از مطالب آن کتاب الغدیر را به پایان برسانم هرچقدر به دنبال این کتاب بودم اما نتوانستم آن را بدست بیاورم . روزی که جمعه بود به حرم امام علی "ع" وارد شدم و پس از زیارت به مرقد مطهر آنحضرت رو کرده و گفتم : یا امیرالمومنین استدعا دارم به من کمک کنی تا این کتاب را بدست آورم تا شاید بتوانم با مراجعه به آن نوشتن کتاب خودرا به اتمام برسانم . بغل دست خودرا نگاه کردم دیدم پیرمردی روستائی به حضرت متوسل شده ومی گوید یا علی"ع" گاو من مریض شده است و روزی همسر و فرزندانم از این گاو تامین می شود اگر این گاو بمیرد من و خانواده ام دیگر چیزی برای خوردن نداریم .از تو می خواهم که از خدا بخواهی که گاو مرا شفا دهد . هر دو از حرم خارج شدیم و تا جمعه دیگر هم نتوانستم آن کتاب را تهیه کنم خیلی ناراحت بودم باز به زیارت حرم علی "ع" رفتم .دیدم آن مرد روستائی هم به زیارت آمده و از آنحضرت تشکر می کند و می گوید یا علی"ع" از تو ممنونم که حاجت مرا روا کردی و از خدا خواستی که گاو مرا شفا دهد اکنون گاو من خوب شده و شیر می دهد من و همسر و فرزندانم از آن ارتزاق می کنیم ....من که حاجتم روا نشده بود ناراحت بودم به ضریح آنحضرت رو کرده و گله مند شدم . پس از زیارت به منزل برگشتم و به خواب رفتم .در عالم رویا امیرالمومنین علی"ع" را زیارت کردم .حضرت فرمود آن مرد روستائی ایمان ضعیفی داشت و اگر حاجت او برآورده نمی شد ممکن بود از راه راست گمراه شود . از خواب بیدار شدم صدای کوبیدن درب به گوشم رسید از رختخواب بلند شده و درب را باز کردم همسایه ی را در مقابل خود دیدم که کتابی در دست دارد . او پس از احوالپرسی به کتاب اشاره کرده و گفت یا شیخ ، زیر زمین خانه را تمیز کردیم و این کتاب از داخل صندوق قدیمی پیدا شده است گفتم شاید بدرد شما بخورد و بتوانید از آن استفاده کنید .آنگاه کتاب را به من داده و خداحافظی کرد کتاب را نگاه کردم دیدم همان کتابی است که برای تکمیل کتاب الغدیر به دنبال آن بود م . کتاب را به داخل خانه گذاشته و به حرم علی ابن ابیطالب "ع" روانه شدم تا از آنحضرت تشکر نمایم .
مدیریت سایت-پیراسته فر:یکی ازعلمای رشت دریکی ازمنابرتعریف می کرد: شبی یکی ازمؤمنین مشهد امام رضا راخواب می بیند که دربین زوارش نشسته ودارد ازهمه پذیرایی وتفقدمی کند،این صحنه لذتبخش واین ازدحام جمعیت زائرین را می بیندبه شورشعف می آید وبه دلش می افتد که من که خانه وسیعی دارم ومیتوانم چندتا ازاین زائران را پذیراباشم،درهمین اثنا امام رضا(ع)متوجه اومیشود وبه ایشان می گوید:خوکی بااین نشانی "مرکبی دارد باخورجین قرمز وفلان مشخصات راکه فردامی آیدشماپذیرایی کن"
آن مردمشهدی صبح که ازخواب بیدارمی شوداین خواب رابیادمی آورد وکمی فکرمی کندکه این چه خوابی من دیدم!تعبیرش چیست؟
برای خودش می گوید این خوابم ازخوابهای غیرقابل اعتنااست ومی رور سرکارش وبیخیال خواب می شود
عصرآن روزدرب خانه اش "دق الباب"می کنند
این میهمان آشناست،اوازآشنایان تهرانی است
وقتی مرکبش را می بیندناخودآگاه بیاد خواب دیشبش می افتد،همه نشانیهای داده شده امام رضارا دراین میهمان مشاهده می کند
میهمان می گوید:مزاحم که نیستم ،اگراجازه بدهی اتاقی بمن بدهی درطول این 10 روز
مردصاحبخانه می گوید:اتفاقاً سفارش تورو دیشب امام رضابمن کردکه امروزمی رسی!
مردمیهمان خیلی خوشحال می شود ،ازاینکه امام رضا سفارشش راکرده
می پرسد:امام چی گفت؟
مردصاحبخانه می گوید:روزآخر،هنگام رفتن تعریف میکنم
میهمان که دل تودلش نبودکه تا این 9روزتمام شود وسفارش امام رابشنود
خلاصه روزموعودفرارسید،هنگام رفتن شدوازصاحبخانه ماجرای توصیه امام رضاراپرسید
صاحبخانه گفت: به چه کاری مشغولی؟
میهمان گفت:طلافروشی
صاحبخانه مکثی کرد ..میهمان هم گوشش جنبید که لورفتم
صاحبخانه پرسید چی میکنی که باطنت شبیه خوک است!
میهمان که همه چیزرا لورفته می بیند می گوید:وقتی زنها برای خریدمی آیند من به بهانه اندازه گیری، دست ..لمسی هم میکنم...
اینجاست که امام رضا می دانسته که زائرش باطن حیوانی دارد،امااین آگاهی مانع ازیذیرایی ازاونمی شود واینگونه برای زائرینش چترمهربانی می گستراند
منبع : خانه مشاور |"امامان" واولیای خدا"زوار"خودرا می شناسند و"آگاهند" به حاجاتشان
برچسب ها : کتاب ,امام ,گوید ,حضرت ,زیارت ,میهمان ,علیه السلام ,حضرت ابوالفضل ,ابوالفضل علیه ,تکمیل کتاب ,برای تکمیل ,یقین داشته باشیم

مقایسه خدمت سربازی در کشورهای مختلف جهان

:: مقایسه خدمت سربازی در کشورهای مختلف جهان

مقایسه خدمت سربازی در کشورهای مختلف جهان

جدول زیر که بر اساس اطلاعات ارایه شده توسط سایت پلیس تنظیم شده است نشانگر وضعیت خدمت نظام دربعضی از کشورهاست.30 خرداد 1392خبرآنلاین

ردیف کشور سن مشمولیت مدت خدمت خدمت زنان نوع خدمت
1 اتریش 16 الی 18 6 الی 8 + داوطلب اجباری+ حرفه ای
2 بلاروس 18 الی 27 18     - اجباری
3 چین 18 الی 22 24 + اجباری
4 دانمارک 18 4الی 12 +داوطلب اجباری+ حرفه ای
5 مصر 18 36 +خدمات اجتماعی اجباری
6 آلمان 18 9 +داوطلب اجباری+ حرفه ای
7 ترکیه 20 15 +خدمت غیر نظامی اجباری
8 کره جنوبی 20 24 + اجباری
9 مالزی 18 3 +داوطلب اجباری ؛20 درصد مشمولین
10 روسیه 18 24 + اجباری
11 سنگاپور 18 24       - اجباری
12 سوئد 19 7 الی 17 + داوطلب اجباری + حرفه ای
13 سوئیس 19 9 + داوطلب اجباری +حرفه ای
14 ونزوئلا 18 30      - اجباری
15 برزیل 18 9 الی 12 +نیروی هوایی و دریایی

                                                    ***

اتریش

شاخه های نظامی :نیروی زمینی، نیروی هوایی
سن و مدت خدمت نظامی :18 سال سن برای خدمت اجباری نظامی ، 16 سال سن برای
خدمت داوطلبانه  ، مدت خدمت اجباری از سال 2007 از 8ماه به 6 ماه کاهش یافته است.
نیروی انسانی  مناسب وقابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-18 -زنان بین سنین  49-18
  خدمت سربازی اجباری در اتریش برای تمامی مردان بین سنین  35-18 سالگی است . طول مدت خدمت 8 ماه است که در سال 2007 تا 6 ماه کاهش یافته است.. افرادی که به دلایل خاص قادر به خدمت در ارتش نیستند ، به خدمت اجتماعی که به مدت12 ماه است  اعزام می شوند .  از 1 ژانویه سال 1998 زنان نیز می توانند به خدمت داوطلبانه اعزام شوند .

جمهوری خلق چین (PRC)
شاخه های نظامی :ارتش آزادیبخش مردم: نیروی زمینی، نیروی دریایی ، نیروی هوایی( شامل نیروهای هوابرد) و نیروهای توپخانه (نیروی استراتژیکی موشکی) ، پلیس مسلح مردم  ، نیروهای ذخیره و میلیشیا
سن و مدت خدمت نظامی :22-18 سال برای خدمت نظامی اجباری با 24 ماه مدت خدمت ، حداقل سن برای خدمت داوطلبانه وجود ندارد ( تمامی افسران داوطلب هستند ) ،  داشتن 17 سال سن برای زنانی که به مشاغل خاص نظامی وارد می شوند الزامی است.
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :
مردان بین سنین  49-18 ،زنان بین سنین  49-18
تئوری خدمت سربازی اجباری در کشور چین از سال 1949 (تاسیس جمهوری خلق چین)  مطرح شد . هرچند با توجه به جمعیت بزرگ ملت چین و شمار بالای افرادی که برای پیوستن به نیروهای دفاعی داوطلب می شوند هرگز یک خدمت اجباری  صورت نمی گیرد .
خدمت سربازی اجباری در ماده 55 قانون اساسی چین تقدیس شده است که به شرح زیر است :
"وظیفه مقدس هر فرد مذکر و مونث جمهوری خلق چین است که از سرزمین مادری خود دفاع نموده و در برابر تعرضات بیگانگان مقاومت نماید . انجام خدمت نظامی و پیوستن به نیروهای دفاعی یک وظیفه بزرگ ملت جمهوری خلق چین است ."

مبنای قانون فعلی خدمت اجباری، قانون خدمت نظامی سال 1984 است که خدمت نظامی را به عنوان یک وظیفه برای تمام مردم بدون هرگونه برتریهای قومی ، طبقاتی و اعتقادی مطرح نموده است .

آلمان 
شاخه های نظامی :نیروهای مسلح فدرال  :  ارتش ، نیروی دریایی ( شامل شاخه دریایی رزم هوایی )  نیروی هوایی  ، خدمت پشتیبانی مشترک ، خدمت پزشکی مرکزی
سن و مدت خدمت نظامی :18 سال سن و مدت 9 ماه  برای خدمت اجباری نظامی
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-18 ،زنان بین سنین  49-18 سال :
خدمت سربازی اجباری در کشور آلمان به مدت 9 ماه برای مردان است . زنان نیز می توانند بطور داوطلبانه در خدمت سربازی شرکت نموده و کاری تقریبا مشابه مردان انجام دهند . افرادی که به دلایل خاص قادر به خدمت در ارتش نیستند ، می توانند درخواست خدمت اجتماعی ( به مدت  9 ماه ) بدهند که معمولا با درخواستشان موافقت می شود .  برخی انتخاب ها مربوط به امداد خارجی است که حداقل 18 ماه به طول می انجامد . صرفنظر از برخی استثنائات ،  خدمت نظامی در آلمان برای تمامی مردان بین سنین  23-18 سالگی اجباری است

روسیه 
شاخه های نظامی :نیروی های زمینی ،  دریایی  ، نیروی هوایی  استراتژی پرتاب موشک
سن و مدت خدمت نظامی :
روسیه ترکیبی از نیروهای به خدمت گرفته شده اجباری و قراردادی را در سیستم نظامی پذیرفته بود. سن خدمت نظامی 27-18 سال است . مردان در سن 17 سالگی برای خدمت سربازی نامنویسی می کنند طول مدت خدمت سربازی اجباری 2 سال است . در پایان سال 2005 ، %30  پرسنل ارتش روسیه را نظامیان قراردادی تشکیل می دادند. طبق برنامه ریزی تا سال 2010 ، %70 نیروهای مسلح روسیه را  نیروهای داوطلب و مابقی از نیروهای خدمت اجباری تشکیل خواهد داد ،

  نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :
مردان بین سنین  49-18 ،  زنان بین سنین  49-18
خدمت سربازی اجباری توسط دیمتری میلیوتین  در سال 1870 به امپراتوری روسیه وارد شد. طول مدت خدمت اجباری در فدراسیون روسیه 2 سال است که اکثر روس ها به طرق مختلف از انجام آن اجتناب می ورزند.
اغلب روشهای مورد استفاده در اجتناب از خدمت سربازی عبارتند از:
• تحصیل در دانشگاه یا مشابه آن . تمامی دانشجویان در زمان تحصیل از انجام خدمت سربازی معافند، اما آنها پس از فارغ التحصیلی ( یا در صورت ترک تحصیل) ملزم به انجام خدمت وظیفه می باشند. دانشجویان فارغ التحصیل یک سال را بصورت سربازیکم  خدمت می کنند. اما اگر آنها یک دوره نظامی را گذرانده باشند ، می توانند با انتخاب خود به مدت 2 سال بعنوان افسر خدمت نمایند. افرادی که تا مقاطع فوق لیسانس یا دکترا ادامه تحصیل دهند خدمت سربازی اجباری ندارند.
• داشتن مدارک پزشکی که نشان دهد فرد برای انجام خدمت سربازی مناسب نیست.

سوئد 
شاخه های نظامی :ارتش ،  نیروی دریایی سلطنتی سوئد ، نیروی هوایی
سن و مدت خدمت نظامی :19 سال سن برای خدمت اجباری نظامی ، مدت خدمت اجباری از 17-7 ماه بسته به نقش نظامی . بعد از اتمام خدمت مقدماتی، تا سن 47 سالگی بعنوان سربازان ذخیره  تلقی می شوند
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-19 ،زنان بین سنین  49-19
خدمت سربازی در کشور سوئد تنها برای مردان اجباری است . در سال 2002 دولت سوئد ارتش این کشور را برای توجه به امر خدمت نظامی، زنان رافراخواند. هر سال عملا کمتر از یک سوم 19 ساله های مشمول کشور به خدمت اعزام  می شوند. مردان می توانند خدمت غیرنظامی را انتخاب نمایند (مانند مامور آتش نشانی). بطور کلی طول مدت خدمت غیرنظامی از خدمت نظامی بیشتر است.

سوئیس
شاخه های نظامی :نیروهای زمینی ،  نیروی هوایی سوئیس 
سن و مدت خدمت نظامی :طبق قانون کشور سوئیس هر مرد سوئیسی ملزم به انجام خدمت نظامی است . هر مرد سوئیسی باید حداقل به مدت 260 روز در نیروهای مسلح خدمت نماید . 19 سال سن برای خدمت سربازی اجباری ، 17 سال سن برای خدمت سربازی داوطلبانه ، خدمت اجباری 15 هفته آموزش اجباری را شامل می شود و در طی  22 سال آینده 10 دوره متناوب برای تجدید آموزش فرا خوانده می شوند . زنان می توانند بطور داوطلبانه در خدمت شرکت نمایند ، اما آنها خدمت اجباری ندارند .
  نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-19 سال ،زنان بین سنین  49-19 سال
سوئیس یکی از بزرگترین نیروهای نظامی جهان را دارا است (شامل 220.000 نیروی ذخیره ) . بر اساس قانون فدرال خدمت نظامی برای مردان سوئیسی اجباری و شامل 21 یا 18 هفته آموزش مقدماتی ( بسته به رسته سربازی) بعلاوه یک دوره 3 هفته دوره بازآموزی بطور سالانه تا تعدادی روزهای خدمت که به ترتیب (رتبه) افزایش می یابد به 260 روز برای سربازیکم  می رسد. خدمت برای زنان داوطلبانه است . اما در تمام موارد با مردان متناسب می باشد . افرادی که به دلایل خاص قادر به خدمت در ارتش نیستند ، به خدمت اجتماعی که به مدت390 روز است  اعزام می شوند .

کره جنوبی 
شاخه های نظامی :ارتش ، نیروی  دریایی، نیروی هوایی پلیس ملی دریایی (گارد ساحلی)
سن و مدت خدمت نظامی :30-20  سال سن برای خدمت اجباری نظامی ، مدت خدمت اجباری 28-24 بسته به خدمت در هریک از شاخه های نظامی ،  حدود 4.000  زن بصورت اقسران کادر و خدمت می کنند که تقریبا 2.3 درصد کل افسران را شامل می شود. از سال 1950 زنان در هفت شاخه نظامی خدمت می کنند که شامل پیاده نظام  ، به غیر از توپخانه ، ضد هوایی و دادگاه نظامی  .
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-20 ،زنان بین سنین  49-20 سال :
خدمت سربازی اجباری در کشور کره جنوبی به مدت 27-24 ماه است.  افرادی که به دلایل خاص قادر به خدمت در ارتش نیستند ، به زندان فرستاده می شوند . گزارشات زیادی وجود دارد که نشان می دهد شهروندان کشورهای دیگر مجبور به خدمت در ارتش کره جنوبی هستند . طبق قانون کره جنوبی عنوان شهروند به کسی تلقی می شود که نامش در سرشماری خانواده های کره ای وارد شده باشد  . اگر مردی بین سنین 35-18 سالگی به کره مسافرت کند ، نامش در آمار شهروندان کره ثبت و با کشف هویت او، مشمول خدمت نظامی می شود .!!

ترکیه 
شاخه های نظامی :نیروی های مسح ترکیه : نیروهای زمینی ، نیروهای دریایی  (شامل نیروی هوایی دریایی و نیروی پیاده دریایی  ) ، نیروی هوایی
سن و مدت خدمت نظامی :20 سال سن
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-20 ، زنان بین سنین  49-20
در کشور ترکیه خدمت نظامی برای تمامی شهروندان مرد بین سنین 41-20 سالگی اجباری است  (با برخی استثنائات) . کسانی که به امر تحصیل در دانشگاه اشتغال دارند می توانند تا اتمام برنامه هایشان خدمت سربازی خود را به تعویق بیاندازند.

شهروندان ترک که حداقل به مدت 3 سال در خارج از ترکیه کار یا زندگی می کنند چنانچه یک مبلغ معینی پرداخت نمایند بجای خدمت نظامی تمام وقت یک دوره آموزش نظامی 21 روزه (سابقا 28 روز) خواهند داشت .
هرچند زنان دراصل خدمت غیر نظامی دارند ولی به آنها اجازه داده می شود تا بعنوان افسر خدمت کنند..
در کشور ترکیه هرگونه سرباز زدن از خدمت نظامی اجباری غیر قانونی و مجازات حبس را درپی خواهد داشت.

برزیل 
شاخه های نظامی :ارتش برزیل ، نیروی دریایی برزیل ، نیروی هوایی برزیل
سن و مدت خدمت نظامی :45-21 سال سن برای خدمت اجباری نظامی ، مدت خدمت 9 تا 12 ماه ، 45-17 سال سن برای خدمت داوطلبانه ، زنان در ابتدا از سال 1980 ، زمانیکه ارتش برزیل نخستین ارتش آمریکای جنوبی در پذیرش زنان در سلسله مشاغل شد ، به خدمت سربازی فرا خوانده شدند. زنان تنها در نیروی دریایی و هوایی گروه زنان خدمت می کنند .
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-19 ، زنان بین سنین  49-19
در کشور برزیل مردان به محض رسیدن به سن 18 سالگی به خدمت سربازی اجباری اعزام می شوند . طول مدت خدمت 12 ماه است (24 ماه در نیروی هوایی و 36 ماه در نیروی دریایی) .
چندین نوع معافیت وجود دارد که از این بین می توان به علل پزشکی برای آنانی که توانایی جسمانی مناسب برای انجام خدمت ندارند و معافیت برای افرادی که قصد گذراندن آزمونهای ورودی دانشگاههای نظامی را دارند اشاره کرد.

مالزی 
شاخه های نظامی :نیروهای مسلح مالزی: ارتش مالزی ، نیروی دریایی سلطنتی مالزی  ، نیروی هوایی سلطنتی
سن و مدت خدمت نظامی :18 سال سن برای خدمت اجباری نظامی
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-18 ،زنان بین سنین  49-18
کشور مالزی از سال 2004 خدمت اجباری ملی را برای یک گروه تعیین شده از زنان و مردان به مدت 3 ماه به اجرا گذاشت. بدین ترتیب که برای پیوستن به این برنامه، با یک سیستم قرعه کشی 20 درصد از 18 ساله ها انتخاب می شوند. نیروهای به خدمت گرفته شده روشهای استفاده از سلاح های گرم را فرا می گیرند.

نروژ 
شاخه های نظامی :ارتش نروژ  ، نیروی دریایی سلطنتی نروژ  ( شامل تفنگدار و گارد ساحلی )، نیروی هوایی سلطنتی نروژ  ، محافظت اماکن (2006)
سن و مدت خدمت نظامی :18 سال سن برای خدمت اجباری نظامی ، 16 سال سن در زمان جنگ ، 16 سال سن برای مردان داوطلب  ،  18 سال سن برای زنان ، 16 سال سن برای داوطلبان خدمت در محافظت اماکن ، مدت خدمت اجباری 12 ماه 
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-18،زنان بین سنین  49-18
در کشور نروژ خدمت سربازی برای مردان، اجباری و به مدت 18 ماه است. مردان از سنین 18 ( 17 سالگی با اجازه والدین ) تا 44 (55 سالگی در زمان جنگ) مشمول خدمت سربازی اجباری می باشند. در آغاز سال 2006  نیروهای مسلح از زنان برای معاینه پزشکی قبل از خدمت دعوت بعمل آورد، اما تا زمانیکه آنها رضایتنامه را امضا نکنند به خدمت  اعزام نمی شوند. مدت واقعی خدمت سربازی 6 ماه برای نگهبانی اماکن ، 12-9 ماه برای ارتش ، نیروی هوایی و نیروی دریایی است. ماههای باقیمانده برای خدمت در تمرینات سالانه می باشد. اما تعداد کمی از سربازان این خدمت را برای فقدان سرمایه (ذخیره) نیروهای مسلح نروژ انجام می دهند.
برخی از افراد که در دوره دبیرستان رشته های فنی (مثل نجاری و الکترونیک ) را انتخاب نمودند دوره کارآموزیشان را در ارتش می گذرانند. اگرچه برخی از سربازان نروژ که در حال انجام خدمت اجباری هستند از اینکه بسیاری از مردم از انجام خدمت معافند ، ناراضی می باشند و آن را غیرمنصفانه و یک بدشانسی می دانند ، دیگران این را یک امتیاز تلقی کرده و برای پیوستن به خدمت سربازی باهم رقابت می کنند.  کارفرمایان عموما به افرادی که خدمت نظامی شان را به اتمام رسانده اند توجه مساعدی نشان می دهند.

ونزوئلا 
شاخه های نظامی :نیروهای مسلح ملی  ، نیروهای دریایی  که شامل نیروی پیاده دریایی و گارد ساحلی است ،  نیروی هوایی   نیروهای مسلح مشترک یا گارد ملی
سن و مدت خدمت نظامی :18 سال سن برای خدمت اجباری و داوطلبانه نظامی ، مدت خدمت اجباری 30 ماه است
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-18 ،زنان بین سنین  49-18
در ونزوئلا خدمت سربازی اجباری است و می تواند تا 2 سال بطول بیانجامد. تمامی مردان بین سنین 34-18 سال چنانچه پیش از این بعنوان ذخیره ثبت نام نشدند یا توسط دولت محلی معاف نشده باشند، مشمول خدمت اجباری هستند .
لهستان
شاخه های نظامی :نیروی های زمینی (شامل نیروی دریایی ) ، نیروی هوایی لهستان
سن و مدت خدمت نظامی :17 سالگی ، ابتدای آغاز هجدهمین سال تولد . در سال 2005 طول مدت خدمت سربازی از 12 ماه به 9 ماه کاهش یافت. از سال 2008 اجازه داده شده است حداقل 60 درصد پرسنل نظامی بطور داوطلبانه در خدمت حرفه ایی شرکت کنند.از آوریل سال 2004 به زنان اجازه داده شد تا  تنها بعنوان افسران کادر و افسران وظیفه خدمت نمایند.
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49- 17 ،زنان بین سنین  49-17
در کشور لهستان خدمت سربازی برای مردان بالغ ، اجباری و به مدت 9 ماه است (3 ماه برای افرادی که دارای تحصیلات عالی هستند ) . بطور فعال در هر دوره دهها هزار نفر به خدمت اجباری اعزام می شوند. انجام خدمت در نیروی پلیس نیز امکانپذیر است.

بلغارستان 
شاخه های نظامی :نیروی زمینی ، نیروی دریایی ، نیروی هوایی و دفاع هوایی
سن و مدت خدمت نظامی :18 سال سن برای خدمت اجباری و داوطلبانه ، مدت خدمت 9 ماه ، طرح هایی وجود دارد که تا با حرفه ایی شدن ارتش تا سال 2010- 2009 خدمت اجباری به پایان برسد.
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-18،زنان بین سنین  49-18
خدمت سربازی اجباری در بلغارستان برای تمامی مردان بین سنین 27-18 سالگی است . در حال حاضر  طول خدمت سربازی به مدرک تحصیلی بستگی دارد . برای افراد تحصیلکرده که دارای مدرک تحصیلی لیسانس یا بالاتر می باشند ، طول مدت خدمت سربازی 6 ماه است . طول مدت خدمت برای افرادی که فاقد مدارک عالی هستند 9 ماه بطول می انجامد .
ایران 
شاخه های نظامی :ارتش جمهوری اسلامی ایران : نیروی زمینی ، نیروی  دریایی، نیروی هوایی شامل (پدافند هوایی)،سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران : : نیروی زمینی ، نیروی  دریایی، نیروی هوایی ، نیروی مردمی  بسیج ، نیروهای مجری قانون
سن و مدت خدمت نظامی :18 سال سن برای خدمت اجباری نظامی  ، مدت خدمت اجباری 18 ماه
نیروی انسانی  قابل استفاده برای خدمت نظامی :مردان بین سنین  49-18  
خدمت سربازی در جمهوری اسلامی ایران برای مردان اجباری است . طول مدت  خدمت سربازی به برخی شرایط و موقعیت ها بستگی دارد . اما بطور معمول در شرایط طبیعی خدمت سربازی اجباری در ایران به مدت 21 ماه با احتساب یک دوره 3 ماهه آموزشی است  . افرادی که بدلیل ضعف جسمانی یا عدم توانایی های لازم و برخی شرایط اجتماعی ، قادر به انجام خدمت نیستند از خدمت سربازی معاف می شوند.

به اطلاع خوانندگان گرامی می رسانیم که اطلاعات فوق ازمنابع موجود سازمان وظیفه عمومی ناجا استخراج شده است. ۰۴ اسفند ۱۳۹۱تسنیم

                                                          *** 

ردیف
بدون خدمت نظام
خدمت زیر یک سال
خدمت 18 ماه
خدمت بالای 18 ماه
1
آرژانتین
ازبکستان
آذربایجان
ایران
2
اسپانیا
استونی
اریتره
ارمنستان
3
استرالیا
اوکراین
ترکیه
تاجیکستان
4
ایالات متحده آمریکا
پاراگوئه
روسیه
تایلند
5
آلمان
تایوان
ساحل عاج
سنگاپور
6
ژاپن
تونس
کلمبیا
کره جنوبی
7
فرانسه
مکزیک
گرجستان
کره شمالی
8
ایتالیا
مغولستان
لائوس
مصر
9
پرتغال
یونان
کامبوج
کوبا
10
کانادا
السالوادور
ماداگاسکار
ویتنام

 

منبع : خانه مشاور |مقایسه خدمت سربازی در کشورهای مختلف جهان
برچسب ها : خدمت ,نظامی ,اجباری ,نیروی ,سربازی ,مردان ,خدمت نظامی ,برای خدمت ,خدمت سربازی ,خدمت اجباری ,استفاده برای ,خدمت نظامی مردان ,خدمت سربازی اجباری ,خ

لاتهای جبهه که شهیدشدند

:: لاتهای جبهه که شهیدشدند

داستان خواندنی  لات مشهدی که شهید شد

وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - این داستان زیبا را بارها و بارها باید خواند و خود را محک زد ... اشکتان اگر درآمد نشانه ای از نوستالژی و درد غربت از وطن معنوی و الهی ارزشهای والایی است که در مردان خدایی و رفتار و اخلاقیات بی نظیر و کمیاب آنها حس می کنید.... ما کجا و امثال چمران عزیز کجا؟ ....تا دلی آتش نگیرد،حرف جانسوزی نگوید حال ما خواهی اگر از گفته ی ما جستجو کن ! .... بیایید با خدا آشنی کنیم ، هم را ببخشیم ، کینه ها را از دلمان بیرون بریزیم خود را سبکبار کنیم .... سلام بر شهید چمران و سلام بر شهید رضا و سلام برهمه شهیدان و امام شهیدان ( این ویرایش دوم مطلبه چون در کامنتی ، عزیزی درمورد اینکه امام نتوانستند عمرسعد را جذب کنند نکته درستی گفته بود و منم اصلاحش کردم به اینکه عمرسعد جذب نشد...)
 

رضا سگه ... یه لات بود تو مشهد ... هم سگ خرید و فروش می کرد و هم دعواهاش از نوع ... بود ...
یه روز داشت میرفت سمت کوه سنگی برای دعوا و غذا خوردن ... دید یه ماشین داره تعقیبش می کنه ... آرم ماشین : " ستاد جنگهای نا منظم" راننده، شهید چمران ...
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت : " فکر کردی خیلی مردی ؟! "
- بروبچه ها اینجور میگن !!
- اگه مردی بیا بریم جبهه ..................
به غیرتش بر خورد ... راضی شد .... بردش جبهه ......


***********************************
شهید چمران تو اتاق نشسته بود ... یه دفعه دید که صدای دعوا میاد ! ... با دست بند، رضارو آوردن تو اتاق ... رضارو انداختنش رو زمین 

.... : " این کیه آوردید جبهه ؟! ....... "

رضا شروع کرد به فحش دادن ...چه فحشای رکیکی... اما چمران مشغول نوشتن بود.........
دید که شهید چمران توجه نمیکنه .... یه دفه داد زد : " کچل با توام ...!!!! "

یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد : " بله عزیزم ! چی شده عزیزم ؟ چیه آقا رضا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ "

قضیه این بود.... آقا رضا داشت میرفت بیرون .... بره سیگار بگیره و برگرده ... با دژبان دعواش شده بود ....
شهید چمران : " آقا رضا چی میکشی ؟!! .... برید براش بخرید و بیارید ...! "

شهید چمران و آقا رضا ... تنها تو سنگر ...

آقا رضا : میشه یه دو تا فحش بهم بدی ؟! کشیده ای، چیزی !!
شهید چمران : چرا ؟!
آقا رضا : 
من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده ... تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه ...
شهید چمران : اشتباه فکر می کنی ...! یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده ... هی آبرو بهم میده ... تو هم یکیو داشتی که هی بهش بدی میکردی بهت خوبی می کرده ...! گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم ... یکم مثل اون شم ...!


آقا رضا جا خورد .......... تلنگر خورد به شحصیت معنویش.......... رفت تو سنگر نشست ...آدمی که مغرور بود و زیر باز کسی نمیرفت زار زار گریه می کرد ...عجب! یکی بوده هرچی بدی کردم بهم خوبی کرده؟

اذان شد ..... آقا رضا اولین نماز عمرش بود .............. رفت وضو گرفت ... سر نماز ، موقع قنوت صدای گریش بلند بود .......

وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد ...... صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد ...

آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد .... فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش ....


توبه واقعی و یه نماز واقعی ............


با خدا چی معامله کرد که خدا اونو برای شهادت انتخاب کرد؟ ... در لحظه انتخاب ، درست و مخلصانه انتخاب کرد و خدا این اخلاص و این "لحظه شناسی" را که " عرضه خود بر مقاطع نفحات الهی" است ، دوست دارد.... قال رسول الله صلی الله علیه و آله : اِنَّ لِرَبِّکُمْ فی ایامِ دَهْرِکُمْ نََفَحاتٌ فَتَعَرَّضُوا لَها لَعَلَّهُ اَن یصیبَکُمْ نَفْحَةٌ مِنْها فَلا تَشْقَوْنَ (بحار الانوار، ج‏71، ص‏221-در ایام زندگی شما نسیم‌های روح‌بخش ربوبی می‌وزد پس مواظب باشید آنها را از دست ندهید و خودتان را در مسیر آنها قرار دهید باشد که نسیمی به شما برخورَد و تیره روز نشوید).«ان لله فی ایام دهرکم نفحات الا فترصدوا لها (همان، ج‏77، ص‏168) ; درایام زندگی شما نسیمهای الهی می وزد و مترصد این لحظه ‏ها باشید [و از آنها هوشیارانه بهره برداری کنید])

گذشت داشته باشید تا خدا از  شما بگذرد  اینهمه کینه به دل نگیرید... اثرش انسان سازه.... اگر درقبال بدی بدی کردید و درقبال خوبی خوبی که هنر نیست... هنر خوبی کردن در برابر بدی و گذشت از بدیهاست..... اینطور " حُر" ساخته می شود .... در کربلای جبهه ها هم شاگرد پاکباز سیدالشهداء ،چمران عزیز بر قلبها فرماندهی میکرد و اینطور آقارضا یک "حُر" شد.... و عاقبت بخیر.... البته بگویم همانطور که نخبه و آقازاده ای چون عمرسعد جذب سیدالشهداء علیه السلام نشد - و قابلیت و سعادت هدایت و همراهی با امام را نداشت - و بقول حضرت آیت الله مجتهدی "در کربلا داش مشتی ها رفتند به کمک امام حسین و شهید شدند و مقدسها استخاره کردند و استخاره هاشون بد اومد!" در زمان ما هم همینطور شد.... حُرّ شدن حریت جبلی و سجایای حُر مآبی و سعادت طینتی هم لارم دارد و یک  جرقه برای ...../خبرآنلاین

                                                        ***

 

موتورسواران چمران!
سردار حسن شاه حسيني، از همرزمان شهيد چمران است که حوالي سال هاي 58 تا 60، از کاخ نخست وزيري تا کردستان و اهواز، دکتر چمران را همراهي کرده است. او که اين روزها شصت و چند ساله است و از دود و سر و صداي تهران به باغ هاي اطراف پناه برده، درباره آن روزها مي گويد: «اولين برخورد من با شهيدچمران، برمي گردد به ابتداي سال 58. زماني که نيروهاي مردمي براي کمک هاي فکري و اجرايي در کاخ نخست وزيري مستقر شده بودند و دکترچمران به نخست وزيري آمد و با توجه به روحيه مردمي و خاکي و متواضعي که داشت، بلافاصله همراه و هماهنگ شديم.»

 

1

 

تشکيل ستاد جنگ هاي نامنظم
شهيد چمران اعتقاد داشت ايران در شرايط دشوار و پيچيده اي قرار گرفته است که بايد آمادگي هر بحراني را داشته باشد و همه مردم بايد در حل اين بحران هاي ملي، نقش داشته باشند. از همين رو، با استفاده از تجربيات خودش، مهارت ارتشي هاي آموزش ديده، براي علاقه مندان، دوره هاي آموزش جنگ هاي چريکي ترتيب داد و جرقه ستاد جنگ هاي نامنظم از آن جا زده شد. جنگ هاي نامنظم، يعني شناسايي ها و درگيري هاي کوچه به کوچه و نفر به نفر، توسط گروه هاي ده نفره به رهبريِ يک سرگروه. گروه هايي که دوره هاي آموزشي تکاوري را مي گذراندند و روش هاي جنگ در کوهستان، صحرا، دريا و فضاي شهري را ياد مي گرفتند. اين گروه ها، از سازمان نظام که تحت سيستم تيپ، لشکر، گردان و گروهان دسته بندي مي شدند، پيروي نمي کردند و با حرکاتِ ايذايي، يک جنگِ رواني با دشمن راه مي انداختند و وقتي دشمن خسته و ضعيف مي شد، از نيروهاي منظم کمک مي گرفتند. در واقع اسمش جنگِ نامنظم بود اما از نظمِ بسيار پيچيده اي پيروي مي کرد و به هوش، تمرکز، توان فيزيکي و شجاعتِ بالايي نياز داشت

 

 

از تک چرخ در خيابان ها تا شناسايي در جبهه
پس از درگيري هاي کردستان، ما به همراه دکتر چمران که حالا ديگر وزير دفاع هم بود، اولين نيروهايي بوديم که به اميديه اهواز رفتيم و در دانشگاه جندي شاپور سابق و چمران فعلي، مستقر شديم. آن جا بود که به خاطر شرايط خاص منطقه، ايده پيوستن گروهي موتور سوار به ستاد جنگ هاي نامنظم که آن روزها گروه چمران نام داشت، مطرح شد. ماجرا از اينجا شروع شد که ما بايد براي شناسايي منطقه و مسلط شدن روي جزئيات برنامه و تجهيزات دشمن، نيروهايي را با وسيله نقليه مي فرستاديم. منتها از آنجا که خودروهاي بزرگ خيلي توي چشم بودند و احتمال ديده شدن و لو رفتن زياد بود، در يک جلسه اي ايده استفاده از موتور و موتورسوارانِ ماهر براي گشت و شناسايي مطرح شد. از آنجا که برادر من، اسماعيل شاه حسيني، آن زمان داور بين المللي مسابقات موتورسواري بود و با اغلب موتورسواران تهران و شهرستان ها آشنا بود، گفتم: من مي توانم گروهي از بهترين موتورسواران را جفت و جور کنم، ولي حواستان باشد که همه اين ها معمولا با موتور دنبال دختربازي و ايجاد سروصدا و پرش و تک چرخ و کارهاي خطرناک هستند و با اين فضاها ناآشنا. همان موقع چمران پاسخ داد که: «عزيزجان! راندن و دفع کردن که هنر نيست، جذب کردن و ساختن هنر است. ضمن اين که همه مردم ايران، از هر صنف و در هر لباس و با هر خلق و خويي، حق دارند در دفاع از سرزمينشان شريک باشند». اين طوري ها بود که داوطلب گيري در محله تهرانپارس، شروع شد.

 

1434887220512_chamran (3)

 

جليل پاکوتاه و اسي پلنگ و عمويادگار مي آيند!
هنوز چيزي نگذشته بود که تعداد زيادي موتورسوارِ لات و خلاف که همه از شرها و نترس هاي شهر بودند و اسامي مستعار عجيب داشتند، به دليل روحيه شان که اهل هيجان و زد و خورد بودند، جمع شدند. بچه هايي که بدن هاي همه شان، از زخم هاي بدجوش خورده و قديمي چاقو پاره پاره و با نقش و نگارهاي خالکوبي، خاص و متفاوت شده بود. از بين اين بچه ها، جليل نقاد ملقب به جليل پاکوتاه را يادم مي آيد که حسابي عشق موتور بود و حتي حالا که جانباز شده و نيمي از بدنش فلج است، مغازه تعمير موتور سيکلت دارد. يا اسي پلنگ و عمويادگار و سهراب کفترباز و عادل تُرکه!

 

يک آدم متفاوت در يک فضاي متفاوت
اين ها، وقتي با دکترچمران در فضا و حال و هواي جبهه روبه رو و آشنا شدند؛ وقتي ديدند همه آنچه در فضاي امن شهر مهم است، اينجا بي اهميت مي شود؛ وقتي آرامش و مرگ آگاهيِ چمران را ديدند، وقتي ايثار، فداکاري، از خودگذشتگي، ادب و عرفان چمران را حس کردند، واقعا متحول شدند. يادم است همه شان غسل کردند، سرها را به نشانه آماده شدن براي قرباني دادن تراشيدند و توبه کردند و با شجاعت براي گشت هاي شناسايي و جنگ هاي ايذايي مي رفتند و عاقبت، اغلبشان شهيد شدند. دکتر چمران آدمي بود که به لحاظ اخلاق و رفتار، کم نظير بود. مثلا هيچکس عصبانيتش را نديده بود؛ اوجِ عصبانيت ايشان، به کار بردن کلمه «عزيزجان» بود. بسيار متواضع بود، عاقل و آينده نگر بود، بداخلاق ترين آدم ها در برابر هيبت و ادب چمران کم مي آوردند و قلدرترين ها در مقابل محبت چمران، نرم مي شدند.

 

1434887220419_chamran (2)

 

و....شهادت!
من مرخصي بودم که دکترچمران شهيد شد. جنازه دکتر را خودم در فرودگاه مهرآباد تحويل گرفتم و به پزشکي قانوني بردم و شبانه غسل داديم. وقت خاکسپاري هم، خودم رفتم توي قبر و پيکر مطهر ايشان را درون خاک گذاشتم. از دست دادن چمران يکي از تلخ ترين لحظات زندگي ام بود ولي همه مان آرام بوديم چون مي دانستيم اصل، زنده ماندن و از دست نرفتن حق و اسلام است».

 

داستان کوتاه زندگي مردي که عاشق چمران بود/ ممدسياه، يک لاتِ بامرام
محمدتقي خزاعي، برادر شهيد محمدصادق خزاعي است که جزو تيم ويژه آبي-خاکي چمران بود و در شهريور سال ۶۰، به فاصله چند ماه از شهادت دکتر، شهيد شد. او درباره زندگي و شهادت برادرش محمدصادق مي گويد: «محمد در خانواده اي مرفه و شلوغ به دنيا آمد. بچه سوم خانواده بود، با قدي بلند و هيکلي ورزيده و هوشي سرشار. منتها کلا آدم ناراحت و ناسازگاري بود. درس نخواند، پي کار و مهارتي نرفت و تا ۲۵ سالگي، عمرش به رفيق بازي، دعوا، درگيري، زد و خورد و زندان گذشت. يکي از عادت هاي محمد اين بود که هميشه يک تيزي به مچ پايش مي بست و يک پنجه بوکس بالاي آرنجش داشت و از آنجا که قد و قواره درشتي داشت و مُشت زن هم بود، نقش مهمي در دعواهاي گروهي داشت. آن سال ها منزل پدري مان احمدآباد بود ولي پاتوق محمد که به ممدسياه معروف بود، کوهسنگي و طبرسي و قهوه خانه عرب بود. يادم است در جريان اعتراضات مردمي انقلاب اسلامي، که مردم ريختند و کلانتري کوهسنگي را به آتش کشيدند، محمد مي خنديد که: «خدا رو شکر! هفتاد هشتاد تا از پرونده هام سوخت». البته مثل اغلب گنده لات هاي قديم، از يک مرامي هم پيروي مي کرد؛ مثلا اهلِ دعواي تک به تک نبود و معمولا گذشت مي کرد. يا روي ناموس محل حساس بود و اعتقاد داشت ناموس محل، ناموس من است. يا سال هاي اول پيروزي انقلاب، با توجه به قدرتش، براي کل محل نان و نفت و... مي گرفت و کار مردم را راه مي انداخت.

 

1434887221105_chamran (16)(1)

 

وقتي چمران لبخند مي زند
گذشت و جنگ شروع شد و عباس، برادر بزرگ ترمان که نخبه و آدم حسابي بود به جبهه رفت. ارديبهشت سال شصت، محمد رفت اهواز ديدن عباس. خودش تعريف مي کرد که همين طور دم در مقر، منتظر ايستاده بودم که يک جيپ جلوي پايم ترمز کرد و مرد مقتدر اما متواضعي که بعدها فهميدم دکتر چمران است، پياده شد و نگاهي انداخت و سلامي کرد و گفت: اينجا چيکار مي کني؟ گفتم براي ديدن برادرم اومدم. پرسيد: دوست داري بجنگي؟ سرم را زير انداختم و جواب دادم: دوست دارم ولي بعيده بذارن. چمران خنديد و به همراهش سپرد که مرا راهنمايي کند. من هم که عاشق هيجان و زد و خورد، سر از پا نمي شناختم. شب، وارد سنگري شديم که انگار همه خلاف ها از مشهد و اصفهان و کردستان و تهران، آنجا جمع شده بودند. همان شب، از همه مان که حدود پنجاه نفر مي شديم، خواستند برويم توي آب و عرض رودخانه کارون را با وجود جزر و مد شديدي که داشت، طي کنيم. از بين همه، من و ده نفر ديگر موفق شديم و اين شد هسته اوليه تيم ويژه آبي-خاکي چمران.

 

يک پايان عجيب
يادم است محمد از ابتداي ارديبهشت تا آخر خرداد شصت، ديگر از چمران جدا نشد و پا به پاي چمران، آموزش ديد و شناسايي رفت و عمليات کرد و حسابي عوض شد. فقط يک بار در حد يک روز مرخصي آمد و همان يک روز هم به تعريف و تمجيد از شخصيت لوطي و مشتي و باحال چمران گذشت. بعد از شهادت دکتر، يک هفته آمد مشهد. حالش حسابي گرفته بود و تمام يک هفته را به اداي نماز و روزه هاي قضا و زيارت امام رضا(ع) و نمازشب و حلاليت طلبيدن از بچه محل ها و طرف دعواها گذراند. شبانه روز اشک مي ريخت و اظهار ندامت مي کرد. حوالي شهريور بود که پيکر پاره پاره اش را به مشهد برگرداندند. دست و پاهايش قطع و قلبش منفجر شده بود. شايد شنيده باشيد که اغلب لات هايي که متحول مي شدند، نگرانِ ديده شدنِ خالکوبي ها و جاي زخم چاقوکشي هايشان بودند. محمد هم همين طور بود ولي جوري شهيد شد که ديگر هيچکس با ديدن بدنش، پي به گذشته اش نمي بُرد. وسايلش را که آوردند، يادداشت هايش درباره چمران، خيلي خواندني بود. دست نوشته هايي سوزناک درباره مردي که شور و شعور، جديت و تواضع، اقتدار و مهرباني را با هم آميخته بود و با اعتماد به محمد و محمدها، از يک سري لاتِ چاقوکش، چنين انسان هايي ساخت».

 

1434887221308_chamran-(20)(1)

 

/ «بينش و نيايش» شهيد چمران/سایت پارس

                                                                   ***

 

این روز‌ها که همه از روزهای دفاع حرف می‌زنند، شنیدن حرف‌های بعضی‌ها جالب است؛ مثل مسعود ده نمکی که به سراغش رفتیم، با ما از خاطرات آن روز‌ها چنین گفت: 

یک راست رفتم اتاق فرماندهی دیدم فرمانده گردان منتظرم نشسته. با کلی ذوق براش تعریف کردم که این دو تا بنده خدا پشت سرم چی گفتن و من را از خودشون معرفی کردن. اما لبخندی به لبش نیومد. انگار خبر بدی برام داشت و روش نمی‌شد بگه. یه خورده من من کرد و گفت که فرمانده گروهانتون از وضعیت بوجود اومده خیلی ناراحته و گفته حتی اگه این اخراجی‌ها فرشته هم بشن من با این آدم‌ها نمی‌تونم کار کنم. خودش شبیه لات‌ها شده و از اینجور حرف‌ها. دیگه حرف هاش رو نمی‌شنیدم با خودم می‌گفتم حالا با چه رویی باید به این دو نفر بگم که نه اینکه نتونستم از اخراج شدن نجاتشون بدم خودم هم از مسئولیت دسته عزل شدم... 

با فرمانده گردان راه افتادیم به سمت اتاق دسته یک. جلوی در که رسیدیم ماتم برد کسی توی اتاق نبود. نه اخراجی‌ها و نه بچه بسیجی‌ها. از پنجره اتاق زمین صبحگاه معلوم بود. معاون دسته وارد اتاق شد و اونجا را نشونمون داد. همه بچه‌ها پا برهنه شده بودند. داشتند بابت اذیت‌هایی که من رو تو این چند وقت کرده بودند خودشون رو مثل اون دو تا اخراجی تنبیه می‌کردند. با هم رفتیم زمین صبحگاه حالا دیگه غروب شده بود فرمانده گروهان ماجرا را برای کل دسته تعریف کرد و گفت که این دو نفر اخراج هستند و برادر فلانی از این به بعد مسئول دسته شماست. 

همه شوکه شده بودند. فرمانده گروهان برپا داد اما کسی از جاش بلند نشد چند بار تکرار کرد اما همه حتی بسیجی‌ها در کنار اخراجی‌ها حرکت تکردند، مسئول گروهان که حسابی کلافه شده بود گفت همشون رو اخراج می‌کنم. بعدش هم رفت به سمت اتاقش. من شروع کردم به صحبت و ازشون حلالیت طلبیدم و گفتم امام گفته جنگ در راس تمام اموره و این روز‌ها تو تاریخ تکرار نمی‌شه. من تو گردان کنار شما هستم حتی اگر هم بگذارند به عنوان نیروی عادی با شما به خط می‌آم اما ازتون می‌خوام نگذارید این دسته منحل بشه. 

گریه بازاری شده بود باور نمی‌کردم لات جماعت اینقدر دل نازک باشند همدیگر رو بغل کردیم و دسته گوش به فرمان مسئول دسته جدید به خط شد اما کینه رو می‌شد تو چشم‌های مجید و فرمانده گروهان نسبت به هم دید.۰۵ مهر ۱۳۹۱خبرفارسی

منبع : خانه مشاور |لاتهای جبهه که شهیدشدند
برچسب ها : چمران ,شهید ,دسته ,بود، ,بودند ,اتاق ,شهید چمران ,دکتر چمران ,نخست وزيري ,فرمانده گروهان ,فرمانده گردان

افزایش سرعت تلگرام با حذف اطلاعات دریافتی کانال

:: افزایش سرعت تلگرام با حذف اطلاعات دریافتی کانال

چگونه سرعت تلگرام را افزایش دهیم؟

روش پاکسازی cache تلگرام 
 
تلگرام در ایران پر طرفدارترین شبکه اجتماعی است که در کنار محبوبیت هایش مشکلاتی نیز دارد. نرم‌افزار تلگرام امکانات بسیار خوبی را در اختیار کاربران قرار می‌دهد، اما با به‌وجود آمدن کانال‌ها برای کاربران خود دردسرهای زیادی ایجاد کرده است.

یکی از این مشکلات پشتیبانی نکردن از قابلیت حذف اطلاعات دریافت شده در کانال ها بود و بسیاری از کاربران به‌خصوص کاربران دستگاه‌های اندرویدی که از ظرفیت ذخیره‌سازی محدودی روی دستگاه خود برخوردار بودند با مشکل کمبود فضای خالی روی دستگاه مواجه می‌شدند.

این مشکل به گوش سازندگان این نرم‌افزار رسیده و کاربران می‌توانند بدون دردسر و بدون نیاز به نرم‌افزارهای مدیریت فایل، حافظه کش و فایل‌های دانلودی توسط این برنامه را از روی دستگاه هوشمند خود پاکسازی کنند.
مدیریت Cache در نسخه جدید تلگرام به شما این امکان را می‌دهد اطلاعات موردنظر مربوط به هر کانال یا همه کانال‌ها را به‌راحتی حذف کرده و در صورت نیاز با مراجعه مجدد به کانال موردنظر، آنها را از سرورهای ابری تلگرام فراخوانی کنید.

این قابلیت از نسخه ۳.۳.۲ به بعد به پیام رسان تلگرام افزوده شده و برای سیستم‌عامل اندروید و آی‌او‌اس قابل استفاده است. اما شاید عده ای هنوز روش پاکسازی cache تلگرام خود را ندادند.
برای بهره‌مندی از این قابلیت و پاکسازی حافظه کش نرم‌افزار به این روش عمل کنید:

۱ـ ابتدا به یکی از آدرس های زیر مراجعه کرده و نرم‌افزار تلگرام نصب شده روی دستگاه هوشمند خود را به جدیدترین نسخه به‌روزرسانی کنید:
Android:https://telegram.org/dl/android
iOS: https://telegram.org/dl/ios

۲ـ نرم‌افزار را اجرا کرده و پس از مراجعه به منوی اصلی روی Settings فشار دهید.

۳ـ اکنون با اسکرول کردن صفحه تنظیمات و مراجعه به بخش Cache Settings گزینه‌های مختلفی برای پاکسازی حافظه کش در اختیار شما قرار می‌گیرد.

۴ـ شما می‌توانید با فشار روی گزینه Clear Cache و انتخاب هر یک از موارد دلخواه، عملیات پاکسازی حافظه را آغاز کنید. (عملیات پاکسازی حافظه کش، فقط اطلاعات دریافت شده در حافظه را حذف می‌کند و این اطلاعات اعم از ویدئو، صوت، عکس و… در سرورهای ابری تلگرام موجود بوده و با دسترسی مجدد شما به کانال موردنظر دوباره فراخوانی شده و در اختیار شما قرار می‌گیرد. پس نگران از دست رفتن اطلاعات خود نباشید.)

نکته: در سیستم‌عامل آی‌او‌اس می‌توانید حافظه کش مرتبط با چت‌های فرد به فرد را نیز پاکسازی کرده و در سیستم‌عامل اندروید، این پاکسازی محدود به کانال‌ها و سوپر گروه‌ها می‌شود.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید مقدار مقابل گزینه‌ Keep Media در صفحه تنظیمات حافظه است. در این بخش می‌توانید مقادیر مختلفی همچون همیشه، یک هفته و یک‌ماه را انتخاب کنید که انتخاب گزینه‌های یک هفته و یک ماه موجب می‌شود تا اطلاعات ذخیره شده در حافظه کش به‌طور خودکار پس از مشاهده نکردن مجدد در مدت زمان مشخص شده، از روی دستگاه حذف شوند.
منبع : خانه مشاور |افزایش سرعت تلگرام با حذف اطلاعات دریافتی کانال
برچسب ها : تلگرام ,حافظه ,پاازی ,اطلاعات ,کانال ,دستگاه ,پاازی حافظه ,https telegram ,صفحه تنظیمات ,قرار می‌رد ,عملیات پاازی ,عملیات پاازی حافظه

ماجرای حمله به سفارت انگلیس و عربستان +نظر رهبری

:: ماجرای حمله به سفارت انگلیس و عربستان +نظر رهبری
ماجرای حمله  به سفارت انگلیس وعربستان وعوارض آن+نظر رهبری

آقای صالحی در  گفتگو با خبرآنلاین به ماجرای حمله به سفارت بریتانیا و همزمانی آن حادثه با سخنرانی ایشان در جده و شرایط سختی که برای وزیر خارجه وقت ایجاد کرد

 صالحی :من آن زمان بنا به دعوت آقای ولید معلم وزیر خارجه سوریه به جده رفته بودیم تا در سازمان همکاری های اسلامی سخنرانی کنم. دلیل آن حضور هم این بود که آن سازمان تصمیم گرفته بود سوریه را به دلیل حمله به سفارتخانه های کشورهای مختلف از جمله کشورهای عربی در دمشق، مجازات کنند. چرا که این اتفاقات را از چشم دولت می دیدند. آقای معلم به من زنگ زد و از من خواست به این کنفرانس بیایم و از موضع سوریه دفاع کنم. من در راه بودم و متن صحبت هایم را آماده کرده بودم که بگویم حمله به این سفارت ها ربطی به دولت ها ندارد و نباید همه چیز را از چشم دولت دید و نگاه خصمانه ای با سوریه نداشته باشید و مسائلی از این دست، که یکباره به من خبر دادند در تهران به سفارت انگلستان حمله شده است. من  واقعا شگفت زده شدم. به یاد دارم که در یکی از بزرگراه های جده و در ماشین در حال حرکت بودیم که از راننده خواستم توقف کند تا مدتی فکر کنم و ابتدا تکلیف مسئله خودمان را روشن کنیم و بعد به سراغ سوریه و حمله به سفارت های عربی در دمشق برویم. 

من بلافاصله با ایران تماس گرفتم و وضعیت را جویا شدم. از آن طرف وزیر خارجه انگلستان که آن زمان ویلیام هیگ بود با من تماس گرفت و من به ایشان گفتم از این اتفاق متاسف هستم ولی شما نگران نباشید، من مسئله را حل می کنم. ایشان گفتند مشکل ما این است که حدود پنج یا شش نفر از دیپلمات های ما که در سفارت بودند حتی نمی دانیم کجا هستند و نگران جان آنها هستیم. من به آقای هیگ اطمینان خاطر دادم که مشکلی پیش نمی آید. 

از آن طرف مدام از تهران ماجرا را پیگیری می کردم و واقعا هم مسئله حاد و مشکل بود و خیلی از مسئولین وقت هم با این حمله همراهی کردند و خیلی از جبهه های سیاسی هم با این ماجرا همراهی کردند و حتی در برخی رسانه ها نوشتند که ما باید ابتدا وزارت خارجه را اشغال می کردیم و بعد به سراغ سفارت بریتانیا می رفتیم. 

آقای صالحی در ادامه افزود: ما واقعا خیلی مظلومیت کشیدیم و الان اصلا فضا قابل مقایسه با دوران بنده نیست. آن زمان از همه طرف و از همه گروه های سیاسی به من و وزارت خارجه حمله می کردند. 

وزیر خارجه سابق کشورمان همچنین ادامه داد: قبل از اینکه به سخنرانی برسم با تهران و لندن دائما در تماس بودم تا سطح تنش ها بخوابد. از آن طرف هم به دوستانمان در وزارت خارجه گفتیم به سفارت انگلستان بروند و همراه سفیر و هیئت دیپلماتیک انگلیس باشند که مبادا خدایی نکرده در معرض خطر قرار گیرند. ضمن اینکه خروج نیروهای خودسر هم از سفارت به این سادگی انجام نشد و ما هرچه می گفتیم این افراد از سفارت بیرون نمی رفتند تا اینکه ساعت ۱۱ شب بالاخره با رایزنی های فراوان، قائله ختم شد، هرچند هزینه های بسیاری متوجه کشور شد. 

نظررهبری درباره حمله به سفارت انگلیس

آقای صالحی همچنین ادامه داد: آن حادثه واقعا اتفاق بسیار بد و تلخی بود که حتی حضرت آقا هم بسیار تند موضع گرفتند و گفتند: «من از این کار بدم آمد» این خیلی تعبیر قوی و تندی بود و نشان از عمق آن رفتار غیرمسئولانه گروهی داشت که هزینه های فراوانی متوجه منافع ملی کشور کردند. /11 اسفند 1394

                                                                ***

حمله به سفارت بریتانیا در تهران چگونه اتفاق افتاد

در سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۹۰ توسط عده‌ای بسیجی صورت گرفت. این افراد وارد ساختمان سفارت شدند، پرچم بریتانیا را پایین کشیدند و بعضی مدارک را از درون ساختمان سفارتخانه به بیرون پرتاب کردند. در اقدامی مشابه و در حمله به باغ سفارت بریتانیا در منطقه قلهک، ۶ کارمند انگلیسی به گروگان گرفته شدند که پس از چند ساعت و با حضور پلیس دیپلماتیک آزاد شدند.

جلوگیری از انتقال اسناد محرمانه توسط مردم به خارج از ایران و مشکلات حقوقی در مورد اسناد مالکیت باغ قلهک از مسائل مهمی بود که در مشکلات به وجود آمده نقش اساسی داشت. قبل از وقوع حادثه سرویس مخفی بریتانیا ( ام آی سیکس) از وقوع حادثه باخبر شده بود.

علی‌رغم حضور مأموران امنیتی تجمع‌کنندگان به ساختمان سفارت بریتانیا سنگ و کوکتل مولوتوف پرتاب نمودند و پس از هجوم به دفاتر سفارت، برخی مدارک را به پایین پرتاب کردند. دانشجویان پس از ورود به ساختمان سفارت بریتانیا در خیابان فردوسی تهران پرچم این کشور را پایین کشیده و آن را آتش زدند و به جای آن پرچم ایران را بر سر در سفارت بریتانیا به اهتزاز درآوردند.

خبرگزاری‌های نزدیک به دولت جمهوری اسلامی از حمله کنندگان به سفارت بریتانیا با نام «دانشجویان دانشگاه‌های تهران» و «دانشجویان بسیجی» یاد کرده و حملهٔ آن‌ها را خودجوش و برنامه‌ریزی نشده می‌دانند. اما از سوی دیگر ناظران غربی معتقدند که با توجه به هم‌زمان بودن حمله‌ها به دو ساختمان دیپلماتیک بریتانیا در دو نقطهٔ متفاوت تهران، بسیار بعید است که این اقدام بدون اطلاع حکومت و در راستای حمایت از منافع سیاسی یا جناحی حاکمیت نباشد.
دانشجویان بسیجی اهدافشان را از این حرکت، «اعتراض به دست داشتن احتمالی دولت‌های غربی در مرگ مجید شهریاری» و حمایت از مصوبهمجلس جمهوری اسلامی ایران در کاهش سطح روابط دیپلماتیک، دانسته‌اند. پس از تعطیلی سفارت‌های دو کشور در پایتخت‌های یکدیگر، سفارت سوئد در تهران حافظ منافع دولت بریتانیا و درمقابل سفارت عمان در لندن، حافظ منافع دولت ایران است. در روایتی که یکی از دانشجویان مهاجم منتشر کرد نوشت که در حالی که نمی‌دانسته‌اند با اتوبوس دارند به کجا منتقل می‌شوند به باغ قلهک برده شده‌اند. او همچنین گفت پس از آنکه مدتی از ورود آنها به اقامتگاه سفیر گذشت، نیروهای پلیس وارد شده، آنها را با باتوم زده و دستگیر کرده‌اند.

ماجرای حمله به سفارت عربستان را درپایین همین صفحه(ادامه مطلب) وبلاگ بخوانید

منبع : خانه مشاور |ماجرای حمله به سفارت انگلیس و عربستان +نظر رهبری
برچسب ها : سفارت ,حمله ,بریتانیا ,خارجه ,دولت ,آقای ,سفارت بریتانیا ,وزیر خارجه ,سفارت انگلیس ,وزارت خارجه ,ماجرای حمله ,ساختمان سفارت بریتانیا

درمان تیرگی آلت تناسلی زنان"واژن"وزیربغل

:: درمان تیرگی آلت تناسلی زنان"واژن"وزیربغل
 رفع تیرگی آلت تناسلی زنان" واژن"

آب لیمولیمو دارای خواص سفید کنندگی طبیعی است. می‌توانید آنرا مستقیما به پوستتان بمالید، البته از نواحی حساس دور نگاهش دارید. همچنین می‌توانید آنرا با چیزهای دیگر همچون عسل، شیر خشک، و روغن بادام نیز مخلوط کنید، تا ترکیبی برای روشن کردن پوستتان بسازید.

چند لیموی تازه را آب گرفته و با مقدار برابر از آب مخلوط کنید و به اندام خارجی خود بمالید و ۵ دقیقه صبر کرده و سپس آن را بشویید،در صورت بروز حساسیت پوستی و سوزش غیر عادی بلافاصله محل را با آب فراوان بشویید 

عصاره خیارهمچنین می‌توانید از عصاره‌ی خیار، یا برش‌های خیار استفاده کنید و آنها را مستقیما به نواحی مورد نظرتان بمالید. خیار به روشن شدن، التیام سوختگی، و سفت کردن پوست کمک می‌کند.

پودر زردچوبه: می‌توانید به منظور سفید کردن پوست تیره، پودر زردچوبه را به آب خیار یا آب لیمو بیفزایید.

ماست و آرد نخودچی: ماست، آرد نخودچی، زردچوبه، و شیر را با هم مخلوط کرده و آنرا روی نواحی تیره‌ی پوستتان بمالید.

پوست پرتقالمقداری پوست پرتقال خشک شده را جمع کرده و آسیابشان کنید. سپس آنرا با آب لیمو مخلوط کنید تا خمیری بدست بیاید، خمیری که پوست را روشن می‌کند!

بادامچند بادام را در طول شب درون آب گرم بخیسانید، و صبح آنها را آنقدری آسیاب کنید که تبدیل به خمیر شوند. سپس خمیر بدست آمده را با مقداری شیر مخلوط کنید و شب به پوستتان بمالید و بگذارید تا صبح روی پوستتان بماند. این کار را به مدت ۲ هفته تکرار کنید.

برگ نعناع: برگ‌های نعناع را خرد کنید و آنها را با یک کرم پوست بدون رایحه مخلوط کنید، سپس به نواحی تیره‌ی پوستتان بمالید.

آب لیموتوسط مقداری شیر و آب لیمو و خمیر غلیظی درست کنید، و آنرا روی نواحی که می‌خواهید روشن شود پخش کنید.

آب گوجه فرنگی: آب گوجه را با بلغور جو دو سر مخلوط کنید، یا اینکه گوجه‌ی رنده شده را با آب لیمو مخلوط کنید. این دو مخلوط نیز به روشن کردن پوست کمک می‌کنند.

این کارممکن است تا چندین هفته طول بکشند تا اثر خود را نشان دهند.

اگر در استفاده‌ی هر کدام از آن راه‌ها، هرگونه واکنش یا حساسیتی رخ داد، درمان را متوقف کنید. 

برای پیشگیری از تیره شدن پوست شرمگاهی، و کاهش رنگدانه‌ها، می‌توانید این اقدامات پیشگیرانه را هم انجام دهید:

  • لباس زیر آزاد و نخی بپوشید. نخ، از تعریق زیاد جلوگیری می‌کند، چرا که گرمای زیادی به خودش جذب نمی‌کند.
  • از اصلاح موهای زائد شرمگاهی توسط تیغ و حتی لوسیون‌های مو بر برای مدتی دوری کنید. اصلاح، به پوست آسیب می‌زند، و باعث زخم شدن یا تیره شدن آن نواحی می‌گردد. لوسیون‌های مو بر، دارای موادی شیمیایی هستند که به پوست‌های حساس آسیب می‌رساند.
  • برای تمیز کردن محدوده‌ی شرمگاهی خود، از صابونی غیر اسیدی، بدون بو، و ملایم استفاده کنید.
  • رژیم غذایی سالمی داشته باشید که حاوی میوه، سبزیجات، غلات سبوس دار، و گوشت بدون چربی است. از غذاهای چرب و چیلی هم دوری کنید تا پوست خوبی داشته باشید.
  • آب زیادی بنوشید، تا سموم بدنتان دفع شود، و در نتیجه پوستی نرم، لطیفی داشته باشید

مراقبت درابزاراصلاح موهای زایدبدن-شیوکردن

یکی از راه های از بین بردن موهای زاید اطراف آلت تناسلی استفاده از تیغ یا ژیلت است که این تیغ ها اغلب باعث تیرگی دور آلت تناسلی می شوند،شیو کردن می تواند دو عارضه پوستی و زیبایی ایجاد کند:

 ایجادتیرگی و جوش های بزرگ و یا ریزی در محل که بعضا حتی سر چرکی هم ندارند و فقط برجستگی دردناک قرمز رنگی هستند. این عوامل التهابی که در محل موها ایجاد میشوند، در صورتی که ریز و کوچک باشند و سر سفید رنگ چرکی داشته باشند، فولیکولیت نام دارند و هیچ خطری ندارند.

رفع مشکل  فولیکولیت

*قبل از اقدام به شیو، محل را کاملا با آب و صابون بشویید، از تیغ های یک بار مصرف استفاده کنید و بعد از شیو هم از صابون و یک آنتی بیوتیک ضعیف پوستی مثل کلیندامایسین ۲% استفاده کنید .

*بجای تراشیدن و یا شیو کردن از پماد های موبر استفاده کنید . تیغ ها اغلب باعث تیرگی دور الت میشوند.

برای رفع تیرگی الت 

*چند لیموی تازه را آب گرفته و با مقدار برابر از آب مخلوط کنید و به اندام خارجی خود بمالید و ۵ دقیقه صبر کرده و سپس آن را بشویید . یادتان باشد در صورت بروز حساسیت پوستی و سوزش غیر عادی بلافاصله محل را با آب فراوان بشویید .

*نیز بخصوص در مورد حساسیت داشتن پوست به آب لیمو می توانید پس از شستشو و خشک کردن محل در حالی که قدری پوست اندام مرطوب  است از کرم های سفید کننده استفاده کنید .

برای این کار محل اندام دارای مو را مرطوب کرده و نه خیس . سپس کرم را با دست یا وسیله ی موجود در آن روی محل بمالید و بعد از حدود ۵ دقیقه محل را خوب بشویید .دراینصورت  التی سفید و زیبا خواهید داشت

نکته:استفاده از آب لیمو یا کرم سفید کننده فقط برای اندام خارجی است . از ورود حتی ذره ای به واژن اجتناب کنید

 

علت تیره شدن پوست آلت تناسلی و زیر بغل چیست؟

شما اول باید به عادت های لباس پوشیدن راه رفتن نوع لباس میزان گرمای ناحیه آلت خودتان و حتی نوع ماده موبری که استفاده می کنید توجه کنید درباره ناحیه فرج میزان ترشحات ناحیه هم می تواند مزید بر علت شود و گاهی نوع صابونی که استفاده می کنید

خارش های زیاد و تحریک محل با ناخن براثر خاراندن و نحوه صحیح طهارت که نباید با دست خود میزان قابل توجهی مواد دفعی را به ناحبه مالید و همچنین استفاده از شورت های راحت به جای شورت های اسلیپ بخصوص در فصل گرما و پوشیدن زیر پوش های آستین دار به جای رکابی و تاپ همچنین استفاده از صابون گلیسیرین و روغن آن در حین استحمام

آیا شستن آلت تناسلی با صابون ضرری داره ؟

آیا کوتاه کردن موهای زاید با تیغ یا ژیلت ضرری داره ؟

صابون ضرری نداره.. مگه اینکه بعضی خانمها حساسیت داشته باشن..که ممکنه دچار بیماریهای حساسیت های منطقه ای بشن

در مورد شستشوی آلت تناسلی ازشوینده آن تایم رو استفاده کنیدکه با Phبدن شما سازگاری داره و به همین منظور تولید شده و البته رایحه خوشی هم داره که در روز ۲ بار باید استفاده بشه و هر دفعه ۱ تا ۲ دقیقه صبر کنید البته بعد و قبل از آمیزش هم توصیه می شه.

درمان طبیعی و خانگی تیرگی واژن (اندام تناسلی زنان) 

 پیشنهاد مجله سلامت نمناک به شما استفاده از ماسکهای گیاهی و طبیعی است که بدون ترس از عوارض می توان استفاده کرد فقط تنها نکته استفاده از آبلیمو است که اگر بعد از مصرف احساس سوزش کردید به سرعت باید ان را از روی پوست بشویید. ماسکهایی که برای رفع تیرگی واژن (آلت تناسلی زنان) مناسب هستند شامل:

ماسک ماست و آبلیمو 

 لایه ی نازکی از ترکیب مقداری ماست و چند قطره آبلیمو را به محل بمالید و بعد از 20 دقیقه با آب ملایم بشویید.

ماسک لیمو و زردچوبه 

با ترکیب آبلیمو و زردچوبه خمیری تهیه کنید و برای رفع سیاهی اندام تناسلی روی محل بمالید. بعد از 10 الی 15 دقیقه ماسک را از روی پوست بشویید.

ماسک جوش شیرین

جوش شیرین علاوه بر خاصیت درمانی عفونت و باکتری واژینال اگر با چند قطره آب لیمو ترکیب شود به خوبی می تواند سیاهی و تیرگی پوست را در ناحیه آلت تناسلی زنان از بین ببرد.

 ماسک ماست و پرتقال

برای تهیه این ماسک کافی است ماست و پرتقال پوست کنده را با مقدار کمی پودر جو دوسر مخلوط کرده و یک خمیر تهیه کنید. این یکی از بهترین و قوی ترین ماسک های خانگی برای درمان و رفع تیرگی واژن است.باقی ماندن این ماسک روی محل به مدت 15 الی 20 دقیقه کافی است.

کرم های ضدتیرگی آلت تناسلی وزیربغل

کرم بیرنگ کننده  آلت زنان"واژن"

body lightenning مارک سروینا  روزی 2بار

کرم بادی لایتنینگ سروینا که تا حدودی میتواند موثر باش

کرم رفع سیاهی بدن والنسی VALENSEY/والنسی

رفع سیاهی و تیرگی نواحی زیر بغل ، آرنج ،کشاله ران و اژن… 

کرم رفع سیاهی بدن والنسی حاوی عصاره گریپ فروت ، لیمو ، ویتامین C , E میباشد.برطرف کننده سیاهی و چروکهای کشاله ران ،آرنج ، زیر بغل و نواحی دیگر بدن میباشد.این کرم پوست را نرم ،سفید و صاف میکند.میتوان برای تمامی قست های بعد بجز پوست صورت و دور چشم استفاده کرد.در کنار کرم رفع سیاهی بدن  از کرم روشن کننده ویتامین C والنسی استفاده کنید این کرم با داشتن عصاره چند میوه باعث احیا سلول های پوستی شده و

طریقه مصرف : روزانه دو بار روی نواحی سیاه و کدر شده پوست مالیده شود.بهتر است قبل از استفاده محل تمیز و خشک باشد.

منبع : خانه مشاور | درمان تیرگی آلت تناسلی زنان"واژن"وزیربغل
برچسب ها : استفاده ,پوست ,تناسلی ,مخلوط ,بمالید ,نواحی ,استفاده کنید ,مخلوط کنید ,تناسلی زنان ,اندام خارجی ,پوستتان بمالید ,تیره‌ی پوستتان بمالید ,نواحی ت

چرادرانجیل حضرت عیسی،پیامر اسلام را بانام"احمد"معرفی کرده است؟

:: چرادرانجیل حضرت عیسی،پیامر اسلام را بانام"احمد"معرفی کرده است؟
چرادرانجیل حضرت عیسی،پیامر اسلام را بانام "احمد"معرفی کرده است؟

وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَـٰذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ /٦صف

و یاد آورید هنگامی که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده یعنی تورات می باشم، و بشارت دهنده به رسولی هستم که بعد از من می آید و نام او احمد است،"اما" هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنها آمد، گفتند: این سحری است آشکار. 

 چهار انجیل برجای مانده ازصدکتاب مختلف اناجیل:

1. انجیل مرقس، این انجیل در حوالی سال (65 – 70) میلادی توسط شخصی به نام «مرقس» تألیف شده است. تاریخ جامع ادیان: 576، تکوین الاناجیل:31)
2. انجیل متی، این انجیل توسط شخصی به نام «متی» نوشته شده است.
3. انجیل لوقا، این انجیل در سال‌های (80-90) میلادی توسط شخصی به نام «لوقا» در انطاکیه خطاب به مشرکین تألیف شده است (تاریخ تمدن 3:655، تکوین الاناجیل:31)
4. انجیل یوحنا، این انجیل در بین سال‌های (95-100) میلادی توسط شخصی به نام «یوحنا» در آسیای صغیر تألیف شده است (تکوین الاناجیل:31)[3]
یکی از اناجیل که امروزه در دست است، انجیل برنابا است، نام اصلی نویسنده این انجیل «یوسف» است، وی از پدر و مادر یهودی در جزیره قبرس به دنیا آمده است، جالب است که برنابا، می‌نویسد: چون آدم و حوا از بهشت بیرون شدند، مشاهده کردند که بالای دروازه بهشت نوشته شده: «لا اله الا الله محمد رسول الله، (انجیل برنابا فصل 41 آیه 33) در این انجیل بیش از ده مرتبه نام پیامبر اسلام(ص) به لفظ "محمد"آمده است (انجیل برنابا 97:19) این انجیل از دیدگاه دانشمندان مسلمان بیشتر از سایر انجیل‌ها با واقعیت‌های تاریخی تطابق دارد.[1]
قرآن کریم که نخستین منبع معارف اسلامی است، عیسی(ع) را یکی از پیامبران الهی می‌شمارد (نساء:171، مریم:30، مائده:17) که انجیل به عنوان کتاب آسمانی بر آن حضرت نازل شده است (مائده: 42، حدید:27)

کلمه انجیل دوازده بار در قرآن تکرار شده است، ولی هیچ گاه به‌صورت جمع «اناجیل» وارد نشده است، و این یکی از ادله ای است که نشان می‌دهد، انجیل مورد نظر قرآن غیر از انجیل‌هایی است که مسیحیان آن‌ها را از جمله کتاب‌های مقدس خود می‌دانند نظر دانشمندان اسلامی در مورد انجیل‌های موجود این است که، انجیل اصلی به کلی به فراموشی سپرده شده و بجای آن کتاب‌های دیگری توسط کلیسا نوشته شده است (تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 68-69، ملل و نحل، ج 1، ص 221) با وجود این در استناد این انجیل‌ها به حواری‌ها و شاگردان آن‌ها شک و تردید وجود دارد، زیرا این اناجیل در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم رسمیت یافته‌اند (دین مسیح: 47-48) و آثار خطی باقی مانده از آن‌ها مربوط به قرن سوم میلادی است و قبل از این دوره اثری از آن انجیل‌ها به دست ما نرسیده است.[2]
قرآن کریم در آیه ششم سوره صف با کمال صراحت از حضرت مسیح نقل می‌کند که وی گفته است: من به آمدن پیامبری که نام او احمد است بشارت می‌دهم.
این جا سؤال مهمی مطرح می‌شود و آن این است: پیامبری که حضرت مسیح از آمدن وی خبر داده، نام او احمد است، و نام مبارک پیامبر، محمد(ص)می‌باشد، در این صورت چگونه این علامت بر او تطبیق می‌شود؟
در پاسخ این سؤال لازم است به نکات زیر توجه شود:
الف: در تواریخ آمده است که پیامبر اسلام از کودکی دو نام داشت، و حتی مردم او را با هر دو نام خطاب می کردند، یکی محمد و دیگری "احمد" محمد را جدش عبدالمطلب برای او برگزیده بود و احمد را مادرش آمنه.[3]
ب: هنگامی که رسول خدا(ص) آیه ششم سوره صف را برای مردم مدینه و مکه خواند، قطعاً به گوش اهل کتاب نیز رسید، هیچ کس از مشرکان و اهل کتاب ایراد نکردند که انجیل از آمدن (احمد) بشارت داده، نام تو محمد(ص) است، این سکوت خود دلیل روشن بر شهرت این اسم در آن محیط است، زیرا اگر اعتراض شده بود برای ما نقل می شد، از این بحث به این نتیجه می رسیم که احمد نیز از نام های معروف پیامبر اسلام بوده است.[4]
قرآن مجید با صراحت هر چه تمام تر می فرماید: اگر پیروان انجیل و تورات، این دو کتاب را مورد مطالعه قرار دهند نام و خصوصیات پیامبر اسلام را در آن می یابند، رسول خدا در ضمن حدیث طولانی در جواب یهودی فرمود: اولین چیزی که در تورات نوشته شده است "محمد"است، و آن در زبان عبری (طاب) است، آن گاه آیه 175 سوره اعراف را قرائت فرمود: یجدونه مکتوبا عندهم فی التورات و الانجیل- یعنی نام و نشان و خصوصیات پیامبر اسلام را در این دو کتاب نوشته شده می یابند.[5]
بشارت انجیل به آمدن فارقلیطا: مسیح به زبان عبری سخن می گفت زیرا او در میان عبری زبان پرورش یافته بود و از میان نویسندگان انجیل ها، متی، انجیل خود را به زبان عبری نوشته و سه نفر دیگر انجیل خود را به زبان یونانی نوشته اند در انجیل یوحنا در باب های 14 و 15 و 16 حضرت مسیح از آمدن شخصی به نام (فارقلیط) پس از خود خبر داده است، فارقلیط، لغت سریانی است که اهل سوریه با آن سخن می گفتند، و در انجیل هایی که به زبان سریانی نوشته شده است این لفظ به کار رفته است، دانشمندان اسلامی و مفسران انجیل اتفاق دارند که این لفظ سریانی شده لفظ یونانی است که انجیل یوحنا به آن زبان نوشته شده است، ولی در ریشه اصلی این لفظ اختلاف دارند، محققان اسلامی معتقدند که ریشه یونانی فارقلیط(پریکلیطوس) به معنای محمد و احمد است، ولی مفسران انجیل ریشه آن را (پارکلیطوس) به معنای تسلی دهنده دانسته اند و بیشتر مفسران آن را به روح القدوس تفسیر نموده اند[6] باید توجه داشت هنگامی که ارباب کلیسا دیدند که ترجمه (پریکلیطوس) به محمد و احمد به تشکیلات آن ها ضربه شدیدی وارد می کند، بجای آن (پارکلیطوس) نوشتند و این سند زنده را دگرگون ساختند.[7]
در این جا قرائنی به روشنی گواهی می دهد که مراد از (فارقلیط) پیامبری است که پس از مسیح می آید نه روح القدوس.
1. از برخی تواریخ مسیحی استفاده می شود که پیش از اسلام در میان علما و مفسران انجیل مسلم بود که «فارقلیط» همان پیامبر موعود است، حتی گروهی از این مطلب سوء استفاده نموده خود را فارقلیط موعود معرفی نموده اند، مثلاً «منتس» که مردی ریاضت کش بود و در قرن دوم میلادی می زیست، در سال 187 میلادی در آسیای صغیر مدعی رسالت گردید و گفت: من همان فارقلیط هستم که عیسی از آمدن او خبر داده است.[8]
2. از تواریخ مسلم اسلامی کاملاً استفاده می شود که سران سیاسی و روحانی جهان مسیحیت در روز های بعثت پیامبر اسلام همگی در انتظار پیامبر موعود انجیل بودند، از این جهت هنگامی که سفیر پیامبر نامه او را به زمامدار حبشه داد، وی پس از خواندن نامه رو به سفیر کرد و گفت: من گواهی می دهم که او همان پیامبری است که جهان اهل کتاب، در انتظار او هستند. همانطور که حضرت موسی از نبوت حضرت مسیح خبر داده، وی نیز از نبوت پیامبر اسلام بشارت داده و علائم و نشانه های او را معین کرده است از این نصوص استفاده می شود که آنان در انتظار پیامبری بودند، و چنین انتظار به طور مسلم ریشه انجیلی داشته است.
هم اکنون این سؤال مطرح می شود که

چرا عیسی(ع) در بشارت از آمدن پیامبر اسلام (ص) اسم احمد را برگزیده است؟

در پاسخ این سؤال نکات زیر قابل توجه می باشد:
1. بشارت عبارت است از خبری که شنونده از شنیدنش خوشحال شود، با آمدن پیامبری بعد از پیامبر دیگر بدون برتری و فضیلت پیامبر بعدی، بشارت محسوب نمی شود، بشارت وقتی تصور دارد و دارای خاصیت بشارت است که پیامبر دوم دارای فضیلت و برتری بوده و دعوت پیشرفته تر، و دین کامل‌تری آورده باشد، در این صورت است که بشارت آمدنش باعث خرسندی شده و بشارت به مفهوم واقعی محقق می شود، بر این اساس خود آیه بشارت، اشعار و اشاره به برتری و فضیلت، شخصی مورد بشارت بر بشارت دهنده دارد، همان طور که در نص بشارت، لفظ (احمد) دلالت بر این دارد که وی، احمد و افضل از مسیح و انبیای پیش از او است.[9]
2. راغب می گوید: احمد اشاره به اسم پیامبر برای تنبه و توجه دادن به این مطلب است، هم چنان که قبل از وجود و ظهور اسم آن حضرت احمد است، وقتی جسم او وجود پیدا کند، در اخلاق و افعال و اقوال خود، محمود خواهد بود، عیسی (ع) لفظ (احمد) را بدین جهت برای بشارت برگزیده، تا اعلام نماید که او از من و انبیای پیش از من حمد کننده تر است، کشف الاسرار در تأیید راغب می گوید: الف در لفظ احمد برای مبالغه در حمد است، مبالغه یا در فاعل است، یعنی همه انبیا ستایشگران خدا هستند ولی پیامبر اسلام بیشتر از همه ستایشگر است، یا مبالغه در مفعول است، یعنی همه انبیا به خاطر صفات حمیده شان، محمود و مورد ستایش هستند، ولی رسول خدا(ص) مناقب و فضائل و محاسن بیشتری دارد، که به خاطر آن ها مورد ستایش بیشتر است.[10]
احمد اسم نقل داده شده از وصف افعل، است که برای تفضیل و برتری بکار می رود، سپس معنای احمد ستایشگر ترین ستایشگران است، همه انبیا ستایشگران خدا هستند ولی پیامبر اسلام بیشتر از همه ستایشگر است، "محمد" نیز منقول از وصف است و آن وصف محمود است که متضمن مبالغه و تکرار است، بنابر این "محمد" به کسی گفته می شود که پیوسته و مکرر مورد ستایش قرار داشته باشد، رسول خدا بعد از تولد و بعثت چنین بوده است، چون پیامبر اسلام (ص) قبل از این که محمد و مورد ستایش باشد، احمد و ستایشگر خدای خویش بوده است، بدین جهت عیسی (ع) اسم احمد را بر محمد مقدم داشته، به اسم احمد از آمدن وی بشارت داده است.[11]
از نصوص فوق این نتیجه استفاده می شود که «حضرت عیسی(ع) بدین جهت اسم احمد را برای بشارت برگزیده، تا تنبه داده و بفهماند که پیامبری که بعد از من می آید، احمد و افضل از من و انبیای قبل از من است و با دعوت پیشرفته تر و دین کامل‌تری خواهد آمد. و الله عالم بالصواب.

انجیل نیز(همچون قران که درزمان خلافت  ابوبکرجمع آوری شد)بعداز عروج حضرت عیسی نوشته شد

مسیحیان عقیده ندارند که عیسی کتابی به نام انجیل آورده است ،آنان معتقدند که بعد از عروج عیسی، پیروان وی اقوال، اعمال و حوادثی را که برای آن حضرت اتفاق افتاده بود به صورت روایت‌های شفاهی، نقل می‌کردند و یک سنت شفاهی در بین آن‌ها رایج بود. تنها در نیمه دوم قرن اول میلادی بود که فکر کتابت این سنت شفاهی در میان پیروان مسیحیت، قوت گرفت و عده ای به نوشتن اقوال و اعمال عیسی که در آن زمان رایج بود و از سوی حواریون و شاگردان آن‌ها نقل می‌شد، پرداختند (شبیه کاتبان وحی) و این نوشته‌ها را انجیل نامیدند هنگامی که نهضت کتابت سنت شفاهی مسیحیت آغاز شد هر کسی به تشخیص خود و سبک خاص که داشت، به تدوین اعمال و اقوال و حوادث مربوط به حضرت عیسی پرداخت  و بدین ترتیب نوشته‌های متعددی به نام انجیل به وجود آمد  تعدد متون فوق، باعث شد تا کلیسا معین کند که کدام یک از نوشته‌های مسیحی را معتبر و معیار می‌داند

پی نوشت:

[2و1]مجله تخصصی کلام اسلامی، شماره 49
[3]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 24.
[4]. صدوق، محمد، امالی، 
[5]. سبحانی، جعفر، احمد موعود انجیل
[6]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 24
[7]. سبحانی، جعفر، احمد موعود انجیل به نقل از آنیس الاعلام، ج2،
[8]. صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج 28، 
[9]. حقی اسماعیل، تفسیر روح البیان، ج 9، ص 498، دار الفکر بیروت.
[10]. قرطبی محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، ج19

منبع: حوزه.نت باکمی اصلاحات

منبع : خانه مشاور |چرادرانجیل حضرت عیسی،پیامر اسلام را بانام"احمد"معرفی کرده است؟
برچسب ها : انجیل ,است، ,احمد ,بشارت ,پیامبر ,اسلام ,پیامبر اسلام ,حضرت مسیح ,احمد است، ,توسط شخصی ,مورد ستایش ,شیرازی، ناصر، تفسیر ,ناصر، تفسیر نمونه، ,احمد

عشقبازی موسی باخدا

:: عشقبازی موسی باخدا

          چراخداوند گفت:ای موسی! دردستت چه است؟

موسي(عليه‌السلام) به هنگام بازگشت ازمدین بسوی مصر، راه را گم كرد و نمي‌دانست به كدام سمت برود،‌در هواي تاريك، حيران و سرگردان مانده كه چه كند، در همين حال بود، كه از فاصله دور (از جانب كوه طور) آتشي را ديد. به خانواده‌اش گفت: شما اينجا بمانيد، من آتشي از راه دور مي‌بينم، بدان سو رفته و مقداري از آن را براي روشنايي يا گرما برايتان خواهيم آورد. و يا از كساني كه آتش را در اختيار دارند راه را سراغ مي‌گيرم، تا ما را بدان راهنمايي كنند.
وقتي موسي(عليه‌السلام) به نزديكي محل آتش رسيد ندايي رباني شنيد، كه به وي مي فرمايد: «اي موسي! من پروردگار توأم، از اين رو به جهت ادب و تواضع كفش‌هايت را بيرون آر، چه اين كه تو در سرزمين پاك و مقدسي (طوي) گام نهاده‌اي، اي موسي! تو را براي نبوت و پيامبري برگزيدم و به آنچه به تو وحي مي‌شود گوش فرا ده، به راستي كه من خدايم و خدايي جز من نيست، مرا پرستش نما و نماز را به ياد من به پاي دار... .
اي موسي در دست راست چه داري؟ گفت: عصاي من است كه بر آن تكيه مي‌زنم و به وسيله آن براي گوسفندانم برگ درختان را مي‌ريزم و كارهاي ديگري نيز انجام مي‌دهم.
فرمود: اي موسي!ّ آن را بينداز. آن گاه موسي(عليه‌السلام) آن را افكند، ناگهان به صورت اژدهايي درآمد و به هر سو شتافت، موسي(عليه‌السلام) ترسيد و به عقب برگشت و حتي پشت سر خود را نگاه نكرد! به او گفته شد:‌اي موسي! برگرد آن را بگير و نترس. ما آن را به صورت نخست آن درخواهيم آورد و دستت را در جيب فرو ببر، هنگامي كه خارج مي‌شود سفيد و درخشنده است و بدون عيب و نقص، سپس پروردگارش به او فرمود: با اين دو معجزه نزدفرعون برو و رسالت الهي را به وي ابلاغ كن، چه اين كه فرعون در سركشي و قدرت طلبي پا از گليم خود فراتر گذاشته استسوره طه آیات17

                                            ***

مگرخداوندنمی دانست که دردست موسی(ع)عصااست؟

وچراموسی(ع)هی کش داددرپاسخ دادن

همین امروزدرشبکه4تلویزیون سخنرانی استادالهی قمشه ای داشت پخش می شد 

یکی ازفرازهای سخنانش به این موضوع بود/

دکترالهی قمشه ای می گفت این یک دیالوگ عشقبازی است،صحبت بین عاشق ومعشوق ،اطاله کلام درهمه جاناپسنداست الا برای معشوق!

 موسی میتوانست ،یک کلمه بگوید"عصا"

ودیگرنیازنبودازکارکردهای عصابگویدوتوضیح دهد ودرآخرباززمینه ادامه کلام رابازگذاشت

                                                     ***

واما علامه طباطبایی درالمیزان (جلد14)چنین می فرماید:

و ما تلك بيمينك يا موسى

ممكن هم هست اشاره با (تلك ) به همان عصا باشد، اما نه به اين منظور كه از اسم و حقيقت آن اطلاع دارد، تا در نتيجه استفهام لغو باشد، بلكه به اين منظور بوده كه اوصاف و خواص آن را ذكر كند، مؤ يد اين احتمال كلام مفصل موسى (عليه السلام) است كه در پاسخ به اوصاف و خواص عصايش پرداخت، گويا وقتى شنيد مى پرسند: آن چيست به دستت ؟ فكر مى كند لابد اوصاف و خواص آن را مى خواهند، و گرنه در عصا بودن آن كه ترديدى نيست، و اين خود طريقه معمولى است كه وقتى از امر واضحى سؤال مى شود كه انتظار ندانستنش از احدى نمى رود، در پاسخ به ذكر اوصاف آن مى پردازند.و ظاهرا مشار اليه به كلمه (تلك ) كه آلت اشاره به مونث است، يا (عوده ) (چوبدستى ) بوده، و يا (خشبه )(چوب ) كه چون تاء تاءنيث در آخر دارند، با (تلك ) بدان اشاره شده است، و گر نه ممكن بود به اعتبار (شى ء)، كلمه (ذلك ) به كار برده و پرسيده باشد (اين چيست به دستت )، و اگر اينطور نپرسيد، و آنطور پرسيد، خواست نسبت به آن تجاهل بفرمايد، و گويا بفهماند من نمى دانم آن كه به دست تو است عصا است، و الا اگر تجاهل در كار نبود استفهام معنا نداشت، و اين تجاهل نظير تجاهلى است كه ابراهيم (عليه السلام) نسبت به آفتاب و ماه و ستاره كرد، و هر يك را ديد گفت اين پروردگار من است، تا وقتى به آفتاب رسيد گفت : (هذا ربى هذا اكبر).

به وجهى مى توان يكى از اين موارد را محمل آيات زير دانست كه مى فرمايد: (القارعه ما القارعه و ما ادريك ما القارعه، يوم يكون الناس كالفراش المبثوث ) و نيز مى فرمايد: (الحاقه ما الحاقه و ما ادريك ما الحاقه ).

قال هى عصاى اتوكو عليها و اهش بها على غنمى ولى فيها مارب اخرى

(عصا) معنايش معروف است، و از نظر لغت در حكم مونث است و كلمه (اتوكو) از مصدر توكى است كه به معناى اعتماد و تكيه دادن است، و كلمه (هش ) به معناى چوب زدن به درخت براى ريختن برگ آن است تا گوسفندان آن را بخورند، و كلمه (مارب ) جمع ماربه است، كه راء آن با هر سه صدا خوانده مى شود، و به معناى احتياج است، و مراد از اينكه گفت : مرا در آن ماربى (حوائجى ) ديگر است اين است كه اين عصا حوائجى ديگر از من بر مى دارد، و معناى آيه روشن است.

و اگر موسى در پاسخ خداى تعالى پرگويى كرد، و به ذكر اوصاف و خواص عصايش پرداخت، مى گويند بدين جهت بود كه مقام اقتضاى آن را داشت، چون مقام خلوت و راز دل گفتن با محبوب است، و با محبوب سخن گفتن لذيذ است، لذا نخست جواب داد كه اين عصاى من است، سپس منافع عمومى آن را بر آن مترتب كرد، نكته اينكه گفت (اين عصاى من است ) هم همين بوده.

                                                          ***

 اصل ناز کردن عبد برای معبود و خالق برای مخلوق است.

اصل ناز کردن و به قول  عامیانه ادا و اطوار در آوردن برای خداوند سبحان به ویژه در خلوت وبعضا در جلوت ها یک دستور و فرمان و یک سنت در دعا و نماز و راز نیاز است و حتی این گونه افعال در فقه امامیه به عنوان یک مستحب مطرح می باشد . شبهای ماه مبارک رمضان در دعای افتتاح به خداوند عرض می کند: « واسالک مستانسا لاخائفا ولا وجلا ،مدّلا علیک » یعنی خداوند تو را می خوانم نه از سر خوف و وحشت بلکه از روی انس و محبت و حتی بالاتر "مدّلا علیک"  تو را می خوانم یعنی با یک ناز و دل ربائی تو را می خوانم

حجةالاسلام دکتر تقی پور  در جمع طلاب مدرسه علمیه امام حسن مجتبی  بابل

فرهنگ لغت دهخدا:غنج و دلال . [ غ َ ج ُ دِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) ناز و غمزه و عشوه

                                                   ***

علامه طباطبایی ( صاحب المیزان)درذیل آیه31
31- قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم و اللّه غفور رحيم
 اگر خدا را دوست مى داريد (كه بايد هم بدار يد) بايد مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد و گناهانتان بيامرزد كه خدا آمرزگار و مهربان است (31).

در تفسير آيه : و الذين آمنوا اشد حبا للّه...، گفتارى پيرامون مساءله "حب " داشتيم و گفتيم كه حب نسبت به خداى تعالى معناى حقيقى و واقعى كلمه است، همانطور كه به غير خداى تعالى تعلق مى گيرد.

در اينجا اين بحث را اضافه مى كنيم كه : خداى سبحان به طورى كه كلام مجيدش با بانگ رسا اعلام مى دارد و جاى ترديد باقى نمى گذارد، بنده خود را به سوى ايمان و پرستش خالصانه خود، و اجتناب از شرك دعوت مى كند، از آن جمله مى فرمايد: الا للّه الدين الخالص .

و نيز مى فرمايد: و ما امروا الا ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين - و آياتى ديگر از اين قبيل.

 اين هم شكى نيست كه اخلاص در دين وقتى به معناى واقعى كلمه، محقق مى شود كه شخص عابد همانطور كه هيچ چيزى را اراده نمى كند مگر با حب قلبى و علاقه درونى، در عبادتش هم چيزى به جز خود خدا نخواهد، تنها معبود و مطلوبش خدا باشد، نه صنم، و نه هيچ شريك ديگر، و نه هيچ هدفى دنيوى، بلكه و حتى هيچ هدف اخروى، يعنى رسيدن به بهشت و خلاصى از آتش و امثال اينها، پس خالص داشتن دين براى خدا به همين است كه در عبادتش محبتى بغير خدا نداشته باشد.

حب چيست و چه آثارى دارد؟ 

حال ببينيم حب چيست ؟ و چه آثارى دارد؟ حب در حقيقت تنها وسيله اى است براى اينكه ميان هر طالبى با مطلوبش رابطه برقرار كند و هر مريدى را به مرادش برساند، و حب اگر مريد را به مراد و طالب را به مطلوب و محب را به محبوب مى رساند، براى اين است كه نقص محب را به وسيله محبوب برطرف سازد تا آنچه را ندارد دارا شود، و كمبودش تمام و كامل گردد.

پس براى محب هيچ بشارتى بزرگتر از اين نيست كه به او بفهمانند محبوبش دوستش دارد، اينجا است كه دو حب با هم تلاقى مى كنند و از دو سو غنج و دلال رد و بدل مى شود.

پس انسان اگر غذا را دوست دارد و به سوى آن كشيده مى شود و در صدد تهيه كردنش بر مى آيد، براى اين است كه به وسيله آن نقصى را كه (همان گرسنگى باشد) در خود احساس مى كند برطرف نمايد، و يا اگر عمل زناشوئى را دوست مى دارد و در صدد رسيدن به آن بر مى آيد براى اين است كه نقصى را كه در خود سراغ دارد (كه همان شهوت است ) از خود برطرف نمايد.

و همچنين دلش براى ديدن دوستش پر مى زند و اين علاقه باعث مى شود كه بپا خيزد و در صدد ديدار با او برآيد. و به وسيله انس با او، تنگى حوصله خود را جبران كند. و به همين منوال اگر عبد مولاى خود را دوست مى دارد و يا خادم به مخدوم خود علاقه مى ورزد براى اين است كه خود را اسير و گرفتار حق او مى داند، عبد، خود را اسير حقوق مولا،و خادم، خود را رهين احسان مخدوم مى داند و مى خواهد سنگينى اين حق را از دوش خود بيفكند.

و اگر شما خوانندگان عزيز ساير موارد علاقه و محبت را يك يك در نظر بگيريد و يا داستانهاى عشاق تاريخ را بخوانيد بدون شك مى بينيد كه با همه اختلافى كه در آنان هست، در اين مطلب شريك اند، كه مى خواهند با وصل به محبوب، خلاى را از خود پر كنند.

پس بنده مخلص كه اخلاص خود را با محبت به خدا اظهار مى دارد، هيچ هدفى جز اين ندارد كه خدا هم او را دوست بدارد،  كه او خدا را دوست مى دارد و خدا براى او باشد همانطور كه او براى خدا است، اين است حقيقت امر.

                    ناز وکرشمه کردن عبدبامعبود                  
 نیاز سر جای خود محفوظ است و در دعا فراوان است، اما ناز کردن را هر کس مجاز نیست، وجود مبارک حضرت ولی‌عصر(عج) مجاز بود این کار را انجام دهد، عده‌ای هم همین عبارت را سریع می‌خوانند رد می‌شوند یا با نیابت می‌خوانند، چه کسی می‌تواند با خداوند ناز کند؟
خدایا من می‌خواهم با تو دلال کنم، غنج کنم و با ناز سخن بگویم
این ناز در مناجات شعبانیه از وجود مبارک حضرت علی(ع) صریح آمده است «لئن اخذتنی بذنوبی، اخذتک بعفوک» یعنی اگر من را نبخشی، به تو می‌گویم چرا من را نبخشیدی،
این غنج، ناز و نیاز است
کسی مگر جرأت می‌کند و زبانش باز می‌شود که
تو اگر بگویی چرا گناه کردی من می‌گویم که تو چرا نبخشیدی؟ تو که بزرگ‌تر بودی؟ این می‌شود غنج و دلال
این مال کسی است که « مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا».
مجادله بارویکردناز
وی ادامه داد: وجود مبارک حضرت ابراهیم(ع) که انسان کامل و « لَحَلِیمٌ أَوَّاهٌ مُّنِیبٌ» بود وقتی خداوند فرمود که فرزندت را در راه خدا قربانی کن، گفت چشم، دیگر در آنجا جای جدال نبود، اما ایشان درباره دیگران جدال می‌کند، دو احتمال است که مرحوم شیخ طوسی و هم‌فکران او می‌دهند این است که «یجادلنا» یا«یجادلنا ملائکتنا»، با ملائکه ما گفت‌وگو کردند یا با خود ما، که
این گفت‌وگو برای شفاعت است؛ آنجایی هم که به فرستاده‌ ها می‌فرماید به احترام حضرت لوط(ع) این قوم را عذاب نکنید نیز شفاعت منظور است؛ اولیا مجاز هستند که مجادله کنند و بالاتر از مجادله غنج و دلال کنند زیرا به قرب نوافل دست یافتند.
اگر کسی به قرب نوافل رسید و ذات اقدس اله سمع و بصر او شد، با زبان الهی با خدا غنج می‌کند نه با زبان ابراهیمی، «کنت لسانه الذی یتکلم به»، آن وقت می‌شود « وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى، و ما سئلت اذ سئلت، و لکن‌ الله سئل، و ما جادلت اذ جادلت و لکن الله جادلت» و آن وقت است که کسی با زبان خدایی می‌گوید «لئن اخذتنی بذنوبی، اخذتک بعفوک»، تا این لسان لسان الهی نشود و تا به قرب نوافل بار نیابد، نمی‌تواند با زبان خود این حرف را بزند،
در جریان جدال هم ذات اقدس اله به بندگان خود اجازه ادلال و جدال داده است، در دعای افتتاح که جزو توقیعات مبارک حضرت ولی‌عصر(عج) است آمده که خدایا آمده‌ام با تو مدلانه و با ناز سخن بگویم: «مدِلاً علیک فیما قصدْتُ فیه الیک».
منبع:۲۸ آذر ۱۳۹۱سایت مشرق
                                                 ***

"دلال"یعنی چه؟

دلال دردهخدا [ دَ ] (ع اِ) اسم است از مصدر دل و دلال به معنی غنج و ناز. (از اقرب الموارد). ناز. (منتهی الارب ) (دهار). ناز و غمزه و اشاره به چشم و ابرو. (برهان ) (لغت محلی شوشتر، خطی ). ناز و حسن . (شرفنامه ٔ منیری ). بشک . کرشمه . ناز و بیشتر در رفتار : 
به هر بوسه کزو خواهم نازی و عتابی 
به هر باده کزو خواهم غنجی و دلالی ./فرخی 


گه خرامش چون لعبتی کرشمه کنان 
بهر خرامش ازو صدهزار غنج و دلال ./فرخی 

از سر دلال و ملال و تبرم سخن می گفت (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 359). لاجرم هیچ کدام شخص بر امیر و پیشوای خویش دلال نتواند. (جهانگشای جوینی ).
من دلش برده به صد ناز و دلال 
او بهانه کرده با من از ملال ./مولوی 

چشمه های آب شیرین زلال 
پروریدم طفل را با صد دلال ./مولوی 

هم سرش را شانه می کرد آن ستی 
با دوصد مهر و دلال و دوستی /مولوی 

عشق لیلی نه باندازه ٔ هر مجنونی است 
مگر آنان که سر ناز و دلالش دارند./سعدی 

                                                                     ***

نیاز سر جای خود محفوظ است و در دعا فراوان است، اما ناز کردن را هر کس مجاز نیست، وجود مبارک حضرت ولی‌عصر(عج) مجاز بود این کار را انجام دهد، عده‌ای هم همین عبارت را سریع می‌خوانند رد می‌شوند یا با نیابت می‌خوانند، چه کسی می‌تواند با خداوند ناز کند؟ خدایا من می‌خواهم با تو دلال کنم، غنج کنم و با ناز سخن بگویم، این ناز در مناجات شعبانیه از وجود مبارک حضرت علی(ع) صریح آمده است «لئن اخذتنی بذنوبی، اخذتک بعفوک» یعنی اگر من را نبخشی، به تو می‌گویم چرا من را نبخشیدی، این غنج، ناز و نیاز است، کسی مگر جرأت می‌کند و زبانش باز می‌شود که تو اگر بگویی چرا گناه کردی من می‌گویم که تو چرا نبخشیدی؟ تو که بزرگ‌تر بودی؟ این می‌شود غنج و دلال، این مال کسی است که « مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا».

حضرت آیت الله جوادی آملی مسجد اعظم قم آذر1391
 
دعاها را به صورت دلالی برای مردم معرفی کنیم
وی معرفی مضامین دعاها به صورت دلالی برای مردم را هم از دیگر کارهای تأثیرگذار در انتظار زمینه‌ساز عنوان کرد و افزود: باید دعاها و زیارات را به گونه‌ای برای مردم معرفی کنیم که مدلا علیک باشد یعنی مردم به صورتی دعا و زیارت بخوانند که با خداوند ناز کند و با ناز درد دل خود را با خداوند داشته باشند.
حضرت آیت الله جوادی آملی دردیداربا مسؤلین مؤسسه آینده روشن 1391

***

ناز کردن و تهدید، در دعا

در مقام مناجات گاهی لحن سخن، لحن «ناز»است.در دعای کمیل می‌فرماید:خدایا اگر مرا به جهنم بیفکنی به اهل جهنم می‏گویم که من خدا را دوست ‏داشتم و او دوست خود را در جهنم افکند. گویا در این فراز خدا را تهدید می‏کند. در اینجا دعا کننده، انتظار دارد که خدا بگوید: هرگز این کار را نکن. اگر این کار را انجام ندهی تو را به جهنم نمی‏برم! 

هرکدام از این انواع سخن‌ها مقام مناسب خود را دارد./آیت الله مصباح یزدی/93/12/12خبرگزاری رسا

منبع : خانه مشاور |عشقبازی موسی باخدا
برچسب ها : است، ,دلال ,براى ,حضرت ,دوست ,موسي ,مبارک حضرت ,وجود مبارک ,موسي عليه‌السلام ,اخذتنی بذنوبی، ,بذنوبی، اخذتک ,اخذتنی بذنوبی، اخذتک ,«لئن اخذتنی

لاتها"اشرار"یی که در جبهه توفیق شهادت یافتند

:: لاتها"اشرار"یی که در جبهه توفیق شهادت یافتند

داستان خواندنی  لات مشهدی که شهید شد

رضا سگه ... یه لات بود تو مشهد ... هم سگ خرید و فروش می کرد و هم دعواهاش از نوع ... بود ...
یه روز داشت میرفت سمت کوه سنگی برای دعوا و غذا خوردن ... دید یه ماشین داره تعقیبش می کنه ... آرم ماشین : " ستاد جنگهای نا منظم" راننده، شهید چمران ...
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت : " فکر کردی خیلی مردی ؟! "
- بروبچه ها اینجور میگن !!
- اگه مردی بیا بریم جبهه ..................
به غیرتش بر خورد ... راضی شد .... بردش جبهه ......


شهید چمران تو اتاق نشسته بود ... یه دفعه دید که صدای دعوا میاد ! ... با دست بند، رضارو آوردن تو اتاق ... رضارو انداختنش رو زمین 
.... : " این کیه آوردید جبهه ؟! ....... "

رضا شروع کرد به فحش دادن ...چه فحشای رکیکی... اما چمران مشغول نوشتن بود.........
دید که شهید چمران توجه نمیکنه .... یه دفه داد زد : " کچل با توام ...!!!! "

یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد : " بله عزیزم ! چی شده عزیزم ؟ چیه آقا رضا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ "
قضیه این بود.... آقا رضا داشت میرفت بیرون .... بره سیگار بگیره و برگرده ... با دژبان دعواش شده بود ....
شهید چمران : " آقا رضا چی میکشی ؟!! .... برید براش بخرید و بیارید ...! "

شهید چمران و آقا رضا ... تنها تو سنگر ...

آقا رضا : میشه یه دو تا فحش بهم بدی ؟! کشیده ای، چیزی !!
شهید چمران : چرا ؟!
آقا رضا : من
 یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده ... تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه ...
شهید چمران : اشتباه فکر می کنی ...! یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده ... هی آبرو بهم میده ... تو هم یکیو داشتی که هی بهش بدی میکردی بهت خوبی می کرده ...! گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم ... یکم مثل اون شم ...!


آقا رضا جا خورد .......... تلنگر خورد به شحصیت معنویش.......... رفت تو سنگر نشست ...آدمی که مغرور بود و زیر باز کسی نمیرفت زار زار گریه می کرد ...عجب! یکی بوده هرچی بدی کردم بهم خوبی کرده؟

اذان شد ..... آقا رضا اولین نماز عمرش بود .............. رفت وضو گرفت ... سر نماز ، موقع قنوت صدای گریش بلند بود .......

وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد ...... صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد ...

آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد، فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش ،توبه واقعی و یه نماز واقعی ...

گذشت داشته باشید تا خدا از  شما بگذرد  اینهمه کینه به دل نگیرید... اثرش انسان سازه.... اگر درقبال بدی بدی کردید و درقبال خوبی خوبی که هنر نیست... هنر خوبی کردن در برابر بدی و گذشت از بدیهاست..... اینطور " حُر" ساخته می شود .... در کربلای جبهه ها هم شاگرد پاکباز سیدالشهداء ،چمران عزیز بر قلبها فرماندهی میکرد و اینطور آقارضا یک "حُر" شد.... و عاقبت بخیر.... البته بگویم همانطور که نخبه و آقازاده ای چون عمرسعد جذب سیدالشهداء علیه السلام نشد - و قابلیت و سعادت هدایت و همراهی با امام را نداشت - و بقول حضرت آیت الله مجتهدی "در کربلا داش مشتی ها رفتند به کمک امام حسین و شهید شدند و مقدسها استخاره کردند و استخاره هاشون بد اومد!" در زمان ما هم همینطور شد.... حُرّ شدن حریت جبلی و سجایای حُر مآبی و سعادت طینتی هم لارم دارد و یک  جرقه برای ...../خبرآنلاین

                                                        ***

اشراری که درجنگ شرکت کردند وشهیدشدند
سردار حسن شاه حسيني، از همرزمان شهيد چمران است که حوالي سال هاي 58 تا 60، از کاخ نخست وزيري تا کردستان و اهواز، دکتر چمران را همراهي کرده است. او که اين روزها شصت و چند ساله است و از دود و سر و صداي تهران به باغ هاي اطراف پناه برده، درباره آن روزها مي گويد: «اولين برخورد من با شهيدچمران، برمي گردد به ابتداي سال 58. زماني که نيروهاي مردمي براي کمک هاي فکري و اجرايي در کاخ نخست وزيري مستقر شده بودند و دکترچمران به نخست وزيري آمد و با توجه به روحيه مردمي و خاکي و متواضعي که داشت، بلافاصله همراه و هماهنگ شديم.»

1

از تک چرخ در خيابان ها"اشرار" تا دلاوریها در جبهه
پس از درگيري هاي کردستان، ما به همراه دکتر چمران که حالا ديگر وزير دفاع هم بود، اولين نيروهايي بوديم که به اميديه اهواز رفتيم و در دانشگاه جندي شاپور سابق و چمران فعلي، مستقر شديم. آن جا بود که به خاطر شرايط خاص منطقه، ايده پيوستن گروهي موتور سوار به ستاد جنگ هاي نامنظم که آن روزها گروه چمران نام داشت، مطرح شد. ماجرا از اينجا شروع شد که ما بايد براي شناسايي منطقه و مسلط شدن روي جزئيات برنامه و تجهيزات دشمن، نيروهايي را با وسيله نقليه مي فرستاديم. منتها از آنجا که خودروهاي بزرگ خيلي توي چشم بودند و احتمال ديده شدن و لو رفتن زياد بود، در يک جلسه اي ايده استفاده از موتور و موتورسوارانِ ماهر براي گشت و شناسايي مطرح شد. از آنجا که برادر من، اسماعيل شاه حسيني، آن زمان داور بين المللي مسابقات موتورسواري بود و با اغلب موتورسواران تهران و شهرستان ها آشنا بود، گفتم: من مي توانم گروهي از بهترين موتورسواران را جفت و جور کنم، ولي حواستان باشد که همه اين  موتورسواران دنبال دختربازي و ايجاد سروصدا و پرش و تک چرخ و کارهاي خطرناک هستند و با اين فضاها ناآشنا. همان موقع چمران پاسخ داد که: «عزيزجان! راندن و دفع کردن که هنر نيست، جذب کردن و ساختن هنر است. ضمن اين که همه مردم ايران، از هر صنف و در هر لباس و با هر خلق و خويي، حق دارند در دفاع از سرزمينشان شريک باشند». اين طوري ها بود که داوطلب گيري در محله تهرانپارس، شروع شد.

جليل پاکوتاه و اسي پلنگ و عمويادگار درجبهه
هنوز چيزي نگذشته بود که تعداد زيادي موتورسوارِ لات و خلاف که همه از شرها و نترس هاي شهر بودند و اسامي مستعار عجيب داشتند، به دليل روحيه شان که اهل هيجان و زد و خورد بودند، جمع شدند. بچه هايي که بدن هاي همه شان، از زخم هاي بدجوش خورده و قديمي چاقو پاره پاره و با نقش و نگارهاي خالکوبي، خاص و متفاوت شده بود. از بين اين بچه ها، جليل نقاد ملقب به جليل پاکوتاه را يادم مي آيد که حسابي عشق موتور بود و حتي حالا که جانباز شده و نيمي از بدنش فلج است، مغازه تعمير موتور سيکلت دارد. يا اسي پلنگ و عمويادگار و سهراب کفترباز و عادل تُرکه!

يک آدم متفاوت در يک فضاي متفاوت
اين ها، وقتي با دکترچمران در فضا و حال و هواي جبهه روبه رو و آشنا شدند؛ وقتي ديدند همه آنچه در فضاي امن شهر مهم است، اينجا بي اهميت مي شود؛ وقتي آرامش و مرگ آگاهيِ چمران را ديدند، وقتي ايثار، فداکاري، از خودگذشتگي، ادب و عرفان چمران را حس کردند، واقعا متحول شدند. يادم است همه شان غسل کردند، سرها را به نشانه آماده شدن براي قرباني دادن تراشيدند و توبه کردند و با شجاعت براي گشت هاي شناسايي و جنگ هاي ايذايي مي رفتند و عاقبت، اغلبشان شهيد شدند. دکتر چمران آدمي بود که به لحاظ اخلاق و رفتار، کم نظير بود. مثلا هيچکس عصبانيتش را نديده بود؛ اوجِ عصبانيت ايشان، به کار بردن کلمه «عزيزجان» بود. بسيار متواضع بود، عاقل و آينده نگر بود، بداخلاق ترين آدم ها در برابر هيبت و ادب چمران کم مي آوردند و قلدرترين ها در مقابل محبت چمران، نرم مي شدند.

داستان کوتاه زندگي مردي که عاشق چمران بود/ ممدسياه، يک لاتِ بامرام
محمدتقي خزاعي، برادر شهيد محمدصادق خزاعي است که جزو تيم ويژه آبي-خاکي چمران بود و در شهريور سال ۶۰، به فاصله چند ماه از شهادت دکتر، شهيد شد. او درباره زندگي و شهادت برادرش محمدصادق مي گويد: «محمد در خانواده اي مرفه و شلوغ به دنيا آمد. بچه سوم خانواده بود، با قدي بلند و هيکلي ورزيده و هوشي سرشار. منتها کلا آدم ناراحت و ناسازگاري بود. درس نخواند، پي کار و مهارتي نرفت و تا ۲۵ سالگي، عمرش به رفيق بازي، دعوا، درگيري، زد و خورد و زندان گذشت. يکي از عادت هاي محمد اين بود که هميشه يک تيزي به مچ پايش مي بست و يک پنجه بوکس بالاي آرنجش داشت و از آنجا که قد و قواره درشتي داشت و مُشت زن هم بود، نقش مهمي در دعواهاي گروهي داشت. آن سال ها منزل پدري مان احمدآباد بود ولي پاتوق محمد که به ممدسياه معروف بود، کوهسنگي و طبرسي و قهوه خانه عرب بود. يادم است در جريان اعتراضات مردمي انقلاب اسلامي، که مردم ريختند و کلانتري کوهسنگي را به آتش کشيدند، محمد مي خنديد که: «خدا رو شکر! هفتاد هشتاد تا از پرونده هام سوخت». البته مثل اغلب گنده لات هاي قديم، از يک مرامي هم پيروي مي کرد؛ مثلا اهلِ دعواي تک به تک نبود و معمولا گذشت مي کرد. يا روي ناموس محل حساس بود و اعتقاد داشت ناموس محل، ناموس من است. يا سال هاي اول پيروزي انقلاب، با توجه به قدرتش، براي کل محل نان و نفت و... مي گرفت و کار مردم را راه مي انداخت.

چگونه هسته اوليه تيم ويژه آبي-خاکي چمران. شکل گرفت؟

 عباس، برادر بزرگ ترمان که نخبه و آدم حسابي بود به جبهه رفت. ارديبهشت 1360، محمد رفت اهواز ديدن عباس. خودش تعريف مي کرد که همين طور دم در مقر، منتظر ايستاده بودم که يک جيپ جلوي پايم ترمز کرد و مرد مقتدر اما متواضعي که بعدها فهميدم دکتر چمران است، پياده شد و نگاهي انداخت و سلامي کرد و گفت: اينجا چيکار مي کني؟ گفتم براي ديدن برادرم اومدم. پرسيد: دوست داري بجنگي؟ سرم را زير انداختم و جواب دادم: دوست دارم ولي بعيده بذارن. چمران خنديد و به همراهش سپرد که مرا راهنمايي کند. من هم که عاشق هيجان و زد و خورد، سر از پا نمي شناختم. شب، وارد سنگري شديم که انگار همه خلاف ها از مشهد و اصفهان و کردستان و تهران، آنجا جمع شده بودند. همان شب، از همه مان که حدود پنجاه نفر مي شديم، خواستند برويم توي آب و عرض رودخانه کارون را با وجود جزر و مد شديدي که داشت، طي کنيم. از بين همه، من و ده نفر ديگر موفق شديم و اين شد هسته اوليه تيم ويژه آبي-خاکي چمران.

 محمد از ابتداي ارديبهشت تا آخر خرداد شصت، ديگر از چمران جدا نشد و پا به پاي چمران، آموزش ديد و شناسايي رفت و عمليات کرد و حسابي عوض شد. فقط يک بار در حد يک روز مرخصي آمد و همان يک روز هم به تعريف و تمجيد از شخصيت لوطي و مشتي و باحال چمران گذشت. بعد از شهادت دکتر، يک هفته آمد مشهد. حالش حسابي گرفته بود و تمام يک هفته را به اداي نماز و روزه هاي قضا و زيارت امام رضا(ع) و نمازشب و حلاليت طلبيدن از بچه محل ها و طرف دعواها گذراند. شبانه روز اشک مي ريخت و اظهار ندامت مي کرد. حوالي شهريور بود که پيکر پاره پاره اش را به مشهد برگرداندند. دست و پاهايش قطع و قلبش منفجر شده بود. شايد شنيده باشيد که اغلب لات هايي که متحول مي شدند، نگرانِ ديده شدنِ خالکوبي ها و جاي زخم چاقوکشي هايشان بودند. محمد هم همين طور بود ولي جوري شهيد شد که ديگر هيچکس با ديدن بدنش، پي به گذشته اش نمي بُرد. وسايلش را که آوردند، يادداشت هايش درباره چمران، خيلي خواندني بود. دست نوشته هايي سوزناک درباره مردي که شور و شعور، جديت و تواضع، اقتدار و مهرباني را با هم آميخته بود و با اعتماد به محمد و محمدها، از يک سري لاتِ چاقوکش، چنين انسان هايي ساخت».

1434887221308_chamran-(20)(1)

/ «بينش و نيايش» شهيد چمران/سایت پارس

                                                                   ***

این روز‌ها که همه از روزهای دفاع حرف می‌زنند، شنیدن حرف‌های بعضی‌ها جالب است؛ مثل مسعود ده نمکی که به سراغش رفتیم، با ما از خاطرات آن روز‌ها چنین گفت: 

یک راست رفتم اتاق فرماندهی دیدم فرمانده گردان منتظرم نشسته. با کلی ذوق براش تعریف کردم که این دو تا بنده خدا پشت سرم چی گفتن و من را از خودشون معرفی کردن. اما لبخندی به لبش نیومد. انگار خبر بدی برام داشت و روش نمی‌شد بگه. یه خورده من من کرد و گفت که فرمانده گروهانتون از وضعیت بوجود اومده خیلی ناراحته و گفته حتی اگه این اخراجی‌ها فرشته هم بشن من با این آدم‌ها نمی‌تونم کار کنم. خودش شبیه لات‌ها شده و از اینجور حرف‌ها. دیگه حرف هاش رو نمی‌شنیدم با خودم می‌گفتم حالا با چه رویی باید به این دو نفر بگم که نه اینکه نتونستم از اخراج شدن نجاتشون بدم خودم هم از مسئولیت دسته عزل شدم... 

با فرمانده گردان راه افتادیم به سمت اتاق دسته یک. جلوی در که رسیدیم ماتم برد کسی توی اتاق نبود. نه اخراجی‌ها و نه بچه بسیجی‌ها. از پنجره اتاق زمین صبحگاه معلوم بود. معاون دسته وارد اتاق شد و اونجا را نشونمون داد. همه بچه‌ها پا برهنه شده بودند. داشتند بابت اذیت‌هایی که من رو تو این چند وقت کرده بودند خودشون رو مثل اون دو تا اخراجی تنبیه می‌کردند. با هم رفتیم زمین صبحگاه حالا دیگه غروب شده بود فرمانده گروهان ماجرا را برای کل دسته تعریف کرد و گفت که این دو نفر اخراج هستند و برادر فلانی از این به بعد مسئول دسته شماست. 
همه شوکه شده بودند. فرمانده گروهان برپا داد اما کسی از جاش بلند نشد چند بار تکرار کرد اما همه حتی بسیجی‌ها در کنار اخراجی‌ها حرکت تکردند، مسئول گروهان که حسابی کلافه شده بود گفت همشون رو اخراج می‌کنم. بعدش هم رفت به سمت اتاقش. من شروع کردم به صحبت و ازشون حلالیت طلبیدم و گفتم امام گفته جنگ در راس تمام اموره و این روز‌ها تو تاریخ تکرار نمی‌شه. من تو گردان کنار شما هستم حتی اگر هم بگذارند به عنوان نیروی عادی با شما به خط می‌آم اما ازتون می‌خوام نگذارید این دسته منحل بشه. 

گریه بازاری شده بود باور نمی‌کردم لات جماعت اینقدر دل نازک باشند همدیگر رو بغل کردیم و دسته گوش به فرمان مسئول دسته جدید به خط شد اما کینه رو می‌شد تو چشم‌های مجید و فرمانده گروهان نسبت به هم دید.۰۵ مهر ۱۳۹۱خبرفارسی

منبع : خانه مشاور |لاتها"اشرار"یی که در جبهه توفیق شهادت یافتند
برچسب ها : چمران ,شهید ,بود، ,بودند ,دسته ,اتاق ,شهید چمران ,دکتر چمران ,خاکي چمران ,فرمانده گروهان ,نخست وزيري

صلح حدیبیه

:: صلح حدیبیه
 صلح حدیبیه

صلح حدیبیه یکی از موارد اعجاب بر انگیز و در عین حال باشکوه رفتار مسالمت آمیز پیامبر (ص) را نشان می دهد که پس از مدتی آثار با عظمت آن به روشنی هویدا گردید. پیامبر اعظم (ص) در شوال ششم هجری تصمیم گرفت که برای انجام عمره راهی مکه شود. علت این تصمیم این بود که حضرت در خواب دید که وارد حرم شده، سر ش را تراشیده و کلید حرم را در دست دارد. بدین سبب پیامبرگرامی اسلام (ص) اعلام کردند که مردم برای انجام عمره آماده شوند. مسلمانان نیز به سرعت مهیا گردیدند. حضرت دستور فرمودند که مسلمانان تنها با یک شمشیر غلاف شده حرکت کنند و از حمل هر نوع سلاح اضافی خودداری نمایند، تا برای همه اعراب و به خصوص قریش ثابت شود که آنها تنها قصد انجام عمره دارند، نه جنگ.[7]

پیامبر اعظم (ص) همراه مسلمانان در محدوده مکه فرود آمدند و پیامبر (ص) ابتدا عثمان بن عفان را نزد قریش فرستاد، تا آنان را خبر دهد که رسول خدا (ص) تـنـها به منظور زیارت خانه آمده است. قریش عثمان را در نزد خود نگه داشتند و بین مسلمانان شایعه شد که عثمان را به قتل رسانده اند. پیامبر (ص) گفت: از اینجا نمی رویم تا با قریش بجنگیم. سـپـس اصـحاب را برای بیعت فرا خواند و اصحاب تجدید بیعت نمودند.[8] اما رسول خدا (ص) برای جنگ نیامده، بلکه برای عمره و زیارت خانه خدا آمده بود؛ لذا پیشنهاد عاقلانه ای برای قریش مطرح کرد و فرمود: جنگ برای قریش تاکنون هیچ ثمره ای نداشته است و او می تواند با آنان قرارداد مدت داری ببندد که در آن مدت آنها از امنیت برخوردار باشند.[9]

پس از مذاکرات و تبادل نظر، قریش سهیل بن عمرو را نزد رسول خدا (ص) فرستادند و به او گـفـتـند: نزد محمد برو و با وی قرارداد صلحی منعقد ساز، اما قرارداد صلح مشروط بر آن باشد که امـسـال بازگردد و از ورود به مکه صرف نظر کند، چه ما به خدا قسم هرگز تن نخواهیم داد که عرب بگوید: محمد به زور وارد مکه شد: «فوالله لایتحدث العرب انک دخلت علینا عنوة.»[10] سـهـیـل بـن عـمـرو، که از سوی قریش نزد رسول خدا (ص) آمده بود، پس از گفت وشنودی قـرارداد صـلـح را مـنعقد ساخت. در این هنگام عمر از جای برجست، ابتدا نزد ابوبکر و سپس نزد رسـول خدا (ص) رفـت و گـفـت: ای رسول خدا! مگر پیامبر خدا نیستی؟ فرمود: چرا. گفت: مگر ما مـسـلمان نیستیم؟ فرمود: چرا. گفت: مگر اینان مشرک نیستند؟ فرمود: چرا. گفت: پس چرا در راه دین خود تن به خواری دهیم؟ رسول خدا (ص) فرمود: من بنده خدا و پیامبر اویم، امر وی را مخالفت نخواهم کرد و او هم هرگز مرا وا نخواهد گذاشت.[11]

متن صلحنامه

رسـول خدا (ص)، عـلی بن ابی طالب(ع) را فراخواند و فرمود: بنویس: «بسم اللّه الرحمن الرحیم.» سـهـیـل بـن عـمـرو گـفت: این را نمی شناسم، بنویس: «بسمک اللهم.» پس از اصرار سهیل، به نوشتن «بسمک اللهم» که مورد توافق طرفین بود اکتفا شد. آن گاه رسول خدا گفت: بنویس: «هذا ما صالح علیه محمد رسول اللّه، سهیل بن عمرو.» سـهـیل بن عمرو گفت: اگر گواهی می دادم که پیامبر خدایی، با تو جنگ نمی کردم. نام خود و پـدرت را بنویس. در اینجا که صدای اعتراض اصحاب بلند شده بود، پیامبر اعظم (ص) آنها را ساکت نمودند و جمله «محمد بن عبدالله» را در قرارداد نوشتند.[12] سپس رسول خدا (ص) فرمود: بنویس: این چیزی است که محمد بن عبداللّه با سهیل بن عمرو بـر آن قرار صلح منعقد ساخت. و توافق کردند که:

1. ده سال جنگ در میان مردم موقوف باشد و مردم در ایـن ده سـال در امـان باشند و دست از یکدیگر بدارند و به سرقت وخیانت نپردازند؛

2. هرکس از اصحاب محمد برای حج یا عـمره یا تجارت به مکه رود، جان ومالش در امان باشد و هر کس از قریش در رفتن به مصر یا شام از مدینه عبور کند، جان و مالش در امان باشد؛

3. هر کس از قریش بدون اذن ولی خود نزد مـحـمـد بـرود، او را بـه ایـشـان بـازگرداند، و هرکس از همراهان محمد نزد قریش رود، او را بدو بازنگردانند؛

4. هر طایفه و قبیله ای می توانند با محمد و یا با قریش هم پیمان باشند؛

5. محمد(ص) و اصحابش آن سال به مدینه بازگردند، سال آینده می توانند برای سه روز در مکه بمانند و جز سلاح مسافر یعنی شمشیر غلاف شده، سلاح دیگری همراه نداشته باشند.[13]

از روی این متن دو نسخه نوشته شد و طرفین هرکدام یک نسخه برداشتند. علی بن ابی طالب(ع) نویسنده صلحنامه بود و مردانی از مسلمین و مشرکین بر آن گواه شدند.

صلح حدیبیه یکی از مهم ترین عوامل موفقیت و گسترش اسلام بود؛ زیرا اولاً با این صلح بود که مکه و طائفه قدرتمند و ذی نفوذ قریش موجودیت سیاسی اسلام را پذیرفت. ثانیاً با فرصتی که در نتیجه صلح ده ساله پیش آمد و جنگ در این مدت متوقف گردید و مسلمانان از تعدی قریش و مکیان در امان ماندند، به وضعیت حکومت تازه تأسیس مدینه سر و سامان دادند و به تقویت وگسترش آن پرداختند.

پس از اینکه پیامبراعظم (ص) با درایت کامل بر اساس عهدنامه حدیبیه تجاوزات قریش را متوقف ساخت، دعوت اسلام را در داخل و خارج از مرزهای حجاز گسترش داد و قبائل، گروهها و شاهان بزرگ را دعوت به اسلام نمود و آنها را تحت تأثیر قرارداد.[14] صلح حدیبیه در واقع زمینه ساز فتح مکه وتسلط بر سرزمین حجاز بود. چنان که از جابر نقل شده است: «ما فتح مکه را جز روز حدیبیه نمی بینیم.»[15] استفاده ممتازی که پیامبر اعظم (ص) از صلح حدیبیه و از این فرصت استثنایی کرد، ارتباط با قبائل مختلف و دعوت آنان به اسلام بود. این ارتباطات و دعوتها به نحوی مؤثر بود که پس از گذشت مدتی از صلح، اسلام چنان رشد یافت که نزدیک بود بر مکه مستولی شود. در نتیجه این صلح مشرکان و مسلمانان در هم آمیختند و اسلام در دلهای مشرکان نفوذ کرد و عده بی شماری بر تعداد مسلمانان افزوده گردید.[16] در اهمیت و تأثیر این صلح همین بس که پیامبر اعظم (ص) در حدیبیه با هزار وچهار صد نفر به مکه آمد؛ اما بعد از مدتی کوتاه، در فتح مکه با ده هزار نفر وارد مکه شد.[17]

منبع : خانه مشاور |صلح حدیبیه
برچسب ها : قریش ,پیامبر ,حدیبیه ,رسول ,اسلام ,محمد ,پیامبر اعظم ,انجام عمره ,فرمود بنویس ,برای قریش ,شمشیر غلاف

مناره"ملویه"سامرا درگزارش یک خبرنگارایرانی

:: مناره"ملویه"سامرا درگزارش یک خبرنگارایرانی
مناره"ملویه"سامرا درگزارش یک خبرنگارایرانی

در سال 221 هجري، خليفه عباسي معتصم دستور داد شهر جديدي که محل سکونت خليفه، رجال دولتي و سپاه باشد ساخته شود و کارشناسان در صدد بودند اين شهر براي شخصيتهاي برجسته و سياسي آن دوران محل مناسبي باشد. از اين رو در 130 کيلومتري شمال بغداد در کنار رود دجله که مکاني براي کشت و زرع مردم بود و هوايي مطبوع داشت را انتخاب کردند و شهر سامرا را ساختند.

"مناره"متعلقات"مسجد"سامرا-بوده

معتصم بعدها، اماکني چون دارالخلافه، مسجد جامع و ديگر ساختمانهاي اداري و خدماتي را اضافه کرد.

مسجدی که ساختش5سال طول کشید.

DSC_3320DSC_3342

روزجمعه14اسفند1394 رفتیم برای تحقیق درباره مناره ملویه که ازنزدیک فضای مسجدومناره راببینم ،این همان مسجدی است که فقط دیوارهایش باقی مانده -درداخل محوطه قدیمی این دیوار ستونهایی بامهندسی دقیق ئمحکم باقی مانده   پایه ستونهای مسجد  درطول 35 عدد ودرعرض 23تابوده،هرستون مسجد که باقی مانده  یکمتروبیست وپنج سانتی متراست

 شهرسامرا ازاون بالا خیلی منظره زیبایی بنظرمی رسد،پشت دیوار این مسجد نیز  یک باغ بزرگی وجوددادر که احتمالا قسمتی ازاز سازوکارهای 

فاصله بین هرستون 5قدمم بوده،

پله هایی که یک فردرا به ارتفاع 25متری بالای این مناره می رساند323پله است وهرپله طولش2متر وعرضش 70سانت است

این راه پرپیچ وخم فقط درکناره متصل به بدنه مناره دستگیره کشیده شده ولی درقسمت دیگرهیچ حفاظی نداردً وبمحض کگوچکترین غفلت"ویا تنه زدن ویا پیچ خوردن پاها ،افتادن  ،مردن-بعیدنیست 

 خليفه عباسي درسالهای 237-الی-233  مسجد جامع وسيعی در وسط شهر ، با مهندسی خاصی  ساخت.

DSC_3325

محوطه مسجد حالا جایگاه تفریح شده -دارندقلیان می کشند این جوانان

اين مسجد 50 متر بالاتر از سطح دريا قرار دارد و به صورت 5 حلقه دايره اي است که بر روي هم سوار شده اند و همه اينها بالاي سطحي مربع شکل قرار دارند. اين حلقه هاي دايره اي در پايان به اتاقکي منتهي مي شوند. امروزه از اين مسجد تنها ديوار بيروني و مناره آن با نام "ملويه" بر جاي مانده است.

محوطه زمین مساحت زمین مسجد1654440مترمربع/زیربنای زمین مسجد37440مترمربع می باشد 

اين مسجد در زميني به مساحت 440 در 376 متر بنا نهاده شد و تا سالهاي اخير بزرگترين مسجد جهان اسلام به شمار مي آمد. در درون زمين مسجد، يک مستطيل ديگر با ابعاد 240 در 156 متر با ديوارهايي به ارتفاع 10 متر و ضخامت بيش از دو متر و نيم وجود دارد. صحن مياني مسجد را رواقهايي در بر گرفته که بزرگترين آنها رواق قبله در سمت جنوب است. اين رواق شامل 24 رديف ستونهاي 8 ضلعي است که در امتداد جهت قبله قرار گرفته اند. رواقهاي شرقي و غربي هر يک 4 رديف و رواق شمالي 3 رديف ستون داشته اند.

مناره حلزوني شکل اين مسجد شاخص ترين بخش آن است که در خارج از مسجد و 27 متري ضلع شمالي آن بر پايه اي مربع شکل با اضلاع 33 متر ساخته شده است. حلقه هاي دايره اي حلزوني شکل پس از پنج دور گردش به اتاقکي منتهي مي شوند. اين مناره 53 متر ارتفاع دارد و يکي از بلندترين مناره هاي جهان اسلام است.

از آغاز جنگ عراق در سال 2003، عدم توجه به نگهداری آثار باستانی در عراق نگرانی جهان را در اين خصوص در پی داشته است.

ارتفاع ملویه52متر

رئيس هيئت آثار باستانی عراق می گويد:نيروهای آمريکايی به برج "ملویه" سامرا که يکی از مهمترين مراکز باستانی جهان محسوب می شود خساراتی جدی وارده کرده اند.

اين بنای قديمی که مناره ای حلزونی شکل است بيش از هزار سال قدمت دارد و ارتفاع آن 52 متر است.

پليس عراق اعلام کرد: "بخش فوقانی 'برج ملويه' که به عنوان برج ديدبانی سربازان آمريکايی استفاده می شد، توسط شورشيان منهدم شده است."

برج ملويه توسط متوکل، خليفه عباسيان در سال 825 ميلادی زمانی که شهر سامرا مرکز خلافت عباسيان بود، بنا شد.

ملویه یعنی :پیچ درپیچ

کمی پس از آغاز جنگ عراق با غارت موزه بغداد بيش از پانزده هزار قطعه عتقيه از اين موزه به سرقت رفت که بخش اعظمی از اين اشياء به خارج از کشور قاچاق شد و فروخته شد.

فاصله حرم عسکریین ،تا"ملویه"راملاحظه کنید

:samera_takhrib_42DSC_3348

پشت سرم میتوانید"گنبدو گلدسته"حرم راببینید-اززاویه زمینی فاصله دیوارحرم عسکریین تا دیوار مسجدکمترازیک کیلومتراست؟

 این وضعیت حرم عسکریین حاصل دومین انفجار تروریستهای داعش است

  تروریستها در ساعت سه بامداد،  ۲۷ جمادی الاولی ۱۴۲۸ق (۲۳ خرداد ۱۳۸۶ ش)  واردحرم شدند. اقدام به بمب ، تروریست‎ وارد حرم شده و پس از درگیری با محافظان حرم، اقدام به بمب‎گذاری در سراسر حرم نمودند. سپس در ساعت نه صبح دست به دو انفجار بزرگ زدند. در انفجار نخست، گلدسته سمت چپ حرم و در انفجار دوم، گلدسته سمت راست حرم به طور کامل تخریب شد.

البته دراین انفجاربرتخریب گنبدافزوده شد.

 تکفیری ها درانفجاراول: روز چهارشنبه ۲۳ محرم الحرام ۱۴۲۷ق (۳ اسفند ۱۳۸۴ش) حدود ساعت ۷ صبح تروریستالقاعده شاخه عراق به رهبری ابومصعب زرقاوی، با پوشیدن لباس نیروهای تکاور عراق، وارد آستان مقدس شدند و اسلحه نگهبانان را مصادره و آنها را به همراه خادمان حرم، در یکی از غرفه های صحن زندانی کردند و با کارگذاری ۲۰۰ کیلوگرم مواد منفجره "تی .ان .تی"  در داخل بنای گنبد، حرم مطهر را منفجر کردند.

DSC_3343 DSC_3346

 DSC_3350 DSC_3355 DSC_3335 DSC_3337DSC_3339  DSC_3323  DSC_3327 DSC_3331

فاصله دیوارمسجدبا مناره ملویه

منبع : خانه مشاور |مناره"ملویه"سامرا درگزارش یک خبرنگارایرانی
برچسب ها : مسجد ,مناره ,ملویه ,سامرا ,ارتفاع ,عراق ,مناره ملویه ,باقی مانده ,ملویه سامرا ,آثار باستانی ,جهان اسلام ,ملویه سامرا درگزارش ,مناره ملویه سامرا

آخرین روزهای شاه به روایت زاهدی

:: آخرین روزهای شاه به روایت زاهدی
آخرین روزهای شاه به روایت زاهدی شاه پس از رسيدن به قاهره در بيمارستان معادي قاهره تحت عمل جراحي قرار گرفت. موقعي كه پروفسور دوبيكي آمريكايي براي عمل جراحي شاه به قاهره آمده بود يكي از جراحان مصري اتاق عمل را ترك مي‌كند و مي‌گويد من سوگند خورده‌ام تا از جان بيماران محافظت كنم در حاليكه پروفسوردوبيكي عمداً لوله‌اي را داخل شكم شاه جا گذاشته است تا عفونت كند و شاه بميرد.  اردشیر زاهدی، داماد محمدرضا پهلوی که تا آخرین لحظات عمر شاه سابق ایران در کنار او بود، در کتاب خاطرات خود" 25 سال در كنار پادشاه" به بیان وقایع آخرین هفته های عمر محمدرضا پرداخته است که نظر به اهمیت تاریخی این خاطرات، منتشر می شود، گفتنی است محمدرضا پهلوی 5 مرداد 1359 در مصر درگذشت و جسد وی در کنار جسد رضاخان در مسجد الرفاعی قاهره مدفون شده است.من 25 سال تمام به انحاي مختلف در كنار شاه بودم، من هم داماد شاه بودم و هم دوست صميمي او. شايد كمتر مورد مشابهي را بتوان يافت كه يك نفر داماد حتي پس از جدايي و طلاق از همسرش همچنان دوست صميمي پدر همسرش باقي بماند!شاه آدم باهوشي بود اما متأسفانه ضعف كارآكتر داشت و اصلاً به درد موقعيت‌هاي مشكل و مواقع اضطراري نمي‌خورد. او پادشاهي بود كه براي مواقع آرامش ساخته شده بود. به محض آنكه مشكلي پيش مي‌آمد خودش را مي‌باخت و سلسله اعصابش در هم مي‌ريخت.دوست ندارم اكنون كه او در اين دنيا نيست و نمي‌تواند پاسخگو باشد اين حرف‌ها را بزنم اما بايد بگويم كه در جريان حوادث 25 تا 28 مرداد ماه سال 32 هم خود را به كلي باخته بود و به همين خاطر از كشور خارج شد.هر وقت با هم تنها مي‌شديم مي‌گفت: «اگر مرا آزاد گذاشته بودند ترجيح مي‌دادم در آمريكا يك مزرعه بزرگ مي‌خريدم و كشاورزي مي‌‌‌كردم.» اشكال ديگر اعليحضرت اين بود كه به اطرافيانش اعتماد بي‌مورد داشت و حرف‌هاي دروغ اشخاص متملق و چاپلوس را مي‌پذيرفت.تقريباً ده روز قبل از رفتن (آيت‌الله) خميني به ايران آقاي پاكروان رئيس اسبق ساواك به من اطلاع داد كه شاه مي‌خواهد مملكت را ترك كند. او با اصرار از من مي‌خواست تا شاه را تشويق به ماندن در ايران كنم و مي‌گفت اگر شاه برود ارتش ماجراي 28 مرداد 32 را تكرار نخواهد كرد. من اين مطلب را به شاه گفتم و او گفت: «ارتش! ارتش ممكن نيست به من خيانت كند!»بعد كه در خارج شنيد قره‌باغي اعلاميه بي‌طرفي ارتش را امضاء كرده است فوق‌العاده عصباني شد و تا مدتي قره‌باغي را فحش مي‌داد. اردشیر زاهدی-محمدرضا پهلوی يك جمله شاه هرگز از يادم نمي‌‌رود. زماني كه در دنيا سرگردان شده بود و مي‌‌كوشيد براي عمل جراحي و معالجه به آمريكا بيايد و واشنگتن او را راه نمي‌داد در تماس تلفني به من گفت: «اردشير جان! در اين دنياي بزرگ آيا جايي براي پناه دادن من پيدا نمي‌شود؟!» محمدرضا شاه در سالهاي پايان سلطنت خود عميقاً‌ دچار افسردگي بود. چه كسي را در دنيا سراغ داريد كه از ابتلاي خود به بيماري كشنده سرطان مطلع باشد و داروهاي مخصوص بيماران سرطاني را مصرف كند و دچار افسردگي نشود؟ او در دو سال آخر حكومت خود به هيچ چيز علاقه و توجه نشان نمي‌داد و حتي خانم گيلدا آزاد (طلا) دوست دختر مورد علاقه‌اش را هم ترك كرده بود. مشكل ديگر اعليحضرت بها دادن زياد ايشان به زنان بود و به طور عجيبي از زنان حرف‌شنوي داشت.متأسفانه نفوذ شهبانو فرح روي ايشان و تصميمات زنانه‌اي كه شهبانو تحت‌تأثير دوستان و فاميل خود مي‌گرفتند بزرگترين لطمات را بر سلطنت شاه وارد آورد. وي تا آخرين روز حيات، رضا قطبي را لعن و نفرين مي‌كرد و مي‌گفت آن نطق كذايي را قطبي نوشت و به دست من داد تا بخوانم. اشاره ايشان به آن نطق معروف بود كه مردم اسم آنرا «غلط كردم» گذاشته بودند و شاه را به خاطر آن تحقير مي‌كردند.مدتي بعد كه در مراكش ميهمان سلطان حسن دوم بوديم،‌دريادار كمال‌الدين حبيب‌اللهي فرمانده نيروي دريايي شاهنشاهي كه موفق شده بود با كمك قاچاقچيان انسان از راه كوه‌هاي صعب‌العبور كردستان به عراق و از آنجا به تركيه بگريزد خود را به ما رساند و داستان‌هاي شگرفي را برايمان تعريف كرد.البته بايد بگويم اكثر فرماندهان ارتش افراد بي‌وجود و فاقد ابتكار و ذليل و زبوني بودند و تنها هنر آنها دزدي بود.پدرم (سپهبد زاهدي) مي‌گفت شاه عمد دارد كه افراد فاقد ابتكار و ذليل و زبون را اطراف خود جمع كند تا اين افراد قدرت كودتا و براندازي شاه را نداشته باشند. مثلاً‌ ارتشبد غلامرضا ازهاري كه رئيس ستاد ارتش بود شايد باورتان نشود اگر بگويم يك ترس عجيبي از گربه داشت و چون در كودكي گربه او را پنجه كشيده بود هميشه از گربه مي‌ترسيد! آن وقت سكان اداره مملكت در خطرناكترين و بحراني‌ترين شرايط را به دست اين آدم كه از گربه مي‌ترسيد – داده بودند!اين دريادار حبيب‌اللهي از آن دزدهاي روزگار بود و در ايامي كه فرمانده نيروي دريايي بود تا توانست دزدي كرد و پول‌ها را به خارج فرستاد و اكنون در آمريكا و انگلستان داراي اوضاع اقتصادي رشگ‌برانگيزي است.حبيب‌اللهي كه از تهران آمده بود و همه ما را مشتاق شنيدن اخبار و گزارشات دست اول مي‌ديد شروع به صحبت كرد. او هر چه بيشتر صحبت مي‌كرد ما در بهت زيادتري فرو مي‌رفتيم. دريادار حبيب‌اللهي گفت كه ارتشبد قره‌باغي با امان از انقلابيون با آنها سازش كرده و ارتش را به پادگان‌ها بازگردانده و پشت بختيار را خالي كرده است.اعليحضرت با شنيدن اين مطلب به زمين تف كرده و گفتند اين مردك مادر... خواهر... را من از روستاهاي اردبيل آوردم و ترقي دادم و به رياست ستاد رساندم، اما او به من خيانت كرد.خانم فريده ديبا كه معلوم بود از زمان ازدواج دخترش با شاه هميشه بغض خود را فرو داده و امكان اظهارنظر و يا مخالفت در حضور شاه را نداشته است، در جلو همه به اعليحضرت گفت: «شما فرمانده كل قوا بوديد و اگر صحبت از خيانت باشد شما خيانت كرده‌ايد كه افسران و درجه‌داران و قواي تحت امر خود را رها كرده و گريخته‌ايد. يك نفر فرمانده بايد آخرين نفري باشد كه عرصه را ترك مي‌كند. امثال قره‌باغي فهميده‌اند بازگشتي براي شما متصور نيست و در واقع خواسته‌اند جان خودشان را نجات بدهند!»اين اظهارات باعث رنجش اعليحضرت شد و اعليحضرت پس از چند دقيقه سكوت اظهار داشت:‌ «من صحنه را به ميل خودم ترك نكردم. آمريكايي‌ها و دوستان انگليسي‌ام به من گفتند كه خوب است شما در مواقع خونريزي در ايران نباشيد تا كشت و كشتارها به نام شما تمام نشود.» تازه اينجا بود كه همه فهميدند آمريكايي‌ها مي‌خواسته‌اند در غياب شاه ماجراي سال 1954 را در ايران تكرار كنند و با توسل به قواي ارتش مردم را شديداً سركوب نمايند.دريادار حبيب‌اللهي ادامه صحبت را در دست گرفت و در تأييد اعليحضرت گفت: «افسران عاليرتبه و وفادار مانند سپهبد بدره‌اي و سرلشكر نشاط قصد كودتاي خونيني را داشته‌اند اما قره‌باغي با برگرداندن ارتش به پادگان‌ها موقعيت آنها را تضعيف كرد و باعث شد گارد شاهنشاهي به تنهايي دست به كودتا بزند و در واقع خودكشي كند، به طوري كه مردم با سنگ و كوكتل مولوتوف و بطري‌هاي آتش‌زا و سلاح‌هايي كه از اسلحه‌خانه نيروي هوايي تهيه كرده بودند به قواي گارد جاويدان (سرلشكر نشاط) و گارد شاهنشاهي (سپهبد بدره‌اي) در خيابان تهران‌نو و ميدان شهناز حمله‌ور شده و ‌آنها را نابود كرده بودند.حبيب‌اللهي مدعي شد كه قره‌باغي با انقلابيون همكاري مي‌كرده و حتي خبر احتمال كودتا توسط گارد را به آنها اطلاع داده بود!او داستان‌هاي عجيبي هم در مورد همكاري ارتشبد، حسين فردوست با انقلابي‌ها تعريف كرد كه برايمان باورنكردني بود.حبيب‌اللهي كه در جلسات فرماندهان ارشد مشاركت فعال داشت ليست بلندبالايي از افسران ارشد را كه عليه اعليحضرت صحبت كرده و يا با كودتا مخالفت كرده و يا با انقلابيون تماس گرفته بودند ارائه كرد.او اطلاع داد كه سپهبد اميرحسين ربيعي فرمانده نيروي هوايي با تجهيز يك اسكادران بمب‌افكن قصد بمباران مقر (آيت‌الله) خميني و همكاران او را داشته اما چند نفر از افسران نيروي هوايي نقشه او را خنثي كرده بودند.يكي از حضار كه حرف‌هاي حبيب‌اللهي را با دقت گوش مي‌كرد با شنيدن اين مطلب از روي چاپلوسي گفت: «اين افراد بعدها چطور مي‌توانند بايستند و به روي اعليحضرت نگاه كنند!» خود شاه با شنيدن اين حرف چاپلوسانه پوزخندي زد كه ما معناي آن پوزخند را فهميديم. اولاً وضع جسماني شاه روز به روز تحليل مي‌رفت و اميدي به زنده ماندن ايشان براي حتي چند ماه آينده نبود و ثانياً اوضاع و احوال ايران نشان مي‌داد كه ديگر هيچ شانسي براي بازگشت سلطنت وجود ندارد. موقعي كه در مراكش بوديم حملات دولت جديد انقلابي ايران به سلطان حسن دوم شدت گرفت و او را به خاطر پناه دادن به شاه مورد حمله قرار مي‌داند و مراكش را تهديد به انتقام مي‌كردند.سلطان حسن دوم كه از دوران جواني با اعليحضرت دوست بود و بعضي سالها حتي دو سه بار به ايران مي‌آمد و ميهمان خانواده سلطنتي مي‌شد و در اداره بعضي سرمايه‌گذاريها با شاه شريك بود اين تهديدات را جدي گرفت و يك روز به ما اطلاع داد كه جان شاه در خطر است و برابر اطلاعات رسيده از سازمان جاسوسي فرانسه (متحد مراكش) يك گروه تروريستي براي كشتن شاه به مراكش اعزام شده‌اند. ما در آن موقع در «كاخ بهشت بزرگ» رباط كه اختصاص به ميهمانان عاليرتبه داشت اسكان داده شده بوديم.شاه با شنيدن اين مطلب گفت بايد هر چه زودتر از اين كشور برويم زيرا عرب‌ها ذاتاً افراد بي‌عاطفه‌اي هستند و ممكن است اين مردك (سلطان حسن دوم) حتي ما را دستگير و تحويل رژيم انقلابي بدهد.مراكش از جمله كشورهاي فقير عرب – آفريقايي است كه در دوران سلطنت شاه كمك‌هاي مالي و اقتصادي سخاوتمندانه‌اي از ايران دريافت مي‌كرد. حتي سلطان حسن دوم در جنگ با چريكهاي مخالف دولت مركزي (پوليساريو) از ايران كمك نظامي مي‌گرفت و مستشاران نظامي ايران براي اين منظور به مراكش رفته بودند.خود سلطان حسن با والاحضرت اشرف دوستي شخصي داشت و زماني از ايشان خواستگاري رسمي كرده بود. من به اعليحضرت عرض كردم كه وينستون چرچيل جمله معروفي دارد و مي‌گويد: «دنيا براي شكست خوردگان جايي ندارد!»شاه گفت: «منظورت اين است كه ما شكست خورده‌ايم؟!»عرض كردم: «اگر شكست نخورده‌ايم پس اينجا چه مي‌كنيم؟!»فرزندان شاه در آمريكا تحصيل و زندگي مي‌كردند و بيشتر سرمايه‌هاي اعليحضرت و خانواده پهلوي هم به بانك‌هاي آمريكايي سپرده شده بود. البته اعليحضرت سرمايه‌هاي قابل توجهي هم در بانك‌هاي اروپا و به ويژه سوئيس داشتند.اعليحضرت علاقه زيادي به رفتن به آمريكا نشان مي‌دادند و به اين ترتيب آمريكا را دچار بحران كرده بودند. اگر آمريكا شاه را مي‌پذيرفت روابطش با دولت جديد ايران بحراني مي‌شد و منافع حياتي او در ايران و منطقه به خطر مي‌افتاد و اگر شاه را نمي‌پذيرفت موجب نااميدي همه رهبران منطقه و دوستان آمريكا در جهان مي‌شد و آنها نسبت به وفاداري آمريكا دچار ترديد مي‌شدند و از خود مي‌پرسيدند كه آيا اين سرنوشت آينده ما نخواهد بود؟! شاه قصداعدام امام خمینی  رادرسال 1342داشتاعليحضرت در خارج كه بوديم مرتب غصه مي‌خوردند كه چرا در سال 1342 كار را يكسره نكرد و طبق توصيه اسدالله علم (آيت‌الله) خميني را به جوخه اعدام نسپرد. ايشان مي‌گفت كه در مبارزه با روحانيون، هم پدرشان اشتباه كرد و هم خودش خطر آنها را دست گم گرفت!حقيقت اين بود كه در سال 1342 اعليحضرت بي‌ميل نبود كه كار (آيت‌‌الله) خميني را يكسره كند اما مطابق قانون اساسي نمي‌توانست يك مجتهد مسلم را به اعدام بسپارد و از طرفي روحانيون هم ممكن بود عليه دستگاه سلطنت اعلام جهاد كنند! اعليحضرت تا آخرين لحظات عمر حياتش هويدا را لعن و نفرين مي‌كرد و او را باعث و باني نابودي مملكت مي‌دانست.من در آن لحظات به اعليحضرت توصيه گذشته خودم را يادآوري كردم همان موقع كه آن نامه معروف عليه (آيت‌الله) خميني چاپ شد و باعث بروز اغتشاش در كشور گرديد من به اعليحضرت توصيه كردم فوراً هويدا را دستگير و به جرم نوشتن نامه محاكمه و مملكت را آرام كند! اما اعليحضرت به جاي قبول اين نصيحت و توصيه مشفقانه بنده را متهم به خصومت شخصي با هويدا كرد.زماني كه در پاناما بوديم شاه با ناراحتي ضمن يادآوري علل بروز انقلاب قبول كرد كه در برخورد با اغتشاشات روزهاي آغازين نهضت تعلل و كوتاهي كرده و فريب هويدا را خورده است.اعليحضرت تعريف كرد كه چطور وقتي از نعمت‌الله نصيري (رئيس ساواك) پيرامون شورش‌هاي تبريز توضيح مي‌خواسته، هويدا به كمك نصيري شتافته و براي آنكه بي‌كفايتي ساواك را توجيه كند گفته است شورشيان مشتي كمونيست و توده‌اي هستند كه از آن طرف مرزها آمده‌اند! اين دو نفر مدتها اين فكر را به مخيله شاه انداخته بودند كه كمونيست‌‌ها (توده‌اي‌ها) در پشت اين حوادث هستند! پس از وقوع تظاهرات و آشوب‌هاي تبريز شاه در يك مصاحبه اعلام كرد كه باورش نمي‌شود تبريزي‌ها اين كارها را كرده باشند و او معتقد است كه اين افراد همه از آن سوي مرز آمده بودند.من به شاه عرض كردم: قربان! تركيه هم‌پيمان ما در پيمان نظامي ناتو است و با ما قرارداد امنيتي دارد و اجازه نمي‌دهد حتي يك نفر به طور غيرقانوني از مرز آن كشور به ايران عبور كند. مرز اتحاد شوروي هم با وسايل راداري پيشرفته كنترل مي‌شود و حتي يك كلاغ هم نمي‌تواند از آن طرف مرز بپرد و وارد ايران شود.گفتن اين حرف كه شورشيان از آن طرف مرز آمده‌اند در شأن اعليحضرت نيست، و باعث مضحكه ايران در دنيا مي‌شود و جهانيان سئوال مي‌كنند اين چه مملكتي است كه صدها هزار نفر مي‌توانند از مرزهاي آن به طور غيرقانوني عبور كنند؟!اعليحضرت گزارش بلندبالايي را كه توسط ساواك تهيه شده بود نشانم داد و من ديدم كه ساواك ضمن اشاره به عضويت يك آذربايجاني در كادر رهبري اتحاد شوروي (پوليت بورو) نتيجه گرفته است كه حيدر علي‌اف كه اصالتاً متولد زنجان است اهداف ناسيوناليستي دارد و دنبال اتحاد دو آذربايجان مي‌باشد و به همين خاطر آشوب‌هاي تبريز را دامن زده است.خدمت شاه عرض كردم: «چطور تا قبل از انتشار نامه عليه (آيت‌الله) خميني اين مسائل نبود؟!»معلوم بود كه خود شاه هم به اين حرفها اعتقاد ندارد اما دنبال خودفريبي است و نمي‌خواهد باور كند كه پس از يك دوره نسبتاً طولاني آرامش و سكون مملكت به طرف ناامني و سقوط پيش مي‌‌رود. همه ساله به دستور اعليحضرت بودجه هنگفتي در اختيار ساواك قرار مي‌گرفت و ساواك هم براي آنكه نشان بدهد لايق دريافت اين بودجه عظيم است داستان‌‌هاي عجيب و غريب جاسوسي درست مي‌كرد و طي گزارشاتي به عرض شاه مي‌رساند. مثلاً گزارش مي‌كردند كه در فلان شب‌نشيني خصوصي در برلين صدراعظم آلمان از نزديكي بيش از حد ايران به انگلستان انتقاد كرده و گفته نمي‌داند چرا شاه ايران فرصت‌هاي اقتصادي به آلمان نمي‌‌دهد.يا متن گفتگوي رهبر حزب كارگر در جلسه خصوصي حزب را مي‌آوردند و به شاه مي‌دادند و متأسفانه اعليحضرت سئوال نمي‌كردند كه چگونه شما به اين مطالب دست يافته‌ايد؟!ساواك حتي يك بار مدعي شده بود كه در دفتر نخست‌وزير انگلستان شنود گذاشته است.اعليحضرت از اين مطلب خوششان مي‌آمد. اصولاً اعليحضرت از جواني به داستان‌هاي پليسي و خصوصاً داستان‌هاي شرلوك هلمز و مايك هامر علاقه وافري داشتند و ساواك هم با اطلاع از اين علاقه شاه براي ايشان داستان مي‌ساخت. آنها گاهي اوقات هم براي نشان دادن كارايي ساواك عده‌اي را مي‌گرفتند و متهم به كارهايي مي‌‌كردند كه اصلاً صحت نداشت. مثلاً يك گروه روشنفكري را كه شب شعر برگزار مي‌كرد و هر ماه در خانه يكي از شعرا و نويسندگان (بيشتر مطبوعاتي) دوره مي‌گذاشت و تمايلات چپي داشت گرفتند و براي آن كه كار خود را مهم جلوه بدهند اعلام كردند كه اين گروه قصد گروگانگيري و ربودن والاحضرت وليعهد و ساير فرزندان شاه را داشته‌اند. دو نفر از اعضاي اين گروه بعداً اعدام شدند.در نتيجه اين گزارشات بي‌اساس اعليحضرت به همه كس و همه چيز بدبين شده بودند و همه را به چشم جاسوس «سيا» و يا اينتليجنت سرويس و يا ك – گ – ب مي‌ديدند! اشكال ديگر ساواك (در زمان مديريت نصيري) اين بود كه با هويدا ساخته بودند و مطابق ميل نخست‌وزير گزارشات مثبت در مورد پيشرفت‌هاي همه جانبه و توسعه امور مملكت به شاه مي‌دادند و تصويري از خوشبختي و رفاه و سعادت مردم ايران را در پيش چشمان شاه مي‌گشودند. گويي در اين مملكت حتي يك ناراضي هم وجود ندارد. متأسفانه شاه اين مطلب را باور كرده بود و وقتي در جريان تأسيس حزب فراگير رستاخيز اعلام شد كه هر كس در اين مملكت ناراضي است مي‌تواند بيايد پاسپورت خود را بگيرد و برود، تنها يك نفر تقاضاي خروج از مملكت را داد و شاه با توجه به اين مطلب هميشه مي‌گفت: «در اين مملكت يك نفر ناراضي بود كه او هم پاسپورتش را گرفت و رفت!»ارتشبد نصيري (رئيس ساواك) به جاي پرداختن به وظايفش به يك ماشين امضاء تبديل شده بود و اداره ساواك با پرويز ثابتي بود.نصيري در شمال ايران و در كيش به ساختمان‌سازي سرگرم بود و فعاليت‌هاي اقتصادي مي‌كرد. اشكال ديگر شاه علاقه مفرطش به ارتباطات جنسي گسترده با زنان بود و اوقات خود را به اين امور مي‌پرداخت و از وظايف كاري‌اش بازمي‌ماند. بايد بگويم كه اصولاً انتخاب نصيري براي رياست ساواك كار درستي نبود و نصيري قابليت‌هاي لازم براي كارهاي امنيتي و اطلاعاتي را نداشت. او چون سالها در گارد شاهنشاهي خدمت كرده و در جريان حوادث 25 تا 28 مرداد سال 32 هم وفاداري خودش را به شاه نشان داده بود به اين پست رسيد و لياقت بيشتري از خود نشان نداد.شاه از او خوشش مي‌آمد چون نصيري خودش را سگ اعليحضرت مي‌ناميد. اينكه او خود را چاكر مي‌ناميد از روي احترام بود و «چاكر» در فرهنگ فارسي از گذشته‌هاي دور وجود داشته و براي عرض احترام و ارادت به كار مي‌رفته و اكنون هم به كار مي‌رود. اصولاً لفظ «چاكر» يك اصطلاح درباري بوده است. اما اينكه يك نفر خود را سگ بنامد براي ما قابل قبول نبود.من در طول زندگيم دو نفر را به كلي فاقد كارآكتر ديده‌ام. اولي همين ارتشبد نصيري بود كه خود را سگ شاهنشاه مي‌ناميد و دومي دكتر اقبال بود كه مي‌گفت غلام خانه‌زاد شاهنشاه است. دعوابرسرغلامزادگی /علم واقبالجالب اينكه چندين بار ميان اسدالله علم و دكتر اقبال بر سر به كار بردن اين اصطلاح دعوا و درگيري شده بود و اقبال مي‌گفت او اصطلاح ‌«غلام خانه‌زاد» را ابداع كرده و علم مدعي بود كه قبل از وي پدرش هم غلام خانه‌زاد اعليحضرت رضاشاه و محمدرضاشاه بوده است!شاه دچار توهم بود و اين توهم را همين اطرافيان خائن و چاپلوس و متملق و دروغگو به ذهن او انداخته بودند.حتي در آمريكا هم مخالفان سياسي وجود دارند حتي در انگلستان هم زندانيان سياسي وجود دارند. چطور شاه باورش شده بود كه در ايران فقط يك ناراضي وجود داشته و او هم از كشور خارج شده است. هنوز براي من مبهم است!اعليحضرت فقط روزي متوجه پايان كار خود شد كه با هلي‌كوپتر از فراز تهران به تماشاي تظاهرات مردم پرداخت و شخصاً ديد كه ميليونها نفر در خيابانهاي تهران با مشت‌هاي گره كرده شعار «مرگ بر شاه» مي‌دهند.بعدها شهبانو فرح برايم تعريف كرد كه شاه بعد از بازگشت از آن بازديد هوايي دستور داد تمام افراد فاميل و نزديكان خانواده‌‌هاي پهلوي و ديبا به فوريت از كشور خارج شوند. همه كساني كه به نوعي وابسته به دو خانواده پهلوي و ديبا بودند به فوريت كشور را ترك كردند. افسران عاليرتبه ارتش و مديران بلندپايه مملكتي با كسب اجازه از شاه از مملكت خارج شدند و فقط شخص شاه و شهبانو تا روز نخست‌وزيري بختيار در كشور باقي ماندند. تنها كساني گير افتادند كه از نظر شاه در طول 13 سال گذشته به نوعي خيانت كرده و آشوب‌هاي مملكت ناشي از عملكرد اشتباه آنها بود.موقعي كه در پاناما بوديم اعليحضرت از اعدام بعضي سران رژيم شاهنشاهي توسط دادگاه انقلاب اظهار خوشوقتي مي‌كردند اما از اعدام سپهبد اميرحسين ربيعي فرمانده نيروي هوايي و سرتيپ خسروداد فرمانده هوانيروز ناراحت شدند.اعليحضرت اين دو نفر را زنداني نكرده بودند و آن دو فرصت كافي براي فرار از كشور را داشتند. ليكن دير جنبيدند و به دام افتادند. فرزند والاحضرت اشرف هم كه فرمانده يگان هاوركرافت نيروي دريايي در بندرعباس بود نتوانسته بود از كشور بگريزد.شاه به روان سپهبد ربيعي درود مي‌فرستاد و به ياد مي‌آورد كه در موقع خروج از ايران ربيعي و خسروداد خود را به روي پاهاي شاه انداخته و از او خواسته بودند تا چند ساعت ديگر در ايران بماند و به آنها اجازه بدهد تا مخالفان را بمباران هوايي كند.داستان عزيمت شاه از كشور و سرگرداني او در مصر، مراكش، پاناما، مكزيك، گرانادا و آمريكا بسيار تكان‌دهنده است.من يك جمله شاه را هرگز از ياد نمي‌برم. هنگامي كه آمريكايي‌‌ها به بهانه‌هاي مختلف مي‌كوشيدند تا از ورود وي به آمريكا جلوگيري كنند اظهار داشت: «اي كاش هرگز به دنيا نيامده بودم!»در آن روزهاي پايان عمرش همه نزديكانش نقاب از چهره كنار زدند و روي واقعي خود را به او نشان دادند. جعفر شريف امامي و محمدجعفر بهبهانيان و هوشنگ انصاري كه هر يك مقاديري از اموال شاه را در خارج كشور سرپرستي مي‌‌كردند هر يك به توان خود تا توانستند از اموال شاه دزديدند.در مصر شاه بهبهانيان را احضار كرد و او از سوئيس به آنجا آمد و شاه از او خواست تا اسناد مربوط به اموال غيرمنقول و منقول را به او برگرداند و به بانك‌هاي سوئيس اطلاع دهد كه از آن پس شاه شخصاً حساب‌هاي خود را سرپرستي خواهد كرد.شريف امامي را هم احضار كرد كه او نيامد و تلفني اطلاع داد كه آنچه مربوط به شاه بوده است را به حساب‌هاي ايشان منتقل كرده است. هوشنگ انصاري هم بي‌‌ادبي كرده و نيامد و گفت مشغله كاري‌اش اجازه مسافرت را به او نمي‌دهد.در آن روزهاي خروج از ايران عده‌اي همراه شاه و شهبانو بودند. من هم از آمريكا به آنها پيوسته بودم.مدتي قبل از سقوط رژيم عده‌اي از دانشجويان و مخالفان حرفه‌اي ايران (مقيم آمريكا) به سفارت ايران حمله كرده و آن را اشغال كردند و من به ناچار نتوانستم در سر كار خودم حاضر شوم. از آن پس اداره سفارت را جوان كم سن و سالي به نام روحاني در دست گرفت كه داماد ابراهيم يزدي وزير امور خارجه دولت بازرگان بود. (وقتي كه هنوز رسميت نداشت و يك دولت سايه در كنار دولت بختيار بود.) اما دولت آمريكا با اشغال‌كنندگان سفارت برخورد نكرد و حاكميت دولت جديد انقلابي و سفير خود خوانده آنها بر سفارت را پذيرفت. بچه خوشگل شاه چه کسی بود؟ يكي از دوستان صميمي شهبانو هم در ايران جا مانده بود و علياحضرت بيم آن داشتند كه او به دست انقلابيون بيفتد و اعدام شود. اين فرد آقاي فريدون جوادي بود كه اعليحضرت از او متنفر بودند و هميشه بين ايشان و شهبانو بر سر اين شخص دعوا بود. شاه او را بچه خوشگل مي‌‌ناميد و هميشه به شهبانو مي‌گفت كه خوب است اين بچه‌ خوشگل‌ها را از دور خود دور كنيد(!) اما شهبانو اهميتي نمي‌داد و از فريدون جوادي حمايت مي‌كرد. دوست دختر شاه/دوست پسرفرح چه کسانی بودند؟واقعيت اين است كه از سال 1353 يا 54 به بعد كه اعليحضرت پاي دختر سرلشكر آزاد را به كاخ باز كرد شهبانو براي مقابله به مثل و انتقامجويي از شاه با افرادي مانند فريدون جوادي رفت و آمد مي‌كرد.متأسفانه اين فريدون جوادي موفق به فرار از ايران شد و به آمريكا آمد و در نيويورك موقعي كه شاه در بيمارستان بستري بود خودش را به شهبانو رساند و باعث عذاب و ناراحتي شاه در آن روزهاي آخر عمر گرديد. ماجراي فراري دادن معشوقه فرحماجراي فراري دادن فريدون جوادي از ايران هم بسيار جالب است و شهبانو فرح براي آنكه او را از ايران خارج كنند يك ميليون دلار به فرزند راننده شاه كه در لندن زندگي مي‌كرد و دوستاني در ايران داشت دستمزد پرداختند.موقعي كه در مصر بوديم يك شب در سر ميز شام خانم جهان سادات، همسر رئيس جمهوري مصر كه يك زن اصفهاني‌الاصل و بسيار خونگرم و مهربان بود از شاه سئوال كرد كه چرا در برابر مخالفان شدت عمل از خود نشان نداده و دچار بي‌ارادگي و انفعال و شكست شده است؟شاه گفت كه بدش نمي‌آمده نهضت را متلاشي كند اما فرار سربازان از پادگان‌ها و حملة مسلحانه يك سرباز وظيفه به افسران گارد شاهنشاهي در سالن ناهارخوري اين فرصت سرکوبی نهضت خمینی را از او گرفت و معلوم بود كه در اين شرايط اگر دستور كشتار مخالفان را صادر مي‌كرد افسران و درجه‌داران و به ويژه سربازان تبعيت نمي‌كردند و چه بسا كه عليه خود وي اقدام كنند. سرکوبی اخوان المسلمین سپس خانم جهان سادات از قاطعيت شوهرش و مردانگي او در كشتار مخالفان و به ويژه اعضاي اخوان‌المسلمين و مسلمانان بنيادگرا تعريف و تمجيد كرد كه در واقع تعرضي به شاه و ضعف او بود.پرزيدنت سادات كه تا آن موقع ساكت نشسته بود براي اينكه جو را عوض كند و موضوع صحبت را تغيير دهد مطلب تاريخي بسيار جالبي را به ياد شاه آورد و گفت كه شاه را براي اولين بار در مراسم خواستگاري ايشان از علياحضرت ملكه فوزيه ديده است.شاه كنجكاو شد و توضيح بيشتري خواست و پرزيدنت سادات گفت: «وقتي كه وليعهد جوان ايران (شاه بعدي) براي خواستگاري از پرنسس فوزيه به قاهره آمده بود او جزو كادر افسران تشريفات ارتش در مراسم استقبال از وليعهد ايران بوده است!محمدرضاشاه از اين يادآوري تاريخي خيلي خوشحال و مشعوف شد و متلك‌هاي چند لحظه قبل جهان سادات را فراموش كرد.بايد بگويم كه پرزيدنت سادات مرد وفاداري بود و عليرغم حملات شديد دولت انقلابي جديدالتأسيس شاه را پناه داد و از او در كاخ پذيرايي دولت پذيرايي گرمي كرد.براي نخستين بار در تاريخ مي‌خواهم به عنوان وزير خارجه اسبق ايران و مطلع‌ترين شخص عرض كنم كه عامل اصلي صلح اعراب و اسرائيل و به ويژه عامل اصلي امضاي قرارداد صلح ميان اسرائيل و مصر شخص شاه بود و لاغير! باح ایران"شاه"به مصرواسرائیل برای کمپ دیویدايران در آن زمان يك ميليارد دلار به مصر كمك مالي بلاعوض داد تا با استفاده از آن كانال سوئز (تنها منبع درآمد ارزي مصر) را لايروبي و بازگشايي كند. در حدود همين مبلغ را هم به اسرائيل داديم و چون روابط خوبي با هر دو كشور داشتيم توانستيم آنها را به مذاكره و امضاي قرارداد صلح متقاعد كنيم.البته امضاي قرارداد بعدها انجام شد اما پايه‌گذار اين صلح شخص شاه ايران بود و تاريخ‌نگاران در آينده بايد به اين مطلب توجه كنند.موقعي كه در مصر بوديم شاه به ياد جلسات احضار ارواح والاحضرت اشرف در تهران افتاد و تصميم گرفت در مصر به احضار روح پدرش بپردازد و با او گفتگو كند.در تهران والاحضرت اشرف با استفاده از چند هيپنوتيزور و مديوم قوي و احضاركننده ارواح جلسات احضار ارواح را به طور مرتب برگزار مي‌كرد. آن موقع يك استوار در ارتش بود(کابوک) كه قدرت روحي خارق‌العاده‌اي داشت و احضار ارواح مي‌كرد. يك نفر نويسنده پا به سن هم در مؤسسه اطلاعات بود كه مطالب جالبي در مورد احضار ارواح مي‌نوشت و خودش هم استاد در اين فن بود.من گاهي در جلسات احضار ارواح حاضر مي‌شدم و هنوز هم تصورم اين است كه احضار روح در كار نيست، بلكه شخص هيپنوتيزور كه مدعي احضار ارواح است در واقع حاضرين در جلسه را به خواب مغناطيسي مي‌برد و وقتي آنها همه در خواب مغناطيسي هستند به آنها مي‌قبولاند كه در حال صحبت با روح موردنظرشان هستند. (تصور من اين است و شخصاً با آنكه در چندين جلسه احضار ارواح شركت كرده‌ام نسبت به اين مطلب بي‌‌اعتماد هستم!)به هر حال يك نفر احضاركننده ارواح پيدا كردند و آن چند شب كه در مصر بوديم بازي احضار ارواح برقرار بود و شاه كه به شدت بيمار بود و در اثر استفاده از داروهاي قوي ويژه بيماران سرطاني دچار توهمات ذهني شده بود ادعا مي‌كرد با رضاشاه و قوام‌السلطنه و محمدعلي فروغي تماس گرفته و آنها چه و چه به او گفته‌اند!حالا چطور يك نفر احضار كننده روح كه مصري بود و زبان فارسي نمي‌‌دانست ترتيب ملاقات شاه و گفتگوي او را با رضاشاه و رجال متوفي ايران داده بود براي ما هنوز لاينحل مانده است.در مصر كه بوديم ديويد راكفلر بانكدار معروف آمريكايي و يكي از چند نفر سرمايه‌دار بزرگ جهان و صاحب بانك معروف «چيس مانهتن» كه گفته مي‌شود دارايي او و خانواده‌اش (خانواده راكفلر) بيشتر از دارايي‌هاي دولت آمريكا است به ديدن شاه آمد. بايد بگويم در ميان دوستان آمريكايي شاه كه بعضي از آنها دوست صميمي من هم هستند هيچ‌كس را مانند آقاي هنري كيسينجر، فرانك سيناترا، ريچارد نيكسون و ديويد راكفلر باعاطفه و رفيق‌دوست و پايمرد نديدم! چه کسی مانع تحویل شاه به انقلابیون"ایران"شد؟مطمئناً اگر پيگيري‌هاي ديويد راكفلر و نفوذ او نبود شاه را در پاناما تحويل داده بودند. فرانك سيناترا و نيكسون و كيسينجر مرتباً به شاه تلفن مي‌زدند و در آن شرايط بحراني كه شاه بيش از هميشه به دلداري و حمايت دوستان نياز داشت به او تقويت روحي مي‌دادند. هنري كيسينجر كه يك نفر يهودي آمريكايي و از مردان پرنفوذ صحنه سياسي آمريكا و وزير خارجه اسبق آمريكا بود شاه را به خاطر كمك‌هايش به اسرائيل هميشه مي‌ستود و معتقد بود آمريكا و اسرائيل بايد با همه توان از شاه حمايت كنند.بعدها كه در آمريكا بوديم آقاي راكفلر كه سالها معاون رئيس جمهوري آمريكا بود و از مسائل فوق محرمانه اطلاع كافي داشت به شاه گفت كه بايد فكر بازگشت سلطنت به ايران را به كلي فراموش كند زيرا منافع آمريكا با منافع شاه و سلطنت منافات دارد.او گفت كه تاكنون منافع ما ايجاب مي‌كرد از شاه و حكومت سلطنتي حمايت كنيم و اكنون منافع درازمدت ما حكم مي‌كند كه حمايت از شاه را كنار بگذاريم.من چون سالها در دستگاه ديپلماسي كار كرده بودم معناي حرف‌هاي راكفلر را بهتر مي‌فهميدم.راكفلر مي‌گفت برنامه درازمدت آمريكا انحلال اتحاد شوروي و تجزيه اين امپراطوري است. او گفت كه آمريكا به دنبال درگير كردن اتحاد شوروي با جهان اسلام است. در آن زمان هنوز نيروهاي شوروي وارد افغانستان نشده بودند. مدتي بعد كه شوروي وارد افغانستان شد راكفلر با يادآوري پيش‌بيني خود گفت كه شوروي اشتباه آمريكا در ويتنام را تكرار كرده و قوايش در افغانستان تحليل خواهد رفت.بدين ترتيب آمريكايي‌ها موفق شدند اتحاد شوروي را به جنگي ناخواسته بكشانند و سپس سازمان سيا و ساير نهادهاي مخفي و نظامي آمريكا با تجهيز مجاهدين افغاني شوروي را در مرداب افغانستان گير انداختند.راكفلر معتقد بود با ايجاد حكومت‌هاي بنيادگراي اسلامي در مرزهاي شوروي مي‌‌توان بنيادگرايان را به جان شوروي انداخت و پنجاه ميليون مسلمان اتحاد شوروي را با روس‌ها درگير كرد و نهايتاً شوروي را به تجزيه كشاند. در سالهاي بعد صحت حرف‌هاي آن روز راكفلر ثابت شد و اتحاد شوروي به 15 جمهوري مستقل تجزيه شد و حتي ناسيوناليست‌ها در داخل فدراسيون روسيه هم به جنگ‌هاي استقلال‌طلبانه روي آوردند.بايد بگويم كه اقتصاد شوروي مبتني بر فروش نفت بود. اتحاد شوروي در آن زمان بزرگ‌ترين صادركننده نفت جهان بود و با گران بودن بهاي نفت درآمد زيادي كسب مي‌كرد و اين دلارهاي نفتي را براي سرنگوني حكومت‌هاي طرفدار غرب هزينه مي‌نمود و روز به روز بر دامنه ميزان نفوذ خود مي‌افزود. بروز انقلاب در ايران سبب كاهش شديد قيمت نفت گرديد و كاهش قيمت نفت درآمد اتحاد شوروي را به يك پنجم كاهش داد و سرانجام باعث متلاشي شدن اقتصاد شوروي گرديد.فروپاشي اتحاد شوروي از عواقب انقلاب در ايران بود و كاهش قيمت نفت از بشكه‌اي 40 دلار به بشكه‌اي هفت دلار چنان ضربه مهلكي به اتحاد شوروي وارد آورد كه حتي از تأمين مخارج جنگ افغانستان و خريد گندم براي مردم خود بازماند.در مصر بيماري شاه شدت گرفت و پزشكان فرانسوي اطلاع دادند كه شاه مدت زيادي زنده نخواهد ماند زيرا علاوه بر مشكل پروستات، كبد و طحال ايشان هم بزرگ شده است. (سرطان پيشرفت كرده بود.)اگر چه اين مطالب را فقط به شهبانو گفتند و در حضور شاه طوري رفتار كردند تا از وخامت حال خود مطلع نگردد اما شاه كه آدم باهوشي بود به فراست دريافت كه روزهاي پايان عمرش فرا رسيده است.آن شب با آنكه پزشكان، محمدرضا را از نوشيدن مشروبات الكلي منع كرده بودند شاه كنياك موردعلاقه‌اش (كوري وايزر) را نوشيد و پس از چند بار پر و خالي شدن گيلاس ناگهان به گريه افتاد و همگان را منقلب ساخت.خانم ليلي ارجمند شروع به ماليدن شانه‌هاي شاه كرد و وقتي شاه قدري حالش جا آمد با ناراحتي گفت: «من درست حال فرماندهي را دارم كه سربازان خود را در ميدان جنگ تنها گذاشته و گريخته است! اگر مي‌دانستم كه مرگ اين قدر زود به سراغم مي‌آيد هرگز كشور را ترك نمي‌كردم و حتي اگر به قيمت كشته شدنم تمام مي‌شد در كشور باقي مي‌ماندم.سپس اضافه كرد كه اگر از كشور خارج نشده بودم و مقاومت مي‌‌كردم و حتي كشته مي‌شدم لااقل تاريخ درباره من طور ديگري قضاوت مي‌كرد!در روزهاي اوليه سقوط سلطنت و روي كار آمدن دولت انقلابي در ايران، فكر وجود ارتباط ميان آمريكا و دولتمردان جديد در تهران فكري ساده‌لوحانه و خام به نظر مي‌رسيد اما بعداً كه سفارت آمريكا اشغال شد و اسناد آن به دست تندروها افتاد معلوم شد كه آمريكا از دو دهه قبل با رهبران اپوزيسيون در تماس بوده است.اين اسناد به دنيا نشان داد كه آمريكا يك «رياكار» بزرگ است و در كشورهاي جهان سوم در حالي كه از دولت‌هاي همپيمان خود حمايت و پشتيباني مي‌كند در عين حال آلترناتيو آنها را هم پرورش مي‌دهد.بعدها عده‌اي از اين افراد مانند صادق قطب‌زاده كه وزير خارجه دولت انقلابي بود به جوخه اعدام سپرده شدند و بعضي‌‌ها هم نظير ابوالحسن بني‌صدر به خارج گريختند. (و اين از عجايب روزگار و بازي‌هاي نادر دنياي سياست است كه اولين رئيس‌جمهوري اسلامي حالا از مخالفين جدي نظام ديني و جمهوري اسلامي است و در پاريس به طور مرتب با شهبانو فرح ملاقات مي‌كند و براي سرنگوني جمهوري اسلامي طرح و برنامه مي‌دهد...)موقعي كه ايرانيان به سفارت آمريكا حمله كردند و ديپلمات‌هاي آمريكايي را به گروگان گرفتند صادق قطب‌زاده موفق شد به مقامات آمريكا بقبولاند تا شاه را دستگير و به ايران مسترد كند.موقعي كه در پاناما بوديم موضوع دستگيري شاه و استرداد او به ايران وارد مراحل جدي و خطرناكي شد و اگر آقاي راكفلر و كيسينجر به داد شاهنشاه نرسيده بودند، مانوئل نوريه‌گا شاه را به دستور كارتر تحويل ايران داده بود! صادق قطب زاده ازعوامل"سیا"بود «صادق قطب‌زاده» وزير امور خارجه ايران از زمان جواني و اقامت در آمريكا براي سازمان‌هاي «سي – آي – اي) و (اف – بي – آي) در ميان دانشجويان ايراني و اعراب مقيم آمريكا جاسوسي مي‌كرد. او از افراد بسيار مورد اعتماد آمريكا بود و يك مأمور چندجانبه محسوب مي‌شد. من او را خوب مي‌شناختم و مي‌دانستم كه اصلاً دانشجو نيست و آدم فرصت‌طلب و عنصر ويژه‌اي است كه براي پول كار مي‌كند. ما در آمريكا سفارتخانه معظمي داشتيم و سوابق ايرانيان مقيم آمريكا در آنجا نگهداري مي‌شد و به همين دليل من خوب مي‌دانستم كه خيلي از اين افراد كه حالا به عنوان انقلابي به ايران رفته‌اند و خودشان را در حكومت وارد كرده‌اند داراي مليت مضاعف آمريكايي هستند و به قول مقامات اطلاعاتي، نفوذي مي‌باشند.وقتي اين حرف‌ها را به شاه منتقل مي‌كردم نمي‌پذيرفتند اما بعد كه سفارت آمريكا در تهران توسط دانشجويان تندرو اشغال شد و آنها پرونده‌هاي سفارت را منتشر كردند بسياري از چهره‌هاي به ظاهر انقلابي را به واسطه ارتباط با دولت آمريكا و يا حتي جاسوسي براي آمريكا دستگير و تحويل زندان دادند و حتي معاون نخست‌وزير آنها هم بعداً مأمور آمريكا از كار درآمد.اين حرف‌ها را من نمي‌زنم كه بگوئيد حرف‌هاي يك مخالف است، بلكه اسنادي است كه در سفارت آمريكا به دست آمد و پس از انتشار منجر به دستگيري عده زيادي از دولتمردان جديد ايران گرديد. عده‌اي از آنها در ضمن محاكمات خود در دادگاه انقلاب جاسوسي طولاني مدت براي آمريكا اعتراف كردند.از روزي كه اعليحضرت و شهبانو و همراهان به مصر آمدند و من به آنها پيوستم هميشه پاي يك گيرنده راديويي نشسته و به اخباري كه از تهران مي‌رسيد گوش مي‌كرديم. شنيدن اين اخبار آخرين قواي جسمي و دماغي پادشاه را هم به تحليل مي‌برد و او اصلاً باورش نمي‌شد كه كلانتري‌ها و پادگان‌هاي نظامي و كاخ‌هاي سلطنتي توسط مردم اشغال شده است. واقعاً فكر مي‌كرد در رويا به سر مي‌برد. شهبانو كه بيشتر از ما متوجه روحيات شاه بود مي‌گفت: «محمدرضا توان عقلي و فكري خود را از دست داده است»بله اين عاقبت تأسف‌بار آن پادشاه بود و ما از اينكه شاه مملكت را در اين وضعيت ناگوار مي‌ديديم واقعاً رنج مي‌برديم؟!بدترين خبر براي شاه و براي ما اشغال سفارت آمريكا در روز 25 بهمن 1357 بود. حمله به سفارت در روز «سنت والنتين» كه عيد مذهبي آمريكائيان است صورت گرفت اين اولين حمله به سفارت آمريكا بود و اشغال‌كنندگان سفارت كه عده‌اي از نيروهاي چپ‌گرا بودند بعداً محل سفارت را تخليه كردند اما بعد از مدتي سفارت مجدداً و اين بار براي مدتي طولاني اشغال شد. بختیاردرسفارت امریکا"هنگام اشغال"بود؟ما در آن موقع از طريق تلفن با بعضي دوستان و آشنايان خود در تهران تماس داشتيم و اطلاع يافتيم كه در اين حمله ويليام سوليوان (سفير وقت آمريكا) و شاهپور بختيار (آخرين نخست‌وزير شاه) كه در محل سفارت مخفي بوده دستگير و به محل مدرسه‌اي در حوالي ميدان ژاله (كه مقر رهبران انقلاب بود) منتقل شده‌اند.حمله به يك سفارتخانه در عرف سياسي چه معنايي دارد؟ در اين شرايط كمترين عكس‌العمل قطع رابطه سياسي ميان دو كشور است، اما آقاي سايروس ونس وزير امور خارجه آمريكا اعلام كرد كه اشغال سفارت آمريكا موجب قطع روابط ايران و آمريكا نخواهد شد.اين طرز برخورد نشان مي‌داد كه آمريكا با دولت جديد ايران كه دولت موقت ناميده مي‌شد و مهندس بازرگان در رأس آن قرار داشت ارتباط حسنه‌اي دارد.اعليحضرت و همراهان با هواپيماي اختصاصي شهباز كه يك هواپيماي جت بوئينگ 747 بسيار مدرن و با تجملات شاهانه بود از كشور خارج شده بودند و با همين هواپيما به مصر و از مصر به مراكش و بالعكس رفت و آمد كردند. اما چون اين هواپيما در فهرست‌هاي بين‌المللي «ياتا» تحت مالكيت دولت ايران قرار داشت متوجه شديم كه ممكن است دولت ايران با تمسك به راههاي قانوني هواپيما و مسافران آن را توقيف كند. پس شاه دستور داد تا خلبان معزي و خدمه پرواز كه عموماً از نيروي هوايي بودند هواپيماي 25 ميليون دلاري را به ايران بازگردانند.سرهنگ معزي خلبان ورزيده‌اي بود و به اعليحضرت علاقه زيادي داشت. او شخصاً مايل بود نزد ما بماند اما به دستور شاه به ايران بازگشت و هواپيما را به مسئولان دولت جديد تحويل داد. معزی بعداً به سازمان چريكي مجاهدين خلق پيوست و به همكاري با مسعود رجوي و ابوالحسن بني‌صدر پرداخت. در آن موقع علياحضرت شهبانو خيلي به اعليحضرت انتقاد كردند كه چرا فكر چنين روزي را نكرده و هواپيما را به نام خود به ثبت نداده است! دارایی هایی که شاه ازایران بردمن از اين جوانمردي اعليحضرت و بازگرداندن هواپيما خيلي خوشم آمد و به سهم خود از ايشان تشكر كردم.در واقع اعليحضرت نيازي به گرفتن اين هواپيما نداشتند زيرا ايشان با دارايي‌هايي كه نزديك به 40 ميليارد دلار تخمين زده مي‌شد مي‌توانستند هر وقت مايل باشند يك فروند از نوع جديد آن را خريداري كنند.مشكل ديگر اعليحضرت در ايام خروج از ايران وجود اطرافياني بود كه اصلاً مراعات حال ايشان را نمي‌كردند و به شاه مملكت (!) به عنوان يك صندوقچه پول و «مادر خرج» نگاه مي‌كردند!اين اطرافيان در هتل‌‌هاي مصر و مراكش و مكزيك و پاناما و مراكز خوشگذراني هر غلطي مي‌خواستند مي‌كردند و صورتحساب اعمال قبيح خود را به حساب اعليحضرت مي‌گذاشتند. مثلاً آقاي كامبيز آتاباي روزي چند نوبت دختران جوان ماساژور را به سوئيت مجلل خود در هتل مأمونيه دعوت مي‌كرد و دستمزد آنها را به حساب شاه مي‌گذاشت. يا خانم اميرارجمند در قمار شبانه دويست هزاردلار باخته بود و حالا از شاه مي‌خواست تا آن را بپردازد.برخي از همراهان به قدري وقيح بودند كه دستمزدهاي كلان شب‌نشيني با زنان مخصوص بار هتل را هم به حساب مخارج شاه مي‌گذاشتند.كم كم اين صورتحساب‌ها فزوني گرفت و وقتي به هشتصد هزار دلار رسيد شاه همه را خواست و به آنها گفت: «ما به پيك‌نيك نيامده‌ايم و در اينجا پول زيادي نداريم و وزارت درباري هم وجود ندارد تا مخارج ما را بپردازد بنابراين هر كس قادر به تأمين مخارج خود نيست مي‌تواند همين الساعه ما را ترك كند!در اولين موقع عده‌اي به التماس و گدايي افتادند و حتي با تضرع و گريه از شاه مي‌خواستند تا پولي به آنها بدهد. البته همه آنها دروغ مي‌گفتند و قبلاً حساب‌هاي بانكي خود در اروپا و آمريكا را كاملاً پر و مملو از دلار و ارزهاي معتبر كرده بودند و همه آنها داراي خانه و آپارتمان و املاك باارزش در اروپا و آمريكا بودند اما با تضرع و حتي گريه مي‌خواستند كه شاه به آنها پولي بدهد و ادعا مي‌كردند كه حتي پول سفر به اروپا و آمريكا را هم ندارند.به هر حال آنها موفق شدند هر يك مبالغي از 20 تا 50 هزار دلار از شاه بگيرند و هر چه من به اعليحضرت عرض كردم كه اينها دروغ مي‌گويند و وضع مالي خوبي دارند، شاهنشاه(!) با جوانمردي قبول كردند كه پولي به آنها پرداخته شود.حتي كامبيز آتاباي كه قوم و خويش اعليحضرت بود هم موقعيت را براي تيغ زدن شاه مناسب ديد و گفت اگر چه نيازي به پول ندارد اما اگر شاه به او پولي بدهد اين پول براي او شگون خواهد داشت و خوشبختي به ارمغان خواهد آورد!اعليحضرت از اين چرت و پرت آتاباي خوشش آمد و صدهزار دلار به او داد. كامبيز آتاباي چه نسبتی باشاه داشت؟ازدواج های شاهاصولاً اعليحضرت آتاباي را خيلي دوست داشت چون او خواهرزاده‌اش (پسر همدم‌السلطنه) بود. بعضي مسائل خانوادگي پهلوي از ديد تاريخ‌نگاران مخفي مانده است و كسي نمي‌داند كه اعليحضرت فقيد (رضاشاه) قبل از آنكه به تهران بيايد در همدان موقعي كه يك نفر قزاق ساده بود با يك زن همداني به نام صفيه ازدواج كرد و از او صاحب يك دختر و يك پسر شد كه اين دختر (همدم‌السلطنه) بعدها با آقاي ابوالفتح آتاباي ازدواج كرد و اين فرزند (كامبيز آتاباي) در واقع خواهرزاده شاه بود.باز داستان جالب ديگري كه هيچ‌كس نمي‌داند اين است كه اعليحضرت در فاصله طلاق دادن ملكه ثريا و ازدواج با ملكه فرح با يك خانم تهراني زندگي مي‌كرد و بدون ازدواج رسمي از ايشان صاحب يك دختر به نام «فوميكا» شد. اين دختر خانم كه اكنون در لس‌آنجلس زندگي مي‌كند پس از تولد به مادرش سپرده شد و اعليحضرت حاضر به اعطاي لقب شاهزادگي به او نشدند زيرا ازدواج ايشان رسمي نبود و اعلام آن سبب مشكلاتي مي‌شد. به همين خاطر اعليحضرت امكانات مالي گسترده‌اي به آن زن بخشيد و حقوق و مقرري ويژه‌اي نيز براي او و دخترش تعيين كردند تا به خارج از كشور برود و دور از ايران و دربار زندگي كند.همين شبكه تلويزيوني فارسي زبان معروف به پارس – تي – وي كه اكنون در لس آنجلس برنامه‌هاي جالبي (!) پخش مي‌كند متعلق به دختر شاه يعني خانم فوميكا پهلوي است!اين دختر"فولیکا" كه يك سال از رضاجان(!) بزرگتر است و سال 1338 در تهران متولد شده است بسيار دختر مهربان و باعاطفه است و موقعي كه شاه و همراهانش در مراكش بودند به اتفاق مادرش به قصر جنان‌الكبير آمد و خود را به پاهاي پدرش انداخت و او را غرق بوسه كرد. شاه در آن حالت بحراني از ديدن اين دختر كه شباهت فوق‌العاده‌اي به پدرش دارد بسيار خوشحال شد و بعدها شنيدم كه نيم درصد از دارايي‌هاي خود را به او بخشيده است.با اخطار شاه كه ديگر پولي براي ولخرجي‌هاي اطرافيان ندارد بسياري از كساني كه از تهران با هواپيماي اختصاصي و همراه شاه به خارج آمده بودند اطراف ايشان را خالي كردند و سراغ سرنوشت خود رفتند و دور و بر شاه و شهبانو خلوت شد.موقعي كه سلطان حسن دوم پادشاه مراكش تحت فشارهاي دولت انقلابي ايران تصميم به اخراج محترمانه ما گرفت اعليحضرت از من خواستند تا به فكر يافتن پناهگاهي امن براي ايشان باش منبع : خانه مشاور |آخرین روزهای شاه به روایت زاهدی
برچسب ها : آمريكا ,اعليحضرت ,بودند ,كرده ,باهاما ,ايشان ,اتحاد شوروي ,سفارت آمريكا ,كرده بودند ,احضار ارواح ,بايد بگويم ,جلسات احضار ارواح ,اعضاي خانواده پ

اهمیت استراتزیکی "فلوجه" واشغال وآزادسازی آن

:: اهمیت استراتزیکی "فلوجه" واشغال وآزادسازی آن

اهمیت استراتزیکی "فلوجه" واشغال وآزادسازی آن

ارتش عراق روز دوشنبه با حمایت هوایی آمریکا به گوشه جنوبی فلوجه حمله برد و یک ایستگاه پلیس در داخل این شهر را به تصرف خود در آورد و حمله مستقیم برای باز پس گیری یکی از سنگرهای اصلی شبه نظامیان داعشی را آغاز کرد.
 بیزنس اینسایدر نوشت: ارتش عراق روز دوشنبه با حمایت هوایی آمریکا به گوشه جنوبی فلوجه حمله برد و یک ایستگاه پلیس در داخل این شهر را به تصرف خود در آورد و حمله مستقیم برای باز پس گیری یکی از سنگرهای اصلی شبه نظامیان داعشی را آغاز کرد.
 
 یکی از اعضای شبکه تلویزیونی رویترز در فاصله حدود یک و نیم کیلومتری با کناره های شهر گفت، صدای شلیک های پیاپی گلوله و رگبار از نایمیا، یکی از بخش های عموما روستایی فلوجه در حاشیه جنوبی آن، شنیده می شود.
 
 یک واحد نظامی زبده، گروه واکنش سریع، در هنگام روز ایستگاه پلیس این منطقه را به کنترل خود در آورد.
 
به گفته افسران ارتش عراق، این واحد سپس  کمتر از دو کیلومتر دیگر به سوی شمال پیش رفت، و در فاصله 500 متری منطقه الشهدا، بخش جنوب شرقی توقف کرد.
 
فلوجه نزدیکترین محل استحکامات نظامی داعشی ها به بغداد بوده و باور بر این است که طراحی حملات انتحاری افزایش یافته در پایتخت عراق و کشتار [وحشیانه] شهروندان شیعه و مسئولان دولتی از این شهر صورت گرفته.
 
به گفته پلیس و منابع بیمارستانی، همزمان با افزایش فشار حملات نیروهای دولتی، بمب گذاران انتحاری سوار بر خودرو و یک موتور خود را در پایتخت عراق منفجر منفجر کردند. علاوه بر آن بمب دیگری نیز در یک خودرو جاسازی شده بود، و به کشته شدن 20 نفر و زخمی شدن بیش از 50 نفر در سه منطقه بغداد انجامید.
 
از سویی دیگر، نیروهای امنیتی کرد پیشروی خود در مناطق تحت تصرف داعش در شمال شرقی عراق را اعلام کرده، و روستاهایی در بیرون شهر موصل را از چنگال شبه نظامیان خارج کردند. موصل بزرگترین شهر تحت اشغال داعش است.
 
ارتش عراق عملیات خود برای به کنترل در آوردن فلوجه را هفته پیش آغاز کرد، و در اولین قدم محاصره شش ماهه این شهر که در 50 کیلومتری غرب بغداد واقع شده را تنگ تر کرد.
 
فلوجه که محل زندگی چندین قبلیه سنی است، اولین شهر در عراق بود که در ژانویه 2014 به دست داعش افتاد. این قبیله ها از تسلط شیعیان بر قدرت در عراق ناراضی بودند. چند ماه بعد، این گروه بخش های بزرگی از شمال و غرب عراق را تصرف کرد و با ضمیه کردن بخش هایی از سوریه اعلام خلافت کرد. 
 
بر اساس تخمین نظامیان آمریکایی بین 500 تا 700 شبه نظامی داعشی در فلوجه هستند
حملات اخیر به فلوجه موجب ایجاد نگرانی هایی در میان سازمانهای AID بین المللی در مورد وضعیت انسانی این شهر شده که در آن بیش از 50,000 فرد عادی در آن گرفتار هستند که دسترسی محدودی به آب، غذا، و خدمات درمانی دارند.
 
فلوجه از لحاظ وسعت در رده دوم شهرهای تحت کنترل شبه نظامیان داعشی پس از موصل است، که داعش آن را پایتخت فعلی خود نامیده و قرار گرفته در شمال عراق، دارای 2 میلیون نفر جمعیت پیش از جنگ"اشغال" بود.
 
پس از زادگاه صدام، تکریت و رمادی، مرکز استان غربی بزرگ الانبار، فلوجه سومین شهر اصلی در عراق است که دولت این کشور قصد دارد از چنگال داعش رها کند./۱۱ خرداد ۱۳۹۵ انتخاب
*مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:ازیک هفته قبل عراق دربوق وکرناکرد که آهای داعش !ماداریم حمله می کنیم،3روز قبل ازشروع عملیات عراق  ازطریق رادیو وتلویزیون وسایته(رسانه های دیداری وشنیداری ودیجیتالی)اعلام کرد ماداریم حمله می کنیم،حتی ساعت حمله ومکان حمله راگفت! که این مسئله برایم عجیب بود! چون درعملیاتها سعی درمخفی نگهداشتن است ،من تاحالا ندیدم که زمان حملات زمینی اطلاع رسانی شود،البته جملات هوایی درجنگ(دفاع مقدس)اطلاع رسانی می شد.
نتیجه اش آن شد که آنها براستحکاماتشان افزودند وعملیاتهای انتحاری را افزایش دادند،حداقل درفکرخنثی کردن شدند.
                                                        ***

عملیات سرنوشت ساز آزادسازی فلوجه به ساعت صفر نزدیک می شود

 اخبار و گزارش های دریافتی ازغرب بغداد حاکی است که گروه های مقاومت اسلامی عراق از مجموعه گروه های الحشدالشعبی، این روزها برای شروع عملیات بزرگ فلوجه آماده می شوند و جنبش حرکت اسلامی ' النجباء'، در روز چهارشنبه از گسیل نیروهایش به منطقه عملیاتی فلوجه خبر داد.

کاروان بزرگ نیروهای النجباء در مسیر غرب بغداد و از محورهای مختلف راهی منطقه عملیاتی استان الانبارعراق شده اند تا درعملیات آتی آزادسازی شهر فلوجه که از نگاه تحلیلگران نظامی به سر مار تروریسم معروف شده، شرکت کنند. 
هنوز زمان عملیات مشخص نیست، اما دفتر تهران گروه النجباء که دارای نیروهای زبده ای درجنگ علیه گروه های تروریستی درعراق و سوریه است، از قول شیخ اکرم الکعبی دبیرکل این گروه، از نزدیک شدن به ساعت صفر عملیات فلوجه خبر داده و از مردم خواسته است برای رزمندگان جبهه جنگ علیه تروریست ها و تکفیری ها دعا کنند. 
برخی اخبار نیز حاکی است که سایر گروه های مقاومت اسلامی و همچنین واحدهایی از ارتش عراق ، مواضع خود را در مناطق مختلف فلوجه تقویت کرده اند.
نیروی هوایی ارتش عراق نیز سه شنبه شب و روز چهارشنبه، هزاران نسخه اعلامیه از سوی فرماندهی عملیات مشترک را در 5 نقطه مهم و راهبردی استان الانبار از جمله فلوجه پراکنده است که در این اعلامیه ها از شهروندان خواسته است با نیروهای نظامی و امنیتی همکاری کرده و گوش به بیانیه های رادیو عراق باشند.
فلوجه در حدود 50 تا 60 کیلومتری غرب بغداد ، دومین شهر استان الانبار است که از آذرماه سال 92 و به دنبال ماه ها تحصن هدایت و حمایت شده از سوی سعودی ها و قطری ها، به اشغال گروه تروریستی داعش در آمد ، زمانی که هنوز تا حمله گسترده داعش به عراق و سقوط موصل حدود 6 ماه باقی مانده بود. 
فرماندهان نظامی و کارشناسان امنیتی معتقدند که فلوجه به دلیل فاصله بسیار اندک آن از بغداد ، منبع اصلی تامین کننده نیروهای داعش درحمله به پایتخت عراق است، بطوری که سهام الموسوی از نمایندگان پارلمان عراق روز چهارشنبه بر همین موضوع تاکید دوباره کرد.
وی به دنبال حملات تروریستی چند روزگذشته درمناطق مختلف بغداد، گفته که فلوجه کانون سازماندهی عملیات تروریستی علیه بغداد است. 
برخی منابع می گویند، روزهای آینده ، روزهایی سرنوشت ساز درجنگ علیه تروریسم درعراق خواهد بود و به نظر می رسد ، برغم مقاومت برخی بازیگران بین المللی و منطقه ای بویژه حامیان گروه های تروریستی و داعش، عملیات آزادسازی فلوجه به ساعت صفر خود نزدیک شده است. 30/02/1395 -ایرنا

                                                     ***

ورود نیروهای ویژه ارتش عراق به فلوجه

منابع امنیتی عراق اعلام کردند درگیری‌ها در فلوجه وارد فاز جدید خود شده و نیروهای ویژه ارتش عراق حمله نهایی به شهر فلوجه را آغاز کرده‌اند. در شهر هیت نیز خبر می‌رسد که نیروهای دولتی این شهر را به طور کامل از داعش پاکسازی کرده‌اند.

به گزارش ایسنا، به نقل از سایت شبکه خبری الجزیره، منابع دولتی عراق می‌گویند نیروهای ویژه عراق در لشکر طلایی ارتش این کشور بامداد امروز(دوشنبه) حمله نهایی به شهر فلوجه را آغاز کرده‌ و پس از چند روز محاصره شهر، وارد آن شده‌اند.

پیشتر توافق شده بود که نیروهای مردمی شیعه موسوم به" حشد شعبی" و دیگر یگان‌های مشارکت کننده در عملیات فلوجه تنها تا محاصره شهر پیش بروند و حمله نهایی برای آزادی شهر توسط "هنگ تاکتیکی" متشکل از نیروهای ویژه ارتش(مبارزه با تروریسم)، پلیس فدرال و برخی نیروهای محلی آموزش‌دیده انجام شود.

این حمله که مرحله سوم و نهایی آزادی شهر فلوجه است با پشتیبانی هوایی ارتش عراق و "حملات دقیق"جنگنده‌های ائتلاف تحت امر آمریکا آغاز شده است.

حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق با آغاز عملیات تاکید کرد که آزادی شهر بیش از 48 ساعت به طول نخواهد انجامید. با وجود این سخنان نخست وزیر اما به دلیل محاصره کامل شهر و عدم توانایی داعشی‌ها برای عقب‌نشینی یا فرار، جنگ در فلوجه برای آنها جنگ مرگ و زندگی خواهد بود احتمالا پاکسازی شهر به طول بینجامد.

شهر فلوجه به دلیل بافت فرهنگی و مذهبی خود از مهمترین پایگاه‌های داعش و گروه‌های افراط‌گرای عراقی محسوب می‌شود و یکی از اولین شهرهایی بود که دولت بغداد کنترل آن را از دست داد.

برخی منابع از کشته شدن 30 تن از نیروهای عراقی و داوطلبان مردمی در حمله گسترده داعش در جنوب فلوجه که با انفجار سه خودروی زرهی بمب گذاری شده توسط عوامل انتحاری همراه بود، خبر دادند.

خبرگزاری اعماق وابسته به گروه تروریستی داعش از کشته شدن 20 تن از نیروهای ارتش عراق و داوطلبان مردمی در حمله‌ای دیگر به شمال فلوجه خبر داد.

منابع پزشکی فلوجه نیز اعلام کردند، به دنبال عملیات ارتش و داوطلبان مردمی در فلوجه و اطراف آن دو غیرنظامی کشته و هشت تن دیگر از جمله چهار کودک زخمی شدند.

نیروهای عراقی و داوطلب‌های مردمی شهر فلوجه را سه روز است که به محاصره خود درآورده‌اند. نیروهای محاصره کننده هنوز در ورودی‌های شهر فلوجه هستند و نیروهای ویژه ارتش وارد شهر شده‌اند.

سعد الحدیثی، سخنگوی دولت عراق پیشتر گفته بود که نیروهای عراقی برای آزادسازی مرکز فلوجه آماده‌اند. هادی العامری، از برجسته‌ترین فرماندهان نیروهای داوطلب مردمی نیز گفته بود، یورش به فلوجه ظرف چند ساعت انجام خواهد شد.

از سوی دیگر برخی منابع از ادامه پیشروی های نیروهای ارتش عراق، داوطلبان مردمی و عشایر این کشور به سمت شهر فلوجه در استان الانبار خبر می‌دهند.

از سوی دیگر منابع امنیتی می‌گویند: نیروهای عراقی پس از ساعت‌ها درگیری شدید با نیروهای داعش موفق شدند تمامی محله‌های شهر هیت، دیگر شهربزرگ الانبار را که داعشی‌ها وارد آن شده بودند، پس بگیرند.

روز شنبه ده‌ها عضو داعش که تعدادی عامل انتحاری نیز در میان آنها بود به شکل ناگهانی به شهر هیت، در استان الانبار حمله کردند و با دادن تلفات سنگین توانستند بخش‌هایی از شهر را به اشغال خود درآورند.

جنگنده‌های ائتلاف ضد داعش نیز در بمباران پایگاه‌های گروه تروریستی داعش در این شهر شرکت داشتند. قاسم المحمدی، فرمانده عملیات جزیره اعلام کرد که نیروهای امنیتی ارتش، دستگاه مبارزه با تروریسم، پلیس و نیروهای عشایر موفق شدند 60 تن از نیروهای داعش را در هیت از پای درآورده و خسارات مادی بسیاری به آنها وارد کنند.

فرماندهی عملیات مشترک عراق حمله داعش به شهر هیت را در راستای کاهش فشار بر نیروهای این گروه تروریستی در داخل فلوجه دانست که هم‌اکنون در محاصره ارتش عراق است. ۱۰ خرداد ۱۳۹۵ فرارو

رییس سازمان بدر و فرمانده ارشد در تشکیلات مردمی 'الحشد الشعبی' روز یکشنبه :1395/03/09درگفت وگوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا در منطقه عملیاتی فلوجه تاکید کرد، فلوجه شهری عراقی و متعلق به فرزندان عراق است و خود عراقی ها آن را آزاد خواهند کرد و به صداهای ناهنجار برخی کشورهای منطقه گوش نخواهیم کرد.

به گزارش ایرنا 'هادی العامری' با اشاره به برخی صداهای ناهنجار در بین برخی کشورهای منطقه علیه عملیات مهم و سرنوشت آزادسازی فلوجه افزود که فلوجه شهری عراقی است و سرنوشت آن به خود عراقی ها مربوط است و خودشان آن را آزاد خواهند کرد و هیچ صدای ناهنجاری نمی تواند، آنها را از این هدف منصرف کند.
وی ادامه داد که عملیات مهم و تعیین کننده آزاد سازی فلوجه با قدرت تا تحقق همه اهداف پیش بینی شده و پایان بخشیدن به تروریسم در عراق ادامه خواهد یافت.
العامری تاکید کرد: از دیدگاه ما صداهای ناهنجاری که از برخی کشورهای منطقه شنیده می شود تلاشی است برای افزایش طول عمر تروریسم در عراق و می خواهند درد و رنج های ملت عراق از تروریسم همچنان ادامه یابد.
این فرمانده نظامی عراقی اضافه کرد: فلوجه یک کانون عمده بسیاری از حملات تروریستی به بغداد بوده است و معتقدیم، تا فلوجه و حومه بغداد از تروریسم پاکسازی نشود، حملات تروریستی در محلات مختلف پایتخت عراق، همچنان ادامه خواهد یافت.
وی تاکید کرد که باقی ماندن تروریسم در فلوجه و حومه بغداد، یعنی ریختن خون بیشتر مردم عراق و برهمین اساس بدون توجه به صداهای ناهنجار که اینجا و آنجا شنیده می شود، عملیات آزادسازی فلوجه به قوت خود، استمرار پیدا می یابد.
برخی کشورهای منطقه با همراهی رسانه های دراختیار خود طی روزهای اخیر علیه عملیات آزادسازی فلوجه که با مشارکت نیروهای عراقی اعم از ارتش، الحشدالشعبی، پلیس دولت مرکزی و نیز عشایر منطقه در حال انجام است، موضع گیری و مخالفت کرده اند.
در حال حاضر سازمان بدر با چهار تیپ نظامی، قویترین گروه مقاومت اسلامی در عراق است که در عملیات آزادسازی فلوجه شرکت دارد.
عملیات آزادسازی فلوجه با مشارکت گروه های مختلف مقاومت اسلامی وابسته به تشکیلات مردمی الحشد الشعبی، نیروهای ارتش، پلیس مرکزی و نیروی هوایی و بالگردهای ارتش در 23 ماه می آغاز شده است.
عملیات فلوجه از امروز /یکشنبه:1395/03/09/ با ورود نیروهای عراقی به داخل فلوجه، مراحل پایانی و تعیین کننده خود را پشت سر می گذارد.

منبع : خانه مشاور |اهمیت استراتزیکی "فلوجه" واشغال وآزادسازی آن
برچسب ها : فلوجه ,عراق ,نیروهای ,عملیات ,داعش ,ارتش ,ارتش عراق ,آزادسازی فلوجه ,نیروهای عراقی ,نیروهای ویژه ,عملیات آزادسازی ,عملیات آزادسازی فلوجه ,برخی

چهارنفری که درگهواره"کودکی" سخن گفته اند

:: چهارنفری که درگهواره"کودکی" سخن گفته اند
چهارنفری که درگهواره"کودکی" سخن گفته اند

پيامبر (ص)فرمودند: چهار نفر بودند كه در حال كودكى سخن گفتند:1- پسر آرايشگر دختر فرعون .2- بچه اى كه به پاكى يوسف شهادت داد.3- بچه اى كه به پاكى جريح عابد شهادت داد.4- عيسى ابن مسيح

تفسير آسان : ج 8، ص 98. نور الثقلين : ج 2، ص 422. تفسير نمونه : ج 9، ص 388.

منبع : خانه مشاور |چهارنفری که درگهواره"کودکی" سخن گفته اند
برچسب ها : درگهواره کودکی

بنی صدر"اولین رئیس جمهورانقلاب اسلامی"چگونه ازایران فرارکرد؟سرنوشت بوئینگ707

:: بنی صدر"اولین رئیس جمهورانقلاب اسلامی"چگونه ازایران فرارکرد؟سرنوشت بوئینگ707
بنی صدر(اولین رئیس جمهورانقلاب اسلامی)چگونه ازایران فرارکرد؟

بنی‌صدر که روز 12 بهمن 1357 همراه با امام خمینی و با هواپیمای حامل وی به تهران آمد در ابتدا چهره ناشناخته‌ای بود

بنی‌صدر در اولین انتخابات ریاست جمهوری که در 5 بهمن 1358 و به فاصله کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب برگزار شد، توانست با حدود 11 میلیون رأی سایر رقیبان خود از جمله محمدحسن آیت‌، صادق قطب‌زاده‌، دریادار مدنی‌، کاظم سامی‌، صادق طباطبایی‌، داریوش فروهر و حسن حبیبی را پشت سر گذاشته و به عنوان اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شود. 
 
ریاست جمهوری بنی‌صدر تنها 17 ماه به طول انجامید. وی در این مدت به تدریج با تمامی نهادهای انقلابی وارد فاز مقابله شد و در کنار عدم توجه به مصوبات قانونی مجلس، با حمایت از گروه‌هایی چون مجاهدین خلق و میدان دادن به آن‌ها در عرصه سیاسی، اعتماد مسئولان نظام از جمله نمایندگان را به اینکه می‌تواند فردی مناسب برای اداره کشور باشد، سلب کرد. اینچنین بود که ابتدا در 20 خرداد 1360 با حکم امام از فرماندهی کل قوا برکنار شد. 11 روز پس از صدور حکم امام‌، هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس گزارش آراء نمایندگان مجلس را در مورد عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری به اطلاع امام رساند. بر اساس این گزارش در 31 خرداد 1360 لایحه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر برای ادامه ریاست جمهوری در مجلس به تصویب رسید. اینچنین بود که سرانجام در اول تیرماه 1360 متعاقب تصویب لایحه، امام در پاسخ به نامه رئیس مجلس‌، بنی‌صدر را از ریاست جمهوری عزل کرد. 
 
عزل بنی‌صدر آغاز زندگی مخفی وی به مدت 5 هفته بود. در این دوره هیچ‌کس از محل اختفای وی مطلع نبود. رجوی بعدها گفت که مجاهدین خلق، بنی‌صدر را پس از برکناری از ریاست جمهوری در خانه‌ای واقع در مرکز تهران پنهان کرده بودند. هر روز سندی تازه برای اثبات عدم کفایت وی در مطبوعات منتشر می‌شد اما بنی‌صدر که تا پیش از آن کمتر اتهامی را بی پاسخ می‌گذاشت در آن شرایط ترجیح داده بود سکوت کند. وقایع 30 خرداد 1360 فضایی به وجود آورده بود که خشم مردم از بنی‌صدر و مجاهدین روز به روز افزوده می‌شد و برخی شعار اعدام بنی‌صدر را سر می‌دادند. 
 
در چنین فضایی بود که حدود یک هفته پس از انتخاب محمدعلی رجایی به سمت ریاست جمهوری، بنی‌صدر از کشور خارج شد. وی و مسعود رجوی رییس سازمان مجاهدین خلق در روز چهارشنبه هفتم مرداد 1360 با یک فروند هواپیمای بوئینگ 707 به خلبانی سرهنگ معزی، خلبان ویژه شاه، برای همیشه از ایران رفتند‌. معزی در دی‌ماه 1357 پس از آنکه شاه را به مصر و سپس به مراکش برد، در بازگشت از مراکش با تظاهر به جانبداری از انقلاب اسلامی، وارد کشور شد اما در مرداد 60 در عملیات خارج کردن بنی‌صدر و رجوی از کشور نقش محوری را ایفا کرد. 
 ورودبنی صدربه فرانسه
بنی‌صدر پس از فرود هواپیما در فرانسه به خانه‌اش در کشن واقع در 3 کیلومتری جنوب پاریس وارد شد. رئیس جمهوری معزول ایران در ساعت 10:15 به وقت محلی با یک اتومبیل دولتی و به همراه تعدادی پلیس که اتومبیل او را محافظت می‌کردند وارد آپارتمان سه خوابه‌اش در طبقه اول یک ساختمان متوسط در خیابان دوپون رویال شد که 40 پلیس فرانسه از آن حفاظت می‌کردند. عمه، خواهر و دو دختر بنی‌صدر در پاریس زندگی می‌کردند و از 20 ژوئیه دو روز پس از آنکه دادستان تهران گفت بنی‌صدر ناپدید شده است، پلیس با جلیقه ضدگلوله به حراست از این خانه پرداخته بود. 
فردای آن روز کانال دو تلویزیون فرانسه بنی‌صدر را نشان داد در حالی که سبیلش را تراشیده و در کنار مسعود رجوی، سلامتیان و سرهنگ معزی ایستاده بود. وی در پاسخ به سوالات خبرنگاران گفت: یک روز قبل، ساعت 6 بعدازظهر به وقت تهران به من خبر دادند، از این رو من در ساعت 20:30 سوار هواپیما شدم و در ساعت 22:30 به سوی فرانسه پرواز کردیم. 
 
روایت خلبان معزی از فرار بنی‌صدر و رجوی 
 

سرهنگ بهزاد معزی خلبان هواپیمای نظامی که بنی‌صدر را به پاریس برد قبل از اینکه در فرانسه فرود آید با رادیو به مقام‌های فرانسوی اطلاع داده بود که حامل رئیس جمهور سابق است که خواستار پناهندگی سیاسی است. وی پس از فرود آمدن در خاک فرانسه در گفت‌وگو با خبرنگاران به تشریح طرح فرار پرداخت.

برنامه فراربا هواپیما چگونه طراحی شد؟

معزی که خود را یکی از طرفداران مجاهدین خلق معرفی می‌کرد با بیان اینکه برنامه فرار از چندی قبل با دقت از سوی طرفداران بنی‌صدر در نیروهای مسلح و اعضای گارد سابق رئیس جمهوری سازمان داده شده بود، گفت: «صبح روز سه شنبه 6 مرداد 1360 یک نقشه پرواز آموزشی سوخت‌گیری شبانه را طراحی کردم و 4 تن دیگر از خدمه هواپیما را نیز در جریان گذاشتم. عصر روز موعود مطابق معمول به پایگاه هوایی رفتیم تا خود را برای یک پرواز عادی آماده کنیم. مخازن سوخت را پر و همه چیز را مرتب کردیم. ساعت 20:30 دقیقه بامداد موفق شدیم بنی‌صدر را به طور پنهانی وارد هواپیما کرده و آنجا پنهان کنیم و سرانجام ساعت 22:30 از باند فرودگاه برخاستیم و نخستین مرحله ماموریت خود را‌‌ همانطور که طرح‌ریزی کرده بودیم با موفقیت به انجام رساندیم.» معزی گفت: «با پرواز در ارتفاع کم موفق شدیم از حریم ایران بگذریم بدون آنکه هواپیما به وسیله رادار‌ها ردیابی شود. بعد از گذشتن از فراز ترکیه، شرق مدیترانه، قبرس و بالاخره یونان پرواز کردیم و در یونان رادارهای این کشور برای نخستین بار هواپیما را مشاهده کردند۰۷ مرداد ۱۳۹۲مشرق

                                                            ***

سرهنگ قاضی عسگر و سرهنگ دهقان بازگشته از فرانسه‌ ازفراربنی صدرمی گویند

دو خدمه هواپیمای نظامی "بوئینگ"707 سوخت‌رسان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در بازگشت از فرانسه، در گفت‌وگویی چگونگی فرار بنی‌صدر رئیس‌جمهور معزول ایران و رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) را تشریح کردند.

سرهنگ دهقان با اشاره به اینکه در تاریخ ششم مرداد ماه 1360  طبق برنامه روزانه  عازم مأموریت جنگی بوده و به همین دلیل در ساعت 9 شب سرگرم بازرسی قسمت‌های مختلف به جهت آماده کردن هواپیما جهت سوخت‌گیری بودیم، گفت:

هنگام بازرسی هواپیما متوجه شدم که در یکی از دو توالت هواپیما قفل است و خواستم این مسئله را به اطلاع مسئولان برسانم که مردی مسلح مرا دستگیر کرد و مدعی شد که در هواپیما بمب‌گذاری شده و کوچک‌ترین حرکت، باعث انفجار آن خواهد شد، پس از چند لحظه دیدم که سرهنگ قاضی‌عسگر را که در آن زمان همافر بود، دستگیر کرده و به نزد من آوردند.

سرهنگ قاضی‌عسگر در این خصوص گفت: آن شب پس از اینکه هواپیما را بازرسی کردیم، سرهنگ خلبان معزی در هواپیما را بست و در پاسخ به سؤالات من که پرسیدم همافر دهقان مسئول سوخت هواپیما کجاست؟ گفت: انتهای هواپیماست. من کنجکاوتر شده بودم، خواستم جهت جست‌وجو به قسمت عقب هواپیما بروم که شخصی فریاد زد:‌ایست، از جایت تکان نخور وگرنه شلیک می‌کنم!

در همان لحظه در توالت باز شد و دو نفر از داخل آن بیرون آمدند. یکی از آنها مردی بود که ریش داشت و خود را رجوی معرفی کرد و نفر دوم هم شخص لاغر اندامی بود. در همان زمان همافر وکیلی و مهندس پرواز هواپیما از پلکان هواپیما بالا آمدند تا دلیل عدم پرواز و تأخیر ما را بپرسند که به محض ورود، آنها را نیز دستگیر کردند.

بنی صدر-خلبان معزی-رجوی

پس از اینکه درها بسته شد هواپیما به راه افتاد و در حال صعود بود که در توالت مجدداً باز شد و شخص دیگری  با چهره عرق کرده و با لباس پرواز  بیرون آمد که رجوی او را دکتر بنی‌صدر رئیس‌جمهور ایران معرفی کرد. ما از آن لحظه متوجه شدیم که بنی‌صدر نیز در هواپیماست.

در تمام مدت پرواز، رجوی و یک نفر دیگر با اسلحه ما را زیر نظر داشتند و شخص دیگری نیز در داخل کابین، مرتباً در تماس با فرانسه بود و ما در عبور از مرزهای هوایی کشورهای مختلف با هیچ مشکلی مواجه نشدیم.

همافر دهقان در مورد اطلاع دولت فرانسه از هواپیما و فرود این هواپیما در خاک آن کشور گفت: به نظر می‌آمد که قبلاً فرود این هواپیما به اطلاع دولت فرانسه رسیده بود و پس از صحبت بنی‌صدر با نخست‌وزیر فرانسه که در هواپیما انجام شد، ما در فرودگاه فرانسه به زمین نشستیم.

"کلود شسون" وزیر امور خارجه فرانسه، به نقل از خبرگزاری فرانسه از پاریس ادعا کرد، ساعت 30:20 دقیقه بامداد روز چهارشنبه  هفتم مرداد 1360  با خبر شدیم که یک فروند هواپیمای ایرانی می‌خواهد وارد حریم فضایی فرانسه شود و فرود بیاید، کمی بعد متوجه شدیم هواپیما حامل بنی‌صدر است و یک هواپیمای نظامی است و لذا بلافاصله به پایگاه نظامی "آورو" راهنمایی شد. وزیر امور خارجه فرانسه سپس گفت: در این لحظه بود که ما از جریان خبردار شدیم و طبیعتاً یکی از سرنشینان هواپیما خبر داد که خواهان پناهندگی سیاسی است. با تقاضای پناهندگی سیاسی هم طبق مقررات فرانسه  یعنی خودداری از هر نوع فعالیت سیاسی در فرانسه  موافقت شد.

به گزارش یونایتدپرس، بنی‌صدر رئیس‌جمهور معزول ایران ساعت 30:4 بامداد پس از ورود به پایگاه هوایی (آورو) تحت حفاظت نیروهای امنیتی فرانسه به نقطه نامعلومی منتقل شد.

خبرگزاری پاریس به نقل از خبرگزاری فرانسه از پاریس اعلام کرد:کلود شسون- وزیر امور خارجه فرانسه از ابوالحسن بنی‌صدر خواسته است تا تعهد کتبی کند که به مقررات پناهندگی فرانسه احترام بگذارد. وی افزود بنی‌صدر با اطلاع مقامات فرانسوی در هر نقطه از خاک فرانسه که بخواهد می‌تواند اقامت گزیند، زیرا من بیم آن دارم که وی مقداری به حفاظت احتیاج دارد.

مقامات وزارت دفاع فرانسه گفتند به زودی تصمیماتی درباره تعدادی از افرادی که در هواپیما هستند، گرفته خواهد شد. یک سخن‌گوی وزارت دفاع فرانسه اعلام کرد: هواپیمای حامل بنی‌صدر از آسمان آتن عبور کرد و به مقامات هواپیمایی یونان اطلاع داد که هواپیما مورد تعقیب و حمله قرار گرفته است، وی گفت هواپیما در یک فرودگاه بخش یونانی قبرس فرود آمد و سپس رهسپار پاریس شد.

اظهارات مسعود رجوی‌

یونایتدپرس به نقل از مسعود رجوی دیروز گفت: بنی‌صدر تنها ساعت 6 بعدازظهر روز قبل، از برنامه فرارش به خارج از کشور آگاه شد. وی گفت حدود چهار ساعت پیش از پرواز، بنی‌صدر را در جریان امر قرار داده بودند. رجوی افزود: بنی‌صدر را پس از برکناری از ریاست جمهوری، در خانه‌ای واقع در مرکز تهران پنهان کرده بودند.

تشریح فرار توسط بنی‌صدر

 من یک روز قبل و در ساعت 6 بعدازظهر به وقت تهران به من خبر دادند، از این‌رو من در ساعت 30:20 سوار هواپیما شدم و در ساعت 30:22 به سوی فرانسه پرواز کردیم.

بازگشت دو خدمه پروازی از فرانسه به ایران‌

سرهنگ دهقان در پاسخ به این سؤال که آیا در بازگشت شما به ایران ممانعتی وجود داشت یا خیر؟ گفت: از همان ابتدا بنی‌صدر و رجوی و دو همکار دیگر آنان پایگاه نظامی فرانسه را ترک کردند ولی هر کدام از ما چهار نفر یعنی من و همافر قاضی‌عسگر، وکیلی و سروان اسکندریان را در پایگاه به اتاق‌های جداگانه‌ای بردند و همافر وکیلی و سروان اسکندریان با تهدیدهای مأموران امنیتی فرانسه مبنی بر اعدام آنها پس از بازگشت به ایران، پس از دو روز تصمیم گرفتند در همان پایگاه ‌بمانند.

قاضی‌عسگر در این رابطه افزود: صبح روز بعد از ورود به پایگاه، ما را به اتاق مأموران حفاظت بردند و در آنجا یک سرهنگ فرانسوی که خود را فرمانده پایگاه می‌خواند با تک‌تک بچه‌ها صحبت کرد وی در صحبت‌هایش سعی داشت اطلاعاتی در مورد جنگ از ما بگیرد: سؤالاتی در خصوص تعداد هواپیماهای شکاری ایران، تعداد تلفات در جنگ، خسارات ناشی از جنگ و اینکه آیا مردم ایران از وضع کنونی راضی هستند یا نه به دست آورد و ما نیز اطلاعات نادرستی به وی می‌دادیم و در خصوص بعضی از سؤالات، اظهار بی‌اطلاعی می‌کردیم.

وی افزود: این فرمانده سعی داشت با دادن وعده و وعیدهایی مانند دادن پناهندگی سیاسی و اشتغال به کار در آنجا ما را از بازگشت به ایران منصرف کند. آنها همچنین برای رسیدن به این منظور به ما می‌گفتند: مطمئن باشید که تا به حال افراد خانواده شما توسط پاسداران دستگیر شده‌اند و اگر به ایران بازگردید، شما را نیز در فرودگاه اعدام خواهند کرد. این سرهنگ فرانسوی پس از گفت‌وگوهای زیاد با ما این طور وانمود می‌کرد، که تمام کارهای شما برای اقامت در فرانسه آماده است و ما تنها منتظر پاسخ مثبت شما هستیم که پاسخ ما به این سرهنگ، این بود که ما فقط می‌خواهیم به ایران بازگردیم و اگر امروز به ایران برویم بهتر از فرداست.

هشدارهای رادار ایران‌

قاضی‌عسگر در مورد تغییر جهت هواپیما، به سمت شمال کشور گفت: در حالی که خلبان هواپیمای ربوده شده سمت شمال کشورمان را پیش گرفته بود و پیش می‌رفت مرتباً از رادار زمینی اخطار می‌شد که در صورت عدم بازگشت، مورد اصابت موشک قرار خواهید گرفت. به دنبال اخطارهای مکرر رادار، هواپیمای شکاری نیز به تعقیب هواپیمای ربوده شده پرداخت. هواپیمای جنگنده که با فاصله زیادی از هواپیمای ربوده شده در پرواز بود، به هواپیمای تانکر اخطار داد، که در صورت عدم تغییر جهت و عدم بازگشت، مورد اصابت موشک قرار خواهد گرفت، با این اخطار، خلبان هواپیمای تانکر گردشی کرد و پس از حصول اطمینان از اینکه هیچ هواپیمایی در تعاقب وی نیست، به سرعت راهش را ادامه داد و از شمال کشورمان گریخت.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری رئیس دادگاه‌های انقلاب و ارتش درخصوص مکانیزم فرار و اینکه چگونه افراد شخصی و غیرنظامی می‌توانسته‌اند از یک پایگاه نظامی به این سادگی فرار کنند گفت: این فرار را باید ناشی از ضعف فرماندهی منطقه دانست. با اینکه به ایشان تذکر داده شده بود که افرادی در نیرو هستند که ممکن است خطرهایی برای نیرو داشته باشند، حتی خود خلبان معزی از ارتش اخراج شده بود، ایشان را به بهانه اینکه وی دارد پرواز می‌کند به ارتش برگرداندند که این هم از حسن رأفت و عطوفت شهید فکوری بود و سوءنیتی در کار نبود.

ولی به عنوان قصور باید بپذیریم ضعف‌هایی هم در مورد تردد و کنترل و رفت و آمد در پایگاه و باند فرودگاه وجود داشته است؛ برای مثال وقتی خلبانان، میهمان یا همراهی داشته باشند، از نظر دژبان در پایگاه‌ها، به میهمان توجه نمی‌شود یعنی به صورت عرف است. وقتی فرد شناس است، افراد دیگر را می‌تواند به عنوان آشنا و دوست و همراه و غیره وارد پایگاه کند، که این نوعی ضعف است.

منبع : خانه مشاور |بنی صدر"اولین رئیس جمهورانقلاب اسلامی"چگونه ازایران فرارکرد؟سرنوشت بوئینگ707
برچسب ها : بنی‌صدر ,هواپیما ,فرانسه ,ساعت ,هواپیمای ,سرهنگ ,ریاست جمهوری ,پناهند سیاسی ,خلبان معزی ,پرواز کردیم ,معزول ایران ,بنی‌صدر رئیس‌جمهور معزول ,

گرانفروش یک مداح وجریمه 14 میلیون تومانیش

:: گرانفروش یک مداح وجریمه 14 میلیون تومانیش
 جریمه 14 میلیون تومانی مداح گران فروش
در بررسی این پرونده مشخص شد فرد متخلف به ازای اجرت و حق الزحمه باید هشت میلیون ریال دریافت می کرد اما 50 میلیون ریال مطالبه و دریافت داشته است.
دبیرکل تعزیرات حکومتی خراسان رضوی گفت: یک مداح به دلیل تخلف بخاطر اخذ وجه اضافی در برگزاری آئین مذهبی به پرداخت 142 میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت و شاکی خصوصی محکوم شد.

 این اداره کل روز یکشنبه به نقل از حمیدرضا کریم گزارش داد: گفت: در پی طرح شکایت یک شاکی خصوصی مبنی بر اخذ وجه اضافی توسط مداح در برگزاری مراسم مداحی پرونده آن به شعبه چهارم تعزیرات حکومتی مشهد ارجاع شد.
وی افزود: پس از بررسی و اعلام نظر کارشناس مذهبی اداره کل تبلیغات اسلامی، تخلف انتسابی محرز شناخته شد.
بجای800هزارتومان5میلیون مطالبه می کرده
مدیرکل تعزیرات حکومتی خراسان رضوی ادامه داد: در بررسی این پرونده مشخص شد فرد متخلف به ازای اجرت و حق الزحمه باید هشت میلیون ریال دریافت می کرد اما 50 میلیون ریال مطالبه و دریافت داشته است.

وی گفت: بر این اساس بزه اخذ وجه اضافی توسط وی محرز و شعبه چهارم تعزیرات حکومتی مشهد نیز این فرد را به پرداخت 100 میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت، ممهور نمودن پروانه به مهر تخلف اول و پرداخت 42 میلیون ریال جزای نقدی در حق شاکی خصوصی محکوم کرد./۲۰ تير ۱۳۹۵عصرایران بنقل از ایرنا
منبع : خانه مشاور |گرانفروش یک مداح وجریمه 14 میلیون تومانیش
برچسب ها : میلیون ,ریال ,دریافت ,حکومتی ,تعزیرات ,مداح ,میلیون ریال ,تعزیرات حکومتی ,ریال جزای ,شاکی خصوصی ,جزای نقدی ,چهارم تعزیرات حکومتی ,شعبه چهارم تعز

نمایندگان مجلس دهم+جدول گرایشات1395

:: نمایندگان مجلس دهم+جدول گرایشات1395
اسامی نهایی نمایندگان مجلس دهم/ تغییر ۵۳ درصدی ترکیب مجلس نهم + جدول اسامی و گرایش 
پس از بررسی هیئت‌های اجرایی و نظارت و رسیدگی به شکایات و همچنین پس از آنکه یک‌هزار و 480 نفر از تأییدصلاحیت‌شدگان انصراف دادند، در نهایت 4 هزار و 844 نفر در سراسر کشور برای انتخابات مجلس رقابت کردند.
جدول زیر، لیست کاندیداهایی است که با رای مردم، از خرداد سال 95 "نماینده مردم در مجلس دهم" هستند.
توضیح جدول 1:: نمایندگانی که نامشان به رنگ قرمز است، در مجلس نهم نماینده نبوده‌اند و نمایندگانی که نام‌شان به رنگ آبی است، در مجلس نهم هم نماینده بوده و مجددا به مجلس راه یافته‌اند.
توضیح جدول 2:: این آمار و نتایج به نقل از منابع رسمی شامل ستاد انتخابات کشور، فرمانداری یا استانداری‌ها است.
توضیح جدول 3:: گرایش منتخبان مجلس دهم بر اساس اعلام خودشان یا قرار گرفتن نام‌شان در لیست‌های انتخاباتی است.
بر اساس آمار این جدول، تاکنون 53 درصد نمایندگان مجلس نهم دیگر در مجلس دهم حضور ندارند. البته برخی نمایندگان حوزه انتخابیه خود را تغییر داده و در حوزه جدید هم به دور دوم راه یافته‌اند و ممکن است از حوزه جدید وارد مجلس شوند. ردیف حوزه انتخابیه نماینده مجلس نهم پیروز انتخابات مجلس دهم گرایش (غیر رسمی) 1- اردستان احمد بخشایش اردستانی سید صادق طباطبائی‌نژاد اصولگرا 2- فردوس، طبس، بشرویه و سرایان محمدعلی عبدالله زاده محمدرضا امیرحسنخانی اصولگرا 3- دامغان عبدالرحمان رستمیان اسماعیل حسن بیگی مستقل 4- شاهرود کاظم جلالی سیدحسن حسینی شاهرودی اصولگرا 5- لردگان محمدجلیل سرقلعه محمد خالدی اصلاح‌طلب 6- گرمسار غلامرضا کاتب غلامرضا کاتب مستقل 7- مبارکه علی ایران‌پور زهرا سعیدی مستقل 8- نطنز محمد فیروزی مرتضی صفاری نطنزی اصولگرا 9- نائین و خور و بیابانک سیدحمیدرضا طباطبائی عباسعلی پوربافرانی مستقل 10- دشت آزادگان و هویزه ناصر صالحی‌نصب قاسم ساعدی اصولگرا 11- الیگودرز محمدتقی توکلی محمد خدابخشی اصولگرا 12- فریمان و سرخس احمد سجادی احسان قاضی زاده اصولگرا 13- نجف‌آباد و تیران ابوالفضل ابوترابی ابوالفضل ابوترابی اصولگرا 14- نقده و اشنویه عبدالکریم حسین‌زاده عبدالکریم حسین‌زاده اصولگرا 15- بیرجند، درمیان و خوسف سید محمدباقر عبادی سید محمد باقر عبادی اصولگرا 16- سلسله و دلفان حجت‌الله خدایی سوری علی رستمیان مستقل 17- سبزوار محمدرضا محسنی ثانی حسین مقصودی مستقل 18- سبزوار رمضانعلی سبحانی‌فر رمضانعلی سبحانی‌فر اصولگرا 19- اردکان محمدرضا تابش محمدرضا تابش اصلاح طلب 20- شاهین‌شهر و میمه حسینعلی حاجی دلیگانی حسینعلی حاجی دلیگانی اصولگرا 21- مشهد سید هاشم بنی هاشمی رضا شیران خراسانی اصولگرا 22- علی‌آباد کتول رحمت‌الله نوروزی اسدالله قره خانی اصولگرا 23- کلیبر و هوراند ارسلان فتحی‌پور وی‌الله قلی زاده اصولگرا 24- رامیان و آزادشهر رضا صابری علیرضا ابراهیمی اصولگرا 25- سمنان علیرضا خسروی احمد همتی اصلاح‌طلب 26- نهبندان و سربیشه مراد هاشمی زهی نظر افضلی اصولگرا 27- گنبدکاووس سلیمان عباسی قره‌جه طیار اصلاح‌طلب 28- قاین و زیرکوه جواد هروی فرهاد فلاحتی اصولگرا 29- بوکان محمدقسیم عثمانی محمد قسیم عثمانی اصلاح طلب 30- گناباد و بجستان محمد رجایی حمید بنایی اصولگرا 31- خواف و رشتخوار محمود نگهبان سلامی محمود نگهبان سلامی اصولگرا 32- قم احمد امیرآبادی احمد امیرآبادی اصولگرا 33- آستانه‌اشرفیه محمدحسین قربانی محمدحسین قربانی اصولگرا 34- تالش، رضوان‌شهر و ماسال محمود شکری محمود شکری اصولگرا 35- بهار و کبودرآهنگ محمدعلی پورمختار محمدعلی پورمختار اصولگرا 36- اقلید الیاس طاهری سیدحسن افضلی اصلاح طلب 37- بیجار سیدمحمد بیاتیان حمدالله کریمی مستقل 38- قروه و دهگلان حامد قادرمرزی علی‌محمد مرادی مستقل 39- خرمشهر عبدالله سامری عبدالله سامری اصولگرا 40- گرمی میرقسمت موسوی سیدحمایت میرزاده اصلاح طلب 41- سیرجان و بردسیر شهباز حسن پور بیگلری شهباز حسن پور بیلگری اصولگرا 42- تویسرکان کاظم سلیمی (اولین نماینده ورودی) محمدمهدی مفتح اصولگرا 43- شهربابک حسین فتاحی علی اسدی اصلاح طلب 44- شیروان عبدالرضا عزیزی عبدالرضا عزیزی اصولگرا 45- اسفراین هادی قوامی هادی قوامی اصلاح طلب 46- فاروج و قوچان هادی شوشتری هادی شوشتری اصولگرا 47- شوش سیدراضی نوری سیدراضی نوری اصولگرا 48- قم علی لاریجانی علی لاریجانی اصولگرا 49- قم محمدرضا آشتیانی مجتبی ذوالنور اصولگرا 50- ملکان شهروز افخمی سلمان خدادادی اعتدال‌گرا 51 نیشابور حسین سبحانی‌نیا حمید گرمابی اصلاح‌طلب 52- نیشابور علی مروی هاجر چنارانی اصولگرا 53- تربت جام و تایباد غلامرضا اسداللهی جلیل رحیمی جهان آبادی اصلاح‌طلب 54- کاشمر محمدرضا اسماعیل نیا بهروز بنیادی اصلاح‌طلب 55- اسدآباد بهروز نعمتی اکبر رنجبرزاده اصولگرا 56- ملایر علی‌نعمت چاردولی محمد کاظمی اصلاح‌طلب 57- بناب محمد باقری بناب ضیاءالله اعزازی اصولگرا 58- لارستان، خنج و گراش جمشید جعفرپور جمشید جعفرپور اصولگرا 59- دزفول عباس پاپی‌زاده پالنگان عباس پاپی‌زاده پالنگان اصولگرا 60- رامهرمز و رامشیر شمس‌الله بهمنی اقبال محمدیان اصولگرا 61- ورزقان دهقان الله‌وردی رضا علیزاده اصولگرا 62- کاشان عباسعلی منصوری سید جواد ساداتی‌نژاد اصولگرا 63- دشتی و تنگستان محمدمهدی پورفاطمی سیدکمال‌الدین شهریاری اصولگرا 64- زرند و کوهبنان حسین امیری خامکانی حسین امیری‌خامکانی اصلاح طلب 65- خمینی‌شهر محسن صرامی سیدجواد ابطحی اصولگرا 66- گلپایگان و خوانسار سیدمحمدحسین میرمحمدی  علی بختیار اصلاح‌طلب 67- لنجان مجید منصوری محسن کوهکن اصولگرا 68- صومعه‌سرا حمیدرضا خصوصی سید کاظم دلخوش اباتری مستقل 69- قزوین، البرز و آبیک داود محمدی داود محمدی مستقل-اعتدالگرا 70- قزوین، البرز و آبیک مرتضی حسینی سیده حمیده زرآبادی اصلاح‌طلب 71- بوئین زهرا روح‌الله جانی عباسپور روح‌الله بابایی صالح اصلاح‌طلب 72- تاکستان رجب رحمانی بهمن طاهرخانی اصلاح‌طلب 73- ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد مفید کیایی‌نژاد محمود بهمنی اصولگرا 74- بابل علی‌اکبر ناصری علی نجفی خوشرودی اعتدالگرا 75- تفت و میبد سیدجلال یحیی‌زاده (مرحوم) کمال دهقانی فیروزآبادی اصلاح‌طلب 76- آستارا صفر نعیمی‌زر ولی داداشی مستقل 77- میانه محمدعلی مددی فردین فرمند اصلاح‌طلب 78- میانه سیدبهلول حسینی یعقوب شیویاری اصولگرا 79- اردبیل منصور حقیقت‌پور صدیف بدری اصولگرا 80- اردبیل کمال‌الدین پیرمؤذن رضا کریمی اصلاح‌طلب 81- اراک، کمیجان و خنداب عباس رجایی علی‌اکبر کریمی اصولگرا 82- تفرش، آشتیان و فراهان کاظم سپاسی محمد حسینی مستقل 83- زاهدان  ناصر کاشانی علیم یارمحمدی اصلاح‌طلب 84- زاهدان حسینعلی شهریاری حسینعلی شهریاری اصولگرا 85- سپیدان عنایت الله هاشمی سید علاء الدین خادم اصلاح‌طلب 86- لاهیجان و سیاهکل ابوذر ندیمی ذبیح الله نیک فر اصولگرا 87- رودسر املش محمدمهدی رهبری اسدالله عباسی اصولگرا 88- سقز و بانه محسن بیگلدی محسن بیگدلی اعتدال‌گرا 89- کرمان و راور  محمدرضا پورابراهیمی محمد رضا پورابراهیمی اصولگرا 90- کرمان و راور محمدمهدی زاهدی محمد مهدی زاهدی اصولگرا 91- رامسر، تنکابن، عباس‌آباد شمس الله شریعت نژاد شمس‌الله شریعت‌نژاد اصلاح‌طلب 92- بندرعباس، هرمز، قشم، ابوموسی  ابوالقاسم جراره حسین هاشمی تختی نژاد اصولگرا 93- بندرعباس، هرمز، قشم، ابوموسی منصور آرامی احمد مرادی اصولگرا 94- بندرعباس، هرمز، قشم، ابوموسی محمد آشوری تازیانی محمد آشوری تازیانی اصولگرا 95- میناب، جاسک و سیریک سیدعبدالکریم هاشمی سید مصطفی ذوالقدر اصلاح‌طلب 96- نکا، بهشهر و گلوگاه احمدعلی مقیمی علی‌‌محمد شاعری اصولگرا 97-  نور و محمودآباد عبدالوحید فیاضی علی اسماعیلی ‌اصلاح‌طلب 98- مشکین شهر یونس اسدی ولی ملکی مستقل 99- خلخال و کوثر جلیل جعفری بنه بشیر خالقی اصولگرا 100- بابلسر و فریدونکنار مقداد نجف‌نژاد ولی‌الله نانواکناری اصولگرا 101- فلاورجان سید ناصر موسوی‌لارگانی سید ناصر موسوی‌لارگانی اصولگرا 102- همدان ابراهیم کارخانه‌ حمیدرضا حاجی بابایی اصولگرا 103- آمل عزت‌الله یوسفیان ملا عزت‌الله یوسفیان ملا اصولگرا 104- نوشهر، چالوس و کلاردشت قاسم احمدی لاشکی قاسم احمدی‌لاشکی اصولگرا 105- بستان آباد غلامرضا نوذری محمد وحدتی هلان مستقل 106- بم، ریگان، فهرج و نرماشیر موسی غضنفرآبادی حبیب الله نیکزاده پناه اصلاح‌طلب 107- شهرکرد سیدسعید زمانیان اردشیر نوریان اصلاح‌طلب 108- فریدن و فریدون‌شهر اصولگرا اکبر ترکی اصولگرا 109- کرج عزیز اکبریان عزیز اکبریان اصولگرا 110- کرج محمدجواد کولیوند محمدجواد کولیوند اصولگرا 111- کوهدشت الله‌یار ملکشاهی الله‌یار ملکشاهی اصولگرا 112- پلدختر علی کائیدی سید حمیدرضا کاظمی اصولگرا 113- تبریز مسعود پزشکیان مسعود پزشکیان اصلاح طلب 114- تبریز میرهادی قره‌سید احمد علیرضابیگی اصولگرا 115- شیراز سید‌حسین ذوالانوار مسعود رضایی اصلاح‌طلب 116- خوی مؤید حسینی‌صدر سیدتقی کبیری اصولگرا 117- لنگرود مهرداد بائوج لاهوتی مهرداد بائوج لاهوتی اصلاح‌طلب 118- لامرد و مهر سیدموسی موسوی سیدمحسن علوی اعتدالگرا 119- قصرشیرین، سرپل‌ذهاب و گیلانغرب سیدفتح‌الله حسینی فرهاد تجری اصولگرا 120- مرودشت، پاسارگاد و ارسنجان محمدمهدی برومندی محمدمهدی برومندی اصولگرا 121- یزد سید ابوالفضل موسوی سیدابوالفضل موسوی اصلاح‌طلب 122- شوشتر و گتوند سیدمحمد سادات ابراهیمی سهراب گیلانی اصولگرا 123- بجنورد، مانه و سملقان موسی‌الرضا ثروتی علی اکبری اصلاح‌طلب 124- بجنورد، مانه و سملقان قاسم جعفری علی قربانی اصلاح‌طلب 125- خاش حمیدرضا پشنگ علی کرد اصولگرا 126- ایرانشهر، فنوج و دلگان سعید اربابی محمد نعیم امینی‌فرد (مستقل) 127- سراوان هدایت الله میرمرادزهی محمد باسط‌ درازه‌ای مستقل 128- چابهار، کنارک، نیکشهر و قصرقند یعقوب جدگال عبدالغفور ایران‌نژاد اصولگرا 129- زابل و زهک سیدباقر حسینی حبیب‌الله دهمرده اصولگرا 130- زابل و زهک حلیمه عالی احمدعلی کیخا اصلاح‌طلب 131- کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده سیدعلی بزرگواری عدل هاشمی‌پور اصولگرا 132- جهرم محمدرضا رضایی محمدرضا رضایی اصولگرا 133- پیرانشهر و سردشت رسول خضری رسول خضری مستقل 134- مهاباد عثمان احمدی جلال محمودزاده مستقل 135- بویراحمد و دنا غلام محمد زارعی غلام محمد زارعی اصلاح‌طلب 136- رشت غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی اصلاح‌طلب 137- ساری و میاندورود سیدرمضان شجاعی کیاسری علی اصغر یوسف نژاد اصلاح‌طلب 138- ساری و میاندورود محمد دامادی محمد دامادی اصلاح‌طلب 139- مشهد امیرحسین‌قاضی‌زاده امیرحسین‌قاضی‌زاده اصولگرا 140- مشهد نصرالله پژمان‌فر نصرالله پژمان‌فر اصولگرا 141- مشهد حسین‌زاده‌بحرینی حسین‌زاده‌بحرینی اصولگرا 142- همدان و فامنین امیر خجسته امیر خجسته اصولگرا 143- شادگان عبدالله تمیمی مجید ناصری نژاد اصولگرا 144- گچساران غلامرضا تاجگردون غلامرضا تاجگردون اصلاح طلب 145- بوشهر، گناوه، دیلم عبدالکریم جمیری عبدالحمید خدری اصلاح‌طلب 146- دشتستان سیدمهدی موسوی‌نژاد محمدباقر سعادت اعتدال‌گرا 147- شیراز ضرغام صادقی بهرام پارسایی اصلاح طلب 148- شیراز احمدرضا دستغیب فرج الله رجبی اصلاح طلب 149- انزلی حسن خسته‌بند حسن خسته‌بند اصولگرا 150- پاوه نعمت منوچهری شهاب نادری اصولگرا 151- کرمانشاه محمد رزم سید قاسم جاسمی اصولگرا 152- کرمانشاه عبدالرضا مصری عبدالرضا مصری اصولگرا 153- آبادان جواد سعدون‌زاده عامر کعبی مستقل 154- آبادان محمدسعید انصاری جلیل مختار مستقل 155- کنگان، دیر، جم و عسلویه موسی احمدی سکینه الماسی اعتدال‌گرا 156 رفسنجان و انار حسین آذین احمد انارکی محمدی اصلاح‌طلب 157- هشترود غلامحسین شیری سیدحمزه امینی مستقل 158- درگز حسین محمدزاده عبدالله حاتمیان اصلاح‌طلب 159- قائم‌شهر، سوادکوه، جویبار سیدهادی حسینی عبدالله رضیان اصلاح‌طلب 160- نهاوند مهدی سنائی(سفیر ایران در مسکو) حسن بهرام‎نیا اصولگرا 161- پاکدشت فرهاد بشیری محمد قمی اصلاح‌طلب 162- اسلام آباد غرب و دالاهو علی جلیلیان حشمت الله فلاحت پیشه اصولگرا 163- کنگاور، صحنه و هریسن وحید احمدی حسن سلیمانی اصولگرا 164- فیروزآباد، فراشبند و قیر نادر فریدونی کوروش کرم‌پور حقیقی اصلاح‌طلب 165- فومن و شفت ناصر عاشوری محمد مهدی افتخاری اصلاح طلب 166- سروستان و خرامه کوار داریوش اسماعیلی داریوش اسمعیلی اصولگرا 167- جیرفت و عنبرآباد فرج‌الله عارفی یحیی کمالی‌پور اعتدال‌گرا 168- فسا محمدحسین دوگانی محمدجواد جمالی نوبندگانی اصولگرا 169- کهنوج، منوجان، رودبارجنوب، قلعه گنج و فاریاب محمدرضا امیری احمد حمزه اصلاح‌طلب 170- آباده، بوانات و خرم‌بید رحیم زارع رحیم زارع اصولگرا 171- کازرون شاهین محمدصادقی حسین رضازاده مستقل 172- ارومیه نادر قاضی‌پور نادر قاضی‌پور اصولگرا 173- ورامین، پیشوا و قرچک سید حسین نقوی حسینی سید حسین نقوی حسینی اصولگرا 174- بافت راور و ارزوئیه علیرضا منظری توکلی علی بختیاری اصلاح‌طلب 175- سنندج ،دیواندره و کامیاران سالار مرادی _ سید احسن علوی(هر 2 نماینده به دور دوم رفتند) سید مهدی فرشادان مستقل 176- محلات و دلیجان علیرضا سلیمی علیرضا سلیمی اصولگرا 177- چناران و بینالود محمد دهقانی نقندر محمد دهقانی نقندر اصولگرا 178- اصفهان حمیدرضا فولادگر حمیدرضا فولادگر اصولگرا 179- اصفهان حسن کامران ناهید تاج الدین اصلاح طلب 180- اصفهان نیره اخوان مینو خالقی اصلاح طلب 181- اصفهان عباس مقتدایی حیدرعلی عابدی اصلاح طلب 182- اصفهان احمد سالک کاشانی احمد سالک کاشانی اصولگرا 183- ماهنشان و ایجرود رضا عبداللهی  مستقل سید مرتضی خاتمی مستقل 184- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس غلامعلی حداد عادل محمدرضا عارف اصلاح طلب 185- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس علی مطهری علی مطهری اصلاح طلب 186- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس لاله افتخاری سهیلا جلودارزاده اصلاح طلب 187- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس علیرضا محجوب علیرضا محجوب اصلاح طلب 188- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس علیرضا زاکانی الیاس حضرتی اصلاح طلب 189- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس حسین مظفر کاظم جلالی اصلاح طلب 190- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس مهرداد بذرپاش محمدرضا بادامچی اصلاح طلب 191- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس حسین طلا فریده اولادقباد اصلاح طلب 192- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس فاطمه آلیا سیدفاطمه حسینی اصلاح طلب 193- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس سید مهدی هاشمی مصطفی کواکبیان اصلاح طلب 194- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس فاطمه رهبر پروانه سلحشوری اصلاح طلب 195- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس محمد حسن ابوترابی‌فرد ابوالفضل سروش اصلاح طلب 196- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس احمد توکلی علی نوبخت حقیقی اصلاح طلب 197- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس الیاس نادران غلامرضا حیدری اصلاح طلب 198- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس سید مسعود میرکاظمی مهدی شیخ اصلاح طلب 199- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس محمدرضا باهنر فاطمه سعیدی اصلاح طلب 200- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس علی اصغر زارعی محمدعلی وکیلی اصلاح طلب 201- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس حمید رسایی محمود صادقی اصلاح طلب 202- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس سیدعلیرضا مرندی بهروز نعمتی اصلاح طلب 203- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس مهدی کوچک‌زاده پروانه مافی اصلاح طلب 204- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس سید محمود نبویان فاطمه ذوالقدر اصلاح طلب 205- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس مرتضی آقاتهرانی محمدجواد فتحی اصلاح طلب 206- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس روح الله حسینیان طیبه سیاوشی شاه‌عنایتی اصلاح طلب 207- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس محمد کوثری سیدفرید موسوی اصلاح طلب 208- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس زهره طبیب زاده محمدرضا نجفی اصلاح طلب 209- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس غلامرضا مصباحی‌مقدم داوود محمدی اصلاح طلب 210- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس محمد سلیمانی محسن علیجانی زمانی اصلاح طلب 211- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس مجتبی رحماندوست احمد مازنی اصلاح طلب 212- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس حسین نجابت علیرضا رحیمی اصلاح طلب 213- تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس بیژن نوباوه عبدالرضا هاشم‌زایی اصلاح طلب 214- اندیمشک سیدعیسی دارایی فریدون حسن‌وند اصولگرا 215- کلیمیان مره‌صدق سیامک مره‌صدق مستقل 216- زرتشتیان اسفندیار اختیاری اسفندیار اختیاری مستقل 217- مسیحیان ارمنی جنوب ایران روبرت بیگلریان ژرژیک آبرامیان مستقل 218- مسیحیان آشوری و کلدانی بت‌کلیا یوناتن بت‌کلیا مستقل 219- مسیحیان ارمنی شمال ایران کارن‌خانلری کارن‌خانلری مستقل 220- خمین محمدابراهیم ریاضی ابراهیم رضایی اصولگرا 221- مشهد جواد کریمی قدوسی جواد کریمی قدوسی اصولگرا
                                                                *** مقایسه منتخبان مجلس به روایت رسانه‌ اصولگرا و اصلاح‌طلب + جدول مقایسه نتایج گرایش سیاسی منتخبان در استان‌های مختلف نشان می‌دهد مجلس دهم از جهات مختلفی با دیگر مجالس در 4 دوره گذشته متفاوت بوده و نیازمند تحلیل و بررسی است.  با اتمام دوردوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، چینش منتخبان بر اساس گرایش سیاسی به موضوع مهمی برای بسیاری از تحلیل گران و مردم تبدیل شد.
در روزهای گذشته افراد شناخته شده جناح های مختلف کشور، هرکدام سعی کردند به نوعی برنده این انتخابات را هم حزبی‌های خود عنوان کنند و این خود نشان از شور سیاسی و پیروزی ملی دارد.
از سوی دیگر، رسانه‌های مختلف نیز در این باره با ارائه آمارهایی از منتخبان جریان‌های سیاسی سعی در برنده نشان دادن جناح متبوع خود در انتخابات داشتند.
به عنوان نمونه، خبرگزاری دولتی ایسنا نیز اعلام کرد بر اساس نتایج رسمی اعلام شده از سوی وزارت کشور، از مجموع 289 منتخب راه یافته به مجلس دهم 120 اصلاح‌طلب، 83 اصولگرا، 81 منتخب مستقل و 5 منتخب اقلیت به بهارستان راه یافتند که از این تعداد 18 نفر را زنان و 270 نفر را مردانتشکیل می‌دهند.
خبرگزاری فارس نیز در گزارشی به ترکیب جناح های سیاسی منتخبان پرداخته و اعلام کرده است: اصولگرایان 126کرسی، اصلاح طلبان 112 کرسی، مستقلین 42 کرسی و اعتدال گرایان نیز 9 کرسی را در انتخابات مجلس دهم از آن خود کردند.
همچنین خبرگزاری تسنیم با اعلام کسب حدود 118 کرسی توسط اصولگرایان،مستقلین را 55 نفر، اعتدالیون را 20 نفر معرفی کرد. همچنین اصلاح طلبان را که تحت عنوان لیست امید وارد عرصه رقابت انتخاباتی شده‌ بودند، موفق شدند حدود 96 کرسی از مجلس دهم را در اختیار بگیرند. با این توصیف باید گفت، اصلاح‌طلبان دومین جریان سیاسی غالب بین 4 جریان سیاسی حاضر در مجلس دهم خواهند بود. نکته مهم دیگر آنکه برخی افراد حاضر در لیست امید همانند کاظم جلالی، بهروز نعمتی و علی مطهری که با عنوان این لیست وارد مجلس شده‌اند، خود را اعتدالی خوانده و از اصلاح‌طلب تلقی کردن خود استنکاف دارند.
خبرآنلاین دیگر رسانه اصلاح طلب نیز اعلام کرد، با احتساب نتایج دور اول می‌توان گفت که در مجموع 122 نفر از لیست امید وارد مجلس دهم شده‌اند. سهم اصولگرایان در مجلس آینده نیز 84 کرسی است و 82 نفر هم به صورت مستقل وارد شده‌اند. در این انتخابات دو نفر در مجموع به صورت نامزد مشترک اصلاح‌طلبان و اصولگرایان وارد مجلس شده‌اند.
اما مقایسه نتایج انتخابات این 4 منبع خبری از گرایش‌های سیاسی منتخبان در استان‌های مختلف نشان می‌دهد در بهارستان دهم هم از حیث جریان‌های سیاسی و هم از حیث تفکر سیاسی نمایندگان منتخب، با چهار دوره گذشته مجلس شورای اسلامی، تفاوت‌های قابل تأملی دارد تا جایی که رسانه‌ها در نتایج آرا تفاوت‌هایی با هم دارند و یا منتخبینی وجود دارند که عضو دو گرایش فکری به صورت مشترک هستند و این نشان می‌دهد شناسنامه بسیاری از منتخبین دهم ابهامات قابل توجهی دارد و تحلیل‌گران باید در آینده درباره این فرصت یا آسیب به فکر چاره و راه‌حل باشند.
*** مقایسه نتیجه آرا در انتخابات بهارستان دهم به روایت چهار رسانه خبری ***
اعتدالگرا
مستقل
اصلاح‌طلب
اصولگرا
نام رسانه
تعداد نماینده
نام استان
0
6
4
9
تسنیم
19
 
آذربایجان شرقی
1
4
5
9
فارس
0
8
5
6
ایسنا
3
9
2
5
خبرآنلاین          
1
3
3
5
تسنیم
12
آذربایجان غربی
0
3
6
3
فارس
0
4
5
3
ایسنا
1
5
5
1
خبرآنلاین          
1
1
3
2
تسنیم
7
اردبیل
0
0
2
5
فارس
0
2
4
1
ایسنا
3
0
4
0
خبرآنلاین          
0
2
4
12
تسنیم
18
اصفهان
0
3
3
12
فارس
0
2
6
10
ایسنا
0
4
4
10
خبرآنلاین          
0
2
1
0
تسنیم
3
ایلام
0
1
1
1
فارس
0
2
1
0
ایسنا
0
2
1
0
خبرآنلاین          
0
0
1
2
تسنیم
3
البرز
0
0
0
3
فارس
0
0
1
2
ایسنا
0
3
0
0
خبرآنلاین          
2
0
1
1
تسنیم
4
بوشهر
0
1
2
1
فارس
0
1
2
1
ایسنا
0
1
2
1
خبرآنلاین          
0
1
32
2
تسنیم
35
تهران
3
0
30
2
فارس
0
1
33
1
ایسنا
11
0
22
2
خبرآنلاین          
0
1
3
0
تسنیم
4
چهارمحال و بختیاری
0
1
3
0
فارس
0
2
2
0
ایسنا
0
2
2
0
خبرآنلاین                    
0
0
0
4
تسنیم
4
خراسان جنوبی
0
0
0
4
فارس
0
1
0
3
ایسنا
0
1
0
3
خبرآنلاین          
0
1
9
8
تسنیم
18
خراسان رضوی
0
1
8
9
فارس
0
5
6
7
ایسنا
3
5
3
7
خبرآنلاین          
0
1
2
1
تسنیم
4
خراسان شمالی
0
0
2
2
فارس
0
1
2
1
ایسنا
1
2
2
0
خبرآنلاین          
0
5
4
9
تسنیم
18
خوزستان
1
2
2
13
فارس
0
6
5
7
ایسنا
0
8
4
6
خبرآنلاین          
0
2
0
3
تسنیم
5
زنجان
0
1
1
3
فارس
0
4
1
0
ایسنا
0
3
1
1
خبرآنلاین          
0
2
1
1
تسنیم
18
سمنان
0
0
1
3
فارس
0
0
1
3
ایسنا
0
2
1
1
خبرآنلاین          
0
2
2
4
تسنیم
4
سیستان و بلوچستان
0
2
2
4
فارس
0
3
1
4
ایسنا
0
6
2
0
خبرآنلاین          
0
1
11
6
تسنیم
8
فارس
2
4
7
5
فارس
0
4
10
4
ایسنا
1
7
8
2
خبرآنلاین          
0
1
3
0
تسنیم
4
قزوین
0
0
3
1
فارس
0
1
3
0
ایسنا
1
0
3
0
خبرآنلاین          
0
0
0
3
تسنیم
3
قم
0
0
0
3
فارس
0
1
0
2
ایسنا
1
0
0
2
خبرآنلاین          
0
6
0
0
تسنیم
6
کردستان
0
6
0
0
فارس
0
5
1
0
ایسنا
3
2
1
0
خبرآنلاین          
2
0
6
2
تسنیم
10
کرمان
1
0
5
4
فارس
0
2
6
2
ایسنا
2
2
5
1
خبرآنلاین          
0
0
1
7
تسنیم
8
کرمانشاه
1
0
0
7
فارس
0
1
1
4
ایسنا
2
1
1
4
خبرآنلاین          
0
1
1
1
تسنیم
3
کهگیلویه و بویراحمد
0
1
1
1
فارس
0
2
1
0
ایسنا
2
1
0
0
خبرآنلاین          
0
3
3
1
تسنیم
7
گلستان
0
2
4
1
فارس
0
3
4
0
ایسنا
2
3
2
0
خبرآنلاین          
0
2
4
7
تسنیم
13
گیلان
1
1
3
8
فارس
0
2
5
6
ایسنا
2
1
5
5
خبرآنلاین          
1
2
1
5
تسنیم
9
لرستان
0
2
1
6
فارس
0
5
1
3
ایسنا
2
0
3
4
خبرآنلاین          
1
3
5
3
تسنیم
12
مازندران
0
1
6
5
فارس
0
5
5
2
ایسنا
3
4
3
2
خبرآنلاین          
0
1
3
3
تسنیم
7
مرکزی
0
0
4
3
فارس
0
3
2
2
ایسنا
2
2
2
1
خبرآنلاین          
0
0
2
3
تسنیم
5
هرمزگان
0
0
2
3
فارس
0
1
2
2
ایسنا
2
1
2
0
خبرآنلاین          
0
0
2
7
تسنیم
9
همدان
0
0
2
7
فارس
0
1
2
6
ایسنا
2
0
2
5
خبرآنلاین          
0
1
3
0
تسنیم
4
یزد
0
1
3
0
فارس
0
1
3
0
ایسنا
1
1
2
0
خبرآنلاین            
اعتدالگرا
مستقل
اصلاح‌طلب    
اصولگرا  
تعداد نماینده
نام خبرگزاری  
20
55
96    
118  
284
تسنیم  
9
37
112    
126  
284
فارس  
0
81
120    
83  
284
ایسنا  
50
78
94    
63  
284
خبرآنلاین
  منبع : خانه مشاور |نمایندگان مجلس دهم+جدول گرایشات1395
برچسب ها : اصولگرا ,اصلاح ,اصلاح‌طلب ,مستقل ,فارس ,خبرآنلاین ,شمیرانات، اسلامشهر ,وارد مجلس ,انتخابات مجلس ,بهروز نعمتی ,سیاسی منتخبان ,جواد کریمی قدوسی

لات"داش" هایی که درجبهه"شهیدشدند

:: لات"داش" هایی که درجبهه"شهیدشدند

لات"داش" هایی که "درجبهه"شهیدشدند

در زمان طاغوت، مراسم دهه‌ اوّل محرّم که برگزار می‌شد، برخی از مساجد، برای علم آوردن موافقت نمی‌کردند. مانند مسجد حاج میرزا علی‌اصغر صفّار هرندی که ایشان موافق نبود و نمی‌گذاشت علم بیاید. خدا حاج آقای دزفولی را رحمت کند، ایشان هم موافق نبود، امّا یک سال ابوالعرفا به ایشان فرموده بودند: بگذار این‌ها علم بیاورند. ایشان هم دیده بود که آقا این‌طور می‌گویند، پذیرفته بود که آن‌ها داخل مسجد بیایند.

فردی بود که لات عجیب و غریبی بود و بد هم افتضاح بود. یعنی دیگر شهره شده بود که هر بار با یک دختر و زنی است و ... . جالب است که همان او هم می‌آمد زیر علم قرار می‌گرفت و ... . هر موقع هم به ابوالعرفا و آیت‌الله دزفولی می‌رسید، دو دستش را بر سینه می‌گذاشت و احترام می‌کرد.

یک روز مش جعفر که خادم مسجد بود، با او درگیری پیدا کرده بود و به فحش دادن به هم رسیده بودند و مش جعفر به او گفته بود: دیگر نباید به مسجد بیایی و ... . او هم دیگر به مسجد نیامده بود و آقا هم می‌دانستند که به او این‌طور گفتند و او دیگر نمی‌آید. در شب تاسوعا هم دیده بودند که رفقایش هستند، امّا او نیست. از یکی از رفقایش پرسیده بودند: فلانی کجاست؟ او گفته بود: نمی‌دانیم. آقا گفته بودند: نمی‌دانید یا نمی‌خواهید بگویید؟ گفته بود: آقا! ظاهراً با مش جعفر دعوا کرده است. آقا فرموده بودند: بگویید بیاید من کارش دارم. تا آمده بود، آقا با روی خوش با او سلام کردند و به او گفتند: علم ابالفضل را با دعوای با مش جعفر زمین می‌گذارند؟! فردای صبح بیا علم را بگیر.

مش جعفر هم به آقای دزفولی شکایت کرده بود که چرا او را راه دادید و ... . آقای دزفولی هم به ابوالعرفا انتقال داده بود و گفته بود: آقا! شما گاهی کارهایی می‌کنید که خصّیصین از ما رنجیده می‌شوند. آقا فرموده بودند: مش جعفر چه می‌داند که این، چه آینده‌ای دارد. این هر موقع هم که می‌آید ، زیر علم می‌رود، می‌گوید: امام حسین! من خجل هستم، لذا سرش را هم خیلی بالا نمی‌آورد و این‌طور نبود که مانور بدهد و چرخ بزند و ... . فقط علم را حمل می‌کرده و اعتقاد داشته که علم حضرت عبّاس را بالا نگه داشتن، همین است و ... . آقا هم نمی‌خواستند که او با این ذهن عوامی، خیلی درگیر شود؛ چون برای یک جای دیگر او را نگه داشته بودند.

انقلاب شد و جنگ شد و او به جنگ رفت و شهید شد. این اقرار به گناه، گاهی انسان را نجات می‌دهد. این فرمایش امام باقر است که فرمودند: «وَ اللَّهِ مَا یَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا مَنْ‏ أَقَرَّ بِهِ».

او از گروه اوّلیّه‌ای بود که با مرحوم شهید چمران بود. خدا آقا سیّدمجتبی هاشمی را که شهید شد، رحمت کند. این فرد هم با آن‌ها بود و شهید شد.

وقتی زیر علم قرار می‌گرفته، با تعبیر خودش می‌گفته: یا اباعبدالله! من خجل هستم. فکر می‌کرده که همین که روز عاشورا بیاید و دو قطره اشک برای امام حسین بریزد، تمام می‌شود. یعنی قصدش این بوده که من نمی‌خواهم گناه کنم، امّا اباعبدالله، من قدرت تحمّل این نفس دونم را ندارم. نمی‌توانم و تحمّل ندارم. همین اقرار او، باعث نجاتش شد. حضرت هم قسم ذوالجلال و الاکرام خورده و فرموده: «وَ اللَّهِ مَا یَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا مَنْ‏ أَقَرَّ بِهِ».

آن روز که آقا می‌دیدند و به او می‌گفتند: برگرد، امثال مش جعفر چه می‌فهمیدند. آقا می‌دیدند که این، فی ذاته از گناه خوشش نمی‌آید، امّا دیگر آلوده و معتاد شده است، ولی برمی‌گردد.

اینکه بیان کردم: وجود امام راحل برایمان نعمت بود، برای همین است که ایشان، کسی بودند که واقعاً حتّی در چنین افرادی هم تحوّل ایجاد کردند. خیلی‌ها این‌گونه بودند که درونشان تحوّل ایجاد شد.

خیلی جالب است، ما بعدها شنیدیم که حاج میرزا علی اصغر صفّار هرندی که معمولاً برای ختم‌ها منبر نمی‌رفت، برای این شخص منبر رفت و فرمود: چون گفته بودند که ایشان در جبهه‌، شب‌ها، حال عجیبی داشت. اصلاً در او طوری تحوّل ایجاد شده بود که وقتی یادش می‌آمد که گذشته زشت و سیاهش چگونه بوده و حالا در اینجاست، شرمنده می‌شد. دوستانش می‌گویند: شبی نبود که دیدگانش پر از اشک نباشد و ناله و فغانش بالا نرود. این اقرار درب خانه‌ خدا، عامل نجات است./آیت‌الله قرهی۹۵/۰۳/۳۱فارس

                                                                                   ***

"اخراجی ها" درجبهه بودند/زندانی ها "خوش رکاب" هم درجنگ شرکت داشتند

 این اتفاقات  افتاده است "شرکت داشها ولات ها درجنگ"و نباید منکر شویم یا مثل اخراجی‌ها که برخی دوستان منکر می‌شوند، باید عرض کنم که در زمان جنگ دادگاه انقلاب اسلامی همدان، به جبهه می‌آمد و سیگار توزیع می‌‌کرد چون برخی از رمندگان سیگاری بودند.

آن روزها آقای سلیمی که حاکم شرع همدان بودند به بنده گفتند: مشکلتان چیست؟ بنده گفتم چون همدان دارای منطقه‌های روستانشین زیادی است. لذا مشکل کمبود نیرو داریم.

ایشان گفتند ما تعداد زیادی زندانی داریم که به 15، 20 سال یا حبس ابد محکوم شده‌اند. 
 
شما می‌توانید از اینها استفاده کنید. من گفتم از جبهه فرار می‌‌کنند.

ایشان گفتند اشکال ندارد اگر چه هم فرار کنند.

ما بیش از صد نفر زندانی آوردیم و آنها در جبهه غوغا کردند. بعضی از آنها شهید شدند.

اشرارهم درجبهه هاشرکت داشتند

یکی از آنها از بزن‌بهادرهای قبل ازا نقلاب بوده که وقتی رئیس شهربانی می‌خواست وارد مسئولیت جدید خود در این شهر بشود، ابتدا می‌آمد و پیش ایشان زانو می‌زد و از ایشان اجازه می‌گرفته و می‌گفته که «تو آرام باش» این فرد گروه داشته، نوچه داشته؛ جمعیت داشته.

این شخص وارد جبهه شد، متحول شده و وارد تیپ 27 شد. این شخص در جبهه مشهور بود

همین شخص یک روز بامن کاری داشت ومن درجلسه فرماندهان (صیاد شیرازی، حاج براهیم همت، حاج احمدمتوسلیان و محسن رضایی)بودم . به ایشان اجازه نداده بودند تا وارد جلسه شود.

بعد از جلسه ایشان از من پرسید که چرا به بنده اجازه ورود ندادید؟

 گفتم: جلسه با صیاد بود و با دیگر فرماندهان.

این شخص گفت صیاد سرهنگ است، من سپهبد هستم

و ایشان لباسش را درآورد و دیدیم درجه ارتشبدی را روی شانه‌هایش خالکوبی کرده بود و گفت من سپهبد هستم .

ببینید در جنگ اتفاقات بسیاری رخ داده است. پس بنابراین رخدادها را منکر نشویم

منبع:مسعود ده‌نمکی مطلبی را از کتاب دومین همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع‌مقدس بر روی وبلاگش قرار داده که خاطره ناشنیده از سردار همدانی در "دفاع از اخراجی‌ها "را نقل می‌کند. /۲۵ مهر ۱۳۹۴سایت شفاف

                                                 ***

اخراجی‌ها هم در جنگ بودند

 آِیا حضور افرادی مانند اخراجی‌ها در فیلم آقای ده‌نمکی را تأیید می‌کنید؟

  به صورت طبیعی اخراجی‌ها در جنگ بوده‌اند؛

چون جنگ همه گیر شده بود و از هر قشری به جبهه می‌آمدند.

عده‌ای بودند که مذهبی مقید نبودند، اما غیرت دینی داشتند و برای دفاع از کشور به جبهه آمده بودند،

اما جبهه تاثیر خود را گذاشت و این جنگ منشأ اصلاح بسیاری از افراد شد

 خوش رکاب حقیقت داشت

 در زمان جنگ، فردی پس از سالها اتوبوس خریده و داوطلبانه به جنگ آمده بود، آن زمان مرسوم بود که نیروهای داوطلب پس از سه ماه آموزش در یک عملیات شرکت می‌کردند و سپس برای استراحت باز می‌گشتند. در یکی از عملیاتها به دلایل امنیتی طرح فریب ایجاد شد و تا لحظه آخر گروهی که راننده اتوبوس جزو آنها بود، بدون اینکه بدانند در حال آماده شدن برای نبرد در منطقه جنوب هستند، آماده شدند. این فرد پس از طرح فریب، واکنش منفی نشان داد و شروع کرد به بد و بیراه گفتن و این نگاه، نگاه نقطه است؛ یعنی چیزی شبیه به فیلم خوش رکاب!

قدس آنلاین۱۳۹۴/۶/۳۱مصاحبه با حجت الاسلام علی رازینی، رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح در دوران دفاع مقدس

                                        ***

 مسعود ده نمکی  "درجبهه"فرمانده دسته اخراجی هابود

یکی از مهم ترین ناگفته هایم از جنگ "اخراجی ها" بود، آدم هایی که در جنگ دیده بودم و با آنها زندگی کرده بودم. شاید چون آنقدر ناگفته بود به همین دلیل اینقدر واکنش برانگیز بود. خیلی ها ناگفته های زیادی از جنگ دارند اما سلیقه ای با آنها برخورد می شود و همه چیز را نمی گویند.

*کدام یک از صحنه های "اخراجی ها" را از نزدیک تجربه کردید؟

بیشتر قسمت هایش همینطور بوده. چون شخصیت هایی را که می شناختم را ساختم. نوع برخوردهایی را که مرتضی با شخصیت اخراجی ها داشت و آن لحظه ای که خودش را تنبیه می کرد و بشین، پاشو می رفت برایم یکی از واقعی ترین صحنه های جنگ بود.

*در جبهه هم جریان" اخراجی ها" همینطوری بود؟

در جنگ نگه داشتن شخصیت های اخراجی ها در گردان باعث دلخوری خیلی ها شده بود. باعث شده بود خود من را دیگر، بعضی ها قبول نداشته باشند.

*ده نمکی هم جزء " اخراجی ها" ی جنگ بود؟

نه ،من مسوول دسته آنها بودم.

ده نمکی که بعد از آن جایش را گرفت و شد مسوول دسته. یکی مثل خودش. کسی که افرادی مثل اخراجی ها آمدند در دسته اش و همان حرف هایی که او می زد و انجام می داد را انجام می داد.
*پس یکی از شخصیت های " اخراجی ها" در جنگ بودید؟

شاید به این شدت" اخراجی ها" یی که می بینید نبودم اما شوخی های زیاد و یکسری کارهایی که مثل بقیه خیلی خالص باشیم نبودیم.
تعبیری از شهید مطهری در جبهه داشتیم که می گفت: شهادت یک انتخاب است نه یک انتها. واقعا به این رسیده بودیم که یکی از پایه های تکمیل پازل شهادت این است که خودت هم بخواهی.

یک روز به جایی رسیده بودم که دیگر از لحاظ روحی احساس کردم، باید شهید بشوم.

۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۹(مصاحبه تلفنی)جهان نیوزبا مسعودده نمکی

منبع : خانه مشاور |لات"داش" هایی که درجبهه"شهیدشدند
برچسب ها : بودند ,ایشان ,اخراجی ,شهید ,همین ,خیلی ,تحوّل ایجاد ,فرموده بودند ,آقای دزفولی ,مَنْ‏ أَقَرَّ ,أَقَرَّ بِهِ» ,مَنْ‏ أَقَرَّ بِهِ» ,إِلَّا مَنْ

مگرخداوندنمی دانست که دردست موسی(ع)عصااست؟

:: مگرخداوندنمی دانست که دردست موسی(ع)عصااست؟

مگرخداوندنمی دانست که دردست موسی(ع)عصااست؟

ای موسی! دردستت چه است؟

وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَى ﴿١٧﴾ قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى ﴿١٨طه

اي موسي! اين "قطعه چوب" در دست راستت چيست؟ (17)

گفت: اين عصاي من است، بر آن تکيه مي زنم، و با آن برگ درختان را براي گوسفندانم فرو مي ريزم و مرا در آن نيازهاي ديگري هم هست.

موسي(عليه‌السلام) به هنگام بازگشت ازمدین بسوی مصر، راه را گم كرد و نمي‌دانست به كدام سمت برود،‌در هواي تاريك، حيران و سرگردان مانده كه چه كند، در همين حال بود، كه از فاصله دور (از جانب كوه طور) آتشي را ديد. به خانواده‌اش گفت: شما اينجا بمانيد، من آتشي از راه دور مي‌بينم، بدان سو رفته و مقداري از آن را براي روشنايي يا گرما برايتان خواهيم آورد. و يا از كساني كه آتش را در اختيار دارند راه را سراغ مي‌گيرم، تا ما را بدان راهنمايي كنند.
وقتي موسي(عليه‌السلام) به نزديكي محل آتش رسيد ندايي  شنيد، كه به وي مي فرمايد: «اي موسي! من پروردگار توأم، از اين رو به جهت ادب و تواضع كفش‌هايت را بيرون آر، چه اين كه تو در سرزمين پاك و مقدسي (طوي) گام نهاده‌اي، اي موسي! تو را براي پيامبري برگزيدم و به آنچه به تو وحي مي‌شود گوش فرا ده، به راستي كه من خدايم و خدايي جز من نيست، مرا پرستش نما و نماز را به ياد من به پاي دار... .
اي موسي در دست راست چه داري؟

موسی گفت: عصاي من است كه بر آن تكيه مي‌زنم و به وسيله آن براي گوسفندانم برگ درختان را مي‌ريزم و كارهاي ديگري نيز انجام مي‌دهم.
فرمود: اي موسي!ّ آن را بينداز. آن گاه موسي آن را افكند، ناگهان به صورت اژدهايي درآمد و به هر سو شتافت، موسي ترسيد و به عقب برگشت و حتي پشت سر خود را نگاه نكرد! به او گفته شد:‌اي موسي! برگرد آن را بگير و نترس. ما آن را به صورت نخست آن درخواهيم آورد و دستت را در جيب فرو ببر، هنگامي كه خارج مي‌شود سفيد و درخشنده است و بدون عيب و نقص، سپس پروردگارش به او فرمود: با اين دو معجزه نزدفرعون برو و رسالت الهي را به وي ابلاغ كن، چه اين كه فرعون در سركشي و قدرت طلبي پا از گليم خود فراتر گذاشته است.»

سوره طه آیات17و..

                                            ***

مگرخداوندنمی دانست که دردست موسی(ع)عصااست؟

وچرا حضرت موسی هی کش داددرپاسخ دادن

همین امروز(25خرداد94)درشبکه4تلویزیون سخنرانی استادالهی قمشه ای داشت پخش می شد 

یکی ازفرازهای سخنانش به این موضوع بود

دکترالهی قمشه ای می گفت این یک دیالوگ عشقبازی است،صحبت بین عاشق ومعشوق ،اطاله کلام درهمه جاناپسنداست الا برای معشوق!

 موسی میتوانست یک کلمه بگوید"عصا"ودیگرنیازنبودازکارکردهای عصابگویدوتوضیح دهد ودرآخرباززمینه ادامه کلام رابازگذاشت

***

واما علامه طباطبایی درالمیزان (جلد14)چنین می فرماید:

و ما تلك بيمينك يا موسى

ممكن هم هست اشاره با (تلك ) به همان عصا باشد، اما نه به اين منظور كه از اسم و حقيقت آن اطلاع دارد، تا در نتيجه استفهام لغو باشد، بلكه به اين منظور بوده كه اوصاف و خواص آن را ذكر كند، مؤ يد اين احتمال كلام مفصل موسى (عليه السلام) است كه در پاسخ به اوصاف و خواص عصايش پرداخت، گويا وقتى شنيد مى پرسند: آن چيست به دستت ؟ فكر مى كند لابد اوصاف و خواص آن را مى خواهند، و گرنه در عصا بودن آن كه ترديدى نيست، و اين خود طريقه معمولى است كه وقتى از امر واضحى سؤال مى شود كه انتظار ندانستنش از احدى نمى رود، در پاسخ به ذكر اوصاف آن مى پردازند.و ظاهرا مشار اليه به كلمه "تلك" كه آلت اشاره به مونث است، يا (عوده=چوبدستى ) بوده، و يا (خشبه=چوب ) كه چون تاء تاءنيث در آخر دارند، با (تلك ) بدان اشاره شده است، و گر نه ممكن بود به اعتبار (شى ء)، كلمه "ذلك" به كار برده و پرسيده باشد "اين چيست به دستت " و اگر اينطور نپرسيد، و آنطور پرسيد، خواست نسبت به آن تجاهل بفرمايد، و گويا بفهماند من نمى دانم آن كه به دست تو است عصا است، و الا اگر تجاهل در كار نبود استفهام معنا نداشت، و اين تجاهل نظير تجاهلى است كه ابراهيم (ع) نسبت به آفتاب و ماه و ستاره كرد، و هر يك را ديد گفت اين پروردگار من است، تا وقتى به آفتاب رسيد گفت :هذا ربى هذا اكبر

به وجهى مى توان يكى از اين موارد را محمل آيات زير دانست كه مى فرمايد: القارعه ما القارعه و ما ادريك ما القارعه، يوم يكون الناس كالفراش المبثوث  و نيز مى فرمايد: الحاقه ما الحاقه و ما ادريك ما الحاقه 

قال هى عصاى اتوكو عليها و اهش بها على غنمى ولى فيها مارب اخرى

"عصا" معنايش معروف است، و از نظر لغت در حكم مونث است و كلمه "اتوكو" از مصدر توكى است كه به معناى اعتماد و تكيه دادن است، و كلمه "هش"به معناى چوب زدن به درخت براى ريختن برگ آن است تا گوسفندان آن را بخورند، و كلمه "مارب" جمع ماربه است و به معناى احتياج است، و مراد از اينكه گفت : مرا در آن ماربى (حوائجى ) ديگر است اين است كه اين عصا حوائجى ديگر از من بر مى دارد.

و اگر موسى در پاسخ خداى تعالى پرگويى كرد، و به ذكر اوصاف و خواص عصايش پرداخت، مى گويند بدين جهت بود كه مقام اقتضاى آن را داشت، چون مقام خلوت و راز دل گفتن با محبوب است، و با محبوب سخن گفتن لذيذ است، لذا نخست جواب داد كه اين عصاى من است، سپس منافع عمومى آن را بر آن مترتب كرد، نكته اينكه گفت"اين عصاى من است " هم همين بوده.

***

درتفسیرنمونه چنین آمده:

 (آيه 9)- آتشى در آن سوى بيابان!

 روى سخن را به پيامبر كرده، مى‏گويد: «و آيا خبر موسى به تو رسيده است»؟! (وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى‏).

 (آيه 10)- سپس مى‏گويد: «در آن زمان كه آتشى (از دور) مشاهده كرد و به خانواده خود گفت اندكى مكث كنيد كه من آتشى ديدم (به سراغ آن بروم) شايد شعل ه‏اى از آن براى شما بياورم و يا به وسيله اين آتش راهى پيدا كنم» (إِذْ رَأى‏ ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً).

 (آيه 11)- «پس هنگامى كه موسى نزد آتش آمد، صدايى شنيد كه (او را مخاطب ساخته) مى‏گويد: اى موسى»! (فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‏).

 (آيه 12)- «من پروردگار توام، كفشهايت را بيرون آر، كه تو در سرزمين مقدس طوى هستى» (إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً).

موسى با شنيدن اين ندا: «من پروردگار توام» هيجان زده شد و لذت غير قابل توصيفى سر تا پايش را احاطه كرد.

او مأمور شد تا كفش خود را از پاى در آورد، چرا كه در سر زمين مقدسى گام نهاده، سر زمينى كه نور الهى بر آن جلوه‏ گر است، پيام خدا را در آن مى‏شنود و پذيراى مسؤوليت رسالت مى‏شود، بايد با نهايت خضوع و تواضع در اين سر زمين گام نهد، اين است دليل بيرون آوردن كفش از پا.

 (آيه 16)- در اين آيه به يك اصل اساسى كه ضامن اجراى همه برنامه‏ هاى عقيدتى و تربيتى فوق است اشاره كرده، مى‏فرمايد: «پس مبادا كسى كه به آن ايمان ندارد و از هوس هاى خويش پيروى مى‏كند، تو را از آن باز دارد كه هلاك خواهى شد»! (فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‏).

در برابر افراد بى ‏ايمان و وسوسه‏ ها و كار شكنيهاى آنان محكم بايست، نه از انبوه آنها و توطئه‏هايشان وحشت كن، و نه در حقانيت دعوت و اصالت مكتبت از اين هياهوها شك و ترديدى داشته باش.

 (آيه 17)- عصاى موسى و يد بيضا! بدون شك پيامبران براى اثبات ارتباط خود با خدا نياز به معجزه دارند و گر نه هر كس مى‏تواند ادعاى پيامبرى كند.

موسى (ع) پس از دريافت فرمان نبوت بايد سند آن را هم دريافت دارد، لذا در همان شب پر خاطره، موسى (ع) دو معجزه بزرگ از خدا دريافت داشت.

قرآن اين ماجرا را چنين بيان مى‏كند: «و چه چيز در دست راست توست اى موسى»؟ (وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‏).

 (آيه 18)- موسى در پاسخ «گفت: اين (قطعه چوب) عصاى من است» (قالَ هِيَ عَصايَ).

و از آنجا كه مايل بود سخنش را با محبوب خود كه براى نخستين بار در را به روى او گشوده است ادامه دهد، و نيز از آنجا كه شايد فكر مى‏كرد تنها گفتن اين عصاى من است كافى نباشد، بلكه منظور باز گو كردن آثار و فوايد آن است، اضافه كرد: «من بر آن تكيه مى‏كنم» (أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها).

 «و برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرو مى‏ريزم» (وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمِي). «علاوه بر اين فوايد و نيازهاى ديگرى نيز در آن دارم» (وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى‏).                     

 موسى در تعجب عميقى فرو رفته بود، اين چه سؤالى است و من چه جوابى دارم مى‏گويم.

 (آيه 19)- ناگهان «به او فرمان داد: اى موسى عصايت را بيفكن»! (قالَ أَلْقِها يا مُوسى‏).

 (آيه 20)- «موسى فورا (و بدون فوت وقت) عصا را افكند، ناگهان مار عظيمى شد و شروع به حركت كرد» (فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‏).

 (آيه 21)- در اينجا «به موسى فرمود: آن را بگير، و نترس، ما آن را به همان صورت نخستين باز مى‏گردانيم»! (قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى‏).

 (آيه 22)- سپس به دومين معجزه مهم موسى اشاره كرده به او دستور مى‏دهد: «و دستت را به گريبانت ببر، تا سفيد و بى‏ عيب بيرون آيد، اين نشانه ديگرى (از سوى خداوند) است» (وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‏).

 (آيه 23)- در اين آيه به عنوان يك نتيجه گيرى از آنچه در آيات قبل بيان شد مى‏فرمايد: ما اينها را در اختيار تو قرار داديم «تا آيات بزرگ خود را به تو نشان دهيم» (لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‏).

منظور از «آيات كبرى» همان دو"عصا و يد بيضا" معجزه مهمّى است كه در بالا آمد.

 (آيه 24)- خواسته‏ هاى حساب شده موسى: از اين به بعد فرمان رسالت به نام موسى صادر مى‏شود، رسالتى بسيار عظيم و سنگين، رسالتى كه از ابلاغ فرمان الهى به زورمندترين و خطرناكترين مردم محيط شروع مى‏شود، مى‏فرمايد: «به سوى فرعون برو كه طغيان كرده است»! (اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏).

طغيان يعنى تجاوز از حد و مرز در تمام ابعاد زندگى و به همين جهت به اين گونه افراد «طاغوت» گفته مى‏شود.

آرى! براى اصلاح يك محيط فاسد و ايجاد يك انقلاب همه جانبه بايد از سردمداران فساد و ائمه كفر شروع كرد از آنها كه در تمام اركان جامعه نقش دارند.

 (آيه 25)- موسى (ع) نه تنها از چنين مأموريت سنگينى وحشت نكرد، و حتى كمترين تخفيفى از خداوند نخواست، بلكه با آغوش باز از آن استقبال نمود، منتهى وسايل پيروزى در اين مأموريت را از خدا خواست.

و از آنجا كه نخستين وسيله پيروزى روح بزرگ، فكر بلند و عقل توانا و به عبارت ديگر گشادگى سينه است «عرض كرد: پروردگار من! سينه مرا گشاده بدار» (قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي).

(آيه 26)- و از آنجا كه اين راه مشكلات فراوانى دارد كه جز به لطف خدا گشوده نمى‏شود در مرحله دوم از خدا تقاضا كرد كه كارها را بر او آسان گرداند و مشكلات را از سر راهش بردارد، عرض كرد «و كار مرا آسان گردان» (وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي).

 (آيه 27)- سپس موسى تقاضاى قدرت بيان هر چه بيشتر كرد و عرضه داشت: «و گره از زبانم بگشا» (وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي).

 (آيه 28)- و مخصوصا علت آن را چنين بيان كرد: «تا سخنان مرا درك كنند» (يَفْقَهُوا قَوْلِي).

اين جمله در حقيقت، آيه قبل را تفسير مى‏كند. يعنى، آن چنان فصيح و بليغ و رسا و گويا سخن بگويم كه هر شنونده‏اى منظور مرا به خوبى درك كند.

 (آيه 29)- و از آنجا كه رساندن اين بار سنگين به مقصد (بار رسالت پروردگار و رهبرى انسانها و مبارزه با طاغوتها و جباران) نياز به يار و ياور دارد، و به تنهايى ممكن نيست، چهارمين تقاضاى موسى (ع) از پروردگار اين بود: «و خداوندا! وزير و ياورى از خاندانم براى من قرار ده» (وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي).

 (آيه 30)- سپس مخصوصا انگشت روى برادر خويش گذاشت و عرضه داشت: «برادرم هارون را» (هارُونَ أَخِي).

هارون، برادر بزرگتر موسى بود و سه سال با او فاصله سنى داشت، قامتى بلند و رسا و زبانى گويا و درك عالى داشت سه سال قبل از وفات موسى، دنيا را ترك گفت.

او نيز از پيامبران مرسل بود، كه خداوند از باب رحمتش به موسى بخشيد.

 (آيه 31)- سپس موسى هدف خود را از تعيين هارون به وزارت و معاونت چنين بيان مى‏كند: خداوندا! «پشتم را با او محكم كن» (اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي).

 (آيه 32)- و براى تكميل اين مقصد، تقاضا مى‏كند: «و او را در كار من شريك گردان» (وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي).

هم شريك در مقام رسالت باشد، و هم در پياده كرده اين برنامه بزرگ شركت جويد، ولى به هر حال او پيرو موسى در تمام برنامه‏ ها بود و موسى امام و پيشواى او.

 (آيه 33)- سر انجام نتيجه خواسته‏ هاى خود را چنين بيان مى‏كند: «تا تو را بسيار تسبيح گوييم» (كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً).

 (آيه 34)- «و تو را بسيار ياد كنيم» (وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً).

 (آيه 35)- چرا كه «تو هميشه از حال ما آگاه بوده‏ اى» (إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً).

 (آيه 36)- از آنجا كه موسى در اين تقاضاهاى مخلصانه‏ اش نظرى جز خدمت بيشتر و كاملتر نداشت، خداوند تقاضاى او را در همان وقت اجابت فرمود «به او گفت: آنچه را خواسته بودى به تو داده شد اى موسى»! (قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى‏).

در واقع در اين لحظات حساس و سرنوشت‏ ساز هر چه لازم داشت يكجا از خدا در خواست كرد، و او نيز ميهمانش را گرامى داشت و همه خواسته‏ هاى او را در يك جمله كوتاه با ندايى حياتبخش اجابت كرده بى‏ آنكه در آن قيد و شرط يا چون و چرايى كند.

                                                  ***

12درخواست حضرت موسی ازخدابرای شروع کار

اولین و مهمترين شرط موسي اين بود كه گفت: خدايا اگر مي‌خواهي موسي بشوم .  رَبّ‏ِ اشْرَحْ لىِ صَدْرِى(طه/25) وَ يَسِّرْ لىِ أَمْرِى(طه/26) وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانىِ(طه/27) يَفْقَهُواْ قَوْلىِ(طه/28)» دوازده چيز مي‌خواست. يكي اين كه «رب شرح صدري» خدايا سعه صدر به من بده. موسي مي‌گويد: صدر به من بده. خدا به او مي‌دهد/درس هاى از قرآن حجت الاسلام قرائتی سال 76 

مدیریت سایت-پیراسته فر: برای اطلاعات بیشتراززندگی(کامل)حضرت موسی به "پست"دیگرم درهمین سایت ویاسایت دیگرم (زندگینامه حضرت موسی(ع)مراجعه کنید

منبع : خانه مشاور |مگرخداوندنمی دانست که دردست موسی(ع)عصااست؟
برچسب ها : موسى ,موسي ,است، ,موسی ,براى ,پروردگار ,حضرت موسی ,مگرخداوندنمی دانست ,بيان مى‏كند ,دردست موسی ,و از آنجا ,خواص عصايش پرداخت،

::

در مورد سردرد های پس از رابطه جنسی باید گفت علل مختلفی باعث بروز آنها می شود. برخی از سردرد ها ناشی از فشاری است که در حین سکس به گردن و عضلات نگهدارنده گردن و پس سر وارد می شود. برخی ناشی از باز شدن عروق خونی مغز و افزایش جریان خون مغز هستند. برخی ناشی از مصرف برخی داروها در حین یا قبل از سکس می باشد و برخی ناشی از پارگی عروق خونی داخل مغزی.برخی از سردرد ها نیز ناشی از افت قند خون بعد از رابطه جنسی می باشد.

اگر پوزیشن نامناسبی در حین سکس داشته باشیم یا فشار بیش از حدی به گردن و عضلات پس سری وارد کنیم بعد از سکس به خاطر خستگی عضلات و فشار ناشی از انقباض این عضلات سردردی را احساس می کنیم که بیشتر در نواحی پس سری و در دو طرف گردن می باشد. راه درمان این سردرد اصلاح پوزیشن سکس و همچنین کاهش فشار به سر و عضلات پس سر در حین سکس می باشد.

اگر از نظر غذایی فرد مدت زمان زیادی گرسنه بوده باشد و در این حال به سکس بپردازد به دلیل انکه عضلات انرژی زیادی حین سکس مصرف می کنند قند خون افت کرده و شایعترین علامت آن سردرد همراه با ضعف می باشد. حتی فرد عرق سردی نیز می نماید. برای رفع این نوع سردرد لازم است حدود ۳ تا ۴ ساعت قبل از سکس وعده ای غذایی مصرف شود و میزان قند خون در حد متعادلی حفظ شود. همچنین کمی مواد قندی بعد از سکس مصرف شود. مثلا دو قاشق عسل در نصف لیوان اب حل شود و مصرف گردد.

گاهی اوقات فرد داروهایی مصرف می کند تا سکس بهتری را تجربه کند مثلا قرص ویاگرا مصرف می کند. این قرص باعث تجمع خون داخل مغز شده و ایجاد بی قراری و سر درد می نماید. کاهش دوز یا عدم مصرف قرص مانع از ایجاد سردرد می شود.

در سکسی که در حال اضطراب و تنش عصبی انجام می شود خون زیادی داخل مغز جمع می شود و عضلات نیز فشار زیادی را تحمل می کنند و ایجاد سنگینی و رخوت بعد از سکس می کند. لذا حفظ ارامش و طمانینه در سکس و پرهیز از تنش و اضطراب باعث می شود سردرد ایجاد نشود. همچنین گاهی اوقات فعل و انفعالات زمان سکس باعث افزایش فشار خون و ایجاد سردرد ناشی از آن می شود.

گاهی اوقات به دلیل فشار بیش از حد در حین سکس عروق مغزی پاره می شوند و خونریزی داخل مغزی رخ می دهد که سردرد شدید و ناگهانی ایجاد می کند. این سردرد نیاز به بررسی سریع و اقدامات پزشکی سریع دارد لذا فرد در صورت ایجاد سردرد شدید و ناگهانی باید به سرعت به پزشک مراجعه نماید.

مصرف برخی از داروها باعث می شود تا سردرد پس از سکس ایجاد نشود یا سردرد کمتری ایجاد شود. قرصهای پروپرانولول ۱۰ میلی گرمی باعث کم شدن اضطراب و تنش عصبی شده و با کاهش فشار روی قلب باعث کمتر شدن سردرد می شود.این قرص بصورت ۱۲ ساعتی و صبح و شب مصرف می شود. همچنین مصرف قرصهای آسپیرین یا بروفن نیز کمی قبل از سکس می تواند کمک کند تا سردرد ایجاد نشود یا سردرد کمتری ایجاد شود. استفاده از موادی مثل عسل بلافاصله بعد از سکس نیز باعث عدم افت قند خون شده و مانع از ایجاد سردرد ناشی از کاهش قند خون می شود.

منبع : خانه مشاور |
برچسب ها : سردرد ,ایجاد ,مصرف ,ناشی ,باعث ,عضلات ,ایجاد سردرد ,ایجاد نشود ,گاهی اوقات ,برخی ناشی ,سردرد شدید ,سردرد کمتری ایجاد

::
روی سینه اش خالکوبی کرده بود: فدایت شوم خمینی +ویدئو

روی سینه اش خالکوبی کرده بود: فدایت شوم خمینی +ویدئو

شاهرخ ضرغام، فرزند صدرالدین متولد ۱۳۲۸ تهران از آن لات‌هایی بود که با دم مسیحایی امام خمینی (ره) زنده شد

 هفدهم آذرماه ۱۳۵۹ در شهر آبادان به یاران عاشورایی امام حسین  رساند. 

او کسی بود که در سی و یک سال عمر خود زندگی عجیبی را رقم زد. از‌‌ همان دوران کودکی با آن جثه درشت و قوی خود، نشان داد که خلق و خوی پهلوانان را دارد. 

شاهرخ هیچ گاه زیر بار حرف زور و ناحق نمی‌رفت. دشمن ظالم و یار مظلوم بود. دوازده سالگی طعم تلخ یتیمی را چشید و از آن پس با سختی روزگار را گذراند.

در جوانی به سراغ کشتی رفت. سنگین وزن کشتی می‌گرفت. چه خوب پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذاشت. قهرمان جوانان، نایب قهرمان بزرگسالان، دعوت به اردو تیم ملی کشتی فرنگی. همراهی تیم المپیک ایران و... ؛ اما این‌ها همه ماجرا نبود. قدرت بدنی، شجاعت، نبود راهنما، رفقای نا‌اهل و... همه دست به دست هم داد و انسانی شد که کسی جلودارش نبود؛ هر شب کاباره، دعوا، چاقوکشی و... .

او پدر نداشت و از کسی هم حساب نمی‌برد. مادر پیرش هم نمی‌توانست کاری بکند جز دعا! اشک می‌ریخت و برای فرزندش دعا می‌کرد. خدایا پسرم را ببخش، عاقبت به خیرش کن. خدایا پسرم را از سربازان امام زمان (عج) قرار بده. دیگران به او می‌خندیدند. اما او می‌دانست که سلاح مومن دعاست. کاری نمی‌توانست بکند الا دعا. همیشه می‌گفت: خدایا فرزندم را به تو سپردم. خدایا همه چیز به دست توست. هدایت به وسیله توست. پسرم را نجات بده! 

ماجرای "مهین"کاباره ای

صبح یکی از روز‌ها با هم به «کاباره پل کارون» رفتیم. به محض ورود، نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود. با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار باحیایی بود؛ اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود. شاهرخ جلوی میز رفت و گفت: همشیره تا حالا ندیده بودمت، تازه اومدی اینجا؟! زن خیلی آهسته گفت: بله، من از امروز اومدم. شاهرخ دوباره با تعجب پرسید: تو اصلا قیافت به این جور کار‌ها و این جور جا‌ها نمی‌خوره، اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟ 

زن در حالی که سرش را بالا نمی‌گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ، حسابی به رگ غیرتش برخورده بود، دندان‌هایش را به هم فشار می‌داد، رگ گردنش زده بود بیرون، بعد دستش رو مشت کرد و محکم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت:‌ ای لعنت بر این مملکت کوفتی. 

بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت برویم، همینطور که از در بیرون می‌رفت، رو کرد به ناصر جهود (صاحب کاباره) و گفت: زود برمی‌گردم! مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش را سر کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شد و حرکت کردند. مدتی از این ماجرا گذشت. تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم. پس از سلام و علیک، بی‌مقدمه پرسیدم: راستی قضیه مهین خانم چه شد؟ 

 گفت: دلم خیلی براشون سوخت، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه به خاطر اجاره، اثاث‌ها رو بیرون ریخته بود. من هم یه خونه کوچیک تو خیابون نیرو هوایی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون بچه‌ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو می‌دم. 

هیچ فقیری را دست خالی رد نمی‌کرد

در پس هیکل درشت و ظاهر خشنی که شاهرخ داشت، باطنی متفاوت داشت که او را از بسیاری از هم ردیفانش جدا می‌ساخت. هیچگاه ندیدم در محرم و صفر لب به نجاست های کاباره بزند. ماه رمضان را همیشه روزه می‌گرفت و نماز می‌خواند. به سادات بسیار احترام می‌گذاشت. 

یکی از دوستانش می‌گفت: پدر و مادرش انسان های بسیار باایمانی بودند. پدرش به لقمه حلال بسیار اهمیت می‌داد. مادرش هم بسیار انسان مقیدی بود. این‌ها بی‌تأثیر در اخلاق و رفتار شاهرخ نبود. او قلبی بسیار رئوف و مهربان داشت. هر چه پول داشت خرج دیگران می‌کرد. هر جایی که می‌رفتیم، هزینه همه را او می‌پرداخت. هیچ فقیری را دست خالی رد نمی‌کرد. 

فراموش نمی‌کنم یک بار زمستان بسیار سردی بود. با هم در حال بازگشت به خانه بودیم. پیرمرد درشت اندامی مشغول گدایی بود و از سرما می‌لرزید. شاهرخ فوری کاپشن گران قیمت خودش را درآورد و به مرد فقیر داد. بعد هم دسته‌ای اسکناس از جیبش برداشت و به آن مرد داد و حرکت کرد. پیرمرد که از خوشحالی نمی‌دانست چه بگوید، مرتب می‌گفت: جَوون، خدا عاقبت به خیرت کنه. 

بهمن ۵۷ بود. شب و روز می‌گفت: فقط امام، فقط خمینی (ره). وقتی در تلویزیون سخنان حضرت امام پخش می‌شد، با احترام می‌نشست. اشک می‌ریخت و با دل و جان گوش می‌کرد. 

می‌گفت: عظمت را اگر خدا بدهد، می‌شود خمینی، با یک عبا و عمامه آمد. اما عظمت پوشالی شاه را از بین بُرد. 

خالکوبی روی بدن درجبهه

همیشه می‌گفت: هر چه امام بگوید‌‌ همان است. حرف امام برای او فصل الخطاب بود؛ برای همین روی سینه‌اش خالکوبی کرده بود: فدایت شوم خمینی

ولایت فقیه را به زبان عامیانه برای رفقایش توضیح می‌داد. از‌‌ همان دوستان قبل از انقلاب، یارانی برای انقلاب پرورش داد. وقتی حضرت امام فرمود: به یاری پاسداران در کردستان بروید. دیگر سر از پا نمی‌شناخت. حماسه‌های او در سنندج، سقز، شاه نشین و بعد‌ها در گنبد و لاهیجان و خوزستان و... هنوز در خاطره‌هاست. 

شاهرخ از جمله کسانی است که پیر جماران در رسایشان فرمود: اینان ره صد ساله را یک شبه رفتند. من دست و بازوی شما پیشگامان رهایی را می‌بوسم و از خداوند می‌خواهم مرا با بسیجیانم محشور گرداند. 

وقتی از گذشته زندگی خودش حرف می‌زد، داستان حُر را بازگو می‌کرد خودش را حُر نهضت امام می‌دانست. می‌گفت: حُر قبل از همه به میدان کربلا رفت و به شهادت رسید، من هم باید جزو اولین‌ها باشم./سایت بروجرد

روی سینه اش خالکوبی کرده بود: فدایت شوم خمینی +ویدئو

از کاباره تا میدان جنگ

دومین روز حضور من در جبهه بود. تا ظهر در مقر بچه‌ها در هتل کاروانسرا بودم، پسرکی حدود پانزده سال همیشه همراه شاهرخ بود. مثل فرزندی که همواره با پدر است. 

تعجب من از رفتار آن‌ها وقتی بیشتر شد که گفتند: این پسر، رضا فرزند شاهرخ است؛ اما من که برادرش بودم، خبر نداشتم. عصر بود که دیدم شاهرخ در گوشه‌ای تنها نشسته. رفتم و در کنارش نشستم. بی‌مقدمه و با تعجب گفتم: این آقا رضا پسر شماست؟ 

پسر"مهین"کاباره ای هم درجبهه بود

خندید و گفت: نه، مادرش اون رو به من سپرده. گفته مثل پسر خودت مواظب رضا باش. گفتم مادرش دیگه کیه؟ گفت: مهین؛ همون خانمی که تو کاباره بود. آخرین باری که براش خرجی بردم گفت: رضا خیلی دوست داره بره جبهه. من هم آوردمش اینجا. 

ماجرای مهین را می‌دانستم، برای همین دیگر حرفی نزدم... . 

دلاوریهای یک کاباره ای درجبهه

ساعت نه صبح بود. تانکهای دشمن مرتب شلیک می‌کردند و جلو می‌آمدند. از سنگر کناری ما یکی از بچه‌ها بلند شد و اولین گلوله آرپی جی را شلیک کرد. گلوله از کنار تانک رد شد. بلافاصله تانک دشمن شلیک و سنگر را منهدم کرد. 

تانک هایی که از روبه رو می‌آمدند بسیار نزدیک شده بودند. شاهرخ هم اولین گلوله را شلیک کرد. بلافاصله جای خودمان را عوض کردیم. آن‌ها بی‌امان شلیک می‌کردند. شاهرخ گلوله دوم را زد. گلوله به تانک خورد و با صدای مهیبی تانک منفجر شد. 

تیربار روی تانک‌ها مرتب شلیک می‌کردند. ما هنوز در کنار نفربر در درون خاکریز بودیم. فاصله تانک‌ها با ما کمتر از صدمتر بود. شاهرخ پرسید: نارنجک داری؟ گفتم: آره چطور مگه! گفت: نفربر رو منفجر کن. نباید دست عراقیا بیفته. 

بعد گفت: تو اون سنگر گلوله آرپی جی هست برو بیار. و آماده شلیک آخرین گلوله شد. شاهرخ از جا بلند شد و روی خاکریز رفت. من هم دویدم و دو گلوله آرپی جی پیدا کردم. هنوز گلوله آخر را شلیک نکرده بود که صدایی شنیدم. 

یکدفعه به سمت شاهرخ برگشتم. چیزی که می‌دیدم باورکردنی نبود. گلوله‌ها را انداختم و دویدم. شاهرخ آرام و آسوده بر دامنه خاکریز افتاده بود. گویی سال هاست به خواب رفته. روی سینه‌اش حفره ای ایجاد شده بود. خون با شدت از آنجا بیرون می‌زد! گلوله تیربار تانک دقیقاً به سینه‌اش خورده بود، رنگ از چهره‌ام پریده بود. مات و مبهوت نگاهش می‌کردم. زبانم بند آمده بود. کنارش نشستم. داد می‌زدم و صدایش می‌کردم. اما هیچ واکنشی نشان نمی‌داد. تانک‌ها به من خیلی نزدیک شده بودند. صدای انفجار‌ها و بوی باروت همه جا را گرفته بود. نمی‌دانستم چه کنم. نه می‌توانستم او را به عقب منتقل کنم، نه توان جنگیدن داشتم. نیروی کمکی نیامد. توپخانه هم حمایت نکرد. همه نیرو‌ها به عقب آمدند. شب بود که به هتل رسیدیم. 

آقا سید (شهید سید مجتبی هاشمی ـ جانشین جنگ های نامنظم) را دیدم، درد شدیدی داشت؛ اما تا مرا دید با لبخندی بر لب گفت: خسته نباشی دلاور، بعد مکثی کرد و با تعجب گفت: شاهرخ کو؟ 

بچه‌ها در کنار جمع شده بودند. نفس عمیقی کشیدم و چیزی نگفتم. قطرات اشک از چشمانم سرازیر شد، سید منتظر جواب بود. این را از چهره نگرانش می‌فهمیدم. 

بدن بی‌سر شاهرخ کاباره ای

کسی باور نمی‌کرد شاهرخ دیگر در میان ما نباشد. خیلی از بچه‌ها بلند بلند گریه می‌کردند. سید را هم برای مداوا فرستادیم بیمارستان. روز بعد یکی از دوستانم که رادیو تلویزیون عراق را زیر نظر داشت، با نگرانی سراغ من آمد و با تعجب گفت: شاهرخ شهید شده؟ گفتم چطور مگه؟ گفت: الآن عراقی‌ها تصویر جنازه یک شهید رو پخش کردند. بدن بی‌سر او پر تیر و ترکش و غرق در خون بود. 

سربازان عراقی هم در کنار پیکرش از خوشحالی هلهله می‌کردند. گوینده عراق هم می‌گفت ما شاهرخ، جلاد حکومت ایران را کشتیم.

پیکر"شاهرخ"پیدانشد،فقط"سر"

اثری از پیکر شاهرخ نیافتیم. او شهید شده بود. شهید گمنام. از خدا خواسته بود همه را پاک کند. همه گذشته‌اش را. می‌خواست چیزی از او نماند. نه اسم، نه شهرت، نه قبر و مزار و نه هیچ چیز دیگر. اما یاد او زنده است.

 

منبع : خانه مشاور |
برچسب ها : شاهرخ ,گلوله ,کاباره ,شلیک ,امام ,می‌گفت ,شلیک می‌د ,گلوله آرپی ,مرتب شلیک ,بچه‌ها بلند ,اولین گلوله

اتفاقات شگفت‌انگیزی که به هنگام خواب رخ می‌دهد

:: اتفاقات شگفت‌انگیزی که به هنگام خواب رخ می‌دهد

اتفاقات شگفت‌انگیزی که به هنگام خواب رخ می‌دهد

 

احساس افتادن از یک منطقه بلند
این رویداد به عنوان حرکت تند و سریع در خواب شناخته شده است. این شرایط زمانی رخ می‌دهد که به خواب رفته‌اید. معمولا زمانی که رویایی را در خواب می‌بینید، بدن شما عملکرد اصلی خود را از دست داده است اما در بیشتر مواقع ممکن است رویا دیدن قبل از این شرایط رخ دهد. یعنی زمانی رویا می‌بینید که هنوز بدن عملکرد اصلی خود را از دست نداده و کمی هوشیار است. در این شرایط ممکن است احساس کنید از بالای یک صخره به پایین پرتاب می‌شوید. در نتیجه با اضطراب از خواب بیدار خواهید شد. محققان در مورد اینکه چرا حس افتادن از یک منطقه بلند را در این شرایط تجربه می‌کنیم، مطمئن نیستند. آن‌ها می‌گویند: این شرایط بیشتر زمانی رخ می‌دهد که بیش از حد خسته باشید، کمبود خواب داشته باشید یا استرس زیادی را در طول روز متحمل شده باشید. در این صورت مغز شما به سرعت وارد چرخه خواب می‌شود در حالیکه بدن هنوز وارد این چرخه نشده است.

فلج خواب
فلج خواب که در میان مردم به بختک معروف است، نوعی اختلال خواب محسوب می‌شود. شما در صبح شروع به بیدار شدن از خواب می‌کنید ولی متوجه می‌شوید که نمی‌توانید ماهیچه‌های خود را حرکت دهید یا صحبت کنید. این شرایط ممکن است چند ثانیه یا چند دقیقه طول بکشد و به شدت برای افراد وحشتناک است. این شرایط برعکس موردی است که در گزینه اول به آن اشاره کردیم. در این شرایط، مغز شما قبل از بدن بیدار می‌شود. ممکن است احساس کنید که قادر به نفس کشیدن هم نیستید. بیشتر افراد این شرایط را این گونه توضیح می‌دهند «انگار یک فیل سنگین بر روی سینه‌ام نشسته بود». این موضوع معمولا به این خاطر است که تمامی ماهیچه‌هایی که تنفس را کنترل می‌کنند به جز دیافراگم هنوز عملکرد اصلی خود را به دست نیاورده‌اند.

راه رفتن در خواب
بیشتر رفتارهای مرتبط با خواب بی ضرر هستند اما راه رفتن در خواب می‌تواند مشکل خطرناکی باشد زیرا بدون اینکه فرد متوجه باشد راه می‌رود، خانه را ترک می‌کند و حتی پشت ماشین می‌نشیند. در این حالت بدن شما به اندازه کافی برای حرکت کردن از خواب بیدار شده است اما مغز هنوز به اندازه کافی بیدار نشده است. به همین دلیل شما هیچ خاطره‌ای از حوادث شب گذشته به یاد نخواهید آورد. برخی از داروها می‌تواند این شرایط را بدتر کند. اگر بعد از مصرف دارویی این شرایط را تجربه کردید حتما با پزشک خود صحبت کنید.

صحبت کردن در خواب
تقریبا 5 درصد از بزرگسالان در خواب صحبت می‌کنند. بیشتر این صبحت‌ها تنها 30 ثانیه طول می‌کشد. این شرایط معمولا در یک یا دو ساعت ابتدایی خواب رخ می‌دهد . در این مدت زمان، بدن وارد مرحله خواب عمیق می‌شود اما ماهیچه‌ها به اندازه کافی برای تولید صدا و حرکات قدرت دارند.

خواب‌های تکرار شونده
خواب دیدن روشی برای مغز شماست تا بتواند مسائل را قبل از دسته بندی آن‌ها به صورت خاطره، پردازش و ارزیابی کند. خواب‌های تکرار شونده معمولا با مشکلات روحی و روانی حل نشده اتفاق می‌افتد که مغز سعی در مرتب کردن آن دارد. این نوع رویاها بر اساس واقعیت هستند. مثلا اگر شما بیشتر اوقات به خواربار فروشی می‌روید، در خواب نیز این شرایط را بارها و بارها مشاهده خواهید کرد.

سندروم انفجار سر
سندروم انفجار سر نوعی اختلال نادر شنیداری است مبتلایان به این سندرم معمولاً صدای بسیار بلندی مانند انفجار بمب، شلیک اسلحه، صدای زنگ یا گونه‌ای صدای بلند و ناشناخته را در هنگام خواب می‌شنوند، به شکلی که احساس می‌شود منشا این صدا داخل سر است. در واقعیت هیچ اتفاقی رخ نداده است. این شرایط نوعی از اختلال شنیداری هیپناگوژیک محسوب می‌شود. شما وارد خواب عمیق می‌شوید اما بدن هنوز به حالت خواب کامل نرفته است و حس‌ها هنوز وجود دارد. معمولا درمان شناخته شده‌ای برای این سندروم وجود ندارد./جام جم

منبع : خانه مشاور |اتفاقات شگفت‌انگیزی که به هنگام خواب رخ می‌دهد
برچسب ها : خواب ,شرایط ,می‌شود ,معمولا ,بیدار ,می‌دهد ,اندازه کافی ,عملکرد اصلی ,هنگام خواب ,کافی برای ,خواب‌های تکرار

مهریه های عجیب وغریب

:: مهریه های عجیب وغریب
مهریه های عجیب وغریب

مهریه های عجیب و غریب گاهی شگفت انگیزتر از آن هستند که بتوانید آنها را باور کنید. مهریه هایی که اگر عاقبتشان به شکایت و دادگاه نرسد، شاید هیچ وقت از وجودشان با خبر نشوید! با این حال، خیلی از کسانی که در گوشه و کنار این کشور ازدواج می کنند، با هزار و یک دلیل سراغ این مهریه ها می روند؛ ترس از آینده، خلاقیت یا حتی علاقه های عجیب شخصی!

مهریه1978 توپ ورزشی

سال87 زوج دیگری در شعبه 268 دادگاه خانواده از هم جدا شدند، آن هم با یک مهریه عجیب! 1978توپ ورزشی که البته زن آنها را بخشید تا جانش را بردارد و فرار کند.

این زن جوان که تنیس باز موفقی هم هست، می خواست نشان دهد مادیات برایش اهمیتی ندارد. به همین دلیل مهریه اش را 1978 توپ ورزشی قرار داد اما بعد از 7سال از ازدواج، به دادگاه رفت تا با بخشیدن مهرش طلاق بگیرد. چون همسرش اصرار داشت به کانادا مهاجرت کنند، اما او دوست نداشت از ایران برود. به همین دلیل این زوج به صورت توافقی جدا شدند.

چند وقت پيش زن ۲۴ ساله­اي به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پايش راتوي يک کفش کرد که طلاق مي­خواهد.

اينجا دادگاه خانواده است. حتي حاضريم بابتش قسم بخوريم. اينجا همه براي طلاق آمده­اند و زن­ها مهريه ­شان را مي­خواهند. البته شلوار هيچ مردي دو تا نشده و هوو، مادر شوهر بدجنس و مادر زن فضول خبري نيست. اينها ديگر از مد افتاده و بهانه ­ها امروزي­تر شده. مارمولک، ژل­ مو، يک کيلو خيار و ….

طلاق برای خیار
براي اينکه کارتان به طلاق و دادگاه کشيده نشود توصيه مي­کنيم همين الان بدون فوت وقت از ميوه فروشي خانه­تان يک گوني خيار قلمي بخريد و بعد سري هم به خشکبار فروشي بزنيد و هر چه دارد و ندارد بار کنيد و به خانه­تان ببريد.
چند وقت پيش زن ۲۴ ساله­اي به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پايش راتوي يک کفش کرد که طلاق مي­خواهد. البته او دليل کاملاً موجهي براي اين خواسته­اش داشت و به قاضي شعبه ۲۶۸ گفت: چند روز پيش از شوهرم خواستم برايم يک کيلو خيار بخرد اما وقتي به خانه آمد، دستش خالي بود.
من عاشق خيار هستم و او علايق من را به خاطر خساست ناديده گرفت. ديگر نمي­توانم با چنين مردي زندگي کنم. واقعاً که نگار زن زجر کشيده­اي بود و حق داشت طلاق بخواهد.
قبل از او يک زن ديگر به اسم رامونا به همين شعبه دادگاه رفته و گفته بود چون شوهرش براي او يک قوطي آبميوه نخريده ديگر نمي­تواند او را تحمل کند و طلاق بهترين راه چاره است. حالا خودتان قضاوت کنيد خيار مهم­تر است يا آبميوه. هنوز درباره پرونده اين دو زن تصميم­گيري نشده بود که يک فاجعه ديگر در عرصه زندگي زناشويي رخ داد و مردي براي همسرش برگه زردآلو نخريد. همين شد که زن دوان دوان خودش را به ميدان ونک رساند تا از شوهرش شکايت کند و حکم طلاق بگيرد.
طلاق بخاطر جواهرات قلابی
دست و دلبازي بعضي وقتها کار دست آدم مي­دهد. اين ماجرا را قاضي عموزادي تعريف مي­کند. زن ۲۲ ساله­اي که مدت زيادي از ازدواجش نمي­گذشت تقاضاي طلاق کرد.
او توضيح داد در طول زندگي مشترک کوتاه­­شان هر وقت از شوهرش طلا وجواهر مي­خواست او برايش مي­خريد. گردنبند، گوشواره، النگو و …. مرد آنقدر دست و دلبازي مي­کرد تا اينکه همسرش به او شک کرد و از خودش پرسيد شوهرش اين همه پول از کجا مي­آورد.
يک روز از سر کنجکاوي طلاها را که وزنش به يک کيلو رسيده بود به يک جواهر فروشي برد و آنجا بود که فهميد همه­اش بدلي و قلابي است. اينطور شد که کارشان به دعوا کشيد و زن براي طلاق به دادگاه آمد.
طلاق بخاطرنبردن به سینما
بعضي مردان خيلي حق همسران­شان را ضايع مي­کنند. باور نداريد، حرف­هاي فائزه زن ۲۵ ساله­اي را که بعد از ۴ سال زندگي مشترک مجبور شد مهرش را حلال و جانش را آزاد کند، بخوانيد: چند روز پيش مي­خواستم با اتوبوس به خانه مادرم بروم اما شوهرم گفت خودش با تاکسي من را مي­رساند. براي اتوبوس سواري اصرار کردم ولي او راضي نشد و گفت حتماً بايد با تاکسي بروم. اين هم شد زندگي . طلاقم را بدهيد، خلاص.
البته قاضي حسن عموزادي اين زن را به مدارا دعوت کرد و از خانواده­اش خواست او را آرام کنند. محدوديت­ها به همين جا ختم نمي­شود. اين چند جمله را يک زن ۲۱ ساله در دادگاه خانواده گفته است؛ شوهرم مرد خوبي است و خصوصيت­هاي مثبت زيادي دارد اما يک اخلاقي دارد که خيلي آزارم مي­دهد و باعث شده تصميم بگيرم، از او جدا شوم. شوهر من را سينما نمي­برد. من به خاطر اين محدوديت از نظر روحي آسيب ديده ­ام.
در جلسه رسيدگي به دادخواست اين زن هر چه قاضي تلاش کرد او را از طلاق منصرف کند، زن حاضر نشد کوتاه بيايد.
طلاق35سانتی
البته همه طلاق­ها به همين آساني نيست، بعضي­ها هم واقعاً دليل موجه دارند. مثلاً رمضان مردي ۶۵ ساله است که بعد از ۴۵ سال زندگي مشترک با همسرش صديقه فهميد در تمام اين سالها زندگي­اش تباه کرده است به همين خاطر به شعبه ۲۶۷ دادگاه خانواده رفت و گفت: زنم ۳۵ سانتي­متر از من بلندتر استو به خاطر اين اختلاف فکر مي­کند خيلي از من سرتر است و ديگر مرا دوست ندارد. مي­خواهم او را طلاق بدهم. بالاخره اختلاف طبقاتي (!) اين زن و شوهر به زندگي مشترکشان پايان داد.
طلاق بخاطرمارمولک
در اين گير و دار بعضي وقتها پاي جانواران هم وسط کشيده مي­شود. شقايق که بعد از ۴ ماه زندگي با شوهرش ديگر جان به لب شده است به قاضي عموزادي مي­گويد: شوهرم ايليا مرد خوبي است اما يک مشکل بزرگ در زندگي ما وجود دارد ما در طبقه بالاي خانه پدرشوهرم زندگي مي­کنيم. يک روز وقتي داشتم ظرف مي­شستم يک مارمولک ديدم. از ترس داشتم قبض روح مي­شدم.
بعد از يک دعواي مفصل قهر کردم و به خانه پدرم رفتم، اما ايليا مرا دوباره برگرداند و گفت ديگر از مارمولک خبري نيست. او دروغ گفته بود فرادي روز آشتي کنان دوباره در خانه يک مارمولک ديدم. واقعاً اين وضع غير قابل تحمل است. لطفاً حکم طلاقم را بدهيد.
مهريه حيواني
پاي جانوران فقط به عنوان دليل طلاق به ميان نمي­آيد. بعضي از اين جانوران شانس بهتري دارند و اسم­شان به عنوان مهريه در پرونده­هاي دادگاه خانواده ثبت مي­شود. همين دو سه هفته پيش زني به نام زليخا به شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده رفت و مهريه­اش را اجرا گذاشت: ۱۰ راس آهوي وحشي.
زليخا به قاضي دادگاه گفت: من و شوهرم در يکي از شهرستان­هاي کوچک اطراف بوشهر زندگي مي­کرديم اما اداره شوهرم را به تهران منتقل کرد. از وقتي به تهران آمديم رفتار شوهرم عوش شد تا اينکه يک روز همسران همکارانش را به رخم کشيد و گفت من عقب­مانده هستم. از اين حرفش خيلي ناراحت شدم و حالا مهريه­ام را مي­خواهم. اگر اين زن کوتاه نيايد و به خواسته­اش پافشاري کند، مرد بيچاره بايد کار و زندگي­اش را ول کند و در کوه و دشت به شکار آهو برود.
عشق دريايي
عاشق هم شده بوديم. هر دو خانواده براي تفريح به شمال رفته بوديم و من در ساحل داريوش را ديدم. پسر خيلي خوبي بود. در آن چند روز مفصل با هم صحبت کرديم و وقتي به تهران آمديم قرار ازدواج گذاشتيم. پدر و مادرهايمان مخالفتي نکردند وقتي از من درباره مهريه پرسيدند چون من و داريوش کنار دريا با هم آشنا شده بوديم، مهريه­ام را ۵ هزار مرجان دريايي تعيين کردم.
آن روزها در ابرها سير مي­کردم. چه مي­دانستم دعوايمان مي­شود. از کجا مي­­­دانستم تا اين حد با هم اختلاف سليقه داريم، مادر هيچ زمينه­اي با هم تفاهم نداريم. کارمان شده دعوا و جنگ و جدال.
۵ هزار مرجان دريايي را که حق­ام است مي­خواهم به اجرا بگذارم تا درس ادبي به شوهرم بدهم. اينها را زني به اسم شيرين وقتي به دادگاه خانواده ونک آمده بود گفت و به اين ترتيب اسمش در فهرست عروساني با مهريه­هاي عجيب ثبت شد.
مهريه ­هاي فرهنگي که فرهنگی نشد
از جانوران و آبزيان که بگذريم نوبت به مهريه­ هاي فرهنگي م­رسد. عروس خانمي که مهريه­ اش يک دوره کامل آثار دکتر شريعتي بود، بعد از کلي جنجال و کشيده شدن کار به دادگاه تجديد نظر توانست طلاق بگيرد و البته در دقايق آخر قيد فرهنگ را زد و مهريه­اش را بخشيد تا زودتر مراحل کار انجام شود.
البته مهريه ­هاي فرهنگي ­تري هم تا به حال در مجتمع قضايي خانواده ثبت شده است. مثلاً زني که مهريه­اش رونويسي از ديوان بابا طاهر بود در دادگاه اصرار کرد مهريه­اش حفظ کردن ديوان حافظ است و حالا شوهرش بايد اين کار را انجام بدهد. البته چون اين نمونه آخر ارزش مالي نداشت و طبق قانون مهريه بايد حتماً ارزش ريالي داشته باشد دادگاه خودش براي تعيين مهريه جايگزين دست به کار شد.
                                                   ***

مهریه های عجیب و غریب گاهی شگفت انگیزتر از آن هستند که بتوانید آنها را باور کنید. مهریه هایی که اگر عاقبتشان به شکایت و دادگاه نرسد، شاید هیچ وقت از وجودشان با خبر نشوید! با این حال، خیلی از کسانی که در گوشه و کنار این کشور ازدواج می کنند، با هزار و یک دلیل سراغ این مهریه ها می روند؛ ترس از آینده، خلاقیت یا حتی علاقه های عجیب شخصی! 
 مهریه بال مگس 
یکی از عجیب ترین مهریه های تاریخ ایران چهار سال قبل در شعبه 264 دادگاه خانواده به اجرا گذاشته شد: یک کیلو بال مگس! سال 86 بود که زنی با مراجعه به دادگاه خانواده به قاضی گفت تنها در صورتی حاضر به طلاق می شود که همسرش یک کیلو بال مگس مهریه او را بپردازد! او که سومین ازدواج خود را شکست خورده می دید، دلیل جدایی از همسرش را فریبکاری او عنوان کرد و گفت: "همسرم علی رغم متاهل بودن، با من ازدواج کرده و حالا من تا مهریه ام را نگیرم از زندگی اش بیرون نمی روم" 
مهریه"دست"ی 
اما عجیب تر از بال مگس، مهریه زن جوان دیگری بود که 6سال قبل در شعبه 263دادگاه خانواده تهران به اجرا گذاشته شد. این زن که دست‌ چپ‌ هـمسـرش‌ را به عنوان مهریه خود انتخـاب‌ كـرده‌ بـود، بـا مـراجعـه‌ بـه‌ دادگـاه‌ خانواده گفت: "من‌ از بچگی‌ با دختران‌ فامیل‌ در رقابت‌ بودم‌ و می خواستم مهریه ای متفاوت داشته باشم. از طرفی خانواده همسرم بسیار ثروتمند هستند و هر تعداد سكه‌ كه‌ مهرم می کردند می توانستند بپردازند. بنابراین تصمیم گرفتم برای‌ محكم‌ كاری‌ دست‌ شوهرم را به همراه 700 سكه‌ مهریه‌ام‌ قرار دهم و آنها هم پذیرفتند"
اما سه سال بعد که زن جوان متوجه شد همسرش پایبند اخلاقیات نیست، به دادگاه خانواده رفت تا با اجرا گذاشتن مهریه اش، همسرش را ادب کند! 
زن جوان می گفت دلش می‌خواهد مهریه‌اش آنقدر خاص و تعهد‌آور باشد که شوهرش هیچ‌گاه نتواند از قید و بند آن خودش را رها کند. بنابراین یک ماه بعد از عقد به دفترخانه رفتند و قرار گذاشتند بدون اطلاع خانواده ها، یک بند دیگر به مهریه اضافه کنند: چشم های آقای داماد!
مهریه "چشم"ی  
سال گذشته، زن دیگری به دادگاه رفت و چشم های شوهرش را از دادگاه خواست! او عروس یک خانواده ثروتمند شده بود که 5هزار سکه مهرش کرده بودند اما کابوس تکرار زندگی خواهر مطلقه اش دست از سر او بر نمی داشت. بنابراین بعد از عقد از همسرش خواست تا چشم هایش را مهر او کند. زن جوان می گفت دلش می‌خواهد مهریه‌اش آنقدر خاص و تعهد‌آور باشد که شوهرش هیچ‌گاه نتواند از قید و بند آن خودش را رها کند. بنابراین یک ماه بعد از عقد به دفترخانه رفتند و قرار گذاشتند بدون اطلاع خانواده ها، یک بند دیگر به مهریه اضافه کنند: چشم مهریه غیرقابل پرداخت

ما چند ماه بعد ورق برگشت و اختلافات آن دو شروع شد تا جایی که چاره ای جز طلاق نماند. البته قاضی دادگاه اعلام کرد که طبق قانون شرع اعضای اصلی بدن قابل جدا کردن نیست و تعهد مالی ایجاد نمی‌کند، چون چشم زمانی که زنده و قابل استفاده برای فرد باشد، باارزش است و نمی‌تواند مورد رهن و گرو قرار بگیرد. 
ضمن آنکه مهریه همان است که عقد براساس آن صورت گرفته و داماد فقط محکوم به پرداخت پنج هزار سکه طلا است. 
 مهریه"آهو"ی وحشی 
پرونده شکایت زنی با مهریه 10 آهوی وحشی هم یکی از عجیب ترین پرونده هایی بود که دو سه سال قبل در دادگاه خانواده به جریان افتاد. مهناز 26ساله که با یکی از آشنایان خود در شهر مادری اش ازدواج کرده بود، به دلیل علاقه ای که به طبیعت داشت این مهریه را انتخاب کرد. او چند ماه بعد از ازدواج به خاطر شغل همسرش به تهران آمد اما آنقدر تنهایی و غربت آزارش داد تا تصمیم گرفت مهریه اش را اجرا بگذارد و شوهرش را مجبور کند تا زمانی که 10 راس آهوی وحشی را شخصا از دشت های شهرستان محل سکونتشان شکار نکرده، به تهران برنگردند! 
کیلو 24شمش طلا + 1364 سکه 

البته مهریه های عجیب همیشه به همین خنده داری نیستند. سال 88 یک خبر دیگر در دادگاه های خانواده پیچید که مصداق عینی مهریه عندالمطالبه بود: «زن جوانی که 6 ماه از عقدش می گذشت به دادگاه رفت و مهریه میلیاردی اش را به اجرا گذاشت! او به قاضی گفت: همسرم خیلی مهربان است. اما مهریه حق من است و اگر همسرم من را دوست دارد باید حقم را بپردازد. اگر هم توان مالی اش را ندارد مشکل خودش است 
آشنایی این زوج جوان از دانشگاه شروع شد و آنقدر برای به هم رسیدن دردسر کشیدند که داماد عاشق حاضر شد همه شرط های پدر عروس را برای ازدواج بپذیرد. خانواده عروس از پسر خواسته بود 24 کیلو شمش طلا و 1364 سکه مهر دخترشان کنند. در روز بله بران، مادر بزرگ دختر گفت سکه رسم امروزی ها است و مهر عروس باید پول باشد. به همین دلیل پدرعروس به احترام مادرش یک میلیارد تومان وجه نقد هم به مهریه اضافه کرد! 

داماد هم که فکر می کرد مهریه را کی داده و کی گرفته، برای این که عقب نماند گفت: من هم 1364 شاخه رز سیاه به این مهریه اضافه می کنم! 
به گزارش سلامت نیوز،چند ماه بعد سمیه با مهریه 24 کیلو شمش طلا، 1364 سکه تمام بهار آزادی، یک میلیارد تومان پول نقد و 1364 شاخه رز سیاه به عقد محسن در آمد و زندگی آنها زیر یک سقف شروع شد. اما بعد از مدت کوتاهی از ازدواج شان، عروس خانم همسرش را با نامه ای از دادگاه غافلگیر کرد گفت که مهرش را می خواهد! استدلالش هم این بود:"مگر هر وقت مشکل پیدا شد باید حقم را از تو بگیرم؟ مهریه حق من است و اگر دوستم داری باید مهرم را بپردازی تا با تو زندگی کنم"

منبع: روزنامه همشهری

مهریه نه گرفتنی است ونه دادنی!؟

جولایی مدیرعامل ستاد دیه گفت: باید در زمینه پیشگیری از جرم تلاش بیشتری صورت گیرد و در سال‌های اخیر بدهکاران مهریه بیشترین زندانیان بدهکاران مالی و دیه در کشور هستند و 70 درصد زندانیان را بدهکاران مهریه تشکیل می‌دهند.8مهر94خبرگزاری فارس

منبع : خانه مشاور |مهریه های عجیب وغریب
برچسب ها : مهریه ,دادگاه ,خانواده ,طلاق ,شوهرش ,زندگي ,دادگاه خانواده ,مهریه اضافه ,همین دلیل ,زندگي مشترک ,عجیب ترین ,بدون اطلاع خانواده ,شوهرش هیچ‌گاه ن

چرا علی: فزت و رب الکعبه

:: چرا علی: فزت و رب الکعبه

چرا علی: فزت و رب الکعبه

کلمه «فوز» عبارت است از رسیدن به آرزو و خیر و خوبی و رهایی از شر پلیدی (الفوز: النجاه و الظفر بالامنیه و الخیر)[1] بعضی از لغت‌دانان عرب در مورد معنای آن گفته‌اند: «فوز» همان نجات یافتن و در سلامت قرار گرفتن است.[2]
«فزتُ» فعل ماضی و متکلم وحده است «و ربّ» واو برای قسم است و از ادوات قسم در زبان عرب محسوب می‌شود، مانند قسمی که خداوند در آیه 65 سوره نساء خورده که «فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکموک...»، قسم به خدای تو که ایمان نیاورده به... .

بنابراین معنای جمله «فزت و رب الکعبه» این است که به خدای کعبه نجات یافتم و به آرزوی خود و خیر و خوبی رسیدم. البته این امر سعادتمندی و رستگاری است، چرا که نهایت آرزوی آدمی بر آن است که خود را از درد و رنج‌های دنیا رهایی دهد و به خیر و خوبی دائمی برسد.

از نظر انسان‌هایی مانند علی(ع) مرگ و شهادت از قفس و زندان این عالم رهایی یافتن و به نهایت آرزوی خود رسیدن است. خصوصاً وقتی که در عالی‌ترین مراتب انسانیت قرار دارند و به مراتب عالی لقاء و رؤیت پروردگار خود رسیده‌اند که حتی مرگ خود را شهادت و کشته شدن در راه امید و آرزوی خود قرار می‌دهند و بالاترین لقاء و رویت الهی برای آن‌ها حاصل می‌شود.

استاد شهید مطهری در این رابطه می‌فرماید: این است که می‌بینیم،
علی(ع) آن گاه که می‌بیند مرگش به صورت شهادت نصیبش شده از خوشحالی در پوست نمی‌گنجد، ‌لذا در لحظات آخرین حیاتش می‌فرماید: به خدا سوگند هیچ امر مکروه و خلاف انتظاری برای من رخ نداده است، همان رخ داد که می‌خواستم و به آرزوی خود که شهادت است رسیدم،
مثل من مثل کسی است که شب تاریک در جستجوی آب در صحرایی می‌گردم، ناگاه چاه آبی یا سرچشمه‌ای پیدا می‌کند، مثل من مثل جوینده‌ای است که به مطلوب خود نائل گشته است.[3]

این نکته را نیز اضافه می‌کنیم که سعادتمندی و رستگاری آن وقت برای امیرمؤمنان(ع) اهمیت دارد که تا پایان حیات پر برکت او ادامه داشته باشد. چنانچه در سخنرانی معروفی که پیامبر اسلام(ص) پیرامون اوصاف ماه مبارک رمضان در پایان آن خطبه و در ادامه پاسخ به سؤال امیرمؤمنان(ع) در مورد بهترین اعمال در ماه مبارک رمضان شروع به گریستن کردن، در این هنگام علی(ع) علت گریه آن حضرت پرسیدند: حضرت پاسخ فرمود که
علی جان در یکی از همین ماه‌های ماه مبارک رمضان به دست شقی‌ترین انسان‌ها به شهادت می‌رسی. در این هنگام آقا امیرمؤمنان(ع) بلافاصله می‌پرسند که آیا در این هنگام دینم در سلامت است؟ حضرت(ص) پاسخ فرمودند: بله! دینت در آن هنگام در سلامت است در این هنگام امیرمؤمنان فرمودند که: یا رسول الله! «لیس من مواطن الصبر و البلوی بل من مواطن الرضا و البشری»؛ ای رسول خدا! این لحظه از جایگاه صبر در بلا و مصیبت نیست، بلکه محل رضا و بشارت است.[4]
لذا آن حضرت پس از ضربت سختی که بر فرق مبارکشان خورد، فرمودند: «فزت و ربّ الکعبه»، به خدای کعبه رستگار شدم.
*پی‌نوشت‌ها:
1-ابن منظور، لسان العرب، ج 5، ص 393. طریحی ، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، ج 4، ص 30.
2-مجمع البحرین، ج 4، ص 30.
3-مطهری، مرتضی، قیام انقلاب مهدی(عج)  ص 116 تا 118.
4-بحار الانوار، ج 93، ص 356، باب 46.
بنقل ازمرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
                                                                              ***

علی بن ابیطالب(ع) شب نوزدهم برای مراسم عبادت و احیاء كه به مسجد رفت و در مسجد شمشیر خورد، در همان هنگام فرمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» من می‌خواهم درباره(فزت) و(فوز) در قرآن صحبت كنم كه هم درسهایی از قرآن باشد و هم روی واژه(فوز) و(رستگاری) باشد. این فوز را بررسی كنیم و ببینیم چه گروههایی فائز هستند.

فوز یعنی چه؟ فوز به معنی رستگاری است. وقتی كه انسان به یك كاری مأنوس می‌شود یعنی با یك چیزی انس می‌گیرد، بخواهد یا نخواهد این از زبانش بیرون می‌پرد. 
حالا چه آدمهایی خوب و چه آدمهایی بد هستند. خداوند در قرآن نسبت به آدمها به حضرت محمد می‌فرماید: «وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فی‏ لَحْنِ الْقَوْلِ»(محمد/30) گوش بده! ببین چه می‌گویند. از لابلای حرف هایشان می‌توانی آنچه در روحشان است بشناسی. ازلابلای گفتگو‌ها و حرفهایشان، روحشان روشن است. حتی اگر شوخی‌های انسان تا یك ریشه‌های جدی تا یك خاطرت واقعی نباشد، به صورت شوخی در نمی‌آید. انسان همیشه عمل هایش عكس العمل یك حالات درونی است. هنگام مرگ انسان مهمترین حرفهایش را می‌زند. و لذا می‌گویند، بعضی ‌ها كتاب‌هایی که از آخرین سخنان بزرگان نوشته اند، بسیار مهم است. یعنی افراد بزرگ لحظه مرگ چه حرف‌هایی زده اند. چون انسان تمام عمرش در دقایق آخر خلاصه می‌شود. امیرالمومنین(ع) درباره جان دادن مردم معمولی می‌گوید: افراد معمولی اینطور هستند. وقتی كه می‌خواهند بمیرند لحظه آخر مرگ: «فِیمَ أَفْنَى عُمُرَهُ»(نهج‏البلاغه، خطبه 109) یعنی لحظه مرگ كه می‌خواهد روح از بدنش بیرون برود آن لحظه مرگ فكرش این است كه با عمرم چه كردم؟ «فِیمَ أَفْنَى عُمُرَهُ» یعنی عمرم را در چه چیزی فنا كردم؟ ببینید علی بن ابیطالب(ع) لحظه‌ای كه شمشیر خورد چه گفت؟ علی بن ابیطالب می‌دانست كه او را می‌كشند یا نمی‌دانست؟ اگر بگوییم امام علم غیب دارد و می‌دانست چرا كسی كه می‌دانست او را می‌كشند بلند شد و به مسجد رفت؟ امام حسن و سایر ائمه ما مثل امام رضا می‌دانستند كه به ایشان زهر می‌دهند یا نه. چرا؟ ائمه ما اگر می‌دانستند آیا دست به این اقدامات می‌زدند؟ «لا تُلْقُوا بِأَیْدیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»(بقره/195) البته جواب این ‌ها داده شده است. منتها ملت ما همه اطلاعاتشان در یك سطح نیست. این را برای بعضی ‌ها می‌گویم. 
 
تا علی بن ابیطالب شمشیر می‌خورد می‌گوید: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ». گفتیم انسان حرفی كه لحظه مرگ، حرفی كه در روزهای آخر می‌زند خلاصه عمرش است. یك كسی یك عمری پول جمع كرده بود. وقت مرگ می‌گوید: این پول ‌ها و خانه را به فلانی بدهید. زمین را به فلانی بدهید. فرش را به فلانی بدهید. علی بن ابیطالب فرمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» فوزچیست؟ باید ببینیم حضرت علی كه می‌گوید: (فزت) یعنی اینكه من فائز شدم. بعد هم می‌گوید و «وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» به خدای كعبه فائز شدم. به خدای كعبه به فوز رسیدم. یعنی هم به رستگاری رسیدم و هم مسیرم را فراموش نكردم. مسیرم خط كعبه بود. من دركعبه متولد شدم. به همان خدا، همانجایی كه متولد شدم، از حین تولد تا کنون مسیرم همان كعبه بوده است. به توحید قسم كه مسیر را فراموش نكردم. زادگاهم را فراموش نكردم. از فطرت اولیه، منحرف نشدم. چون حضرت علی دركعبه متولد شد و یكی از علما و برادران اهل تسنن یك جمله لطیفی گفت. عبد الفاتح عبدالمقصود یكی از علمای بزرگ و از برادران اهل تسنن است. ایشان به دعوت مرحوم مفتح به تهران آمد. بعد به قم آمد و در یك جلسه‌ای كه علمای قم هم در آنجا حاضر بودند، یك جمله گفت. همه علمای قم تعجب كردند. گفت: شما شیعه ‌ها هیچ فهمیده‌اید كه چرا علی در كعبه متولد شد؟ علمای قم گفتند: بله در كعبه متولد شد. گفت: نه فلسفه‌اش را می‌دانید؟ گفتند: نه. گفت من یك چیزی فهمیده ام. حالا این عالم سنی است ولی خوب سنی و شیعه فرق نمی‌كند. گفت: علی را خدا در كعبه گذاشت تا متولد شود. بعد به همه مسلمان‌ها گفت: رو به كعبه نماز بخوانید. علی را هم در كعبه گذاشت تا توجه به كعبه و توجه به رهبری علی هم باشد. علی را در این گهواره گذاشت و به ملت گفت: رو به گهواره بایستید تا آدم كه رو به گهواره می‌ایستد توجه به طفل هم داشته باشد و این خیلی لطیف بود. 
به خدای كعبه فائز شدم. حالا فوز چیست؟ قرآن یك سری آیات دارد كه می‌گوید(فوز) این است و حضرت علی كه می‌گوید(فزت) یعنی از این پله ‌ها بالا رفتم.«وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظیماً»(احزاب/71) «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ» یعنی كسی كه مطیع خدا باشد یعنی اطاعت كند. كسی كه از خدا و رسول اطاعت و پیروی كند به فوز عظیم دست پیدا می‌کند. 
حضرت علی تا شمشیر می‌خورد می‌گوید: (فزت)، (فزت) یعنی در این مدت، مطیع خدا و مطیع رسول خدا بودم. فوز چیست؟ قرآن می‌گوید: «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ»(مائده/119) خدا راضی است و من هم از خدا راضی هستم و این فوز است. رستگاری یعنی اینكه شما از خدا راضی باشی و خدا هم از شما راضی باشد. حضرت علی تا شمشیر می‌خورد می‌گوید: (فزت) یعنی در این چند سال كاری كردم كه هم من از خدا راضی بودم و هم خدا از من راضی بود. قرآن می‌گوید «إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ»(مؤمنون/111) «إِنِّی جَزَیْتُهُمُ» من به مومنین جزا می‌دهم. به خاطر امروزی كه روز قیامت است. امروز كه روز قیامت است، پاداش مومنین را می‌دهم. روز قیامت به مومنین پاداش می‌دهم. بخاطر چه؟ «بِما صَبَرُوا» بخاطر پشتكار و تحمل آنها. همه سختی ‌ها را تحمل كردند، پس این‌ها فائز هستند. علی كه شمشیر می‌خورد می‌گوید: (فزت) یعنی منم آن كسی كه صبر كردم و من هستم كه از این قله بالا رفتم. 
قرآن می‌گوید كه چه كارهایی فوز است. حضرت علی كه می‌گوید: من(فائز) شدم، یعنی اینكه از این قله‌ها بالا رفتم. پس ببینیم ما از كدام قله بالا رفتیم. قرآن می‌گوید: «الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ»(توبه/20) «الَّذینَ آمَنُوا» كسانی كه ایمان دارند «وَ هاجَرُوا» كسانی كه برای خدا و در راه خدا «وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّه» جهاد كردند «جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ» هم مال دارند و هم جان دارند. بعد می‌گوید: «أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ» در بالاترین درجه در نزد پروردگارند و ایشان فائز هستند. /درسهایی ازقرآن قرائتی1359/4/25

منبع : خانه مشاور |چرا علی: فزت و رب الکعبه
برچسب ها : می‌گوید ,یعنی ,كعبه ,حضرت ,فائز ,هنگام ,شمشیر می‌خورد ,می‌خورد می‌گوید ,رَبِّ الْكَعْبَةِ» ,فلانی بدهید ,یعنی اینكه ,شمشیر می‌خورد می‌گوید ,

::

زیارت ائمه معصومین(ع)، فضیلت و ثواب بسیار بالا دارد و این ثواب اختصاص به زیارت امام خاصی ندارد. این زیارت ها در واقع نشانۀ ابراز محبت ما نسبت به آنان است و باعث زیاد شدن یاد و ذکر آنها در جامعه می‌شود که ارزش والایی دارد، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره ثواب زیارت امام رضا(ع) از منظر روایات بیان می‌کند:

در برخی از روایات ثواب زیارت ثامن الحجج(ع) معادل هزاران حج دانسته شده است که به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:

1ـ «قال أَبوالْحَسَنِ مُوسَى(ع) قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ وَلَدِی عَلِیٍّ کَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ کَسَبْعِینَ حَجَّةً مَبْرُورَةً. قَالَ قُلْتُ: سَبْعِینَ حَجَّةً؟ قَالَ: نَعَمْ وَ سَبْعِینَ أَلْفَ حَجَّةٍ قَالَ قُلْتُ: سَبْعِینَ أَلْفَ حَجَّةٍ؟ قَالَ رُبَّ حَجَّةٍ لَا تُقْبَلُ ... الحدیث»

امام کاظم(ع) فرموند: کسى که قبر فرزندم را زیارت کند براى او نزد خدا ثواب هفتاد حجّ مقبول است،  راوى مى‏‌گوید: محضرش عرضه داشتم: ثواب هفتاد حج؟! حضرت فرمودند: بلى، بلکه ثواب هفتصد حج؟! عرض کردم: هفتصد حج؟! فرمودند: بلى، بلکه ثواب هفتاد هزار حج. عرض کردم: هفتاد هزار حج؟! فرمودند: بلى، از این گذشته بسا حج مقبول واقع نمى‏‌شود ... .(1) 

سندی که برای این روایت در کتاب شریف کافی و به تبع این کتاب در بیشتر کتب دیگر آمده به علت مجهول بودن راویان آن ضعیف است، در کتاب‌های مرحوم شیخ صدوق مانند امالی و عیون سند دیگری برای آن ذکر شده که آن سند هم به علت راوی آخر که مجهول است ضعیف است.

روایاتی که درباب فضیلت ثواب  زیارت امام رضا(ع)وترجیحش برای مکه ودیگرائمه اطهار علیهم السلام واردشده

احتمالش  این است که روایات وارد شده در باب زیارت امام رضا(ع) جنبه تشویقی دارد، چرا که در آن زمان زیارت ایشان نسبت به زیارت سایر ائمه معصومین(ع) به علت دوری راه مشقت فراوانی داشت و نیز زیارت امام رضا(ع) نشانه دوازده‌ امامی بودن است، لذا برای تشویق مردم به این زیارت چنین روایاتی وارد شده است. و این نه بدان معناست که زیارت امام در حال حاضر دارای چنین ثوابی نباشد، زیرا در هر زمان امام واسطه بین خالق و مخلوق است، چه زیارت او دارای مشقت باشد یا نه.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره ثواب زیارت امام رضا(ع) از منظر روایات۹۳/۰۶/۱۶فارس

منبع : خانه مشاور |
برچسب ها : زیارت ,ثواب ,امام ,قَالَ ,هفتاد ,است، ,زیارت امام ,ثواب زیارت ,ثواب هفتاد ,فرمودند بلى، ,بلکه ثواب ,قَالَ قُلْتُ سَبْعِینَ

زنی که محافظ شخصی امام بود/فرمانده سپاه /نماینده مجلس/سفیرامام به شوروی

:: زنی که محافظ شخصی امام بود/فرمانده سپاه /نماینده مجلس/سفیرامام به شوروی
زنی که محافظ شخصی امام بود/فرمانده سپاه استان/نماینده مجلس/سفیرامام به کرملین

عکس:«مرضیه دباغ»زن محافظ شخصی امام بستری شد

زنی که محافظ شخصی امام بود
امام فرموده بودند که هیچ یک از خواهران همراه ایشان نباشند فقط خواهر طاهره را بگویید بیاید، شاید بچه‌هایش در فرودگاه منتظرش باشند.

* چطور با امام آشنا شدید؟ چطور از فرانسه سردر آوردید؟

در اثر شکنجه‌های بسیار، بدنم صدمه دید و در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفتم. همان موقع محمد منتظری پاسپورت فردی به نام زینب احمدی نیلی را با عکس من تنظیم کرد و من با این پاسپورت جعلی به انگلستان فرار کردم. در لندن هم یکی از دانشجویان ایرانی منتظرم بود که مرا به یک هتل پاکستانی برد. روز روشن آنجا هم یکی از دانشجوها بود 3 - 4 روز آنجا ماندم پول که نداشتم بنابراین قرار شد کارهای خدماتی را انجام دهم و به جایش وعده صبحانه را رایگان به من بدهند من با همان وضعیت جسمانی، روزها روزه می‌گرفتم و غروب‌ها هم با همان وعده صبحانه افطار می‌کردم.

* خانواده‌تان می‌دانستند کجا هستید؟

کسی خبر نداشت بچه‌ها و خانواده‌ام نیز فکر می‌کردند که من در درگیری‌های خیابانی کشته شده‌ام که ای کاش رفته بودم.

* چقدر درآن وضعیت بودید؟

3 ماه، تا اینکه محمد منتظری آمد چند روز بعد از شهادت دکتر شریعتی بود با تعدادی از بچه‌ها تظاهراتی در لندن به پا کردیم بعد به فرانسه رفتیم پشت سر این قضیه شهادت آقا مصطفی بود که اعتصاب غذا راه انداختیم. بعد هم به لبنان و سوریه رفتم و دوره‌های چریکی را گذراندم. در این سال‌ها در عربستان، عراق، لبنان و سوریه و فرانسه تردد داشتم تا اینکه امام وارد فرانسه شدند پلیس فرانسه اصرار داشت که یک زن پلیس فرانسوی، مسئولیت حفاظت از ایشان را به عهده بگیرند اما امام(ره)به شدت مخالف بودند. بنابراین من به نوفل لوشاتو رفتم و با توجه به آموزش‌هایی که دیده بودم محافظ شخصی حضرت امام شدم و وظایف اندرونی از جمله خرید، شتسشو و ... را نیز به عهده گرفتم.

* آیا به زبان فرانسه تسلط دارید؟

نه خیر، برای خرید نیازی به آشنایی با زبان نداشتم از سوپرمارکت‌ها هر چه می‌خواستم برمی‌داشتم و وجه آن را می‌پرداختم. اما خوب، برای ارتباط با همسایه‌ها و صحبت با خبرنگارها، آقای دکتر حجابی و دکتر غرضی بودند که تسلط به زبان فرانسه داشتند.

* آیا شما با امام به ایران برگشتید؟

امام فرموده بودند که هیچ یک از خواهران همراه ایشان نباشند فقط خواهر طاهره را بگویید بیاید، شاید بچه‌هایش در فرودگاه منتظرش باشند. شب دوازدهم حاج‌احمد- که خدا با شهدای کربلا محشورش کند- به بیمارستان آمد تا مرخصم کند اما دکترها اجازه ترخیص ندادند و بنابراین من از پرواز جا ماندم.

* شما کی و چه زمانی به ایران آمدید؟

دو روز که از بازگشت امام به ایران می گذشت از بیمارستان مرخص شدم و با امام تماس گرفتم، ایشان فرمودند اوضاع به گونه‌ای است که بهتر است شما نیایید. من در همان خانه شماره 30 ماندم تا اینکه شب 27 بهمن امام فرمودند که می‌توانید به ایران بیایید.

* چند سال دور از خانواده بودید؟

از سال 53 تا سال 57

* وقتی پا به زمین ایران گذاشتید چه احساسی داشتید؟

من پایم به زمین نرسید. مرا با ویلچر از هواپیما پیاده کردند. گریه فرصتم نمی‌داد، نه گریه دیدن بچه‌هایم، گریه شادی. موقع رفتن با چه ترس و لرزی وارد فرودگاه شدم و حالااین گونه فرودگاه پر از زنان چادر مشکی بودکه به استقبالم آمده بودند. دوستانم، شاگردانم و خانواده‌ام.

* رضوانه 13ساله چطور زیر شکنجه‌ها دوام آورد؟

رضوانه خیلی صبور بود. ساواک برای به حرف در آوردن من، او را به شدیدترین وجه ممکن شکنجه می‌کردند. یادم هست یکبار بعد از شکنجه‌ها، دیگر صدایی از او نیامد از شدت ضربات بیهوش شده بود و دیگر به هوش نیامد. او را روی پتو انداختند و بردند فکر کردم مرده است در آن لحظه خدا را شکر کردم که مرده است و دیگر شکنجه نمی‌شود و زجر و دردی را تحمل نمی‌کند. بعد از چند وقت او را آوردند. فهمیدم در بیمارستان بستری بوده. وقتی دست‌هایش را در دستم گرفتم متوجه زخم‌های بدی شدم که روی مچ دستانش بود. گفت که دستانش را با زنجیر و دستبند به تخت بیمارستان بسته بودند. دخترم در همان حال، سؤالی از من پرسید که مهمترین انگیزه من برای تحمل شکنجه‌ها شد. رضوانه پرسید من به جز رفتن به دستشویی همه وقت درازکش با دستبند به تخت بسته شده بودم، مادر من همه نمازهایم را خوابیده خواندم، به نظرشما نمازهایم درست است؟ این صحبت دخترم بعد از تحمل آن همه شکنجه باعث شد که بیش از پیش به کارم ایمان داشته باشم.

* رضوانه چند وقت در اسارت بود؟

4 روز مانده بود که شش ماه اسارتش تکمیل شود که او را به زندان قصر فرستادند تا دادگاهی شود در دادگاه هم چون دلیلی برای متهم کردنش نداشتند او را به 6 ماه محکوم کردند که چون گذرانده بود آزاد شد.

* الان رضوانه چگونه است؟

رضوانه در حوزه درس می‌خواند و 2 دختر و یک پسر دارد، اما تا به حال دوبار قلبش را عمل کرده و با دردهایی که از شکنجه‌هایش به یادگار مانده، دست و پنجه نرم می‌کند.

*چهارروز ارفاقی رهبری

این یکی از ناگفته‌های من است. از دختر 13 ساله‌ام با آن همه شکنجه‌ای که شده بود با این دردی که تا به امروز همراهش است هیچ حمایتی نشده است چون 4 روز از 6 ماه کم دارد تا عنوان زندانی سیاسی به او اطلاق شود. فقط رهبر معظم انقلاب شخصا به ایشان عنایتی داشته‌اند و کمکی کرده‌اند./ خبرگزاري فارس

                                                               ***

 خانم مرضیه حدیده چی (دباغ)
او در سال 1318 در همدان و در خانواده ای مذهبی و فرهنگی متولد شد . تحصیلات خود را از مکتب خانه آغاز کرد و از معلومات پدر در یادگیری قرآن و نهج البلاغه بهره فراوان برد . 

زمانی که در سال 1333 با محمد حسین دباغ ازدواج کرد سرفصلی جدید در زندگی او آغاز گردید . 

دباغ پس از هجرت امام (ره) به پاریس در سال 1357 به خیل یاران او می پیوندد و وظابف اندرونی بیت امام (ره) را برعهده می گیرد.
پس از انقلاب اسلامی یکی از موسسین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و به عنوان اولین فرمانده سپاه منطقه غرب کشور مسوولیت سپاه همدان را برعهده می گیرد

سه دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی بوده(دوم وسوم وچهارم)

خانم دباغ در دی ماه سال 1367 به عنوان عضوی از نمایندگان اعزامی امام خمینی ( ره ) برای ابلاغ پیام حضرت امام (ره) به گورباچف انتخاب شد . 

در کمیته مشترک به همراه دختر نوجوانش (رضوانه13ساله) شدیدترین شکنجه ها را متحمل می شود و زمانی که امیدی به زنده ماندنش نیست از زندان آزاد می گردد ، در حالیکه دخترش همچنان در زندان می ماند . 
در زندان نیز به مبارزات خود ادامه می دهد و به تقابل نظریه های ایدئولوژیکی اسلام با گروههای مارکسیستی بر می خیزد . 
پس از آزادی از زندان با کمک شهید منتظری از کشور خارج و فعالیت های مبارزاتی خود را در سوریه و لبنان تحت نظر شهید چمران ادامه می دهد . 
در پایگاههای نظامی واقع در لبنان و سوریه آموزش های رزمی و چریکی را طی کرد . 
دباغ در خصوص انتساب دو اسم فاميل به ايشان مي‌گويد: فاميلي شوهر من«دباغ» است و فاميلي خودم «حديده‌چي.» چون پدر و پدر بزرگ و جدمان آهنگر بود . من به دليل (آزادمردي و توجه به خواسته‌هاي همسر) ، كه شوهرم از اين دو نكته كاملاً برخوردار بود ، يعني هم به خواسته‌هايم بسيار توجه داشت و هم مرا براي انجام كارهاي مختلف آزاد گذاشته بود ، احساس مي‌كردم كه ايشان دين بزرگي به گردنم دارد و اگر قرار است در تاريخ اسمي باقي بماند بايد با نام ايشان باشد نه با نام خودم. به همين دليل هم خودم را به اسم خواهر دباغ معرفي مي‌كردم .  او با عناوین خواهر دباغ ، خواهر زینت احمدی نیلی و خواهر طاهره شناخته می شد . 

منبع : خانه مشاور |زنی که محافظ شخصی امام بود/فرمانده سپاه /نماینده مجلس/سفیرامام به شوروی
برچسب ها : امام ,فرانسه ,خواهر ,رضوانه ,دباغ ,بودند ,محافظ شخصی ,خواهر طاهره ,فرمانده سپاه ,شخصی امام ,احمدی نیلی ,فرودگاه منتظرش باشند ,بگویید بیاید، شاید

چگونه اکانت "Google" راحذف کنیم؟

:: چگونه اکانت "Google" راحذف کنیم؟
 چگونه  اکانت "Google" راحذف کنیم؟ 
 
شما می توانید در این گزارش با ترفندهای جالب حساب کاربری گوگل خود را حذف کنید.
برای بسیاری از ما، اکانت Googleمان به اندازه‌ی شناسنامه یا کارت‌ملی‌مان اهمیت دارد. از خدمات ایمیل و فضای ابری (Gmail, Drive) تا گذران اوقات فراغت‌مان (You Tube, Google+) و حتی استفاده از گوشی‌های هوشمند اندرویدی‌مان، همه و همه نیازمند استفاده از اکانت گوگل است.

 اما ممکن است به هر دلیل بخواهیم اکانت‌مان (یا یکی از اکانت‌هایمان) را حذف کنیم. 

قبل از حذف اکانت گوگل حتما یه سری نکات را در نظر داشته باشید

اگر می‌خواهید اکانت Google خودتان را حذف کنید، در نظر داشته باشید که حجم بسیار زیادی از اطلاعات را از دست خواهید داد. اطلاعاتی نظیر:

• اطلاعات مربوط به کلیه‌ی خدمات Google، مثل اطلاعاتی که در Gmail، Calendar، Drive یا Keep خود نگهداری می‌کنید.

• تمام اکانت‌هایی که در سایت‌های مربوط به Google درست کرده‌اید و تمام چیزهایی که در این سایت‌ها خریداری کرده‌اید؛ مثل You Tube، Google Play Movies، Google Books یا Google Music.

• اطلاعاتی که در مرورگر Chrome ذخیره کرده‌اید.

• Contactها و سایر اطلاعات ثبت‌شده در گوشی‌های اندرویدی و Backup های آن.

• از همه مهم‌تر این‌که نام کاربری خود را در Google برای همیشه از دست خواهید داد. چرا که Google نه به شما و نه به هیچ‌کس دیگر اجازه نمی‌دهد که از آن نام کاربری مجددا استفاده کند.

با توجه به تمام این اتفاقاتی که با رفتن از گوگل سرتان می‌آید، بد نیست قبل از آن که به سمت حذف اکانت بروید این کارها را انجام بدهید:

اطلاعاتتان را منتقل کنید

اگر مدتی از اکانت گوگل‌تان استفاده کرده‌اید، احتمالا اطلاعات زیادی در آن ذخیره شده است. بنابراین بد نیست از اطلاعات خود نسخه‌ی پشتیبانی تهیه کنید. برای این کار وارد اکانت گوگل خود بشوید و در بخش Personal info & privacy، گزینه‌ی Control your content را انتخاب کنید. در این صفحه گزینه‌ی Create archive را انتخاب کرده و سرویس‌هایی از Google را که می‌خواهید از آن پشتیبان بگیرید، انتخاب کنید.

حساب‌های کاربری‌تان را چک کنید

ممکن است برای عضویت یا ورود به بعضی از سایت‌ها، از اکانت Googleتان استفاده کرده باشید. در این‌صورت قبل از حذف اکانت باید حساب کاربری‌تان در آن سایت‌ها را تغییر بدهید.

 اموزش پاک کردن اکانت گوگل 

• به صفحه‌ی تنظیمات حساب کاربری خود بروید و در زبانه‌ی Account Preferences، گزینه‌ی Delete your account or services را انتخاب کنید.

• حالا گزینه‌ی Delete Google account and data را انتخاب کنید.

• اینجا هم به شما امکانی برای تهیه‌ی نسخه‌ی پشتیبان ارائه می‌شود؛ البته همراه با فهرست بلندبالایی از تمام چیزهایی که با حذف کردن حساب کاربری‌تان از دست می‌دهید.

• از این‌جا به بعد، Google چندباری از شما می‌پرسد که از کارتان مطمئن هستید یا نه. در پایان هم باید یک‌بار دیگر گزینه‌ی Delete Account را انتخاب کنید تا خداحافظی‌تان با Google کامل بشود.

حذف کردن یک سرویس خاص

اگر می‌خواهید فقط یک سرویس را از حساب کاربری خود حذف کنید، کافی است همان مسیر را طی کنید، اما به جای گزینه‌ی Delete Google account and data، از دستور Delete products استفاده کنید./۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵الف
منبع : خانه مشاور | چگونه اکانت "Google" راحذف کنیم؟
برچسب ها : google ,اکانت ,گزینه‌ی ,استفاده ,account ,حساب ,انتخاب کنید ,گزینه‌ی delete ,اکانت گوگل ,حساب کاربری ,google account ,delete google account ,گزینه‌ی delete google

دعایی برای بهبودی تمام دردها

:: دعایی برای بهبودی تمام دردها

دعایی برای بهبودی تمام دردها

علامه شیخ ابراهیم کفعمی :مردی از شیعیان در ایام گذشته به دردی مبتلا شد که تمام پزشکان از معالجه او عاجز شدند. او بعد از تلاش‌های فراوان، از معالجه بیماری خویش مأیوس شد و تمام درها را به روی خود بسته دید، تا این که روزی کتابی را مطالعه می‌کرد که عبارتی توجه او را به خود جلب کرد. در آن جا نوشته بود: از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده است که هر کس مبتلا به بیماری جسمی شده باشد، بعد از نماز صبح چهل مرتبه این کلمات را بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین حسبنا الله و نعم الوکیل، تبارک الله احسن الخالقین، و لا حول و لا قوّه الّا بالله العلیّ العظیم» و سپس دست خود را به موضع درد بکشد، به خواست الهی شفا خواهد یافت. آن مرد به این دستور عمل کرده و به اذن الهی شفا یافت.

پدر و استاد بزرگوارم"شیخ زین الدین علی بن حسن" اعتقاد فوق العاده به مضمون این روایت داشت و هیچ‌گاه در نماز صبح از انجام آن فروگذاری نمی‌کرد؛ البته آن بزرگوار اثر آن را دیده و با تجربه‌ برایش ثابت شده بود. او با یک خانم نجیب و بزرگواری از یک خانواده اصیل ازدواج کرد. بعد از مدتی، در اثر بیماری جسمی، همسر صالح و شایسته او ماه‌ها به بستر بیماری افتاد. پدرم از این وضعیت شدیداً آشفته و مضطرب گردید. او که در حال ناچاری به دنبال چاره‌ای می‌گشت، ناگهان این روایت به یادش آمد. لذا این دستور العمل شفابخش امام صادق ـ علیه السلام ـ را به همسرش توصیه کرد که آن را 40 روز بعد از نماز صبح 40 مرتبه بخواند. بعد از انجام این دستور العمل، به اذن خداوند متعال آن خانم از مرض سخت خویش شفا یافت. (بحار الانوار، ج 83، ص 154)

کفعمی در حاشیه «بلد الامین» درباره این دعا می‌نویسد:«من اثر این دعا (یکی از دعاهای بعد از نماز صبح) را در کتاب‌های اصحاب بزرگوارمان خوانده‌ام.»

 کفعمی نیمه اول قرن نهم هجری، در یکی از روستاهای جبل عامل به نام «کفعم»منطقه "جبشیت"متولدشدسال 905 هـ.ق وفات یافت ودرروستایش مدفون است

قبرکفعمی بعدازسالها "سالم" کشف شد
آن منطقه در اثر مرور زمان خراب شده و قبر شریف کفعمی در زیر خاک ماند و از منظر مردم پنهان گردید
کسی آن جا را نمی‌شناخت و از اثر قبر او اطلاعی نداشت، تا این که بعد از قرن یازدهم هجری قمری، کشاورزی هنگام شخم زدن زمین، گاو آهن وی به سنگی برخورد و آن را از محل خودش تکان داد، از زیر آن سنگ جسدی با کفن تر و تازه برخاست و با حیرت تمام به راست و چپ نگاه کرد و گفت: «هل قامت القیامه؛ آیا قیامت به پا شده است؟!» آن گاه افتاد و دوباره به خواب ابدی فرو رفت. کشاورز از مشاهده این واقعه شگفت انگیز بیهوش می‌شود و بعد از مدتی که به حال طبیعی بر می‌گردد، اهالی روستا را مطلع می‌کند. آنان نوشته سنگ قبر را مشاهده می‌کنند که روی آن چنین حک شده بود: هذا قبر الشیخ ابراهیم بن علی الکفعمی.

قبرکفعمی

دیدگاه علما درباره کفعمی
 شیخ حرّ عاملی، نویسنده وسائل الشیعه:
«او شخصیتی مورد اطمینان، فاضل، ادیب، شاعر، عابد و پارسا بود. او کتاب بزرگ و پربار مصباح را به نام الجنّه الواقیه در سال 895 هـ.ق تألیف کرده است و هم چنین گزیده مصباح و البلد الامین و شرح صحیفه از آثار اوست. وی اشعار بسیار سروده و رساله‌های متعددی نیز تألیف کرده است.
2. علامه امینی، نویسنده الغدیر:
«شیخ تقی الدین ابراهیم بن شیخ زین الدین علی بن شیخ بدر الدین حسن بن شیخ محمد بن شیخ صالح بن شیخ اسماعیل حارثی همدانی خارفی عاملی کفعمی لویزی جبعیّ، یکی از چهره‌های درخشان قرن نهم هجری قمری می‌باشد که جامع علم و ادب بود.»
تألیفات علامه شیخ ابراهیم کفعمی بیش از50اثرمی باشد،ازچمله کتاب مصباح ومحاسبه نفس

بعضی ازعلما"کفعمی" را ذوالفنون دانسته اند

منبع : خانه مشاور |دعایی برای بهبودی تمام دردها
برچسب ها : کفعمی ,تمام ,یافت ,الدین ,نماز ,ابراهیم ,امام صادق ,علیه السلام ,تألیف کرده ,ابراهیم کفعمی ,تمام دردها

ازبین بردن سیاهی زیربغل/سفیدکردن

:: ازبین بردن سیاهی زیربغل/سفیدکردن

چگونه سیاهی زیر بغل را برطرف کنیم

اپیلاسیون یا لیزر
مهمترین علت سیاهی پوست زیر بغل، استفاده از تیغ یا کرم‌های موبر برای از بین بردن موهاست. به جای تیغ و کرم‌های موبر، از موم برای کندن موها استفاده کنید. درست است که درد آن بیشتر است، اما با این روش مو از ریشه کنده می‌شود و در نتیجه رنگ زیر بغل بلافاصله چندین درجه روشن‌تر خواهد شد.

استفاده از موم همچنین به کم و نازک شدن تدریجی موها نیز کمک می‌کند. اگر به دنبال روشی دائمی‌ هستید، می‌توانید از لیزر استفاده کنید. با استفاده از لیزر، رنگ زیر بغل به تدریج روشن‌تر می‌شود.

درمانهای طبیعی

مخلوط زعفران
یک راه موثر و طبیعی دیگر که می‌توانید تاثیر آن را در دو روز مشاهده کنید استفاده از مخلوط کمی‌زعفران با دو قاشق غذاخوری شیر یا خامه است. این مخلوط را قبل از خواب به زیر بغل خود بمالید و اجازه دهید تا صبح بر پوست این ناحیه بماند. این مخلوط نه تنها رنگ زیر بغل را روشن تر می‌کند، بلکه باعث از بین رفتن بوی بد عرق نیز می‌شود.

آب لیمو
یک راه موثر دیگر برای سفیدتر کردن زیر بغل، مالیدن آب لیمو به پوست این ناحیه است. این کار را باید هر روز و پیش از حمام انجام دهید. لیمو یک سفید کننده طبیعی است که به تدریج رنگ پوست را روشن‌تر می‌کند. پس از حمام، کمی مرطوب کننده به پوست زیر بغلتان بزنید و تا چند روز از دئودورانت استفاده نکنید.

ماسک‌های روشن کننده
می‌توانید برای از بین بردن سیاهی زیر بغل خود از ماسک‌های روشن کننده استفاده کنید. یا این ماسک‌ها را در خانه تهیه کنید یا آنها را از بیرون خریداری کنید. برای تهیه این ماسک در خانه، کافیست یک مشت آرد نخودچی را با کمی ‌ماست، لیمو و کمی‌ زردچوبه مخلوط کنید و بر پوست زیر بغلتان بمالید. بگذارید ۱۵ الی ۲۰ دقیقه روی پوستتان بماند سپس آن را با آب ولرم بشویید.

برطرف کردن سیاهی زیر بغل,درمان سیاهی زیر بغل,علل سیاهی زیر بغل

سیب زمینی و خیار
سیب زمینی نیز نوعی سفید کننده طبیعی است. شما می‌توانید تکه‌های سیب زمینی را بر پوست این ناحیه بمالید یا اینکه سیب زمینی را رنده کرده و پوست زیر بغل را به آب آن آغشته کنید. در هر صورت، اجازه دهید پوست به مدت ۱۵دقیقه با سیب زمینی یا آب آن تماس داشته باشد. خیلی زود متوجه تاثیر آن خواهید شد. خیار نیز عملکردی مشابه دارد و می‌توانید به همان صورتی که از سیب زمینی استفاده می‌کنید، از خیار نیز استفاده کنید.

کاهش استفاده از دئودورانت‌ها
همانطور که گفتیم، دئودورانت‌ها و اسپری‌های ضد تعریق می‌توانند خود یکی از علل اصلی سیاه شدن زیر بغل باشند. به همین دلیل بهتر است تا می‌توانیم از آنها کمتر استفاده کنیم، اما می‌توانید در عوض برای از بین بردن یا پیشگیری از ایجاد بوی عرق، از راه‌های طبیعی استفاده کنید. یکی از این راه‌ها، ترکیب بیکینگ پودر و آب و مالیدن آن به زیر بغل است. پس از مدتی که از دئودورانت‌ها استفاده نکنید، متوجه تغییر رنگ زیر بغل خود خواهید شد.

روغن نارگیل و ویتامین E
روغن نارگیل و ویتامین E نیز می‌توانند در کاهش سیاهی زیر بغل تاثیر بسیاری داشته باشند. کافی است روزانه کمی ‌از این روغن را بر پوست زیر بغل خود بمالید. روغن نارگیل و ویتامین E علاوه بر سفید کردن پوست زیر بغل، باعث لطافت و نرمی‌ پوست این قسمت نیز می‌شوند.

 روغن نارگیل برای رفع سریع تیرگی زیربغل

یکی از پیشنهادات عالی متخصصان پوست و زیبایی برای رفع تیرگی و سیاهی زیربغل استفاده از روغن نارگیل است.

برای رفع تیرگی زیربغل یک قاشق مرباخوری روغن نارگیل به زیربغلتان بمالید و خوب ماساژدهید.

اجازه دهید روغن نارگیل به مدت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه در این بخش باقی بماند و سپس با آب و صابون محل را بشویید.

برای نتیجه ی بهتر هفته ای دومرتبه این روش را تکرار کنید تا به نتیجه برسید.

سیب زمینی یک روش خانگی و طبیعی برای رفع تیرگی زیر بغل

سیب زمینی نیز نوعی سفید کننده طبیعی است. شما می توانید تکه های سیب زمینی را بر پوست این ناحیه بمالید یا اینکه سیب زمینی را رنده کرده و پوست زیر بغل را به آب آن آغشته کنید. در هر صورت، اجازه دهید پوست به مدت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه آغشته به این ماسک ضد تیرگی زیربغل بماند و سپس با آب ولرم شستشو دهید.

لیمو قوی ترین روش رفع تیرگی زیر بغل در طب سنتی

یک راه موثر دیگر برای سفیدتر کردن زیر بغل، مالیدن آب لیمو به پوست این ناحیه است. این کار را باید هر روز و پیش از حمام انجام دهید. لیمو یک سفید کننده طبیعی است که به تدریج رنگ پوست را روشن تر می کند. پس از حمام، کمی مرطوب کننده به پوست زیر بغلتان بزنید و تا چند روز از اسپری و مام زیربغل استفاده نکنید. 

ماسک سفید کننده تیرگی و سیاهی زیربغل با لیمو

برای تهیه این ماسک در خانه، کافیست یک مشت آرد نخودچی را با کمی ماست، لیمو و کمی زردچوبه مخلوط کنید و بر پوست زیر بغلتان بمالید. اجازه دهید این ماسک خانگی مدت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه روی پوست باقی بماند تا به خوبی اثر کند.

روش فوری رفع سیاهی زیربغل با ماسک  زعفران با شیر و خامه

یک راه موثر و طبیعی دیگر که می توانید تاثیر آن را در دو روز مشاهده کنید استفاده از مخلوط کمی زعفران با دو قاشق غذاخوری شیر یا خامه است. این مخلوط را قبل از خواب به زیر بغل خود بمالید و اجازه دهید تا صبح بر پوست این ناحیه بماند. این مخلوط نه تنها رنگ زیر بغل را روشن تر می کند، بلکه باعث از بین رفتن بوی بد عرق نیز می شود.

ماسک روشن کننده و رفع سیاهی زیربغل با آب خیار

آب خیار را روی پوست زیر بغل خود بمالید و وقتی خشک شد، شستشو دهید. می توان به آب خیار مقدار کمی زردچوبه هم اضافه کرد و بعد از ۱۵-۲۰ دقیقه شستشو داد.

روش های بالا به شما کمک می کند از زیر بغل تیره خلاص شوید. روش هایی بسیار آسان که به راحتی می توانید در خانه انجام دهید.

جوش شیرین سیاهی و تیرگی زیربغل را محو می کند

جوش شیرین نیز می تواند به طور مطلوبی در درمان تیرگی زیر بغل عمل کند.

برای سفید کردن و رفع زیربغل با استفاده از جوش شیرین باید:

با ترکیب جوش شیرین و آب خمیری تهیه کنید و لایه ای نازک از ان را زیربغلتان بمالید. بعد از خشک شدن خمیر آن را بشویید و برای رفع سریع و فوری تیرگی زیربغل هفته ای دومرتبه این روش را تکرار کنید. 

طرز تهیه ماسک جوش شیرین برای رفع تیرگی و سیاهی پوست زیربغل

ماسک گیاهی گلاب برای رفع سیاهی زیربغل

پودر چوب صندل و چند قطره گلاب را مخلوط کرده و خمیری به دست آورید. این خمیر را روی پوست زیر بغل خود بگذارید. صبر کنید تا خمیر خشک شود، سپس بشویید. این روش یکی از بهترین روش های روشن تر کردن پوست زیر بغل در خانه می باشد

روشن کردن سیاهی زیربغل با ماسک خانگی آرد نخود با شیر یا ماست

برای رفع سیاهی زیربغل شما به چند قاشق غذاخوری آرد نخود و ماست ساده یا شیر احتیاج دارید. آرد را با ماست یا شیر ترکیب نمایید و مخلوط بدست آمده را به زیر بغلتان بمالید. اگر کثیف شدن ملافه هایتان مهم نیست، می توانید بگذارید این مخلوط در طول شب روی پوستتان بماند. از آنجایی که کاملا طبیعی هستند، اثر سوءی نخواهند داشت. اگر می خواهید نتیجه ی سریع تری بگیرید، می توانید مقداری آبلیمو هم به آن بیفزایید.

پودر زردچوبه برای رفع تیرگی زیر بغل

پودر زردچوبه با خاصیت دارویی فراوانی یکی از مهم ترین ادویه جات هند است،   مقداری از پودر زردچوبه  را با ۲ قاشق کشک و ۱ قاشق آرد مخلوط کنید و به مدت ۳۰ دقیقه بر روی سطح زیر بغل بگذارید و بعد بشورید. این کار را ۲ بار در هفته برای یک ماه انجام دهید تا تفاوت را ببینید.

مخلوط آب و جوش شیرین

ترکیبی از آب و جوش شیرین هم یک درمان خانگی بی‌نظیر دیگر برای سفید کردن تیرگی زیر بغل است. مخلوط را بسازید و زیر بغلتان را بطور کامل به آن آغشته کنید. کمی‌صبر کنید، سپس زیر بغلتان را بشویید. همانند لیموترش، باید مدتی این راه درمانی را استفاده کنید تا نتایج مشخصی بدست بیاورید.

منبع : خانه مشاور |ازبین بردن سیاهی زیربغل/سفیدکردن
برچسب ها : پوست ,استفاده ,سیاهی ,زیربغل ,مخلوط ,دهید ,سیاهی زیربغل ,اجازه دهید ,استفاده کنید ,سفید کننده ,روغن نارل ,سفید کننده طبیعی

خان طومان چگونه سقوط کرد/15 شهید21مجروح(مازندرانی)+2شهیدگیلانی +6اسیر

:: خان طومان چگونه سقوط کرد/15 شهید21مجروح(مازندرانی)+2شهیدگیلانی +6اسیر
 خان طومان چگونه سقوط کرد/13 شهید21مجروح(مازندرانی)+2شهیدگیلانی 
آمارشهدارا40نفرنیزگفته اند/سردارکوثری: 6اسیر
 این در حالی است که آتش‌بس در شهر حلب در پی توافق آمریکا و روسیه از ساعت یک بامداد روز پنجشنبه آغاز شد اما گروه‌های مسلح با حملات خمپاره‌ای و توپخانه‌ای به شهرک خان‌طومان در حومه جنوبی حلب و مناطق دیگر آتش‌بس را نقض کردند.
ائتلاف تروریستی «جیش الفتح » از پنجشنبه حملات شدیدی به شهرک «خان طومان» در جنوب غرب حلب آغاز کرد و سرانجام موفق شد پس از عملیات ناکام ماه گذشته، این بار با دادن بیش از ۷۰ کشته آن را مجددا اشغال کند.

البته منابع میدانی مطلع گفتند که تعداد کشته‌های تروریست‌ها حدودا دو برابر رقمی است که خودشان اعلام کرده‌اند یعنی حداقل ۷۵ نفر. 
«ابو البراء الحموی» عضو گروهک تروریستی «اجناد الشام» گفت: درگیری‌ها در طول شب خیلی خیلی شدید بود اما سرانجام مناطق جنوبی خان طومان آزاد شد.
شبکه «اسکای نیوز» که حامی تروریست ها در سوریه است، می‌گوید پنج نفر از نیروهای حزب‌الله و دو نفر از مبارزان افغانستانی اسیر شده اند اما روز گذشته حزب الله اسارت نیروهایش در خان طومان را تکذیب کرد. 
مخالفان دیگر تعداد اسرا را پنج نفر اعلام کرده‌اند و برخی دیگر تعداد آنان را سه نفر گفته‌اند.

طبق اعلام منابع میدانی، تعداد درست اسرا، سه نفر است که دو نفر سوری از ارتش سوریه از اهالی حلب و یک نفر از نیروهای فاطمیون است.

 گزارش‌های میدانی از سوریه، حاکی از آن است که تحولات میدانی در استان حلب وارد مرحله جدیدی شده و نقض آتش بس توسط تروریست‌های تکفیری، نشان می‌دهد که آن‌ها به دنبال تصرف شهرهای استراتژیک در این استان هستند. در این میان، خان‌طومان از شهرک‌های مهم و استراتژیک در حومه حلب بوده و تروریست‌ها با اشغال خان طومان بدنبال این هستند تا بتوانند برای تجهیز قوا و حرکت به منظور اشغال شهر دمشق، اقدام کنند تا در مذاکرات آتی با قدرت بیشتری ظاهر شوند. 

خان طومان به دلیل نزدیکی به شهر حلب که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری جنوب آن است، و همچنین به دلیل نزدیک به اتوبان حلب-دمشق، اهمیت زیادی در منطقه ریف جنوب غربی حلب دارد.
بر اساس اخبار منتشر «محمد بابلسی » مسئول ستاد راهـیان نور مازندران و حاج رحیم کابلی امروز در دفاع از حریم اسلام و حرم اهل بیت به فیض شهادت رسیده‌اند.

این در حالی است که مسؤول روابط عمومی سپاه کربلای مازندران گفت: ۱۳ رزمنده سپاه کربلای مازندران در دفاع از حرم اهل بیت(ع) به شهادت رسیدند و ۲۱ نفر دیگر نیز به درجه جانبازی نائل آمدند. 
 
همچنین بیانیه‌ ای از سوی روابط عمومی سپاه کربلا مازندران به مناسبت شهادت جمعی از غیورمردان مازندرانی مدافع حرم در حلب صادر شد.

بسم الله الرحمن الرحیم
فان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه

یک ملتی که زن و مردش برای جان فشانی حاضرند و طلب شهادت می کنند ، هیچ قدرتی با آن نمی‌تواند مقابله کند.(امام خمینی ره)

عطر شهادت فرزندان غیور مازندرانی این بار نه از خاک های تفتیده جنوب بلکه از خرابه های شام و صحرای حلب به مشام می‌رسد.

تاریخ باید بداند دفاع از حرم عمه سادات حضرت زینب (س) دلیل نمی خواهد، راهنمایش دل است و بهانه اش هم دل و بیعت حسینیان زمان بیعتی است به رنگ خون که جلوه ای از این عهد و پیمان را پیکر مطهر شهدای مدافع حرم به تصویر کشیده‌اند.

آن روز اگر لشگر خط شکن و خط نگهدار ۲۵ کربلا با حماسه آفرینی بی بدیل خود پرچم ولی نعمتان علی بن موسی الرضا (ع) را بر فراز مناره های فاو به اهتزاز درآورد، امروز هم شیرمردان عرصه جهاد و شهادت از این استان با غیرت اباالفضلی خود آماده اند تا جبهه کفر را در جنگ نیابتی علیه ایران را به زانو در بیاورند.

در پی نقض آتش‌بس توسط عوامل تکفیری در اطراف حلب سوریه و حملات وحشیانه آنها به شهرک خان‌طومان، که منجر به شهادت تعدادی از نیروی مستشاری کشورمان شد و نشر برخی مطالب و تصاویر مجاهدان جبهه مقاومت در شبکه‌های اجتماعی توسط این عوامل، توجه به چند نکته را ضروری می‌سازد که از مردم شهیدپرور مازندران می‌خواهیم تا با حفظ هوشیاری، دشمنان اسلام را از دست‌یابی به اهداف‌شان ناکام بگذارند.

۱-اطلاعات لازم در زمینه چگونگی وضعیت نیروهای مستشاری استان‌مان را از روابط عمومی سپاه کربلا به‌عنوان منبع رسمی دریافت نمائید.

۲-حفظ خونسردی و آرامش، سلاح قوی کسانی است که می‌توانند عقبه مطمئن و قدرتمندی را برای فرزندان مبارز و انقلابی خود فراهم آورند.

۳-بی‌اعتنایی به عملیات روانی تکفیری‌ها در شبکه‌های اجتماعی، حرکت کامل‌کننده اقدامات فرزندان شجاع این سرزمین است که برای پاسداری از ارزش‌های انقلاب و صیانت از سرزمین دینی خود، شهادت را چون احلی من‌العسل پذیرا هستند اما ذلت بازی‌خوردن توسط دشمن را هرگز گروه‌های تکفیری برای تضعیف روحیه مقاومت و دریافت اطلاعات تکمیلی از نیروهای جبهه مقاومت بخصوص نیروهای مستشاری ایران، اقدام به انتشار اطلاعات ناقص از آنها در شبکه های اجتماعی می کنند تا ضمن راه اندازی جنگ روانی علیه مدافعان حرم، اطلاعات خود را تکمیل کنند و متاسفانه مشاهده شده برخی رسانه ها و کاربران در شبکه های اجتماعی ناخواسته اقدام به انتشار این گونه اخبار غیرموثق می کنند که توصیه می‌شود برای حفظ آرامش در جامعه مخصوصا خانواده های محترم مدافعان حرم، صبر و حوصله را مد نظر خود قرار دهند که بی شک صبر انقلابی‌مان تکمیل توطئه استکبار را عقیم می‌گذارد.

۴-اطلاعات دقیق و تکمیلی آن‌گاه که مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد و از سوی مراجع رسمی تایید گردد در اسرع وقت در اطلاعیه بعدی در اختیار افکار عمومی مردم عزیز استان‌مان قرار داده خواهد شد.

در پایان شهادت دلاوران مازندرانی مدافعان حرم را به ساحت مقدس قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء و رهبر معظم انقلاب اسلامی، خانواده های معظم این عزیزان و مردم شهیدپرور استان مازندران تبریک و تسلیت عرض می نماییم و به یقین اعلام می‌کنیم که خون این شهیدان مدافع حرم، طومار جبهه باطل به سردمداری آمریکای جنایتکار و صهیونیسم بین الملل را در هم خواهد پیچید و اهداف شوم شیطان بزرگ در منطقه را با شکست سنگینی مواجه خواهد کرد. 

یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار الف عنوان کرد که انتشار این تصاویر از سوی تروریست‌ها بیشتر عملیات روانی است.

شهادت ۱۳ رزمنده مازندرانی در سوریه تایید شد 

مسئول روابط عمومی سپاه کربلای مازندران خبر شهادت ۱۳ مدافع حرم مازندرانی در سوریه را تایید کرد.

حسینعلی رضایی گفت: آخرین اخبار حکایت از ۱۳ شهید مدافع حرم مازندرانی و زخمی شدن ۲۱ نفر در سوریه دارد./منبع:الف شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
                                                        ***
رضایی،معاون روابط عمومی و تبلیغات سپاه کربلای :از21مجروح،9 نفر از این مجروحین روز گذشته به کشور بازگشتند، چهار نفر از این رزمندگان به منازل خود مراجعه کردند و 5 نفر نیز در بیمارستان بقیه الله تهران در حال مداوا هستند.مابقی مجروحین نیز در حال بازگشت به کشور هستند./۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵انتخاب
اما 12 پیکر شهدای مازندرانی هنوز در اختیار تکفیری ها است، بیان کرد: در این مناطق هنوز درگیری وجود دارد و باید با آزادسازی مناطق دست یافتن به پیکر شهدا میسر شود. 

اسارت و شهادت جمعی از رزمندگان در معرکه خان طومان 

تصویر اسارت و شهادت جمعی از رزمندگان در معرکه خان طومان +عکس

به گزارش جام جم آنلاین، این نبرد در شهرک خان طومان در نزدیکی حلب روی داد که در نهایت منجر به تسلط تروریست ها بر این منطقه شد.

  

پیام تلگرامی یکی ازرزمندگان:83نفردرمحاصره ایم/منبع:شنبه 18 اردیبهشت 1395جام جم

                                                    ***

شهرک راهبردی «خان طومان»، یکی از اصلی‌ترین راه‌های کمک‌رسانی عناصر تروریستی به یکدیگر از شمال به جنوب استان حلب واقع در سوریه است.

به گزارش الف،"خان طومان" در جنوب غربی حلب در سوریه واقع شده است که در فاصله ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری جنوب این شهر قرار دارد و به خاطر آن‌که به اتوبان حلب، دمشق نزدیک است اهمیت استراتژیک دارد.

شهرک "خان طومان" روز جمعه به اشغال گروه تروریستی «جبهه النصره» و هم پیمانانش درآمد. در این گزارش‌ها آمده بود، تروریست‌های تکفیری از روز پنجشنبه حمله سنگینی به شهرک خان طومان شروع کردند که این حمله در ‌‌‌نهایت منجر به عقب نشینی نیروهای مقاومت از این شهرک شد که موجب شهید شدن تعدادی از نیروهای ایرانی شد.

حسین شیخ الاسلام در گفتگو با خبرنگار الف، در مورد آخرین تحولات میدانی حلب و شهرک "خان طومان" اظهار داشت: شهر حلب همواره پتانسیل پایتخت شدن را داشته است چراکه نقطه استراتژیک سوریه به شمار می‌رود و همچنین خان‌طومان منطقه‌ای راهبردی در حاشیه جنوبی حلب بوده که بر جاده حلب-دمشق مسلط است. این جنگ در واقع مادر تمام جنگ‌ها است که اگر این منطقه از بین برود و تروریست‌ها بر آنجا مسلط شوند سوریه تجزیه خواهد شد.

وی تصریح کرد: شهرک خان‌طومان در طی این مدت در دست نیروهای دولتی بود اما تروریست‌ها از آتش‌بس سوءاستفاده کرده و با منفجر کردن همزمان دوازده کامیون این منطقه را از بین بردند.

مشاور امور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این اقدامات تروریستی همواره از سوی کشورهای غربی هدایت می‌شود، گفت: آمریکا، عربستان سعودی و ترکیه همواره به دنبال ایجاد تنش و فتنه در خاک سوریه هستند و با انتقال گروه‌های تروریستی از خاک ترکیه به سوریه، سعی دارند تا بر سوریه تسلط پیدا کنند.

شیخ الاسلام ادامه داد: در حال حاضر معارضین سوری با حمایت‌های مالی و نظامی از سوی حکومت شاهنشاهی سعودی تغذیه می‌شوند که به دنبال جنایت و جنگ در سوریه هستند و آن‌ها فکر کردند که اگر میز ژنو را ترک کنند استفان دی میستورا مذاکرات را متوقف می‌کند که اینگونه نشد لذا بعد از این ماجرا سعی کردند که به همکاری کشورهای همپیمان خود ضربه سختی را به دولت و ارتش سوریه وارد کنند.

وی به طرح آمریکایی-عربستانی-ترکیه‌ای علیه سوریه اشاره کرد و افزود: بعد از مذاکرات ژنو و ترک معارضین هم‌پیمانان علیه سوریه شکل گرفت و نیروهای تروریستی شکست خورده با یکدیگر بسیج شدند و با دریافت سلاح‌های جدید به خان طومان حمله کردند/الف سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵

                                                            ***
تأثیر سقوط خان طومان بر آینده‌ی مناطق مهم جنوب حلب
«محمد صبحی» یکی از فرماندهان ائتلاف تروریستی «جیش الفتح» می‌گوید که بعد از شهرک مهم الحاضر در جنوب حلب که اکنون تحت کنترل ارتش سوریه است، خان طومان دومین نقطه مهم در جنوب حلب بود که به تصرف گروه‌های مسلح مخالف در آمد.

صبحی می‌گوید که صعب‌العبور بودن و ویژگی‌ جغرافیایی و کوهستانی بودن منطقه در کنار نزدیکی آن به اتوبان حلب-دمشق از جمله دلایل اهمیت این نقطه در جنوب حلب است.
این سرکرده تروریستی می‌گوید که خان طومان که به ریف غربی حلب خیلی نزدیک است، مهم است که در کنترل مخالفان باشد زیرا که توپخانه نیروهای سوری در آن مستقر بود و (مواضع گروه‌های تروریستی در) منطقه راشدین و شهرکهای ریف غربی (در غرب شهر حلب) را مستمرا می‌زد.

این تروریست عضو «جیش الفتح» می‌گوید که تصرف خان طومان راه را برای تصرف روستای حمیره سپس خلصه و سرانجام فشار بر برنه و زیتان را فراهم می‌کند و بعد از آن میتوان شهرک الحاضر را که از جمله مقرهای اصلی ریف جنوبی حلب است، محاصره کرد./ شنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ جهان نیوز

    توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تنها6ماه بود که"خان طومان"آزادشده بود.

آمارشهدابایدبیش ازاینها باشد"این تعداد13نفر"فقط مربوط به استان مازندران است

به